|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
پرسش از گرایش سیاسی غزاله علیزاده نیز بخشی از شناخت اوست. آیا میتوان او را نویسندهای چپ دانست؟ حسن میر عابدینی در دانشنامهٔ ایرانیکا از ارتباط او با گروههای چپ در دوران اقامت در پاریس یاد میکند. این گزارش نشانهای از نزدیکی به یک محیط فکری و سیاسی است، اما بهتنهایی عضویت در حزبی مشخص را ثابت نمیکند. همان مدخل، امضای متن «ما نویسندهایم» در دفاع از آزادی بیان را نیز ثبت میکند.
بازخوانی زندگی، آثار و اندیشهٔ نویسندهٔ «خانهٔ ادریسیها» در آینهٔ روایت نویسندگان و هنرمندان از یک نویسنده چه چیزی در حافظهٔ ما باقی میماند؛ جهان داستانهایش، خاطرات نزدیکانش یا سرگذشت زندگی و مرگش؟ دربارهٔ غزاله علیزاده، این پرسش راهی برای بازخوانی جایگاه ادبی اوست. روایتهای دوستان و هنرمندان، از محمد مختاری و جلال ستاری تا آیدین آغداشلو و محمدعلی سپانلو، تصویرهای متفاوتی از او پیش روی ما میگذارند.بازگشت به این روایتها در کنار آثارش،فرصتی است برای شناخت نویسندهای که زندگی و ادبیاتش همچنان موضوع پرسش و گفتوگوست.
«بروز آشفتگی در هیچ خانهای ناگهانی نیست.» آغاز «خانهٔ ادریسیها» خواننده را به تماشای نظمی میبرد که نشانههای دگرگونی از پیش در آن پنهان شده است. محمد مختاری در نقد این رمان، خانه را هم موضوع روایت و هم بخشی از شیوهٔ نگاه نویسنده میداند؛ فضایی که میتواند به تصویری از جامعه و جهان گسترش یابد. از همینجا میتوان به غزاله علیزاده نزدیک شد: نویسندهای که در داستانهایش، زندگی خصوصی پیوسته با تاریخ و تغییر مناسبات قدرت برخورد میکند. [۱]
فاطمه، مشهور به غزاله علیزاده، در مشهد و در خانوادهای برخوردار از امکانات مالی و فرهنگی به دنیا آمد. تاریخ تولد او در منابع فارسی غالباً ۲۷ بهمن ۱۳۲۷ ثبت شده است، هرچند در برخی منابع مرجع اختلاف تاریخی وجود دارد. پدرش بازرگان بود و مادرش، منیرالسادات سیدی، شعر میگفت و داستان مینوشت. خانهٔ کودکی در روایت مادر، با باغچه، درخت و گل شناخته میشود؛ محیطی که ادبیات نیز در آن حضور داشت. [۲]
سلمی الهی، دختر علیزاده، در گفتوگویی منتشرشده در «اندیشهٔ پویا»، از نشستهای ادبی خانهٔ مادربزرگش و حضور چهرههایی چون سعید نفیسی، مهدی اخوان ثالث و علیاکبر فیاض یاد کرده است. آشنایی علیزاده با شعر و اهل ادب، پیش از ورود حرفهای او به داستاننویسی آغاز شده بود. او در دانشگاه تهران علوم سیاسی خواند و برای ادامهٔ تحصیل به فرانسه رفت؛ دورهای که در شرح زندگیاش با علاقه به فلسفه و مولانا همراه است. تحصیلاتش پس از مرگ پدر ناتمام ماند. [۳]
ازدواج نخست او با بیژن الهی، شاعر و مترجم، به تولد دخترشان سلمی انجامید. این ازدواج پایان یافت و علیزاده بعدها با محمدرضا نظامشهیدی ازدواج کرد. او سرپرستی دو دختر دیگر را نیز بر عهده گرفت. گزارش «اندیشهٔ پویا» از آسیه و سمانه نام میبرد و از تداوم رابطهٔ دوستانهٔ علیزاده و الهی پس از جدایی سخن میگوید. جزئیات مربوط به زمان و چگونگی فرزند خواندگیها در منابع یکسان نیست، اما مسئولیت خانوادگی و حمایت از فرزندان در روایت نزدیکان او جایگاه مشخصی دارد. [۴]
