سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۱:۱۹

پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۹

مبارزات زنان و اتوپیهای جدید

آنارکوفمنیست ها یا فمنیستهای آنارشیست، مخالف زن سالاری هستند. آنها می گویند که ستم جنسی یکی از ستم های گوناگون و اشکال قدرت است و تنها لغو مردسالاری کافی نیست تا زنان از هرگونه ستم آزاد شوند. وظیفه فمنیسم انقلابی است که تمام انسانهای تحت ستم را با هم متحد سازد تا علیه هرگونه ستم طبقاتی، نژادی، جنسی و غیره مبارزه نمایند.

Getting your Trinity Audio player ready...

فمنیسم آنارشیستی یا آنارکوفمنیسم، وحدت آنارشیستها و فمنیستها در غرب بود. آنها خواهان جامعه ای عادل بر اساس آزادی فردی هستند. تئوری و طرح جنبش آنارکوفمنیسم حاوی اتوپی فمنیستی نیز است. هدف آنان فرموله نمودن یک آنارشیسم پسا فمنیسم است. آنها در جستجوی آلترناتیوهایی برای جامعه کاپیتالیستی و ساختارهای هیرارشی و سلسله مراتبی مردسالار هستند که مخالف سودجویی، استثمار و فشار اقتصادی میباشد ، و علنا مخالف سرمایه داری گلوبال، امپریالیسم غربی و مردسالاری هستند، آنان خواهان حذف دولت، مالکیت خصوصی، دین و کلیسا نیز میباشند. مبارزه علیه اتمی نمودن اقتصاد و ارتش، مخالف توریسم سکس و پورنوگرافی نیز از دیگر زمینه های فعالیت آنان است.

آنها میگویند که آزادی زنان، وابسته به نابودی کاپیتالیسم، دولت انحصاری مقتدر مرکزی، امتیازات مردانه و تسلط دین است. فمنیسم اجتماعی آنان مدعی دفاع از محیط زیست و طبیعت است و میگویند که زنان و طبیعت از نخستین قربانیان نظام سرمایه داری مردسالار بوده اند. آنها خواهان سوسیالیسم دمکراتیک میباشند. در جامعه مورد نظر آنان، بجای خانواده های کوچک امروزی، کمونهای زندگی همخانه بودن، مورد توجه قرار خواهد گرفت.

مکتب سیاسی اجتماعی آنارکوفمنیسم، ریشه در بحث فمنیست های رادیکال آمریکا دارد. آنها در جستجوی یک چهارچوب سیاسی برای انقلاب، و فمنیستی کردن جنبش اجتماعی بودند که در دهه ۷۰ قرن گذشته میلادی به اروپا رسید. دو مجله مهم آنان در آلمان با نامهای” پرچم سیاه” و” انقلاب ریشه ای گیاه”، به طرح بحث های آنارکو فمنیستی و ترجمه متون سه زن نظریه پرداز آمریکایی بنامهای پگی کورن اگر، کارول اهرلیش، و ژانت بیهل، پرداخت. این سه اعلان کردند که وحدت آنارشیسم و فمنیسم، وحدت کامل اصول و ایده آلها خواهد بود.

سه نظریه پرداز پیشین کلاسیک مکتب آنارکوفمنیسم، سه زن دیگر با نامهای اما گلدمن، لویزه میشل، و موگرس لیبرس بودند که تحت آثار آنارشیسم کمونیستی کروپتکین قرار داشتند. آنها مدعی هستند که فمنیسم ماهیتا آنارشیستی است و آنارشیسم شامل مبارزه و خواسته های زنان نیز میگردد. تئوری آنارکوفمنیسم امکانی بوجود آورد تا فمنیست ها بخدمت جنبش انارشیستی در آیند. محافل فمنیستی زنان بورژوا لیبرال در آغاز مخالف جنبش آنارکوفمنیسم بودند، ولی مردهای آنارشیست، جلب آنارکوفمنیسم را ضرورت انقلاب آنارشیستی میدانند.

آنارکوفمنیست ها یا فمنیستهای آنارشیست، مخالف زن سالاری هستند. آنها می گویند که ستم جنسی یکی از ستم های گوناگون و اشکال قدرت است و تنها لغو مردسالاری کافی نیست تا زنان از هرگونه ستم آزاد شوند. وظیفه فمنیسم انقلابی است که تمام انسانهای تحت ستم را با هم متحد سازد تا علیه هرگونه ستم طبقاتی، نژادی، جنسی و غیره مبارزه نمایند. آنها جنسیت گرایی را یک انتقاد و عیب بزرگی برای جنبش بورژوازی فمنیستی میدانند و میگویند با کار از پایین و کار در جامعه مانند تشکیل کمونهای تولید، خانه های پناه برای زنان کتک خورده!، و غیره باید پوکی و ناتوانی نظام حاکم را نشان داد همانطور که تجربه های انقلاب اسپانیا و جنبش دانشجویی سال ۶۸ در اروپا نشان داد. در نظر آنان، بازی و آزادی دو ضرورت مهم برای انقلاب هستند.

