سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۳ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۰:۰۵

دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۵

رفراندوم ، طرحی نویدبخش

امروز پس از شكست پروژه اصلاحات از بالا و نمايش سخت سري بخش‌هاي انتصابي، تنها راه باقي مانده جنبش دمكراتيك مردم همانا تلاش براي تغيير بنيادهاي حقوقی است كه به مقامهاي انتصابي «مشروعيت» بخشيده است.

Getting your Trinity Audio player ready...
جامعه ایران پس از شکست اصلاحات درون دولتی، با خواست تازه و نویدبخش تغییر قانون اساسی و طرح نوین آن مبتنی بر مردم سالاری و حقوق بشر روبرو است. فراخوان رفراندوم بیتردید از درون اعماق مردمی فرا جوشیده است که از دستیابی به حقوق و آزادیهای مدنی بویژه در دو دهه اخیر و همچنین در سالهای پایانی حکومت اصلاحات روبرو بوده است. طرح فراخوان پس از گذشت یک ماه از انتشار آن به موضوع بحث تمام حلقههای درون و برون مرزی تبدیل شده است.
از آنجا که قانون اساسی جدید از سوی مجلس موسسان منتخب مردم بر شکل‌گیری انواع فرم‌های تبعیض جنسی، قومی، سیاسی، دینی … خط بطلان میکشد، میتواند و باید مانعی بر سر راه شکلگیری نظامی مبتنی بر تبعیض و متکی به شخص و یا یک گروه خاص باشد. نظامی که اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق‌های آن را مبنای قانون اساسی خود قرار داده باشد نخواهد توانست دسته‌های مختلف مردم را به سبب نوع زندگی یا تفکر از حقوق اجتماعی، سیاسی و … محروم کند. مسأله حقوق و آزادیهای سیاسی و اجتماعی، موضوع صد و بلکه صد و پنجاه سال تلاش جنبش اجتماعی ایران است. این حقوق در هر دورهای به شکلی توسط نیروهای تمامیت خواه و انحصار طلب نفی شده است. اکنون زمان آن فرارسیده است که به شکلی ریشه‌ای و اصولی با این معضل روبرو شده و حل آن را به فرجام برسانیم.
از جمله ایراداتی که به طرح رفراندوم وارد میشود این است، حکومت اجازه چنین کاری را نخواهد داد و یا حکومت این طرح را از آن خود ساخته و از آن به سود خود و خریداری مشروعیت برای خود سوءاستفاده خواهد کرد و دیگر اینکه در صورت عدم توفیق این طرح مردم سرخورده شده و با یأس دچار میشوند. به عقیده‌ی من اینها همه انکار ضرورت زمان بوده ما را از هدف خود که همانا تحقق آزادی و دموکراسی است باز میدارد. مردم هیچ کشوری به حاکمان اختیار تمام و کمال و بیمدت نداده و تعهد نسپردهاند که تحت هر شرایطی از فرمان آنها پیروی میکنند. قانون اساسی هیچ کشوری نوشته‌ای ازلی و ابدی نیست و نمیتوان قانون را بدون توجه به ضرورتهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی در نظر گرفت. مردم حق دارند هر گاه قوانین موجود سد راه پیشرفت در عرصه‌های مختلف شده باشد، تغییر آن را طلب کنند و چه بهتر که چنین تغییری با کمترین هزینه ممکن انجام بگیرد.
امروز پس از شکست پروژه اصلاحات از بالا و نمایش سخت سری بخشهای انتصابی، تنها راه باقی مانده جنبش دمکراتیک مردم همانا تلاش برای تغییر بنیادهای حقوقی است که به مقامهای انتصابی «مشروعیت» بخشیده است. اکنون علاوه بر بسیاری از فرهیختگان جامعه که محدودیتهای قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را به خوبی میشناسند، اقشار وسیع مردم نیز با تجربه ۷ سال اصلاحات، عدم امکان دستیابی به توسعه اجتماعی و اقتصادی و سیاسی در چارچوبهای حاضر را با تمامی وجود دریافتهاند. اصلاح طلبان وابسته به حکومت طی این مدت نشان داده و میدهند که با وجود درماندگی از پیشرفت و ناتوانی در به کرسی نشاندن اهداف اولیه خود، از رو کردن به آرای مردم نیز گریزان هستند.
نمایندگان انتخاب شده مردم در دولت و مجلس، امید مردم به توانائی آنها برای برون رفت از شرایط غیر قابل پذیرش امروز را ناامید کردند. آنها اثبات کردند که برای حل مشکلاتی که ریشه در ساختار حقوقی نظام دارد راه چاره‌ای نمیشناسند.
یک انتقاد به رفراندوم این است که هر گاه نظام بدون درگیری شعار رفراندوم را بپذیرد، معنی آن که اصلاحات شکست نخورده است. هر گاه حکومت به این عمل بدون واکنش شدید تن در دهد طبیعتاًً گامی قابل پذیرش برای غالب مردم و نیروهای اجتماعی برداشته است که فرخنده است و طرح منتفی نخواهد بود. در مقابل، برخورد شدید از سوی حکومت واکنش‌های عمیق و وسیعتری را در جامعه سبب شده و هزینه سنگینی را به نظام تحمیل خواهد کرد که چه بسا همین هزینه‌ها کمر آنرا شکسته و به یک تحول با ابعاد و اشکالی غیر قابل پیش‌بینی بی‌انجامد. 
انتقاد دیگری به فراخوان رفراندوم، آن را در مقابل انقلاب و یا روشهای نافرمانی و مبارزه منفی مثل تحریم انتخابات قرار میدهد. به نظر من رفراندوم هدفی است که از مسیر نافرمانی مدنی، مبارزه منفی و اشکال عالی‌تر مخالفتهای مسالمت‌آمیز همچون تحصن، تظاهرات و اعتصابهای گسترده خواهد گذشت. در حالت پیشرفت وسیع، تعمیق و تعالی جنبش دمکراتیک، شاید پیش از انجام عمل رفراندوم ساختارقدرت وادار به پدیرش خواست مردم گردد که خود نوعی انقلاب آرام خواهد بود. 
انتقاد دیگر این است که فراخوان این سئوال را که آیا رفراندوم در این نظام یا پس از سرنگونی آن صورت میگیرد، را مسکوت گذاشته است. واقعیت این است که رفراندوم پس از این نظام مفهومی ندارد. آنچه پس از این نظام به رفراندوم گذاشته میشود همان قانون اساسی جدید خواهد بود که توسط مجلس موسسان منتخب مردم قبلاً تنظیم شده است و هیچ تفکر مدعی دمکراسی نمیتواند مخالف آن باشد. در عین حال تجربیات رفراندوم در کشورهایی چون نیکاراگوئه، ونزوئلا نشان میدهد که مخاطب رفراندوم همواره نظام حاضر بوده و نه نظامی که در پی آن شاید بیاید.
اگر قرار بر رفراندوم پس از رفتن حکومت حاضر باشد، به عقیده من این بحث از موضوعیت افتاده و بحث چگونگی سرنگونی نظام در دستور روز قرار میگیرد، بحثی که به عقیده من ره به ناکجا آباد است.
نظریه‌پردازان اصلاحات دولتی میگویند آنها به پیشبرد دموکراسی در چارچوب نظام معتقد بودند و در این راستا نمیتوان ادعا کرد که شکست خورده‌اند. بدین مفهوم ادعای آنها قابل تایید است اما باید تاکید کرد که آنچه مردم میخواستهاند و آنچه آنها در آن شکست نخوردهاند دو چیز متفاوت است. دموکراسی مورد نظر مردم با زندانهای انباشته شده از دانشجو، نویسنده و فعال اجتماعی، با عدم وجود مطبوعات آزاد و … قرابتی ندارد. در انتها تاکید میکنم که به نظر من گفتمان تغییر قانون اساسی مستقل از آنکه این مهم در عمل به چه شکلی پیش خواهد رفت در مقابل جامعه به ویژه نیروهای فعال سیاسی و اجتماعی سر برافراشته است. امروز جمله فرهیختگان، مستقل از آرمان، اعتقاد، مشی سیاسی، موقعیت اقتصادی، اجتماعی و صرف نظر از موافقت یا مخالفت‌شان با موضوع، به این گفتمان خوانده شده‌اند. 

