سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۶ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۹:۳۵

سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۵

مارکسسیم، آغازسوسیالیسم، پایان فلسفه؟

مارکس می گفت که کاپیتالیسم یعنی استثمار کارگران. او با صفت بت نامیدن کالا در سرمایه داری، به انتقاد از ایدئولوژی بورژوازی پرداخت. کتاب سرمایه او اشارهای است به از خودبیگانگی انسان در نظام سرمایه داری. وی می گفت که بیگانگی انسان را می توان از طریق حذف مالکیت خصوصی برطرف نمود

Getting your Trinity Audio player ready...

اینجا حقیقت است، در مقابل آن زانو بزنید! لاورا، دختر مارکس در سال ۱۸۶۵ مصاحبه کوتاهی با پدرش انجام داد، که دراینجا می آید:
ـ نویسنده مورد علاقه ات کیست؟
– دیدرو.
ـ شاعران مورد علاقه ات کدامند؟
– شکسپیر، آشیلوس، و گوته.
ـ سرگرمی مورد علاقه ات چیست؟
– میان کتابها لول خوردن.
قهرمان مورد علاقه ات درتاریخ ؟
– اسپارتاکوس، کپلر (منجم آلمانی).
ـ شخصیت مورد علاقه ات درادبیات؟
– گرتشن (معشوقه مفیتوس شیطان در نمایشنامه فاوست گوته).
ـ از چه نویسنده ای متنفرید؟
– مارتین توپر ( نویسنده انگلیسی).
ـ غذای مورد علاقه ات؟
ـ ماهی.
ـ گل مورد علاقه ات؟
– غانی نباتی.
ـ رنگ موردعلاقه ات؟
– قرمز.
ـ صفت انسانی مورد علاقه ات؟
– ساده گی.
ـ صفت مورد علاقه ات در میان مردها؟
– نیرو، و قدرت.
ـ احساس سعادت در نظر شما؟
– در حال مبارزه بودن.
ـ احساس بدبختی درنظرشما؟
– گوش بفرمانی، اطاعت، زیردستی.
ـ چه گناهی را می بخشی؟
– ساده لوحی.
ـ از چه گناهی متنفری؟
– موش مرده گی، خزیدن.
ـ صفت مورد علاقه ات در میان زنان؟
– ضعف، پاسیو بودن.
ـ صفت اصلی خودتان؟
– سخت کوشی، پایداری در کوشش.
ـ اسم مورد علاقه تان برای دختربچه ها؟
– جنی، لاورا.
ـ ایده آل و شعار مورد علاقه تان؟
– هر عملی انسانی است، هیچ عملی غیر منتظره نیست.
ـ شعار مورد علاقه تان؟
– به هر چیزی قدری باید شک کرد.مارکس را بعد از هگل آخرین متفکر خالق سیستم فلسفی می دانند. او در ردیف اندیشمندان قرن ۱۹ غرب بود. وی در نوجوانی نماینده دمکراسی انقلابی بود، و می گفت که فلسفه بعد از عملی شدن آن، حذف خواهد شد. ماتریالیسم مارکس خلاف ماتریالیسم فویرباخ، علمی، تاریخی و آتهایستی است. او حتا در زمان تالیف دکترایش خود را با ۲ آتهایست فرهنگ یونان یعنی با ابیکور و دمکریت مشغول نمود. اگر هگل خلقها را ناقل جنبش دیالکتیکی می دید، مارکس طبقات را عامل این حرکت می دانست. او می گفت چون هر طبقه دارای ایدئولوژی خاص خود است، انتقاد اجتماعی اجبارا به انتقاد از ایدئولوژی کشیده می شود. مارکس هر مکتب فلسفی را نوعی ایدئولوژی می دانست، ومی گفت که فلسفه سنت کلاسیک، یعنی فلسفه پیشین، همیشه بصورت ایدئولوژی طرح می شد تا طبقه حاکم در پشت آن چهره خود را بپوشاند، به این دلیل در مارکسیسم فلسفه همیشه موضوع نقد ایدئولوژیک بود. آنطور که فلسفه در پرولتاریا سلاح مادی خودرا می دید، پرولتاریا در فلسفه نیز سلاح فکری خود را می جست. فلسفه عمل مارکسیستی خلاف فلسفه تاریخ هگل نه تنها مربوط به گذشته و زمان حال، بلکه مربوط به آینده نیزاست. فلسفه بدون آزادی و برخاستن پرولتاریا، به واقعیت نمی پیوندد، و پرولتاریا نمی تواند برخیزد و آزاد گردد، بدون واقعیت بخشیدن به فلسفه. همانطور که پرولتاریا در فلسفه اسلحه مادی می یابد، فلسفه در پرولتاریا اسلحه خود را می یابد. نه تنها افکار می خواهند که واقعیت شوند، بلکه واقعیات نیز می خواهند که عمل گردند. مخالفین مارکس مدعی بودند که او در غالب نظراتش اتوپیستی است، و در نئومارکسیسم آثار جامعه شناسی او غالبا با فلسفه عوضی گرفته می شوند.
مارکوزه می گفت که مارکسیسم یک دکترین سیاسی است، و علمی بودنش حزبی است، و آثار مارکس بیشتر روشنگری فرانسوی هستند تا فلسفه آلمانی، و آثار او را نمی توان فلسفه دانست، چون تمام مفاهیم تئوری مارکسیستی مقوله های اجتماعی و اقتصادی هستند، حتا آثار آغازین او نیز فلسفی نیستند. مارکس تحت تاثیر پدر خود با آثار ولتر و تحت تاثیر پدر زنش، یعنی وستفالن با سوسیالیسم تخیلی فرانسه آشنا گردید. منقدین غرب حتا ماتریالیستهای شوروی سابق را ادامه دهندگان ماتریالیسم فرانسوی می دانستند. نوزایی ماتریالیسم در عصر روشنگری فرانسوی بود. در مارکسیسم مبارزه علیه هر نوع متافیزیک انجام می گرفت. مارکس مدعی بود که حتا فکر و روح نیز ماده هستند؛ فقط نوع دیگری از ماده یا فقط جور دیگری به نظر می رسند.
