شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳ - ۰۷:۰۳

شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳ - ۰۷:۰۳

رژیم در این انتخابات برگ برنده‌ای ندارد

رای دادن يا رای ندادن جنبۀ تاکتيکی دارد نه استراتژيک. به همين خاطر در هر انتخابات بايد به طور مشخص برخورد کرد و بر آن اساس برخورد کرد. به‌رغم آزاد نبودن انتخابات در جمهوری اسلامی، در برخی از انتخابات ها در گذشته اين امکان فراهم بود که مردم با شرکت خود پيامشان را به راس قدرت برسانند، به کانديدای بلوک قدرت "نه" بگويند و به کانديدایی رای بدهند که برنامۀ اصلاحات را مطرح می کرد.

کمتر از یک ماه دیگر سیزدهمین دورۀ انتخابات ریاست جمهوری در ایران برگزار می‌شود. پس از ناکامی چشمگیر دولت دوم روحانی، در غیاب اصلاح‌طلبان رادیکال، به نظر می‌رسد ریاست جمهوری از ان جناح اصول‌گرا خواهد بود. اما این که کدام اصول‌گرا باید بر صندلی ریاست دولت بنشیند، موضوع دعوای اصول‌گرایان است؛ دعوایی که ظاهرا برای اکثریت واجدین حق رای در ایران، جذابیتی ندارد. با این حال جمهوری اسلامی امیدوار است در یک ماه آیندۀ تنور انتخابات داغ شود و میزان مشارکت مردم در این انتخابات به رقم آبرومندانه‌ای برسد. بهروز خلیق، عضو رهبری حزب چپ ایران (فداییان خلق)، در گفت‌وگو با جمهوری ایرانی این نکته را مطرح می‌کند که رای دادن در انتخابات غیر آزاد جمهوری اسلامی، جنبۀ تاکتیکی دارد و گاهی می‌تواند مفید باشد، ولی پس از سرکوب آبان ۹۸، رای دادن در انتخابات آتی از منظر تاکتیکی هم موجه نیست. وی ابراهیم رئیسی را شانس اول پیروزی در انتخابات می‌داند و شانس چندانی هم برای جمهوری اسلامی در برگزاری یک انتخابات پرشور و باشکوه قائل نیست.

*****

بسیاری از مردم ایران در یک بازۀ زمانی شانزده ساله از سال ۶۰ تا ۷۶، علاقه‌ای به شرکت در انتخابات ریاست جمهوری نداشتند ولی پس از آن تقریبا در یک دورۀ بیست ساله (۱۳۷۶ تا ۱۳۹۶) انتخابات ریاست جمهوری را جدی گرفتند. اما رای ندادن و رای دادن مردمِ مخالفِ جمهوری اسلامی در فاصلۀ سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۹۶ نهایتا به عبور از جمهوری اسلامی منتهی نشد. جامعۀ ایران برای عبور از این نظام چه می‌تواند بکند؟

در جمهوری اسلامی انتخابات آزاد نیست و امکان کاندیدا شدن برای نیروهای مخالف وجود ندارد. حکومت به خوبی آگاه است که از انتخابات آزاد پیروز بیرون نخواهد آمد و قدرت را از دست خواهد داد. به همین خاطر تن به برگزاری انتخابات آزاد نمی دهد. بلوک قدرت و در راس آن علی خامنه ای با مسدود کردن گذار به دموکراسی از کانال صندوق رای، عملأ مردم را به خیابان ها هدایت می کنند تا مسئلۀ قدرت در خیابان ها حل شود. اگر خیزش اعتراضی مردم در خیابان ها با اعتصابات و اعتراضات سراسری همراه شود، اگر کارگران، تهیدستان، معلمان، دانشجویان، زنان، بازنشستگان و طبقۀ متوسط دست در دست هم بگذارند و همزمان و همراه هم به اعتراض برخیزند، اگر شکاف در درون بلوک قدرت و ارگان های نظامی و امنیتی شکل گیرد و ارادۀ سرکوب در حکومت سست شود، موقعیت گذار از جمهوری اسلامی به دموکراسی فراهم خواهد شد. همبستگی و همراهی گروه های معترض و پیوند بین جنبش مطالباتی و خیزش خیابانی تهیدستان و طبقۀ متوسط فرودست می تواند نقش تعیین کننده در عقب نشاندن حکومت و گذار به دموکراسی داشته باشد.

