سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۷ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۱:۰۷

سه شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۱:۰۷

علیه فرهنگ و جامعۀ مدنی

سخنان روز یکشنبه خامنه ای تنها حاوی خطوطی از طرح و نقشۀ پیشگفته در ارتباط با دانشگاه ها نیست و به مراتب فراتر از این حاوی خطوطی، گرچه کلی تر، برای مقابله با فرهنگ و جامعۀ مدنی در پهنۀ جامعه است. رویدادهای پس از 22 خرداد مجدداً موضوع "تهاجم فرهنگی" را ... به دغدغۀ فعال این کسان تبدیل کرده است.

Getting your Trinity Audio player ready...

روز یکشنبه گذشته، ۹ شهریور، علی خامنه ای در جمعی از اساتید، اعضای هیئتهای علمی و رؤسای دانشگاه های کشور سخنانی را ایراد کرد که خطوطی از طرح و نقشه های هیئت حاکمه جمهوری اسلامی در واکنش به اوضاع پس از ۲۲ خرداد را به دست می دهند.
خامنه ای اشتغال به تحصیل بیش از نیمی از سه و نیم میلیون دانشجو در ایران در رشته های علوم انسانی را نگران کننده نامید؛ زیرا، به زعم او، “توانائی مراکز علمی و دانشگاه ها در زمینه کار بومی و تحقیقات اسلامی در علوم انسانی و همچنین تعداد اساتید مبرز و معتقد به جهان بینی اسلامی رشته های علوم انسانی در حد این تعداد دانشجو نیست.” او پا را از ابراز نگرانی نسبت به “ناتوانی مراکز علمی برای تحقیقات اسلامی” و “کمبود اساتید معتقد به جهان بینی اسلامی” فراتر نهاد و نفس آموزش علوم انسانی در دانشگاه ها را به انتقاد کشید و گفت: “بسیاری از علوم انسانی مبتنی بر فلسفه هایی است که مبانی آنها مادیگری و بی اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی است و آموزش این علوم در دانشگاه ها موجب بی اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی و منجر به ترویج شکاکیت و تردید در مبانی دینی و اعتقادی خواهد شد.”
در این جا سر آن نیست که به درک و فهم خامنه ای از علوم انسانی، یا علم به طور کلی، و مناسبات آن با باورهای دینی، اعم از اسلامی و غیره، پرداخته شود. برای آشکار کردن بی پایگی این درک شاید تنها اشاره ای به این واقعیت کافی باشد که در دوران اوج شکوفائی فرهنگ و علوم در “کشورهای اسلامی” و رونق کار دانشگاهی در این کشورها در قیاس با دیگران، در زمانی که توسعۀ فرهنگ و علوم با بسط اسلام تا فراتر از مرزهای اروپا همراه بود، نیز نمی توان سراغ آن چنان علوم انسانی ای را گرفت که آموزششان موجب اعتقاد به تعالیم الهی و اسلامی گردیده باشد. اصرار خامنه ای برای تحقق علوم انسانی ای که موجب تقویت پرسشگری، در هر باره که باشد، نشوند، تنها می تواند سقوط آزاد او به سهمگین ترین مواضع ارتجاعی را تسریع کند.
اما آنچه در اظهارات خامنه ای، بیش از درک و فهم او از رابطۀ علم و دین، اهمیت دارد، مقدمتاً قصد و غرض هیئت حاکمۀ فعلی برای تغییر در وضع آموزش علوم انسانی در دانشگاه ها است. خامنه ای در سخنانش از “مراکز تصمیمگیری” خواست که به این وضع رسیدگی کنند و به تصریح از دولت، مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان اجزاء مراکز تصمیمگیری نام برد.
بنابراین انتقاد از وضع آموزش علوم انسانی در دانشگاه ها به حدی است که تغییر در آن و انطباق آن بر آنچه لااقل ناپسند خامنه ای نباشد، مستلزم قانونگزاری جدید توسط مجلس، آمریتی اجرائی در حد دولت، و نه مثلاً در حد خود مقامات دانشگاه ها، و کار تألیفی ارگانی چون شورای عالی انقلاب فرهنگی است. سمت تغییر هم که روشن است: تأمین اساتید معتقد به جهان بینی اسلامی، ایجاد فضای توانا برای تحقیقات اسلامی و تدریس آن “علوم انسانی” که بر اعتقاد به تعالیم الهی و اسلامی استوار اند.
پس غرض “حوزوی کردن دانشگاه ها” است و “انقلاب فرهنگی دوم”. خامنه ای در همان سخنرانی خواستار “تعبد و تدین بیشتر” دانشجویان هم شد. پس در نظر است که باز معیارهای تنگتری بر گزینش دانشجویان اعمال شوند و دانشجویانی که وزن تعبد و تدین شان کم است از ادامۀ تحصیل محروم گردند. باز در نظر دارند دست به تصفیۀ اساتید “غیراسلامی” دانشگاه ها بزنند، باز می خواهند شمشیر سانسور را از بخش بزرگی از مواد درسی دانشگاهی بگذرانند… و لابد می خواهند جای همۀ آن چه و آن که را که حذف می کنند با بدیلهای اسلامی شان پر کنند.