مارکس دیالکتیک هگلی را ماتریالیستی نمود. اهمیت او در رادیکال بودنش است. هگل کوشش نمود تا روح و واقعیت را با هم آشتی دهد. مارکس در سال۱۸۴۱ دکترای خود را در باره “فلسفه طبیعی دمکریت و اپیکور” نوشته بود. او از طریق موضوع دکترای خود به این نتیجه رسید که آشتی میان دین و عقل غیر ممکن است. اگر برای هگل دین نخستین سکوی پله خودآگاهی خلق بود، برای مارکس دین تریاکی برای آرامش و سکوت آن بحساب می آمد. هگل معتقد به موجوداتی مرموز و اسطوره ای بود که همچون روح دلیل تحولات تاریخی میشوند. برای مارکس نه روح بلکه ماده نیروی محرک تاریخ است. مارکس با ادعای فلسفه فعال عمل به انتقاد از مواضع هگلیهای چپ پرداخت. فلسفه کلاسیک آلمان از طریق هگل به نقطه اوج خود رسیده بود. در آثار هگل عقل و واقعیت شباهتهایی دارند، آنان پایههای هومانیسم دمکراتیک و آغازی برای دعوت به تفسیر جهان نزد مارکس شدند. گروهی از مورخین سیراندیشه مدعی هستند که فلسفه تاریخی مارکس مخلوطی است از نظرات هگل و تئوریهای اقتصاد انگلیسی. گروه دیگری نزدیکی مارکسیسم به هگل گرایی را انحراف مارکسیسم ازهگل گرایی میدانند.
مارکس می گفت که کاپیتالیسم یعنی استثمار کارگران. او با صفت بت نامیدن کالا در سرمایه داری، به انتقاد از ایدئولوژی بورژوازی پرداخت. کتاب سرمایه او اشارهای است به از خودبیگانگی انسان در نظام سرمایه داری. وی می گفت که بیگانگی انسان را می توان از طریق حذف مالکیت خصوصی برطرف نمود. ریشه جهانبینی جدید مارکس را آنزمان میتوان درکتاب “یازده تز در باره فویرباخ” در سال ۱۸۴۰ مشاهده نمود. مارکس مدعی بود که در دمکراسی حقیقی دولت سیاسی از بین می رود. راسل گرچه مارکس را فیلسوف می دانست، ولی متعجب بود که چرا او مدعی علمی نمودن مفهوم سوسیالیسم شد. راسل می گفت که در غرب هیچکدام از جنبشهای مهم کارگری نتوانستند از مسیر سوسیال دمکراسی به جنبش مارکسیسم برسند. او اشاره می کند که انقلابیون مهم همیشه برای نقشه های اتوپیستی خود چک سفید کشیده یا امضاء نموده اند.
مارکس اشاره می کند که تحت تاثیر کتاب “ماهیت مسیحیت” فویرباخ، ماتریالیست و ضد دین گردید. او می گفت که در جهان، غیر از طبیعت و انسان، موجود و چیز دیگری وجود ندارد. از طریق مارکس نخستین بار انتقاد آبستراکت از دین، تبدیل به انتقاد اجتماعی مشخص گردید. او ماتریالیسم آنتروپولوژِک را تاریخی نمود، و می گفت که فقط آتهایست ها می توانند به خود متکی باشند، و نه به آسمان و وحی. برتراند راسل طلبکارانه می نویسد که مارکس حق ندارد فلسفه خود را علمی بنامد چون او غالبا دچارعملگرایی و مسائل سیاسی روز زمان خود بوده است.
در نظر مارکس، دین موجب می شود که انسان آگاه به فقر و بیچاره گی خود نشود، چون دین فلک زده گان را با قول جهانی دیگر آرام میکند. مارکس در نوشته “پیرامون موضوع یهودیان” بین آزادی سیاسی و آزادی انسانی فرق می گذارد، و حتا اولی را بورژوایی مینامد. او کمونیسم را تکمیل ناتورالیسم یعنی هومانیسم میدانست، و هومانیسم کامل را برابر ناتورالیسم بحساب می آورد. مارکس فلسفه تاریخی را نخستین بار از نظر لغوی از ولتر گرفت، آگوستین مقدس کوشید تا تاریخ را تعریف نماید، ولی معنی واقعی یا اوج آنرا هگل و مارکس تعریف نمودند. پیش از آن دو فیلسوفی بنام ویکو درقرن ۱۸ کوشید تا فلسفه تاریخ را نیز تعریف نماید. مارکس غیر از مطالعه آثار هگل، در کلاس درس دانشگاه به شنیدن سخنرانیهای باور، ساویگنی و شلگل می رفت. او مهمترین آثارش یعنی سه کتاب مانیفست کمونیسم، ایدئولوژی آلمانی و تزهایی درباره فوبرباخ را با کمک همکارش یعنی انگلس نوشت. مانیفست کمونیسم او را انجیل سوسیالیسم مارکسیستی لقب داده اند. عنوان دیگر کتاب خانواده مقدس “نقد انتقاد نقدی” بود.
گرچه پدر و مادر مارکس هر دو در یک خانواده روحانی یهودی تربیت شده بودند، با این وجود سنت هومانیسم و روشنگری قبلا در خانواده آنان مطرح بود. مارکس در دانشگاه به تحصیل حقوق، فلسفه و تاریخ پرداخته بود. امروزه اشاره میشود که مارکس جوان با مارکس نویسنده کتاب سرمایه متفاوت هستند.مارکس را بعدها پایه گذارکمونیسم علمی یعنی مارکسیسم نامیدند. او فقط ۶۵سال عمرنمود .مارکس به راهنمایی انگلس، نخستین بار به مطالعه دقیق اقتصاد سیاسی پرداخت. او سالها در فق رزیست، و چندتن از کودکانش به علت نبود امکانات پزشکی لازم و فقرمالی درگذشتند. مارکس در سال ۱۸۴۳ زمانیکه به پاریس رفت تا علیه ارتجاع دولت پروسی به مبارزه ادامه دهد، از دمکرات انقلابی بودن به کمونیسم روی آورد. او در اواخر سال ۱۸۴۴ در پاریس با انگلس ملاقات نمود. دولت پروس آلمان او را در ماه مه ۱۸۴۰ بعنوان فردی بی وطن بار دیگر از آلمان اخراج نمود. او در طول آواره گی خود مقیم شهرهای پاریس، بروکسل، کلن و لندن گردید. شاید مشاجره با آنارشیستهایی مانند باکونین موجب شد که مارکس نظر تحقیرآمیزی نسبت به قوم اسلاو داشته باشد. بعد از مرگ مارکس، انگلس طی ۱۲ سال آخر عمر خود کوشید تا آثار سیستماتیک و دائرت المعارفی او را بعنوان سوسیالیسم علمی، تکمیل و منتشر نماید.

