سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۱ مهر, ۱۴۰۵ ۱۳:۳۸

سه شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۸

سیاست تحریم و عدم مشارکت

این چنین طرز تفکری علیرغم ظاهر چپ نما در پی تقدیس مبارزه پارلمانی ترسیم چهره ایده الیزه شده ای از انتخابات، و بنابراین گمراه کردن مردمی است که در غیاب امکان انتخابات آزاد، منفعل می شوند. این طرز تفکر از جنبش سبز درسی نگرفته است. اینکه می توان در انتخابات مهندسی شده شرکت کرد، و همان را جرقه ای برای فروزش مبارزه اجتماعی در خیابان نمود.

Getting your Trinity Audio player ready...

انتخابات نزدیک است و هنوز پس از بارها تکرار، معمای بودن یا نبودن برای هاملت های ما لاینحل باقی مانده است. 

عده ای عنوان می کنند که انتخابات نظام ولایی آزاد نیست، و شرکت در آن به انتخاب نماینده واقعی مردم منجر نخواهد شد. اگر هم نماینده واقعی مردم چه باکیفیت بالا و چه با کیفیت پایین انتخاب شود، قادر نیست تغییر قابل ملاحظه ای در وضع معیشتی و یا آزادی های اجتماعی و سیاسی ایرانیان ایجاد کند. توگویی اگر انتخابات ایران شبیه انتخابات فرانسه یا انگلستان بود، وضعیت معیشتی مردم و یا میزان آزادی های اجتماعی و سیاسی آنها تفاوت عمده ای می کرد . آنها فراموش کرده اند که تمام امتیازات اقتصادی، تمام آزادی های اجتماعی و سیاسی در کشور هایی چون انگلستان، نه از طریق پارلمان و انتخاب رئیس قوه مجریه، بلکه از طریق فشار مبارزات تاریخی خارج از قلمروی صندوق های رای بدست آمده و تنها بواسطه استمرار این فشار حفظ می شود. حتی می توان گفت که صندوق های رای در بسیاری از موارد از طریق پایین کشیدن فتیله این مبارزه به محدود کردن این حقوق انجامیده است. نمونه تاچر و تاچریسم در جلوی چشم ماست. نخست وزیری که از دل آزاد ترین انتخابات بیرون آمد، و بزرگترین محدودیت های سیاسی و فشار های اقتصادی را به مردم انگلستان تحمیل کرد. اصولا وجود صندوق رای حتی در آزادترین کشورها بر فشار مستمر مبارزه جویی غیر انتخاباتی مردم وابسته است .

این چنین طرز تفکری علیرغم ظاهر چپ نما در پی تقدیس مبارزه پارلمانی ترسیم چهره ایده الیزه شده ای از انتخابات، و بنابراین گمراه کردن مردمی است که در غیاب امکان انتخابات آزاد، منفعل می شوند. این طرز تفکر از جنبش سبز درسی نگرفته است. اینکه می توان در انتخابات مهندسی شده شرکت کرد، و همان را جرقه ای برای فروزش مبارزه اجتماعی در خیابان نمود. 

استدلال دیگر آنکه شرکت در انتخابات، همانا مشروعیت بخشیدن به حکومت است. ولی مشروعیت در چشم چه کسی؟ جهانیان را با تبلیغات به حکومت مشروع چاوز میتوان بدبین و به حکومت پوشالی حمید کارزای خوش بین کرد. رای دادن یا ندادن ما علی السویه است. مشروعیت در چشم ایرانیان؟ اگر هنوز کسی باشد که با این گرانی و فلاکت و اخبار دزدی ها هنوز منتظر میزان مشارکت مردم است تا از خیال خام داشتن حکومتی مشروع خارج شود، با چند حقه تلویزیونی گول خواهد خورد.