ناکامی مقدر چنین طرحی از هم اکنون قابل پیش بینی است. گواه این پیش بینی تمام “انقلابات” فرهنگی اند، از جمله انقلاب فرهنگی سالهای نخست پس از انقلاب، که صرف نظر از شرایط بروزشان، هیچ رسالتی جز قالبگیری فرهنگ در معنای وسیع آن در حصار تنگ یک ایدئولوژی، و آنهم همیشه و الزاماً فقط تفسیر معینی از آن ایدئولوژی، نداشته اند. اما ناکامی یگانه مشخصۀ این طرح نیست. این طرح خطرناک و سخت زیانبار نیز هست. خطر و زیان این است که، تنگنای هیئت حاکمه برای مواجهه با اوضاع کنونی و اعتراضات احتمالی دانشجوئی با شروع سال تحصیلی، کار را به تعطیل دانشگاه ها، ای بسا با توسل به سرکوب خونبار این اعتراضات بکشاند؛ کما این که در سخنان اخیر مقامات، اشارات و تدارکات در این راستا بسیار بوده اند و شخص خامنه ای آغازگر این اشارات و تدارکات.
سخنان روز یکشنبه خامنه ای تنها حاوی خطوطی از طرح و نقشۀ پیشگفته در ارتباط با دانشگاه ها نیست و به مراتب فراتر از این حاوی خطوطی، گرچه کلی تر، برای مقابله با فرهنگ و جامعۀ مدنی در پهنۀ جامعه است. رویدادهای پس از ۲۲ خرداد مجدداً موضوع “تهاجم فرهنگی” را، که مقامات و تئوریسینهای هیئت حاکمۀ فعلی مدتی است عناوین “جنگ نرم” و “جنگ نرم افزاری” و “انقلاب مخملی” را برای توصیف جلوه های مشخص آن به کار می برند، به دغدغۀ فعال این کسان تبدیل کرده است. آنچه آنان زیر تمام این عناوین می فهمند چندان چیزی جز گسترش سلیقه، سبک و اندیشۀ مدنی نیست و به نظر می رسد یکی از دریافتهای آنان از رویدادهای پس از ۲۲ خرداد مواجهه با گسترش بهمن وار این روند پیشگیری ناپذیر بوده است. روندی که مقابله با آن از دید این کسان ای بسا کم اهمیتتر از برنامۀ اتمی شان نباشد. هم از این رو است که خامنه ای در سخنان روز یکشنبه اش، در حالی که نمی تواند ارتباط این سخنان را با “انتخابات اخیر” پنهان بگذارد و باز از “پیروزی جمهوری اسلامی در یک آزمون سیاسی تعیین کننده” دم می زند، اما او جمهوری اسلامی را هنوز در “جنگ نرمی” ترسیم می کند که استادان دانشگاه ها “فرماندهان این جبهۀ جنگ نرم” اند و از این فرماندهان انتظار می رود که “با شناخت مسائل کلان، شناسائی دشمن و کشف اهداف او، طراحی کلان انجام دهند و بر اساس این طراحی حرکت کنند”.
این وجه از سخنان خامنه ای در پرتو مذاکرات مجلس در مورد وزیر پیشنهادی احمدی نژاد برای وزارت اطلاعات آشکارتر می گردد. مذاکرات مذکور و خاصه اظهارات کسانی که در موافقت با حیدر مصلحی، وزیر پیشنهادی برای وزارت اطلاعات، سخن گفته اند، حاوی تصریحات بسیاری در لزوم مقابله با این “جنگ نرم” است. اما گویاتر از همه، اظهارات پایانی خود مصلحی در دفاع از وزارت خویش است. مصلحی با تأکید بر “ناتوی فرهنگی”، “جنگ نرم”، “تهاجم به بنیانهای دینی و ارزشهای الهی” به عنوان “مباحث جدی دشمنان” و با استناد به همان سخنان خامنه ای می پرسد: “.. سوال مطرح در اینجا این است که چه کسی قرار است اطلاعات وضعیت دشمن را به این مجموعه سرباز و افسری که با تعبیر مقام معظم رهبری میخواهد در این جنگ شرکت کند و به امید خدا موفقیت به دست آورد، بدهد؟ آیا جز این است که وزارت اطلاعات باید با یک ارتباط تنگاتنگ و نزدیک با فرهیختگان حوزه و دانشگاه و دانشجویان و … آنها را در انجام مبارزه و هماوردی با دشمن موفق کند؟” او در پاسخ به سؤال خویش و به عنوان راهکار اولای مدنظرش می گوید: “پیشبینی و نهایتاً مدیریت تهدیدها، فرصتها و آسیبهای امنیتی-اطلاعاتی، تلاش برای کسب حداکثر اشراف اطلاعاتی جهت جلوگیری از غافلگیری امنیتی و اطلاعاتی، ارتقای ظرفیتهای اطلاعاتی به منظور مقابلۀ همه جانبه با جنگ نرم دشمنان، افزایش تسلط بر جریانها، گروه ها و احزاب معاند و برانداز و مقابلۀ همه جانبه با اهداف و برنامه های آنها از جملۀ این راهکارهاست”. جوهر این راهکار اولی، از تعابیر گنگ و دسترس ناپذیر آن همچون “دشمن” که بگذریم، جز تسلط اطلاعاتی-امنیتی بر جامعۀ مدنی نیست.
سخنان خامنه ای در روز یکشنبه و کپی شدۀ این سخنان توسط مصلحی در فردای همان روز، در جریان مذاکرات مجلس پیرامون وزرای پیشنهادی احمدی نژاد، حاکی از هماهنگی تنگاتنگی میان خامنه ای و احمدی نژاد برای دادن پیام تهدیدی به فرهنگ و جامعۀ مدنی است، که از چشم اینان به یک جنگ نرم علیه شان برخاسته اند. گیریم که تمام این تعابیر درست باشند. سؤال مهم این است که “آیا اینان نیز توان آن را دارند که با جنگی نرم به مصاف این جنگ نرم برآیند؟”