اساسا آیا رای دادن یا رای ندادن اهمیت استراتژیک دارد یا مساله‌ای است که می‌توان با آن برخورد تاکتیکی داشت؟

رای دادن یا رای ندادن جنبۀ تاکتیکی دارد نه استراتژیک. به همین خاطر در هر انتخابات باید به طور مشخص برخورد کرد و بر آن اساس برخورد کرد. به‌رغم آزاد نبودن انتخابات در جمهوری اسلامی، در برخی از انتخابات ها در گذشته این امکان فراهم بود که مردم با شرکت خود پیامشان را به راس قدرت برسانند، به کاندیدای بلوک قدرت “نه” بگویند و به کاندیدایی رای بدهند که برنامۀ اصلاحات را مطرح می کرد. در انتخابات سال ۷۶ چنین امکانی فراهم شد. اما دو نگاه دیگر هم در مورد انتخابات وجود دارد. نیروهای سرنگون طلب به شرایط انتخابات و تاثیرگذاری مردم وقعی نمی گذارند و همواره سیاست تحریم را پیش می برند. در جانب دیگر بخشی از اصلاح طلبان هستند که صرفنظر از شرایط انتخابات، همواره در انتخابات شرکت می کنند.

  

تحریم انتخابات ریاست جمهوری ١۴٠٠ چه ظرفیتی در تغییر موازنه قوا به نفع نیروهای خواهان تغییرات بزرگ وساختاری سیاسی دارد؟

این انتخابات در شرایط متفاوتی برگزار می شود و دارای ویژگی هایی است که آن را از انتخابات‌های قبلی متمایز می کند. انتخابات ۱۴۰۰ بعد از خیزش آبان ۹۸ برگزار می شود که در ۱۵۰ شهر گروه های وسیعی از مردم به اعتراض برخاستند و علیه  دیکتاتوری و خامنه ای شعار دادند. اکثریت مردم ایران به این دریافت رسیده اند که از صندوق های رای در جمهوری اسلامی تحولی حاصل نمی شود. به علاوه حکومت در این دوره تصمیم گرفته است که بسته ترین و مهندسی‌شده ترین انتخابات را برگزار کند و امکان تاثیرگذاری مردم را منتفی سازد. نظرسنجی ها نشان می دهد که اکثریت مردم نمی خواهند در این انتخابات شرکت کنند. تحریم گستردۀ انتخابات و افت شدید میزان مشارکت حاکی از آن است که اکثریت مردم خواهان تغییر ساختار سیاسی هستند. با عدم شرکت گستردۀ مردم، موقعیت سیاسی به نفع نیروهای خواهان گذار از جمهوری اسلامی تقویت خواهد شد.

  

پیام سیاسی تحریم انتخابات به چه معنا خواهد بود؟ تاثیر آن بر عرصه سیاسی و عملکرد نظام در سیاست خارجی و داخلی چیست؟

تحریم انتخابات حامل پیام های سیاسی متعددی است. نخست اینکه مردم اعتراض  خود را نسبت به انتخابات فرمایشی اعلام می کنند. دوم اینکه مردم نشان می دهند که برای رای خود ارزش قانلند و حاضر نیستند رای خود در خدمت مقاصد حکومت قرار دهند. تحریم انتخابات در عین حال اعتراض به وضعیت فاجعه بار کنونی است که حاصل سیاست و عملکرد رژیم حاکم است. اکثریت مردم از وضعیت کنونی ناراضی هستند. بحران اقتصادی سفره‌های مردم را کوچک‌تر کرده و زندگی آن ها را به فلاکت کشانده است. فقر، بیکاری و تورم بیداد می کند، شکاف طبقاتی عمق بی سابقه ای پیدا کرده و فساد دامنۀ گسترده‌ای یافته است. جنبۀ دیگری که در تحریم انتخابات مطرح است، تداوم اعتراضات مردم در دی ۹۶ و آبان ۹۸ است. مردم با عدم شرکت به حکومت پیام می دهند که اعتراض ادامه دارد. مهمترین جنبۀ تحریم، مشروعیت زدایی از جمهوری اسلامی است. سران حکومت با کشاندن مردم به پای صندوق های رای، می خواهند به استبداد دینی مشروعیت ببخشند. جمهوری اسلامی “مشروعیت” خود را به میزان مشارکت در انتخابات پیوند زده و لذا عدم شرکت گستردۀ مردم در انتخابات به معنی مشروعیت‌زدایی از نظام خواهد بود.