خانهٔ علیزاده در بزرگسالی نیز محل رفتوآمد اهل فرهنگ بود. آیدین آغداشلو در خاطرهای که توانا از نوشتهٔ او در روزنامهٔ شرق بازنشر کرده، از جمعهایی با حضور بهرام بیضایی، رضا براهنی، محمدعلی سپانلو و عزیز معتضدی یاد میکند؛ شب هایی که گفتوگو با معما و بازی همراه میشد. این تصویر، وجه معاشرتی و شوخطبع او را ثبت میکند و امکان میدهد شخصیتش را بیرون از قاب همیشگی اندوه نیز ببینیم. [۵]
فعالیت داستاننویسی علیزاده از دههٔ ۱۳۴۰ آغاز شد. «بعد از تابستان» در ۱۳۵۵ و مجموعهٔ «سفر ناگذشتنی» در ۱۳۵۶ از آثار آغازین او بودند. «دو منظره» در ۱۳۶۳ منتشر شد و «خانهٔ ادریسیها» در آغاز دههٔ ۱۳۷۰ جایگاه او را در داستاننویسی تثبیت کرد. «چهارراه» مجموعهای شامل داستانهای «دادرسی»، «بعد از تابستان»، «جزیره» و «سوچ» است. انتشار آثاری چون «شبهای تهران»، «تالارها» و «مُلک آسیاب» نیز پس از مرگ نویسنده ادامه یافت. [۶]
این کارنامه، علاقهٔ او به امکانات متفاوت داستان کوتاه و رمان را نشان میدهد. در کنار داستانها، نامهها و نوشتههای غیر داستانی او قرار میگیرند؛ از جمله «رؤیای خانه و کابوس زوال» که در مجلهٔ «آدینه» منتشر شد. مجموعهٔ «با غزاله تا ناکجا» نیز از منابع شناخت آثار و بازتاب زندگی ادبی اوست. توجه به این نوشتهها،تصویری گستردهتر از نویسندهای به دست می دهد که دغدغههایش در قالبهای گوناگون بیان شدهاند. [۷]
در «خانهٔ ادریسیها»، زندگی خانم ادریسی، لقا، وهاب و یاور در عمارتی بزرگ، با ورود تازهواردان و نیروهای موسوم به آتشکار دگرگون میشود. خانه هم جای خاطره و عادت است و هم صحنهٔ مواجهه با نظمی تازه. ساکنان آن دیگر نمیتوانند صرفاً در گذشته زندگی کنند. از این طرح میتوان مسئلهای محوری در رمان را دریافت: تغییر سیاسی و اجتماعی چگونه تا درون اتاقها، روابط خانوادگی و تصور آدمها از خود پیش میرود؟ در چنین خوانشی، خانه فضایی است که تعلق، مالکیت و آزادی در آن به مسئله تبدیل میشوند. [۸]
محمد مختاری در «پیچیدگی سرنوشت یک خانه» بر انضباط روایت و ضرورت دقت خواننده تأکید میکند. او پیوند آغاز رمان با «آنا کارنینا» را مطرح میسازد و نشان میدهد که روایت عمدتاً از منظر چهار ساکن اصلی سامان میگیرد. اهمیت نقد مختاری در جدیگرفتن ساختمان اثر است؛ او ضمن توجه به دستاوردهای رمان، گرفتاریهای آن در توصیف و پرداخت شخصیت را نیز نادیده نمیگیرد. چنین نقدی، ارزش ادبی را از راه بررسی جزئیات میسنجد و خواننده را به مشارکت در داوری دعوت میکند. [۹]
«شبهای تهران» امکان دیگری برای ورود به جهان علیزاده فراهم میکند. در این رمان، بهزاد، نقاشی با تجربهٔ زندگی در خارج از ایران، درگیر روابطی میشود که شناخت خود و دیگری را دشوار میکنند. ونداد زمانی در خوانش تطبیقی خود از این اثر، بر عشق مدرن و موقعیت شخصیت شهری و تحصیلکرده تأکید دارد. با تکیه بر این خوانش میتوان گفت رابطهٔ عاشقانه در رمان، همزمان عرصهٔ میل، توقع و اختلاف در شیوهٔ زیستن است؛ علاقه به دیگری لزوماً به توانایی فهمیدن او نمیانجامد. [۱۰]