جالب است که عده ای بحثی حقوقی را در مورد مفاد قانون اساسی پیش می کشند تا اثبات کنند، براساس این مفاد امکان استقرار آزادی های سیاسی وجود ندارد. توگویی اگر این قانون نکته به نکته توسط فرشته آزادی تحریر می شد، دولتی مستبد نمی توانست آنرا چون کاغذ پاره ای دور انداخته و اسب مراد خویش را براند. آنها فراموش می کنند که هر ماده قانونی را می توان هزار جور تفسیر کرد، و در نهایت  نتیجه عملی این تفاسیر براساس برآیند نیروهای متضاد مردم و حکومت تعیین خواهد شد. به عبارتی دیگر بهترین قانون ها در غیاب تشکل جنگنده مردم و بدترین آنها به علت حضور این جنگندگی بلااثر و متروک می شوند، هرچند که هنوز بر کاغذ حک شده باشند. کسانی که ریشه فلاکت ایرانی را قانون اساسی مبتنی بر ولایت فرض می کنند، علت را با معلول و واقعیت را با بازتاب ذهنی آن عوضی گرفته اند. ولایت، بیان حقوقی و شرعی واقعیت بی سازمانی و افت روح جنگندگی ملت است، نه علت آن . کسانی که چهره رهبر را در ماه می دیدند، با یا بدون اصل ولایت در قانون اساسی برده او بودند. آنها فراموش می کنند که اسارت ما نه بعلت اصل ولایت فقیه در قانون اساسی است. بلکه این اصل فقط اسارت ما را روایت می کند.   

عده ای دیگر مزور ترند . آنها ادعا میکنند ، علیرغم پایبندی به به حقانیت این جهنم سی و چند ساله، علیرغم کج روی های غیر اساسی! در این سالها ، دست آنها همیشه کوتاه و موانع بر سر چیدن خرمای بهروزی مردم بسیار بوده است . حال که چنین است بهتر است گوشه عزلتی در باغستان های پسته و یا کوهسار های دماوند بیایم ، و کار این دنیای پست را فرونهاده، و خود را با آسمان مشغول کنیم . بهر صورت کار ریاست جمهوری نیز از زمره واجبات کفایی است .

آنها فراموش می کنند ذکر کنند که در تمام این سالها از گرمای این جهنم خانه هایشان گرم  شده است. آنها راه عدم مشارکت (نه تحریم) را برگزیده اند. آنها اعلام نمی کنند که ما کاندید می شویم، و اگر انتخاب شویم تمام زندانیان سیاسی را آزاد خواهیم کرد، مطبوعات را از تیغ سانسور رها خواهیم کرد، جنایتکاران را محاکمه خواهیم کرد، دست دزدان را کوتاه خواهیم کرد و هزار کار دیگر. حالا اگر کسی ما را رد صلاحیت کند، آزادیخواهان را در بند، زبان ها را کوتاه، جنایتکاران را مسلط و دست دزدان را آزاد می خواهد و وظیفه مردم است که تکلیف خود را با چنین کسانی به هر نحو که صلاح می دانند، روشن کنند. نه، آنها مرد چنین میدانی نیستند. آنها راه مزورانه عافیت را راه عدم مشارکت را برگزیده اند. 

کسان دیگری نیز وجود دارند که بر اعتبار مبارزات گذشته خویش تکیه کرده اند، ولی عملا چون بازنشستگان مشغول خاطرات نویسی فیلسوفانه اند. آنها  هر از چند گاهی به هنگام انتخابات چون ریش سفیدان محل بدنبال عروسی می گردند تا هم مقبول داماد (حکومت) و هم مقبول فامیل (ملت) باشد و برای این عروس جهیزیه و مهریه  تعیین می کنند. غافل از اینکه عروس آنها دل در گرو پسر همسایه دارد. زمانی سید خندان  را نامزد می کنند. زیرا هرچه باشد، اگر حکومت او را رد صلاحیت نکند، بیشترین رای را خواهد آورد. ولی چگونه می توان زنگوله‌ سید خندان را به گردن این گربه آویزان کرد؟ تازه به فرض که چنین شد. چه امیدی (حتی سخن از تضمین نمی رانم) وجود دارد که این سید خندان بیش از دکوری در مجمع سازمان ملل، عملکردی داشته باشد؟ تازه اگر خواست قد علم کند چه تضمینی هست که چون بنی صدر، فراریش ندهند؟ 

آنها وظیفه دارند که سید خندان را به زیباترین شکل ممکن نقاشی کنند، و چون رویایی دست نیافتنی در ذهن مردم تثبیت کنند، و آنگاه که امکان حضور این پری دریایی در ساحل واقعیت مبارزه انتخاباتی ممکن نشد، و یا این پری، لاکپشتی از زمره دوزیستان از آب درآمد، بر روزگار نامروت ناسزا گویند. وظیفه آنها تطهیر تزلزل است زیرا خود مجسمه تزلزلند. 

