سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۷ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۱:۰۴

سه شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۱:۰۴

دشمنی یا همزیستی؟

وقتی بعوض بحث و گفتگوی آرام و متین، هیجان و حرارت قلم کاغذ را بی جلوه می کند، باید پرسید آيا اهمیت همپذیر شدن ایرانیان را درک کرده ایم؟ آيا هدف اصلی، یعنی دموکراسی را دنبال می کنیم؟ اگر چنین است، چرا آداب گفتگو را رعایت نمی کنیم؟ چرا موانع دموکراسی را نادیده می گیریم؟ چرا به جای تلاش برای آشتی، سازش، همزیستی و دیالوگ میان بلوکها و طرفداران پروژه های سیاسی مستقل، به دشمنی میان پاره های سیاسی و فرهنگی مختلف دامن می زنیم؟

Getting your Trinity Audio player ready...

اگر ما ایرانیان بخواهیم مقدمتا به حداقلی از دموکراسی، یعنی خواست مشترک همگانی دست یابیم، اگر بخواهیم به تامین«رقابت و مشارکت» در زندگی اجتماعی و سیایسی برسیم، باید موانعی را بشناسیم که در این راه در درون خود نهفته داریم، و آن ها را بر طرف کنیم. یکی از این موانع، «هم پذیر» نبودن ما ایرانیان است. ایرانیان اگر هم پذیر بودند، همدیگر را با گوناگونی هایشان می پذیرفتند و راه حل زندگی اجتماعی باهم را پیش می گرفتند و فرهنگ حذف مخالف را، طرد می کردند. چون این گونه نبود، افراد و احاد ملت در زمان سلطنت بی حق و حقوق بودند و در دوران جمهوری اسلامی، حتی آن هم نبودند، به امت تبدیل شدند. مردم ایران تنها با هم پذیری به ملتی حقوق مند می توانند تبدیل شوند. هیچ امر دینی، مکتبی، طبقاتی، فرهنگی، ملی، جنسی، سنی، و … نمی تواند مقدم باشد بر آزادی های فردی، حقوق شهروندی، و حق حاکمیت ملت. وفاق حول این اصل شرط لازم برای دست یافتن به رقابت و مشارکت سیاسی می باشد. برای این که ایرانیان بدین نحو جمع شوند، باید با موانعی چند تعیین و تکلیف کنند. از آن جمله، باید اثرات «چند پارگی» را از سر راه این جمع شدن بر دارند. ما ایرانیان، در نتیجه تاریخ خود، با «چند پارگی» های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی روبرو هستیم و از این راه دچار انشقاق ملی می شویم. انشقاق مانع می شود تا همگی خواهان یک ساختار جمهوری دموکراتیک بی طرف نسبت به مکتب و مذهب شویم، ساختاری که همگی را در بر می گیرد. از جمله ان چند پارگی ها، دو فرهنگ و دو کارنامه سیاسی، یکی «غیر مذهبی » و دیگری «اسلامی»، که ایرانیان سیاسی مخالف ولایت فقیه و استبداد را دو تکه می کند. دو تکه که در دهه های اخیر رابطه دردناک حاکم و مجکوم را داشته اند. به شیوه های مختلف با این اختلافات می توان برخورد کرد. قاعده، تا کنون بر حذف و سلب حقوق و آزادی یکی توسط دیگری بوده است. و این امر در حد خود، راه را بر وفاق ایرانیان برای زندگی اجتماعی دموکراتیک با هم بسته است. در غیاب زندگی اجتماعی دموکراتیک ایرانیان، شاهد رژیم های مطلقه، از جمله رژیم دینی، مستبد و تمامیت خواه کنونی حاکم بر ایران بوده ایم. بی تردید سرنوشت دموکراسی در جامعه ما از جمله به این مربوط است که اثرات ضد دموکراتیک چند پارگی، چاره جوئی و رفع و رجوع گردد.

در ماه اکتبر سال گذشته، در پی نامه نگاری میان دو شخصیت دانشگاهی، یعنی آقایان «آرامش دوستدار» و «هابرماس»، مجموعه ای از برخوردهای تند و عصبی را میان برخی پیروان این دو فرهنگ شاهد بودیم. کار به افشاگری های حاد علیه همدیگر رسیده بود. این کار چه اثری داشت جز خصمانه کردن رابطه میان تعدادی از پیروان این دو پاره فرهنگی درون ایرانیان؟ هر طرف، و البته نه به یک اندازه، در صدد از دور بیرون کردن طرف دیگر بود.

همان نوع برخورد، این بار حول دعوت از آقای مزروعی در یکی از مراسم مربوط به سالگرد سیاهکل تکرار می شود. آقای مزروعی، وابسته به یک جریان سیاسی در جامعه ماست. ایشان از کارگزاران سیاسی عالیرتبه در رژیم استبداد دینی بوده اند. اما اکنون از درون رژیم استبدادی به بیرون آن رانده شده و به اپوزیسیون نزدیک شده اند. برخی از دوستان و هم سازمانی های ایشان به زندان افتاده و برخی به خارج از کشور گریخته اند. این واقعیت پیجیده را باید دید، هم گذشته و هم اکنون ان ها را. برگزار کنندگان مراسم نامبرده، حضور آقای مزروعی بعنوان فردی از اپوزیسیون و بعنوان یک انسان و بر مبنای اصل بی گناهی هرکس تا زمان اثبات عکس آن، در هر مراسمی از جمله در مراسم سالگرد سیاهکل بلا مانع می دانند. از این نظر، با شرکت او در مراسم بزرگداشت سیاهکل، حق شرکت مخالف در آن مراسم عملی می شود. و این امر پسندیده ای است. در مقابل عده ای نسبت به کارنامه او پرسش می کنند. این پرسش نیز حق است.

