سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۰ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۱:۱۸

جمعه ۲۰ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۸

شکست استراتژی و عصبیت احمدی نژاد

حال با تصویب قطعنامه چهارم، استراتژی مورد نظر رژیم شکست خورده است. ظاهرا وضعیت چنین می طلبد که استراتژی جدیدی تدوین شود. اما آیا دولت کودتائی احمدی نژاد را آنچنان درایتی هست که دارای پلانهای جایگزین در صورت احتمال پیشامدهای غیرهمنتظرهای از این دست باشد؟

Getting your Trinity Audio player ready...

بالاخره بعد از مدتها شورای امنیت سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه جدیدی به تشدید تحریمها علیهایران دست زد، و بدین ترتیب جمهوری اسلامی ایران را در شرایط به مراتب دشوارتری نسبت به گذشته قرار داد. چنانچه از متن این قطعنامه برمی آید مضمون آن عمدتا عبارت است از در تنگنا قراردادن امکانات مراوده تسلیحاتی رژیم در سطح جهان از طریق محدودکردن امکانات خرید تسلیحات، ضربه زدن به امکانات مالی دولت در این رابطه و سرانجام امکان تفتیش آن کشتیهائی که مظنون به حمل سلاح و لوازم ساخت آن به مقصد ایران می باشند. دولت ایران که در ماههای پیش از طریق پیشبرد یک دیپلماسی وسیع که اوج آن خود را در قرارداد تهران نشان داد، سعی در پیشگیری از تصویب چنین قطعنامهای در شورای امنیت به هر طریق ممکن داشت، امری که سرانجام ممکن نشد و جمهوری اسلامی شکست دیگری را در صحنه جهانی تجربه کرد.

در رابطه با صدور چنین قطعنامهای در شورای امنیت سازمان ملل متحد می توان از سه بعد به آن نگاه کرده و آن را تحلیل نمود: بعد اقتصادی ، بعد نظامی و بعد سیاسی. در مورد بعد اول می توان گفت که این قطعنامه از لحاظ تاثیرات خودش در زمینه اقتصادی حرف زیادی برای گفتن ندارد، مگر آنگاه که از کشورها می خواهد مراقب مبادلات مالی بانک های ایرانی از جمله بانک مرکزی این کشور باشند تا از مبادلاتی که مربوط به فعالیت های اتمی حساس ایران یا سیستم های پرتاب کلاهک های هسته ای این کشور می شود، جلوگیری کنند. و یا از کشورها می خواهد که با اتخاذ تدابیر لازم از افتتاح شعبه ها و نمایندگی های بانک های ایران در قلمروی خود در صورتی که معتقدند چنین شعبی با فعالیت های اتمی ایران ارتباط دارند، جلوگیری کنند. این به زبان اقتصادی به معنای ایجاد محدودیتهای بیشتر در زمینه تحرک سرمایه می باشد که می تواند تاثیرات مخرب بر اقتصاد کشور حتی در کوتاه مدت هم داشته باشد. اما این قسمت نسبت به دو بخش دیگر نظامی و سیاسی از اهمیت بسیار کمتری برخوردار است، و در واقع اصل موضوع نیست. در مورد بعد نظامی می توان گفت که قطعنامه ظاهرا عمدتا بخش فعالیتهای نظامی رژیم را مورد هدف قرار داده است، و چنین می نماید که می خواهند توان تسلیحاتی و امکانات دسترسی آن به ساخت سلاح اتمی را محدود کنند. البته در دنیای کنونی که در آن امکان دسترسی به بازار سیاه به یمن تنوع نیروهای ارائهکننده چنین خدماتی در سطح جهان بیشتر از قبل گشته است، چنین امری نمی تواند زیاد مورد نگرانی سران جمهوری اسلامی باشد. آنان کماکان از تامین نیازهای خود هرچند به شیوهای دشوارتر بهرهمند خواهند بود، و می توانند پروژههای احتمالی خود را ادامه دهند. البته در اینجا هدف تائید این فرض در عالم سیاست نیست که رژیم حتما در صدد تولید سلاح اتمی می باشد، زیرا چنین امری از طرف منابع مستقل و از جمله آژانس اتمی تائید نشده است و کماکان فرض بر ابهام و عدم شفافیت کافی در برنامههای اتمی ایران می باشد.