برخی معتقدند که تحریم انتخابات، به شکل‌گیری فرهنگ سیاسی خاصی منتهی می‌شود که غیر مشارکتی است و بعدها در ایران دموکراتیک نیز آثار منفی خودش را آشکار خواهد کرد. این انتقاد را وارد می‌دانید یا ناوارد؟ 

این انتقاد وارد نیست. چنانچه قبلأ گفتم مردم در انتخاباتی که امکان تاثیرگذاری را فراهم می بینند، وسیعأ شرکت می کنند تا صحنۀ سیاسی کشور را به نفع خود تغییر بدهند. اما مردم می بینند که هستۀ سخت قدرت رای مردم را برای تحکیم پایه های حکومت و ترمیم مشروعیت از دست رفته می خواهد، نه تامین خواست ها و مطالبات آن ها. مقایسۀ انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ و انتخابات مجلش ششم با انتخابات مجلس یازدهم، مصداق بارز این حکم است. عدم شرکت در انتخابات به منزلۀ برخورد انفعالی نیست، بلکه نشانگر برخورد اعتراضی مردم است. مسلمأ مردم در ایران دموکراتیک برای رقم زدن سرنوشت خود وسیعأ در انتخابات مشارکت خواهند کرد.

فضای سیاسی کنونی ایران دال بر این است که درصد مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری پایین خواهد بود. به نظرتان ممکن است نظام در هفته‌های آتی برگ برنده‌ای رو کند و فضای فعلی را به کلی تغییر دهد؟ این برگ برنده چه می‌تواند باشد؟

به نظرم رژیم برگ برنده ای در اختیار ندارد که آن را رو کند. خامنه ای از دو سال قبل به انتخابات ۱۴۰۰ سمت داده است. او رئیس‌جمهور انقلابی و حزب ‌اللهی می خواهد. او در این دوره راسأ وارد شده و کاندیداهای اصلاح طلبان را یک به یک از دور خارج می کند. خامنه ای از حسن خمینی خواست که کاندیدا نشود و با موضع گیری خود ظریف و تاج زاده را از دور خارج کرد. شورای نگهبان در ادامۀ برخوردهای او به جای مجلس قانون تدوین کرد و برای اجرا به وزارت کشور ابلاغ نمود. آنچه مشخص است تمام برنامه های خامنه ای و شورای نگهبان برای اطمینان یافتن از نتیجه صندوق رای است. بلوک قدرت نمی خواهد ریسک کند که مبادا کاندیدایش از صندوق رای بیرون نیاید 

آیا گذار مسالمت‌آمیز با دعوت به تحریم انتخابات جمع‌شدنی است؟ با توجه به اینکه رژیم هر گونه تجمع و تظاهرات اعتراضی مهمی را به شدت سرکوب می‌کند، اگر مردم ایران گزینۀ “رای اعتراضی” را هم کنار بگذارند، چه راه‌هایی برای گذار مسالمت‌آمیز از جمهوری اسلامی باقی می‌ماند؟ 

دعوت به تحریم انتخابات نه تنها مغایرتی با گذار مسالمت‌آمیز ندارد، بلکه می تواند در خدمت آن قرار گیرد. تحریم گستردۀ انتخابات نشانگر حجم بالای نارضایتی و اعتراض به حکومت در جامعه و عدم مشروعیت آن است. اکثریت قابل توجه مردم امیدی به تغییر وضعیت فلاکت‌بار کنونی ندارند. در این جا جمله‌ای از اعلامیۀ ابوالفضل قدیانی را نقل می کنم که به وجه خوبی این موضوع را بیان کرده است: “همه باید بدانیم که تغییر در حال و روز ملّت ایران، از تغییر در مناسبات و ساختارهای استبدادی می‌گذرد. نباید گذاشت نظام استبداد دینی، از نمد نمایش انتخابات برای خود کلاه مشروعیت بدوزد و از این طریق در تغییراتِ بنیادینِ محتوم تأخیر بیندازد. با مشروعیت‌زدایی و بلند کردن فریاد اعتراض است که می‌توان استبداد را به پذیرش انتخابات آزاد و دمکراتیک یعنی رفراندوم تغییر نظام استبداد دینی به نظام جمهوری دمکراتیک سکولار (به معنای جدایی نهاد دین از نهاد حکومت) واداشت. باقی راهکارها «شبه ‌راه‌حل» و بیراهه است”