جلال ستاری از زاویهای دیگر به همین رمان نزدیک میشود. او در گفتوگو با ناصر فکوهی، آثار علیزاده را در شمار نمونههای بازآفرینی خلاق اسطوره قرار میدهد و شخصیت آسیه در «شبهای تهران» را با آفرودیت، آناهیتا و زهره مرتبط میخواند. این تعبیر، خوانش اسطورهشناختی ستاری است و نباید آن را معادل قصد قطعی نویسنده گرفت. ارزشش در گشودن لایهای دیگر از رمان است: امکان حضور الگوهای کهن در تجربهٔ آدمهای معاصر و در پیچیدگی روابط آنان. [۱۱]
پرسش از گرایش سیاسی علیزاده نیز بخشی از شناخت اوست. آیا میتوان او را نویسندهای چپ دانست؟ حسن میر عابدینی در دانشنامهٔ ایرانیکا از ارتباط او با گروههای چپ در دوران اقامت در پاریس یاد میکند. این گزارش نشانهای از نزدیکی به یک محیط فکری و سیاسی است، اما بهتنهایی عضویت در حزبی مشخص را ثابت نمیکند. همان مدخل، امضای متن «ما نویسندهایم» در دفاع از آزادی بیان را نیز ثبت میکند. [۱۲]
در سطح آثار، توجه به فاصلهٔ طبقاتی و دگرگونی اجتماعی با حساسیتهای عدالتخواهانه همپوشانی دارد. بااینحال، نقد اقتدارگرایی و قدرت انقلابی در «خانهٔ ادریسیها» مانع از آن است که رمان را تأیید بیچونوچرای یک برنامهٔ سیاسی بدانیم. میتوان از نشانههای نزدیکی به اندیشههای چپ سخن گفت، اما جهان داستانی او را نمیتوان به دفاع از یک ایدئولوژی معین فروکاست. برای تعیین موضع نویسنده نیز باید میان سخن شخصیتها، نگاه راوی و پیامد رویدادهای داستان تفاوت گذاشت. [۱۳]
رابطهٔ علیزاده با شعر به دقتی مشابه نیاز دارد. جایگاه تثبیتشدهٔ او در ادبیات، به داستان و رمان متکی است. حضور شعر در آثارش را میتوان در استناد به شاعران دیگر و در توجه به آهنگ و تصویر دنبال کرد. شبنم کهنچی در بررسی جهان ادبی او، نمونههایی از حضور شعر دقیقی، حافظ، ابتهاج، فروغ و اخوان را در داستانهایش نشان میدهد. بنابراین، شعری که در یکی از داستانهای علیزاده آمده، لزوماً سرودهٔ خود او نیست. [۱۴]
محمدعلی سپانلو در مستند «محاکات غزاله علیزاده»، چنانکه در نقد منتشرشده در «میدان» نقل شده، او را «یکی از بهترین مشاوران شعر» میخواند. سپانلو از پیشنهادهایی سخن میگوید که ابتدا در برابرشان مقاومت میکرد و بعد به درستی آنها پی میبرد. این شهادت، توان شعرشناسی و داوری ادبی علیزاده را برجسته میکند. بررسی سرودههای احتمالی خود او، البته به متن و مأخذ مشخص نیاز دارد؛ نثر شاعرانه بهتنهایی شاهدی برای شاعرنامیدن یک نویسنده نیست. [۱۵]
نثر او نیز موضوع اختلافنظر بوده است. انتخاب واژگان و پیوند توصیف محیط با تأملات درونی از ویژگیهایی است که میر عابدینی بر آنها تأکید میکند؛ در همان بررسی، توجه افراطی به جزئیات و موسیقی زبان نیز محل نقد قرار میگیرد. [۱۶] این اختلاف را میتوان به پرسشی ادبی تبدیل کرد: توصیف در کجا تجربهٔ شخصیت را عمیقتر میکند و در کجا حرکت داستان را به تعویق میاندازد؟ پاسخ به این پرسش، به خواندن موردبهمورد صحنهها نیاز دارد.