تاریخ انتشار : ۱۱ شهریور, ۱۳۸۸ ۷:۳۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

جنایت جنگی آمریکا در سیریک و جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران را شدیداً محکوم می‌کنیم

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تأکید می‌کند که تقویت سرمایهٔ اجتماعی و افزایش تاب‌آوری ملی، تنها زمانی ممکن است که مجموعه‌ای از اقدامات فوری و ساختاری به‌صورت هم‌زمان پیش برود. رفع فشار سنگین اقتصادی از زندگی مردم، به‌ویژه کارگران، بازنشستگان و طبقات میانی و پایین جامعه، اولویت انکارناپذیر است؛ زیرا هیچ جامعه‌ای زیر بار فقر، ناامنی معیشتی و نابرابری گسترده نمی‌تواند تاب‌آوری واقعی داشته باشد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

زرادخانه‌ای برای نظامی‌سازی دوبارۀ صنعت

برگردان ادریس ایروی: در حال حاضر، اوکراین عمده‌ترین دریافت‌کنندۀ کمک نظامی آلمان و کشوری است که بیشترین پیوند را با این رژیم تازۀ نظامی-مالی دارد؛ با بیش از ۵۵ میلیارد یورو پرداخت‌شده یا تخصیص‌یافته از آغاز جنگ تا ابتدای ۲۰۲۶. حمایت از اسرائیل ماهیتی دیگر دارد. بنا بر پاسخ‌های دولت به پرسش‌های نمایندگان، صادرات تسلیحات به تل‌آویو در ۲۰۲۳ به شدت افزایش یافت و از اکتبر ۲۰۲۳ تا مارس ۲۰۲۶ مجموعاً به حداقل ۶۵۲ میلیون یورو رسید.

مطالعه »
نامه گاردین درباره زندانیان سیاسی در ایران

ایران، زندانیان سیاسی و محدودیت‌های همبستگی در زمان جنگ – نگاهی به نامه سرگشاده روشنفکران غربی در گاردین

گودرز اقتداری: وجود یک قدرت خارجی بزرگتر، ساختارهای داخلی سلطه را از بین نمی‌برد. همچنین وجود یک تهدید امپریالیستی نباید عاملیت سیاسی مردمی را که در داخل کشور مورد تهدید زندگی می‌کنند، به حالت تعلیق درآورد. در غیر این صورت، ضد امپریالیسم دیگر یک سیاست آزادی‌بخش نیست و اساساً به یک نظریه اتحاد بین‌المللی تبدیل می‌شود، که در مورد مبارزات سیاسی داخل کشوری از حق وتو برخوردار است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

نَفَسِ دوم؛ مژگان ایلانلو

آرزوی رئیس‌جمهور برآورده شد. حالا تمام نفت ونزوئلا در اختیار آمریکاست!

تنها با دست در دست هم گرفتن است که می توان سرود خواند و پیش رفت

فراتر از رهبر غایب؛ بازآرایی بلوک قدرت در جمهوری اسلامی

صلح یا تسلیم؟ مذاکره بر سر چه؟

به سوی بحرانی بی‌سابقه در آلمان؟