به برخوردهای عصبی و خود حق پندار در باره این گونه موضوعات باید پایان داد. به برخوردهای تند و غیرمسئولانه با سازمان های چپ از جمله سازمان فدائیان خلق ایران اکثریت باید تامل کرد. این خدمت به چپ نیست، به گسست میان نسل های چپ منجر می شود. ما خود محصول یک گسست با نسل چپ قبلی هستیم و بهای سنگین این گسست را با جان پرداخته ایم. چنین هزینه ای را برای نسل بعد زمینه سازی نکنیم.

به دلیل جنایاتی که در رژیم صورت گرفته است، همه سازمانهای سیاسی درون ساختار قدرت و کارگزاران سیاسی عالیرتبه رژیم را متهم به جنایت نمی توان کرد. این گونه برخورد را در باره صاحب منصبان رژیم سلطنتی در بعد از انقلاب شاهد بوده ایم. اتهام به عمل مجرمانه هر کس باید مستند و محکمه پسند باشد. خلاف این به دشمنی دامن می زند. متقابلا کارگزاران سیاسی و سازمان هایی که در ساختار قدرت استبداد دینی فعال بوده اند، و اکنون علیه آن و مبارزه با آن را ادعا می کنند، برای کاهش دشمنی ها، باید مسئولانه به نقد گذشته خود اقدام کنند و به پرسش های مردم پاسخ دهند.

وقتی بعوض بحث و گفتگوی آرام و متین، هیجان و حرارت قلم، کاغذ را بی جلوه می کند، باید پرسید آیا اهمیت هم پذیر شدن ایرانیان را درک کرده ایم؟ آیا هدف اصلی را یعنی دموکراسی را دنبال می کنیم؟ اگر چنین است، چرا آداب گفتگو را رعایت نمی کنیم؟ چرا موانع دموکراسی را نادیده می گیریم؟ چرا به جای تلاش برای آشتی و سازش و همزیستی و دیالوگ میان بلوک ها و طرفداران پروژه های سیاسی مستقل، به دشمنی میان پاره های سیاسی و فرهنگی مختلف دامن می زنیم؟

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۱۰ اسفند, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

جنایت جنگی آمریکا در سیریک و جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران را شدیداً محکوم می‌کنیم

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تأکید می‌کند که تقویت سرمایهٔ اجتماعی و افزایش تاب‌آوری ملی، تنها زمانی ممکن است که مجموعه‌ای از اقدامات فوری و ساختاری به‌صورت هم‌زمان پیش برود. رفع فشار سنگین اقتصادی از زندگی مردم، به‌ویژه کارگران، بازنشستگان و طبقات میانی و پایین جامعه، اولویت انکارناپذیر است؛ زیرا هیچ جامعه‌ای زیر بار فقر، ناامنی معیشتی و نابرابری گسترده نمی‌تواند تاب‌آوری واقعی داشته باشد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

زرادخانه‌ای برای نظامی‌سازی دوبارۀ صنعت

برگردان ادریس ایروی: در حال حاضر، اوکراین عمده‌ترین دریافت‌کنندۀ کمک نظامی آلمان و کشوری است که بیشترین پیوند را با این رژیم تازۀ نظامی-مالی دارد؛ با بیش از ۵۵ میلیارد یورو پرداخت‌شده یا تخصیص‌یافته از آغاز جنگ تا ابتدای ۲۰۲۶. حمایت از اسرائیل ماهیتی دیگر دارد. بنا بر پاسخ‌های دولت به پرسش‌های نمایندگان، صادرات تسلیحات به تل‌آویو در ۲۰۲۳ به شدت افزایش یافت و از اکتبر ۲۰۲۳ تا مارس ۲۰۲۶ مجموعاً به حداقل ۶۵۲ میلیون یورو رسید.

مطالعه »
نامه گاردین درباره زندانیان سیاسی در ایران

ایران، زندانیان سیاسی و محدودیت‌های همبستگی در زمان جنگ – نگاهی به نامه سرگشاده روشنفکران غربی در گاردین

گودرز اقتداری: وجود یک قدرت خارجی بزرگتر، ساختارهای داخلی سلطه را از بین نمی‌برد. همچنین وجود یک تهدید امپریالیستی نباید عاملیت سیاسی مردمی را که در داخل کشور مورد تهدید زندگی می‌کنند، به حالت تعلیق درآورد. در غیر این صورت، ضد امپریالیسم دیگر یک سیاست آزادی‌بخش نیست و اساساً به یک نظریه اتحاد بین‌المللی تبدیل می‌شود، که در مورد مبارزات سیاسی داخل کشوری از حق وتو برخوردار است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

نَفَسِ دوم؛ مژگان ایلانلو

آرزوی رئیس‌جمهور برآورده شد. حالا تمام نفت ونزوئلا در اختیار آمریکاست!

تنها با دست در دست هم گرفتن است که می توان سرود خواند و پیش رفت

فراتر از رهبر غایب؛ بازآرایی بلوک قدرت در جمهوری اسلامی

صلح یا تسلیم؟ مذاکره بر سر چه؟

به سوی بحرانی بی‌سابقه در آلمان؟