در سال ۹۶ مصطفی تاج‌زاده تاکید داشت که ابراهیم رئیسی اگر در انتخابات پیروز شود، حکومتش نه چهار ساله که چهل ساله خواهد بود. رئیسی شکست خورد ولی هنوز شانس بالایی برای جانشینی آیت‌الله خامنه‌ای دارد. با توجه به اینکه مرگ آقای خامنه‌ای ممکن است نزدیک باشد، این انتخابات ریاست جمهوری را از حیث تاثیر غیر مستقیم بر انتخاب رهبر بعدی، واجد اهمیت می‌دانید؟

طبعأ انتخابات دوره کنونی ریاست جمهوری با انتخاب رهبر بعدی در ارتباط است. مهندسی بی سابقۀ انتخابات، سمت دادن به انتخابات از دو سال قبل توسط علی خامنه ای و دخالت مکرر او  با مسئلۀ جانشینی مرتبط  است. برای خامنه ای در این دوره میزان مشارکت در درجه دوم قرار دارد. آنچه در درجه اول برای او مطرح است نتیجۀ انتخابات است. او می خواهد هر طوری شده کاندیدای مورد نظرش از صندوق های رای بیرون بیاید. به همین خاطر به‌گونه ای صحنۀ انتخابات را می خواهد آرایش دهد که فرد مطیع در مقام ریاست جمهوری بنشیند تا در رابطه با جانشینی مشکل ایجاد نکند. 

آقای تاج‌زاده امسال نیز همچنان مشغول ترساندن مردم از پیروزی اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری است. ظاهرا اصلاح‌طلبان همیشه در انتخابات ریاست جمهوری سیاست “النصر بالرعب” را در پیش می‌گیرند. این سیاست را تا چه حد صادقانه و خردمندانه می‌دانید؟

سیاست “النصر بالرعب” و انتخاب بین بد و بدتر به چند دوره گذشته برمی گشت. در این دوره ها از جمله انتخابات سال ۹۶ که در آن حسن روحانی و ابراهیم رئیسی کاندیدای اصلی بودند و سیاست “النصر بالرعب” و انتخاب بین بد و بدتر موضوعیت داشت. اما صحنۀ انتخابات در این دوره با دوره های قبلی متفاوت است. به نظر می رسد که الگوی این دورۀ انتخابات مشابه الگوی دهۀ ۶۰ خواهد بود که در آن یک کاندیدای اصلی نظام حضور داشت و چند نفر هم کاندیدای درجه دوم. در آن دوره نتیجۀ انتخابات از قبل مشخص بود. اگر کاندیدا شدن ابراهیم رئیسی قطعی شود و فرد دیگری هم وزن او کاندیدا نشود، از هم  اکنون نتیجه انتخابات روشن است. رئیسی پیروز انتخابات خواهد بود و کاندیداهای دیگر هم برای تزئین صحنۀ انتخابات تائید صلاحیت خواهند شد.

در واقع جان کلام اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست جمهوری این است که اگر به ما رای ندهید، کاندیدای کانون‌های اصلی قدرت، ایران را به جهنم بدل خواهد کرد. آیا این رویکرد، ناقض ادعای اصلاح‌پذیری نظام نیست؟ چون حتی اگر کاندیدای اصلاح‌طلبان در انتخابات پیروز شود، باید با همان کانون‌های اصلی قدرت کار کند.

تجربه نشان داد که بلوک قدرت و در راس آن خامنه ای آنچنان قدرت را در دست خود متمرکز کرده‌اند که قادرند به راحتی کاندیدای پیروز اصلاح طلبان را هم مدیریت کنند و اگر تن نداد با توجه به اینکه مجلس را در دست دارند، او را به راحتی کنار بگذارند و یا فلج  کنند.

به نظر می‌رسد نهاد “انتخابات” در جمهوری اسلامی، پتانسیلی برای ایجاد تحولات دموکراتیک نسبی داشت که این پتانسیل عمدتا در دوران خاتمی و تا حدی هم در دولت اول روحانی محقق شد ولی راه گذار به دموکراسی را هموار نکرد. آیا این پتانسیل دموکراتیک نسبی را باید به کلی تمام‌شده و مصرف‌شده قلمداد کنیم یا اینکه در شرایطی خاص می‌توان همچنان به آن امیدوار بود، بویژه بعد از مرگ رهبر فعلی جمهوری اسلامی؟ 

