سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۴ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۲۳:۵۹

پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۹

مهربانی بی پایان

در سوگ رفیق امیر امامی
در آن دوره و سالها مهاباد چند بار دست به دست گشت و او به اتکای موقعیت اجتماعی و نوع رفتاری که با محیط تنظیم کرده بود، محکم سر جایش ماند و هیچگاه هم شهر را ترک نکرد و البته هرگز هم موضع و باور سیاسی خود را تابع تغییر تحولات قرار نداد!

نمی خواستیم که هر از چندی خبر از دست رفت یارعزیزی را بشنویم و از آن سخت تر اینکه، فاصله زمانی خبرهایی از ایندست با جلو رفت زمان کمترهم شوند. اما، چنین شده است! چه باید کرد که آدمی را عمر محدود است و مرگ، در کمین نشسته تا که پایان ناگزیر زندگی انسان را اعلام بدارد. با این همه، هیچ مرگی را نمی توان باور کرد، مرگ هیچ عزیزی را؛ به ویژه آنگاه که، زود هنگام رخ دهد. مانند مرگ شومی که امیر امامی را از ما گرفت. رفیق عزیزی خبرم داد که سرانجام با از کار افتادن قلب مهربان امیر در زادگاهش – مهاباد، او خیل دوستانش را ترک گفته است. اندوهناک از شنیدن خبر، با دیرینه یارم رفیق هوشیار تماس گرفتم تا هم این اندوه را تسلی دهم و هم بی باوری ام از این مرگ را چاره کنم. حقیقت داشت! امیر امامی، برادر بزرگ “کاک هوشی” پر کشیده و رفته است.

امیر امامی را در اسفند ماه سال پنجاه و هفت، برای نخستین بار در ستاد مهاباد سازمان دیدم. هوشیار او را به من معرفی کرد. به لحاظ جا افتادگی سنی و از نظر رفتار با همه جوانان و نوجوانان مهابادی که در آن روزهای شورو شر بهار انقلاب همه ستاد و خیابان ها و روستاهای پیرامون شهر را زیر نگین خود داشتند، متفاوت بود. یا دستکم، من او را متفاوت یافتم. با همه اطرافیان در حال شوخی بود و در همانحال، وقار خاصی را که داشت حفظ می کرد. کاملاً معلوم بود که در گود جامعه غلت هایی خورده و در محیط اجتماعی جا افتاده است. پسر بزرگ خانواده اصیل و سرشناس امامی بود. پدری که در زمره معدود شخصیت های بجا مانده از حکومت “پیشوا” قاضی محمد در مهاباد بود و مورد احترام و توجه مردم شهر. امیر از چنین خانواده ایی می آمد، ولی این اعتبار اجتماعی هم باعث نشده بود که در او تکبر سیاسی پدید آید. آنچه که اما بسیار زود جلب توجه مرا کرد، رابطه عاشقانه ایی بود که او با مادر مهربانش داشت. من که با لطف های مداوم هوشیار روبرو بودم، گاه برای صرف ناهار و شامی به منزل “مادر امامی ها” می رفتم و از دریای محبت این زن مهربان و توجهاتش لبریز می شدم تا با انرژی تازه به ستاد برگردم. یکی از موارد لذت بردن هایم در آن خانه مهر، زیر نظر داشتن مناسبات مادر- فرزندی، بین پیرزن مهربان با سه پسرش و مخصوصاً امیر که انیس و مونس مادر به شمار می رفت، بود. مهربانی بین مادر و فرزند، پدیده ایی است البته آشنا و معمول، اما باید بگویم که بین مادر و امیراز آن موارد بسیار غلیظ اش بود! و هرگز یادم نمی رود گفت و شنود آنروز را که با امیر داشتم. وقتی امیر به تنهایی و بدون مادر از یک گروه ده تا پانزده نفره ما در آن منزل بسیار تمیزشان و با انواع دست پخت های مادر به شمول خوراک ها و متخلفات انبار شده در زیر زمین خانه پذیرایی می کرد، شوخی وار به او گفتم: کاک امیر لازم نیست اینهمه ملحفه تمیز و خوردنی ها را صرف این آدم های گرسنه و ژولیده بکنی! و اما او چنین پاسخم داد: پس جواب مادر را چه بدهم اگراز من بپرسد – که حتماً هم می پرسد – مهمان ها چند نفر بودند و تو چگونه از آنان پذیرایی کردی؟! و اضافه کرد که مگر می توانم دل او را بشکنم؟ پاسخ او برایم همانروز هم درس آموز بود، ولی اکنون که از فراز گذر سی سال، مکث پیرانه سرانه ایی در آن می کنم می بینم که پاسخ او از چه روح والایی حکایت داشت. ورود او به موضوع نه مثلاً از زاویه آداب مهمان نوازی بود که کردها در آن به اندازه کافی شهره اند و یا که تعلقات فدایی و رفاقت های سیاسی، بلکه دربستر عواطفی معنی می یافت که بین او ومادرش برقرار بود. براستی که، بزرگی ها را در این رفتارهای ظاهراً خرد می باید یافت و فهمید.

امیر در آن سالها بیشتر در جوار تشکیلات حرکت می کرد و از همین جایگاه هم، بیشترین یاری ها را به سازمان می رساند. در آن دوره و سالها مهاباد چند بار دست به دست گشت و او به اتکای موقعیت اجتماعی و نوع رفتاری که با محیط تنظیم کرده بود، محکم سر جایش ماند و هیچگاه هم شهر را ترک نکرد و البته هرگز هم موضع و باور سیاسی خود را تابع تغییر تحولات قرار نداد! من دیگر او را در این سی سال ندیدم اما از چندین نفرشنیدم که همواره و تا آخر زندگی غرورآمیزش از موضع یک روشنفکر مترقی و چپ، بر حقانیت جنبش ملی کردستان پای می فشرد. او انسان شریفی بود که در شرافت زیست و شرافتمندانه رفت. نام و خاطره او نه تنها برای آنان که از نزدیک او را می شناختند و نه فقط برای اطرافیان و یارانش، که برای مردم شهر نستوه مهاباد جاودانه است. یادش گرامی باد.

تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند, ۱۳۸۹ ۸:۲۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حذف نسل جوان؛ سرمایه‌هایی که به دار آویخته می‌شوند

پرونده‌سازی در زندان؛ وریشه مرادی به حبس محکوم شد

گزارش مجموعه اطلاعاتی آمریکا می‌گوید ایران می‌تواند ماه‌ها از محاصره هرمزِ ترامپ جان سالم به در ببرد!

سلام! تو زنده‌ای یا مرده؟

رؤیای دموکراسی، واقعیت بحران

صحبتی با افکار عمومی جهان، به‌ویژه مردم آمریکا