 

تاریخ انتشار : ۱۸ دی, ۱۳۸۳ ۷:۴۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

جنایت جنگی آمریکا در سیریک و جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران را شدیداً محکوم می‌کنیم

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تأکید می‌کند که تقویت سرمایهٔ اجتماعی و افزایش تاب‌آوری ملی، تنها زمانی ممکن است که مجموعه‌ای از اقدامات فوری و ساختاری به‌صورت هم‌زمان پیش برود. رفع فشار سنگین اقتصادی از زندگی مردم، به‌ویژه کارگران، بازنشستگان و طبقات میانی و پایین جامعه، اولویت انکارناپذیر است؛ زیرا هیچ جامعه‌ای زیر بار فقر، ناامنی معیشتی و نابرابری گسترده نمی‌تواند تاب‌آوری واقعی داشته باشد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

گفت‌وگوی یرواند آبراهامیان درباره آینده ایران؛ تغییر حکومت و ثبات آن

از نظر تاریخی، حتی تندروها نیز همیشه آمادگی رسیدن به توافق با آمریکا را داشته‌اند. [آیت الله] خمینی، حتی زمانی که آمریکا و اسرائیل را «شیطان» می‌خواند، در پشت پرده رفتاری بسیار عمل‌گرایانه داشت. فقط کافی است ماجرای ایران‌کنترا را به یاد بیاوریم. درباره آیت‌الله خامنه‌ای نیز همین مسئله وجود داشت. با وجود تمام شعارها، نمایندگان او حاضر به مذاکره و رسیدن به توافق بودند.

مطالعه »

دعوت به بازگشت؛ آغازی برای آشتی ملی یا گشایشی از سر درماندگی؟

گودرز اقتداری: اظهارات اخیر مقام‌های دولت مسعود پزشکیان درباره ایرانیان خارج از کشور، در نگاه نخست شاید تکرار همان دعوت‌هایی به نظر برسد که در دولت‌های مختلف درباره «بازگشت ایرانیان» شنیده‌ایم. اما این بار یک تفاوت مهم وجود دارد: سخن فقط از متخصصان، سرمایه‌گذاران یا ایرانیان غیرسیاسی نیست. نام کسانی مطرح شده که سال‌ها منتقد جدی جمهوری اسلامی بوده‌اند و برخی نیز هزینه‌های سیاسی سنگینی پرداخته‌اند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بلوک چپ در انتخابات پارلمانی سوئد با اختلاف کمی پیشتاز است

وجدان های بیدار

سیاست خارجی چندبعدی و استراتژی توازن

حاکمیت استعمارستیز و مردم‌کُش – «چپ» چه باید بکند؟

اگزیستنسیالیسم؛ آزادی است، یا ترس و مرگ؟

وجدان‌های بیدار!