تمام تناقضات این هرسه گروه ناشی از این مسئله است، که به انتخابات از نقطه نظر  نتایج آن نگاه می کنند. انتخابات را نباید به عنوان ابزار غایی نجات، بلکه باید به عنوان فرصتی برای طرح مطالبات مشخص گروه های اجتماعی و به چالش کشیدن انواع کاندیداها دید. چه کسی حاضر است تعهد کند که تمام برنامه های هسته ای ایران را در قبال تعلیق تحریم ها بلافاصله متوقف کرده و به آ ژانس اتمی حق بازرسی کامل را بدهد، و از جامعه بین المللی قول عدم مداخله نظامی در ایران را بگیرد؟ من به او رای می دهم، و برایم مهم نیست که او سید خندان است یا گریان. این رای برای این داده نمی شود که فلانی بهتر از بهمانی است. یا اصولا وی و یا جامعه بین المللی به عهد خود وفا خواهد کرد یا نه‌. این رای داده می شود تا اگر خلاف وعده عمل شد من به خیابان آمده و بجای رای من کو، فریاد بزنم وفای به عهد شما کو؟

 

 

تاریخ انتشار : ۳ اردیبهشت, ۱۳۹۲ ۶:۰۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

جایزه صلح نوبل ۲۰۲۶ برای ناوی پیلای؛ گامی در احیای اعتبار این جایزه

هیات سیاسی اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): هرچند در بیانیهٔ رسمیِ اعلام این جایزه، اشاره‌ای مستقیم به نقش ایشان در محکومیت جنایات جنگی و اتهام نسل‌کشی اسرائیل و دولت نتانیاهو در غزه نشده است، اما تقریباً همهٔ تحلیلگران سیاسی و رسانه‌های نروژ این موضوع را برجسته کرده‌اند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

روز جهانی مبارزه با اعدام؛ وقتی حکومت به نام عدالت، مرگ را به قانون تبدیل می‌کند

شهناز قراگزلو: افزایش مخالفت جهانی با مجازات اعدام در حالی ادامه دارد که ایران همچنان در شمار کشورهایی با بالاترین آمار اعدام قرار دارد. تجربه ایران نشان می‌دهد که بحث اعدام تنها یک مسئله کیفری نیست، بلکه به حق حیات، دادرسی عادلانه و نسبت میان عدالت و قدرت گره خورده است.

مطالعه »

خاورمیانه‌ای که می‌توانست باشد، اگر یازده سپتامبر نبود!

گودرز اقتداری: “اگر یازده سپتامبر و هفت اکتبر اتفاق نیفتاده بودند، خاورمیانه امروز چه وضعیتی داشت؟ آیا ایران کشوری متفاوت بود؟ آیا جنگ‌های منطقه‌ای کمتر می‌شدند؟ آیا اصلاحات سیاسی و توسعهٔ اقتصادی فرصت بیشتری برای پیشرفت پیدا می‌کردند؟ این پرسش‌ها موضوع یک آزمایش ذهنی دربارهٔ تاریخ‌اند، نه تلاشی برای بازنویسی واقعیت یا طرح نظریه‌های توطئه. در این نوشته بحث بر سر آن نیست که چه کسانی از وقوع این حملات اطلاع داشتند، چه کسانی از آنها سود بردند یا آیا می‌شد مانع وقوع‌شان شد. مسئله، بررسی پیامدهای تاریخی دو رویداد و تصمیم‌هایی است که دولت‌ها در واکنش به آنها گرفتند.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

فیلیپ سندز، برنده جایزه صلح انجمن کتاب آلمان : «سکوت راه حل نیست»

جایزه صلح نوبل هم برای چَلَبی ونزوئلا و هم برای منتقد اسراییل!

وحدت در شعار ، پراکندگی در عمل

معرفی کتاب «اتوبیوگرافی زنان در ایران معاصر» 

یک انسان چقدر می ارزد ؟

اعلامیه به‌مناسبت ۱۰ اکتبر روز جهانی مبارزه علیه مجازات اعدام!