سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۰ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۱:۵۲

جمعه ۲۰ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۲

نامه محمد مصطفایی به دادستان تهران

بازپرس همسر مهربان و رنج کشیده و بی گناه مرا به همراه بردارشان، به ناحق و برخلاف اصل شخصی بودن جرایم و مجازاتها به بند کشیده و اعلام می کند تا هنگامی که اینجانب خود را معرفی نکنم وی را آزاد نخواهد کرد ...

Getting your Trinity Audio player ready...

 به دنبال بازداشت همسر و برادر همسر خود، محمد مصطفایی وکیل دادگستری نامه ای به دادستان تهران نوشته است:

به نام خدا

جناب آقای جعفری دولت آبادی دادستان عمومی و انقلاب تهران

با سلام

بازپرس شعبه دوم دادسرای شهید مقدس، همسر مهربان و رنج کشیده و بی گناه مرا به همراه بردارشان از روز شنبه دوم مرداد ماه، به ناحق و برخلاف اصل شخصی بودن جرایم و مجازاتها به بند کشیده و اعلام می کند تا هنگامی که اینجانب خود را معرفی نکنم وی را آزاد نخواهد کرد و به گونه ای با سوءاستفاده از قدرت خود و با اعمال سلیقه شخصی این دو عزیزم را به گروگان گرفته اند.

جناب آقای جعفری دولت آبادی؛

در روز چهارشنبه بیست و نهم تیر ماه، احضاره ای به دفتر اینجانب ارسال و به صورت قانونی ابلاغ شد. متن احضاریه حکایت از آن داشت که ظرف سه روز جهت پاره ای از توضیحات خود را به شعبه دوم بازپرسی معرفی کنم. در روز مقرر ساعت نه صبح به زندان اوین رفتم. سرباز محمدخانی با دیدن احضاریه، مرا به داخل هدایت کرد. مدت طولانی منتظر ماندم و سپس به بازپرسی فراخوانده شدم. بازپرس شعبه در چندین برگ صورتمجلس به صورت مشروح و مفصل در خصوص کمک به نوجوانان در معرض اعدام سئوالاتی را مطرح نموده و با وجودی که از قبل اطلاعی از سئوالات مطروحه نداشتم به ذهنم مراجعه کرده و تمام ابهامات بازپرس را مرتفع کردم. پس از چند ساعت بدون اینکه ایشان اتهامی تفهیم نماید سرباز محمد خانی را صدا زده و دستور دادند که آزاد شوم. با هدایت سرباز وظیفه از موانع خطیر و رد نشدنی دادسرای اوین خارج شده و از طریق تلفن فردی که در بیرون از زندان بود به همسرم فرشته حلیمی اطلاع دادم که نگران نباشند، موضوع حل و فصل شده است. پس از آن چون تلفن همراهم در نزدم نبود نتوانستم با همسرم تماس گیرم ( بازپرس شعبه دوم به مراجعه کننده گان اعلام نموده است که تلفن همراهم در زندان است و اینجانب فرار کرده ام. این موضوع کذب محض است وهرگز فرار نکرده و تلفن همراهم نزد خودم است می توانید به حافظه دوربین های مدار بسته زندان مراجعه کنید) ساعت پنج بعد از ظهر به دفتر کارم مراجعه کردم و منشی دفتر اعلام نمودند که همسرم تماس گرفته است. با وی تماس گرفتم و ایشان اعلام کردند که از شعبه دوم بازپرسی تماس گرفته شده و شما باید به بازپرسی بروید من هم چون خارج از وقت اداری بود، با خود قرار گذاشتم تا روز بعد به بازپرسی مراجعه کنم. یکی از همکاران دفتر بی آنکه بگوید جلبی برایم صادر شده است. ( مامور ویژه دادسرای شهید مقدس به وی اعلام کرده بود که نگوید جلبم صادر شده است و وی به این دستور توجه نموده بود) اعلام کرد که چند نفر مامور لباس شخصی با من کار داشتند. بنده چندین بار به بیرون دفتر رفته و برگشتم و هیچ ماموری به سراغم نیامد. متعاقبا در جلسه ای شرکت کرده و زمان سپری شد. ساعت ۲۳ به تلفن همراه همسرم زنگ زدم. ایشان پاسخی ندادند. نگران شدم و با پدر ایشان تماس گرفتم. وی گفت برای بردن ماشین به دفتر آمده اند. ( خودروی تحت تصرف همسرم متعلق به پدرش است که در تمام روز با آن کارهای روزمره خود را انجام می دهد ولی چون اینجانب خودروی خود را نبرده بودم به وی دادم تا زمینی را که نیاز به کارشناسی داشت، کارشناسی کند.( کارشناس منتخب حاضر به ادای گواهی است لطفا وی را احظار کنید و اظهاراتش را بشنوید ایشان به خوبی می توانند بر بی گناهی همسرم گواهی دهند چون ایشان شاهد هستند که همسرم به همراه پدرشان همراه ایشان بوده اند) باز هم پس از چند دقیقه مجددا تماس گرفتم و ایشان اعلام کردند که فرزندانشان بازداشت شده و به زندان اوین منتقل شده اند.