خاطرات ستایشآمیز دوستان نیز تمام داوری آنان نیست. آغداشلو در گفتوگویی با «اندیشهٔ پویا» که در «راهک» بازنشر شده، دربارهٔ سهم مهر و شفقت در نوشتههایش دربارهٔ علیزاده توضیح میدهد. او ضمن تأکید بر قریحه و خلاقیت نویسنده، برخی انتقادها به تصنع آثارش را قابلطرح میداند و از فرصت ازدسترفته برای رشد بیشتر سخن میگوید. این موضع با یاد کردهای عاطفی او یکسان نیست و همین تفاوت برای شناخت نحوهٔ دریافت آثار علیزاده اهمیت دارد. [۱۷]
قرار دادن نظر آغداشلو در کنار نقد مختاری و خوانش ستاری، تصویری از اختلاف سلیقه و معیار در فضای ادبی به دست میدهد. یکی از تجربهٔ دوستی و دریافت شخصی حرکت میکند، دیگری ساختمان روایت را میسنجد و سومی به الگوهای اسطورهای توجه دارد. این صداها را میتوان کنار یکدیگر شنید، بیآنکه از آنها رأی واحدی دربارهٔ نویسنده ساخت. اختلاف آنها نشان میدهد که آثار علیزاده قابلیت برانگیختن بحثی فراتر از یادبود و ستایش دارند.
یاد او در شعر دیگران نیز حضور یافته است. در مقالهای دربارهٔ مفهوم مرگ در اشعار رضا براهنی، منتشرشده در هنرآنلاین، بخشی از شعر «لا» بهعنوان شعری در رثای علیزاده نقل شده است؛ شعری که نام غزاله و عنوان «شبهای تهران» را به زبان سوگ پیوند میدهد. در اینجا، خودِ نویسنده و اثرش در حافظهٔ شاعر به هم میرسند. [۱۸]
گزارش رادیو فردا از ویژهنامهٔ روزنامهٔ شرق در بهمن ۱۳۹۱ نیز از یادداشت و شعر شمس لنگرودی با عنوان «آنجا که تو می نوشتی» و نوشتههایی از جواد مجابی، محمد حسینیزاد و آسیه جوادی خبر میدهد. حضور این نامها در کنار نقدها و خاطرات دیگر، گسترهٔ یادکرد علیزاده را نشان میدهد؛ یادکردی که در قالب شعر، خاطره، نقد داستان و بررسی جایگاه زنان نویسنده ادامه یافته است. [۱۹]
پگاه آهنگرانی نیز با مستند «محاکات غزاله علیزاده» روایتهایی از زندگی او را گرد آورده است. نقد منتشرشده در «میدان» دربارهٔ این فیلم، نسبت میان بازنمایی شخصیت اجتماعی زن نویسنده و توجه به آثارش را به پرسش میکشد. [۲۰] این پرسش به زندگینامهنویسی نیز مربوط میشود: ظاهر، رفتار و روابط خصوصی تا چه اندازه به شناخت کار هنری کمک می کنند و از کجا جای آن را میگیرند؟ مواجههٔ دقیق با زندگی یک نویسنده، هم به شنیدن شاهدان نیاز دارد و هم به بازگشت مداوم به نوشتهها.
سالهای پایانی زندگی علیزاده با بیماری سرطان همراه بود. در اردیبهشت ۱۳۷۵، پیکر او در جنگلهای اطراف جواهردهٔ رامسر پیدا شد؛ او با حلقآویز کردن خود به زندگیاش پایان داده بود. در منابع فارسی، ۲۱ اردیبهشت معمولاً بهعنوان تاریخ درگذشت او ثبت شده است. [۲۱]
چگونگی مرگ، واقعیتی در زندگینامهٔ اوست؛ چرایی آن را نمیتوان با همان قطعیت توضیح داد. بیماری، تجربههای شخصی و شرایط اجتماعی، زمینههایی برای بررسیاند، اما هیچکدام بهتنهایی توضیحی کامل به دست نمیدهند. تعبیرهای شاعرانه دربارهٔ مرگ او نیز، هر اندازه در زبان سوگ قابلفهم باشند، نباید خودکشی را سرنوشت ناگزیر حساسیت یا خلاقیت جلوه دهند. خاطرات دوستان، سند تأثر و رابطهٔ آنان با علیزاده است و جای شناخت کامل تجربهٔ درونی او را نمیگیرد.