اما سومین بعد این تحریمها می تواند بعد سیاسی باشد. چنین به نظر می رسد که این قطعنامه قبل از هر چیز در تاثیرات قوی سیاسی خود است که می تواند معنا بیابد، امری که موجبات نگرانی و عصبیت برخورد سران جمهوری اسلامی را به شدت فراهم آورده است. بعد سیاسی بدین معنا که چنین عملی قبل از هرچیز به معنای پیشروی سیاست آمریکا در صحنه جهانی در قبال پرونده اتمی ایران و از این طریق ایجاد اجماعی نسبی حتی با حضور آن کشورهائی بوده است که جمهوری اسلامی انتظار تغییر در موضع و جایگاه آنان را نداشت. این پیشروی سیاسی از طرف نیروی مقابل به معنای تسخیر خاکریزی است که برای حرکات دیگر روی صفحه شطرنج سیاسی می تواند بسیار معنادار و اساسی باشد. جمهوری اسلامی که هنوز زمان را بسیار زود برای پراکتیزه کردن استراتژی اوباما در سطح جهان می دید (استراتژی پیشبرد سیاست از طریق همکاری بین المللی)، با تصویب چنین قطعنامهای متوجه این امر شده است که امکانات عملی اش برای پیشبرد سیاست محدودتر از آن است که تصور می کرد، که این در نهایت از لحاظ عملی برای آن می تواند دو معنا داشته باشد: یا اینکه باید هم اکنون به خواستهای طرف خود تمکین کند، و یا راه مقابله عریانتری را عملا از طریق اجتناب از حضور در برخی از نهادهای بین المللی برای خود اختیار کند. به زبانی دیگر، امکان برای پیشبرد سیاست تاکنونی اش بشدت محدود شده است، و اساسا دیگر نمی تواند به این شیوه به کار خود ادامه بدهد (شکست در بعد کلان). البته هر دو مورد ذکرشده در شرایط کنونی می تواند بمنزله خودکشی سیاسی برای جریانی باشد که از همان ابتدا با ژستی تعرضی چه در زمینه سیاست داخلی و چه در زمینه سیاست خارجی به میدان آمد. ژستی که اگرچه ظاهری تعرضی داشت، اما بر اساس وادارکردن طرف به تمکین در مقابل خود پایهریزی شده بود، و نه بر اساس قطع رابطه (و به یک معنا جنگ)، و یا تمکین خود در مقابل آن.

حال با تصویب قطعنامه چهارم، استراتژی مورد نظر رژیم شکست خورده است. ظاهرا وضعیت چنین می طلبد که استراتژی جدیدی تدوین شود. اما آیا دولت کودتائی احمدی نژاد را آنچنان درایتی هست که دارای پلانهای جایگزین در صورت احتمال پیشامدهای غیرهمنتظرهای از این دست باشد؟ در مورد وضعیت داخلی به عیان می بینیم که آنان فاقد چنین برنامهی هستند، و کماکان بر ادامه خشونت، دروغ و سرکوب عریان اصرار می ورزند، و اگر منش در سیاست داخلی را بخشی از منش در کل صحنه سیاست بیانگاریم، باید گفت که آنان فاقد چنین استراتژی مشخصی در لحظه کنونی در مورد سیاست خارجی خود نیز هستند. عصبیت و کلام ناسیاسی احمدی نژاد نشانی مشخص از واقعیتی چنین تلخ می باشد.

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد, ۱۳۸۹ ۸:۱۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

جنایت جنگی آمریکا در سیریک و جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران را شدیداً محکوم می‌کنیم

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تأکید می‌کند که تقویت سرمایهٔ اجتماعی و افزایش تاب‌آوری ملی، تنها زمانی ممکن است که مجموعه‌ای از اقدامات فوری و ساختاری به‌صورت هم‌زمان پیش برود. رفع فشار سنگین اقتصادی از زندگی مردم، به‌ویژه کارگران، بازنشستگان و طبقات میانی و پایین جامعه، اولویت انکارناپذیر است؛ زیرا هیچ جامعه‌ای زیر بار فقر، ناامنی معیشتی و نابرابری گسترده نمی‌تواند تاب‌آوری واقعی داشته باشد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

گفت‌وگوی یرواند آبراهامیان درباره آینده ایران؛ تغییر حکومت و ثبات آن

از نظر تاریخی، حتی تندروها نیز همیشه آمادگی رسیدن به توافق با آمریکا را داشته‌اند. [آیت الله] خمینی، حتی زمانی که آمریکا و اسرائیل را «شیطان» می‌خواند، در پشت پرده رفتاری بسیار عمل‌گرایانه داشت. فقط کافی است ماجرای ایران‌کنترا را به یاد بیاوریم. درباره آیت‌الله خامنه‌ای نیز همین مسئله وجود داشت. با وجود تمام شعارها، نمایندگان او حاضر به مذاکره و رسیدن به توافق بودند.

مطالعه »

دعوت به بازگشت؛ آغازی برای آشتی ملی یا گشایشی از سر درماندگی؟

گودرز اقتداری: اظهارات اخیر مقام‌های دولت مسعود پزشکیان درباره ایرانیان خارج از کشور، در نگاه نخست شاید تکرار همان دعوت‌هایی به نظر برسد که در دولت‌های مختلف درباره «بازگشت ایرانیان» شنیده‌ایم. اما این بار یک تفاوت مهم وجود دارد: سخن فقط از متخصصان، سرمایه‌گذاران یا ایرانیان غیرسیاسی نیست. نام کسانی مطرح شده که سال‌ها منتقد جدی جمهوری اسلامی بوده‌اند و برخی نیز هزینه‌های سیاسی سنگینی پرداخته‌اند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

دعوت به بازگشت؛ آغازی برای آشتی ملی یا گشایشی از سر درماندگی؟

نتانیاهو ظاهراً هشدار حمله حماس به اسرائیل در سال ۲۰۲۳ را نادیده گرفته است

در غزه، حتی یک فندک هم به یک کالای لوکس تبدیل شده است

ونزوئلا در حال بازگشت به استعمار است

سیما بینا؛ هنرمندی که بخشی از حافظهٔ شنیداری ایران را به نسل‌های بعد سپرد

چرا رضاشاه هنوز با حاشیه‌نشینان ایران صحبت می‌کند؟