بعد از مرگ خامنه ای معلوم نیست که کشور ما با چه وضعیتی روبرو خواهد شد. در کشورهایی که رژیم  استبداد فردی حاکم است و قدرت در دست یک فرد متمرکز شده است، جانشینی مسئلۀ حل نشده ای است. با وجود اینکه در قانون اساسی جمهوری اسلامی سازوکار معین برای تعیین ولی فقیه پیش بینی شده است، ولی به جهت تمرکز قدرت در دست علی خامنه ای، بعد از او خلاء قدرت به وجود خواهد آمد و بازیگران مختلف در درون نظام وارد صحنه خواهند شد تا سهم بیشتری را در قدرت کسب کنند و فرد مورد نظر خود را برصندلی ولایت فقیه بنشانند. در این میان سپاه با توجه به موقعیت قوی خود در ساختار سیاسی کشور، می خواهد سهم شیر را داشته باشد. سناریوهای متعددی بعد از مرگ خامنه ای متصور است. این احتمال هم وجود دارد که بعد از خامنه ای شکاف های درون بلوک قدرت فعال شود و جانشین او نتواند چالش ها را مدیریت کند. این امر می تواند فرصت هایی برای نیروهای سیاسی و اجتماعی فراهم آورد تا از آن‌ها به نفع دموکراسی بهره گیرند. احتمال دیگر تداوم روندی است که بلوک قدرت پیش می برد. یعنی کنار زدن جناح های دیگر حکومت و قبضۀ تمام قدرت.

برآمدن “رضاخان حزب‌اللهی” از دل این انتخابات چقدر محتمل است؟ یا اینکه اساسا چنین پدیده‌ای با وجود عنصر فرادستی به نام “ولی فقیه” ناممکن است؟

چند ماه قبل برآمدن “رضاخان حزب‌اللهی” از دل این انتخابات محتمل به نظر می رسید. گرچه چند تن از نظامیان کاندیدا شده اند، ولی با آمدن رئیسی احتمال پیروزی آن ها پائین آمده است. به علاوه در بین نظامیان کاندیدای شاخصی هم دیده نمی شود.

نظام‌های سیاسی ایدئولوژیک قاعدتا با یکی از این چهار طرق کنار می‌روند: اصلاحات (استحالۀ نظام)، انقلاب، کودتا، جنگ (مداخلۀ خارجی). کدام یک از این چهار راه را برای ایران ممکن و مفید می‌دانید؟

یک شق در شقوق مطروحه از قلم افتاده است. آن هم فروپاشی از درون است. به تجربه دیده‌ایم که رژیم های توتالیتر و ایدئولوژیک از درون و یا با مداخله خارجی فرومی پاشند. شکل فروپاشی جمهوری اسلامی قابل پیش بینی نیست. به نظرم شکل مطلوب، با توجه به اینکه هستۀ سخت قدرت راه اصلاحات را مسدود کرده است و دورۀ انقلابات کلاسیک که مبتنی بر قهر بود و به استبداد دیگری منجر می شد گذشته است، اصقلاب است که در طی دهه های گذشته شاهد چنین گذاری در تعدادی از کشورها بودیم؛ گذار مسالمت آمیز و کم‌هزینه.

 

به نقل از سایت جمهوری ایرانی

تاریخ انتشار : ۱ خرداد, ۱۴۰۰ ۱۱:۳۷ ق٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

حملۀ تروریستی در مسکو را محکوم می‌کنیم!

روشن است که چنین حمله‌ای نیاز به تیمی حرفه‌ای و سازماندهی و تدارکی نسبتاً طولانی و گسترده دارد. در عین حال، زود است که بتوان تحلیل جامع و روشنی از ابعاد پشت پردۀ این جنایت و اهداف سازمان‌دهندگان آن ارائه داد. هدف از این یادداشت کوتاه نیز  در وهلۀ نخست مکثی است بر قربانیان این حمله و حملاتی از این دست. قربانیانی که تنها سهم‌شان از سازمان‌دهی و تدارک چنین جنایاتی و علل پشت پردۀ آن، هزینه‌ای است که با جان و سلامتی‌شان می‌پردازند.

مطالعه »
یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
آخرین مطالب

فراخوان ‏دادخواهی علیه ثابتی و دیگر آمران و عاملان شکنجه و کشتار مردم در نظام سلطنتی

دادخواهی محدوده‌ی زمانی و مکانی ندارد؛ از دورانِ رژیم پیشین آغاز شده و تاکنون نیز ادامه دارد. تفاوتی میان شکنجه‌گران قبلی و کنونی نیست. همه را باید مورد پیگرد قرار داد. این دادخواهی بخشی از مبارزه در راه آزادی و اعمال حق حاکمیت مردم کشور ماست.