بازگشت به علیزاده از راه «خانهٔ ادریسیها»، «شبهای تهران» و داستانهای کوتاهش، امکان داوری تازهای فراهم میکند. هر خواننده میتواند از تصویرپردازی او لذت ببرد یا دربارهٔ ریتم روایتش پرسش داشته باشد؛ با شخصیتهایش همدل شود یا در تصمیمهایشان تردید کند. آنچه این مواجهه را زنده نگه میدارد، امکان چنین گفتوگویی است. خانهای که در آغاز رمان نشانههای آشفتگی را در خود پنهان کرده، با هر بار خواندن دوباره گشوده میشود؛ این بار به روی خوانندهای که میخواهد خودِ داستان را بشنود.
پینوشتها و منابع:
۱. محمد مختاری، پیچیدگی سرنوشت یک خانه، بررسی رمان خانه ادریسیها؛ بازنشر در وبگاه محمد مختاری. پیوند منبع
۲. کتابراه،زندگینامه و کتابهای غزاله علیزاده.تاریخ تولد متن بر اساس ثبت رایج منابع فارسی است؛ مدخل ایرانیکا تاریخی متفاوت درج کرده است. پیوند منبع همچنین: حسن میرعابدینی، مدخل غزاله علیزاده در دانشنامه ایرانیکا، انتشار ۲۰۰۹
به روز رسانی ۲۰۱۷. برای زندگی ادبی، زمینه سیاسی، ویژگیهای نثر و کتابشناسی. پیوند منبع
۳. اندیشهٔ پویا، بخشهایی از پرونده غزاله علیزاده، نوروز ۱۴۰۴؛ گفتوگو با سلمی الهی و گزارش سلمان نظافت یزدی، باز نشر در کانال رسمی نشریه. پیوند منبع همچنین: توانا، غزاله علیزاده در خانه ادریسیها؛ شامل بازنقل خاطره آیدین
آغداشلو از روزنامه شرق، ۲۲ بهمن ۱۳۹۱. نقل خاطره در این مقاله از بازنشر توانا است. پیوند منبع
۴. اندیشهٔ پویا، بخشهایی از پرونده غزاله علیزاده، نوروز ۱۴۰۴؛ گفتوگو با سلمی الهی و گزارش سلمان نظافتیزدی،
بازنشر در کانال رسمی نشریه. پیوند منبع همچنین: توانا، غزاله علیزاده در خانه ادریسیها؛ شامل بازنقل خاطره آیدین
آغداشلو از روزنامه شرق، ۲۲ بهمن ۱۳۹۱. نقل خاطره در این مقاله از بازنشر توانا است. پیوند منبع
۵. توانا، غزاله علیزاده در خانه ادریسیها؛ شامل بازنقل خاطره آیدین آغداشلو از روزنامه شرق، ۲۲ بهمن ۱۳۹۱. نقل
خاطره در این مقاله از بازنشر توانا است. پیوند منبع
۶. حسن میرعابدینی، مدخل غزاله علیزاده در دانشنامه ایرانیکا، انتشار ۲۰۰۹، بهروزرسانی ۲۰۱۷. برای زندگی ادبی،
زمینه سیاسی، ویژگیهای نثر و کتابشناسی. پیوند منبع همچنین: شبنم کهنچی، نگاهی به جهان ادبی غزاله علیزاده؛
بازنشر در کتابنیوز. پیوند منبع
۷. حسن میرعابدینی، مدخل غزاله علیزاده در دانشنامه ایرانیکا، انتشار ۲۰۰۹، بهروزرسانی ۲۰۱۷. برای زندگی ادبی،
زمینه سیاسی، ویژگیهای نثر و کتابشناسی. پیوند منبع
۸. طاقچه، معرفی کتاب خانه ادریسیها، انتشارات توس؛ برای طرح داستان و شخصیتهای اصلی. پیوند منبع
۹. محمد مختاری، پیچیدگی سرنوشت یک خانه، بررسی رمان خانه ادریسیها؛ بازنشر در وبگاه محمد مختاری. پیوند منبع
۱۰. ونداد زمانی، غزاله علیزاده و مجنون مدرن، رادیو زمانه؛ خوانشی تطبیقی از خانه ادریسیها و شبهای تهران. پیوند
منبع
۱۱. گفتوگوی ناصر فکوهی با جلال ستاری درباره اسطورهها و شکلگیری هویت ملی؛ بازنشر در وبگاه ناصر فکوهی.