آنها اشاره میکنند که انقلاب حتما نباید بدون خشونت باشد و سه نوع فعالیت عملی را ممکن میدانند. اول اینکه فعالیت تربیتی یعنی تبادل تجربه و ایده، دوم اینکه فعالیت اقتصادی و سیاسی ضد رژیم یعنی اعتصاب، بایکوت، خرابکاری، و فعالیت خصوصی سیاسی یعنی زندگی غیرهیرارشی، آلترناتیو و شرکت در اشکال جدید کار. سوم اینکه آنارکوفمنیستها خواهان سازمانهای مستقل زنلن نیز هستند. پیش از آن، زنان کارگر و زنان سیاهپوست، خارج از توجه جنبش فمنیستی بورژوایی زنان سفید پوست بودند. خانم اما گلدمن همچون خانم اهرلیش و خانم کورن اگر، رابطه آزاد عشقی جنسی در آینده را کلید آزادی زن و مرد میدانست.

فمنیست ها و آنارکوفمنیست ها حتی مسائل و مشکلات خصوصی زمان خود را سیاسی میدانند. به این دلیل فمنیسم باید خود را در یک تئوری چپ جامع مطرح نماید. همه اختلافات زن و مرد غیر از اختلافات جنسی دلیل اجتماعی دارند. فمنیست ها زن را موجودی اجتماعی، دلسوز و غیرفنی میدانند که نیمی از عمر خودرا با مشکلاتی مانند حامله گی، زایمان، شیردادن بچه، و خونریزی قائدگی و غیره دست به گریبان است. حتی اگر اختلافات بیولوژیک وجود داشته باشند، نیاید آنها موجب ستم و هیرارشی گردند. یعنی بجای کنارزدن اختلافات باید هیرارشی مردها بر زنان را بکنار زد. در نظر آنان حذف نظام های سلطه گر امکان رشد یک جامعه مدافع محیط زیست رانیز میدهد. دولتها و سیستم های اقتصادی سرمایه داری کوشش میکنند که طبیعت را نیز استثمار نمایند. آنارکوفمنیست ها مخالف اصلاحات فمنیستی در کنار تحمل دولت حاکم هستند، آنها شرکت در سازمانهای دولتی را نیز رد میکنند. مورای بوکچن مینویسد که کمونیسم دمکرات آنارکوفمنیست ها خواهان فمنیست اجتماعی مدافع محیط زیست و مخالف سرمایه داری و دولت مرکزی انحصارگر است.

مویرس لیبرس، مبارز اسپانیایی مینویسد که خواسته های فمنیستی موجب میشوند که بتوان زنانی قوی و مبارز را نیز جلب جنبش آنارشیسم نمود و آنگونه زنانی که مسائل جنسی را بجای مشکلات طبقاتی و یا نژادی عمده کنند، در خدمت تجزیه جنبش درمی آیند. آنارشیستها فشار جنسی در میان جنبش را از جمله مسائل خصوصی و رفتار غلط بعضی از مردها میدانند. جنبش فمنیستی زنان سفید پوست لیبرال، اهمیتی به فمنیسم انقلابی یا آنارکوفمنیسم نمیدهد.

آنارکو فمنیست های مدرن اهمیت خاصی برای آنارشیسم کمونیستی کروپتکین قائل هستند چون در نظر آنان او جنبه های اجتماعی و شخصی طبیعت انسان را مورد توجه قرار داد که برای فمنیست ها اهمیت خاصی دارند و پایه بعضی از توانایی های آنان هستند. در مورد وحدت آنارشیسم و فمنیست اشاره میشود که فمنیستها، آنارشیستهای واقعی هستند. اتحاد آنان باعث قدرت و تکمیل هم میشود چون آنان روی انقلاب مداوم تاکید میکنند.

آنارشیستها به فمنیستها درس انقلاب میدهند تا جامعه اتوریته و هیرارشی را منحمل کنند، وضرورت یک جنبش عمومی بجای انقلابیون حرفه ای و آوانگارد را گوشزد میکنند. فمنیست ها با کمک نیمی از جمعیت جامعه یعنی زنان موجب قدرت آنارشیستها میشوند، فمنیست ها از طریق آنارشیستها متوجه میشوند که تمام فشارها و ظلم و ستم ها با هم رابطه دارند، و فشار اقتصادی و فشار سیاسی، غیر از فشار جنسی، در جامعه طبقاتی سرمایه داری، شامل وضعیت زنان نیز می گردد.

تاریخ انتشار : ۱۴ بهمن, ۱۳۸۹ ۰:۴۲ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

از سفره تا سرپناه؛ چگونه تورم کالاها و بحران مسکن فشار بر زحمتکشان را تشدید کرده‌اند؟

شهناز قراگزلو: هزینه این بحران برای همه یکسان نیست. همانند بسیاری از دوره‌های بی‌ثباتی اقتصادی، بیشترین فشار بر دوش کسانی قرار گرفته که کمترین حاشیه امنیت مالی را دارند. کارگران، بازنشستگان حداقل‌بگیر، زنان سرپرست خانوار و خانواده‌هایی که فاقد پس‌انداز و دارایی‌اند، نخستین قربانیان تورم سه‌رقمی کالاها محسوب می‌شوند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: توافق میان ایران و آمریکا، گشایشی در چشم انداز خروج ایران از بن بست

تنگۀ هرمز تنها باید گذرگاه صلح باشد!

از سفره تا سرپناه؛ چگونه تورم کالاها و بحران مسکن فشار بر زحمتکشان را تشدید کرده‌اند؟

جنگ، آزمون واقعی چپ ایران بود

بازتولید خشونت و رویکرد حذفی در سپهر سیاسی ایران

بیانیه حزب اتحاد ملت در استقبال از تفاهم و پایان جنگ: توفیق در میدان، مسئولیت در حکمرانی