بهار غمگین و‌ ستارگان سرخ

در پس سالیان‌ِ دراز و سرد،
در پنهان ترین گوشهٔ دل‌ها هنوز ستاره می درخشد،
هر بهار در چشمهای خسته از انتظار،
یاد نُه ستارهٔ درخشان شعله می کشد،
و درکوچه باغهای غمگین‌ِ بهار،
شمیم خوشِ نامشان در هوا موج می زند!

“آزادی اندیشه … ضرورت است.”

آفرینش و شکوفایی واقعی هنر و ادبیات جز در سایه‌ی آزادی اندیشه ‌و بیان ممکن نیست و دست‌درازی حکومت‌ها بر ذهن‌ و زبان آدمی، وهن آدمی است.

به یاد جان‌باختگان کشتار تپه‌های اوین – جنایات هیچ استبدادی به فراموشی سپرده نمی‌شود!

در چهل‌ونهمین سالگرد جان‌باختن مبارزان آزادهٔ راه میهن و مردم، به نام همهٔ فداییان خلق، یاد و نام آنان را بزرگ می‌داریم و در برابر عزم تا پای جان آنان در رزمشان در راه آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی در میهن عزیزمان سر به تعظیم فرومی‌آوریم.

طرح نور، سرکوب شدید زنان خواهان پوشش اختیاری

اعتراضات علیه حجاب اجباری که بعد از قتل مهسا (ژینا) امینی در بازداشتگاه گشت ارشاد، سراسر ایران را فراگرفت، با وجود سرکوب، به یک معضل برای حکومت تبدیل شده است. گشت ارشاد نمونه کوچکی از جنگ هر روز حاکمیت با زنان بوده و سرکوب هر روزه زنان در خیابان یعنی اعتراف به تداوم جنبش زن زندگی آزادی.

یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
بیانیه ها

به یاد جان‌باختگان کشتار تپه‌های اوین – جنایات هیچ استبدادی به فراموشی سپرده نمی‌شود!

در چهل‌ونهمین سالگرد جان‌باختن مبارزان آزادهٔ راه میهن و مردم، به نام همهٔ فداییان خلق، یاد و نام آنان را بزرگ می‌داریم و در برابر عزم تا پای جان آنان در رزمشان در راه آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی در میهن عزیزمان سر به تعظیم فرومی‌آوریم.

مطالعه »
پيام ها

از قطعنامۀ شورای امنیت سازمان ملل و برقراری آتش‌بس فوری و پایدار در غزّه حمایت می‌کنیم!

ما فداییان خلق ایران از نخستین روز آغاز جنگ ضمن محکوم کردن و غیرقابل توجیه خواندن عملیات مسلحانه و نظامی علیه مردم بی‌دفاع غیرنظامی، همراه و هم‌صدا با آزادی‌خواهان جهان خواهان آتش‌بس فوری و تأمین حقوق حقّهٔ مردم فلسطین شدیم. با این رویکرد ما مهار مقاومت آمریکا و تصویب قطعنامهٔ شورای امنیت را یک پیروزی بزرگ برای مردم بی‌گناه غزّه و فلسطین و تمامی آزادی‌خواهان جهان می‌دانیم.

مطالعه »
بیانیه ها

به یاد جان‌باختگان کشتار تپه‌های اوین – جنایات هیچ استبدادی به فراموشی سپرده نمی‌شود!

در چهل‌ونهمین سالگرد جان‌باختن مبارزان آزادهٔ راه میهن و مردم، به نام همهٔ فداییان خلق، یاد و نام آنان را بزرگ می‌داریم و در برابر عزم تا پای جان آنان در رزمشان در راه آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی در میهن عزیزمان سر به تعظیم فرومی‌آوریم.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

فراخوان ‏دادخواهی علیه ثابتی و دیگر آمران و عاملان شکنجه و کشتار مردم در نظام سلطنتی

بهار غمگین و‌ ستارگان سرخ

“آزادی اندیشه … ضرورت است.”

به یاد جان‌باختگان کشتار تپه‌های اوین – جنایات هیچ استبدادی به فراموشی سپرده نمی‌شود!

طرح نور، سرکوب شدید زنان خواهان پوشش اختیاری

عمر آشور: چگونه حملات ایران به اسرائیل چشم انداز مناقشه خاورمیانه را بازتعریف کرد!