پیوند منبع
۱۲. حسن میرعابدینی، مدخل غزاله علیزاده در دانشنامه ایرانیکا، انتشار ۲۰۰۹، بهروزرسانی ۲۰۱۷. برای زندگی ادبی،
زمینه سیاسی، ویژگیهای نثر و کتابشناسی. پیوند منبع
۱۳. حسن میرعابدینی، مدخل غزاله علیزاده در دانشنامه ایرانیکا، انتشار ۲۰۰۹، بهروزرسانی ۲۰۱۷. برای زندگی ادبی،
زمینه سیاسی، ویژگیهای نثر و کتابشناسی. پیوند منبع همچنین: طاقچه، معرفی کتاب خانه ادریسیها، انتشارات
توس؛ برای طرح داستان و شخصیتهای اصلی. پیوند منبع
۱۴. شبنم کهنچی، نگاهی به جهان ادبی غزاله علیزاده؛ بازنشر در کتابنیوز. پیوند منبع
۱۵. غیبت دوباره خانم علیزاده، میدان؛ نقد مستند محاکات غزاله علیزاده، ساخته پگاه آهنگرانی. گفته سپانلو از نقل
ثبتشده در این نقد آورده شده است. پیوند منبع
۱۶. حسن میرعابدینی، مدخل غزاله علیزاده در دانشنامه ایرانیکا، انتشار ۲۰۰۹، بهروزرسانی ۲۰۱۷. برای زندگی ادبی،
زمینه سیاسی، ویژگیهای نثر و کتابشناسی. پیوند منبع
۱۷. آغداشلو: یکی از فاجعههای دوران ما آدمهای ناتماماش است؛ گفتوگوی اندیشهٔ پویا، نوروز ۱۳۹۵، بازنشر در
راهک. پیوند منبع
۱۸. منتظر خود بودن در حدهای حقیقت، نگاهی به مفهوم مرگ در اشعار رضا براهنی، هنرآنلاین؛ شامل بخشی از شعر لا
در رثای غزاله علیزاده. پیوند منبع
۱۹. رادیو فردا، مرور روزنامهها، گزارش ویژهنامه کلید انداختن در تاریکی در روزنامه شرق، بهمن ۱۳۹۱. اشاره به آثار
مجابی، حسینیزاد، جوادی و شمس لنگرودی بر اساس این گزارش است. پیوند منبع
۲۰. غیبت دوباره خانم علیزاده، میدان؛ نقد مستند محاکات غزاله علیزاده، ساخته پگاه آهنگرانی. گفته سپانلو از نقل
ثبتشده در این نقد آورده شده است. پیوند منبع
۲۱. توانا، غزاله علیزاده در خانه ادریسیها؛ شامل بازنقل خاطره آیدین آغداشلو از روزنامه شرق، ۲۲ بهمن ۱۳۹۱. نقل
خاطره در این مقاله از بازنشر توانا است. پیوند منبع
یادداشت منابع: در مواردی که گفتهها از بازنشر یا گزارش واسطه نقل شدهاند، همان منبع واسطه معرفی شده است.
تاریخ تولد بر اساس ثبت رایج منابع فارسی آمده؛ اختلاف برخی منابع در تاریخهای زندگینامهای، در متن لحاظ شده
است.