تاریخ انتشار : ۹ مرداد, ۱۳۸۸ ۳:۴۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

استر سلومان: نتانیاهو در پرونده ایران خود را پیروز جنگ معرفی می‌کرد، اما اکنون ترامپ در حال رفتن به سمت توافقی با ایران است. این یعنی به جای روایت نتانیاهو از «پیروزی کامل» باید «تحقیر شدن در جبهه ایران» را جایگزین آن کرد. حال اما ترامپ ظاهراً می‌خواهد با ایران به توافقی برسد که جنگ را متوقف کند، تنگه هرمز را باز کند و پرونده هسته‌ای را به یک روند مذاکراتی بعدی بسپارد. این نوع توافق، از نگاه نتانیاهو، ایران را نابود نمی‌کند؛ بلکه آن را از مرحله بقا وارد مرحله تثبیت می‌کند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مطالعه‌ای جامعه‌شناختی در نگرش انسان‌محور و توسعه‌گرای هدی صابر

«عظمت دوران پهلوی»، بازسازی یک دروغ!

نقش عوامل غیرعقلانی در تصمیم‌گیری‌های نظامی آمریکا: شواهدی از ویتنام، عراق، لیبی و ایران

هشتم تیر؛ یادمان یک نسل؛ | تأملی در یاد حمید اشرف، یاران جان‌باخته و میراث ماندگار جنبش فدایی

چرا باید از پزشکیان حمایت کرد؟

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.