جناب آقای جعفری دولت آبادی

پس از شنیدن این خبر بر آشفته شدم و قصد رفتن به زندان اوین را داشتم ولی طاقت اینقدر بی قانونی و نقض حقوق اولیه ای را که یک انسان می تواند داشته باشد، نداشته و ترجیح دادم علیرغم بازداشت عزیزترین گوهر زندگی ام هرگز در مرجع قضایی که بازپرسان آن پایبند به هیچ یک از اصول اولیه ی قانونی از جمله اصل شخصی بودن جرایم و مجازاتها، اصل برائت، اصل قانونی بودن جرایم ” گروگان گیری به هیچ عنوان قانونی نیست” اصل برخورداری افراد از دادرسی عادلانه، اصل بی طرفی قضات و صدها اصل دیگر نیستند شرکت نکنم و خود را نیز معرفی ننمایم مگر اینکه مامورین تحت نظارت بازپرس، کمر همت ببندند و مرا در خانه ی انفرادی که برای خود ساخته ام دستگیر کنید.

جناب آقای جعفری دولت آبادی

حضرتعالی به خوبی می دانید که صدور برگ جلب افراد شرایطی خاصی را می طلبد. که شامل حال اینجانب نمی باشد چرا که شغل، جا و محل زندگی و کارم مشخص بوده ضمن این که در همه پرونده های کیفری ابتدا متهم احضار و در صورت عدم حضور جلب می گردد و هیچ وقت بدوا برگ جلب صادر نمی شود همانطور که در وهله اول برگ احضار صادر گردید و حضور یافتم. بازپرس می توانست در صورت لزوم و نیاز به توضیحات بیشتر ابتدا برگ احضار دیگری صادر کند یا اینکه با توجه به احضار تلفنی اینجانب تحمل می نمود تا پس از اطلاع، در اسرع وقت جهت توضیحات بیشتر به حضورشان می رفتم. آیا تحقیق کرده اید که به استناد چه ماده قانونی حکم به جلب اینجانب صادر شده است. مطمئن هستم بازپرس تحت نظارت شما حتی یک بار به خود این فرصت را نداده است که برای یک بار هم که شده به صورت دقیق قوانین کیفری را مطالعه کند. بر این اساس بوده است که همسر اینجانب نیز به همراه برادرشان به صورت کاملا غیر قانونی به گروگان گرفته شده اند. مگر اینکه قائل باشیم افراد دیگری هستند که خود را بالاتر از قانون دانسته و هر عملی را که مایلند به انجام می رسانند.

جناب آقای جعفری دولت آبادی

بازپرس تحت نظارت شما یا دیگر مامورینی که دستی بر قدرت شما دارند نه تنها بر خلاف قانون عمل کرده اند بلکه به هیچ عنوان وجدان و اخلاق را سر لوحه اعمال خود قرار نداده اند. دختر نازنین و با محبت شش ساله ای را از مادر و پدرش گرفته اند او را آواره کرده اند. پارمیدای من امروز توسط جلب و بازداشت بدون حکم قضایی، غیر قانونی و غیر اخلاقی مامورین امنیت و دستور برخلاف قانون بازپرس شعبه، بدون پدر و مادر شده است. بعید می دانم مسلمانی بتواند فرزندی را به اینگونه از مادرش بستاند و بعد می گویند تا زمانی که محمد مصطفایی نیاید این دو آزاد را نخواهند کرد. آقای دادستان در کجای قانون چنین مقرره ای پیش بینی شده است و از همه مهم تر اینکه از بازپرسان و دیگران که در پرونده همسرم و برادرش دستی دارند می پرسم که شما مسلمانید بگویید در کجای شرع مقدس آماده است که مادری بی گناه و مظلوم را که تمام هم و غمش در زندگی مشترک تربیت فرزندش بوده است را اینگونه ناجوانمردانه از فرزند دلبندش جدا کنید. به خدا قسم این رسم مسلمانی نیست.

فرهاد حلیمی برادر همسرم که به تازگی عقد کرده بود و میخواست زندگی جدیدی را آغاز کند یک سال زحمت کشیده بود تا در کنکور پنجشنبه مورخ ۷/۵/۸۸ شرکت کند اما متاسفانه این بازداشت غیرقانونی باعث شده که تمام زحمت های یک ساله اش به هدر رود و از این امتحان مهم زندگی باز بماند.

جناب آقای دادستان

چند سالی است که تمام فکر و ذکرم نجات جان انسانهایی بوده است که مستحق مرگ نبوده اند. و به علت مشغله کاری جهت جان این افراد، همسر و فرزند عزیزم را به ندرت می دیدم. در این راه توانسته ام جان هجده نفر از نوجوانانی که در آستانه مرگ قرار داشتم به انحاء مختلف و در برخی از مواقع با جمع آوری دیه نجات دهم و خدمتی برای کشورم نمایم و نیز افراد بسیاری را که سنین بالاتر داشته اند نجات داده ام و بارها و بارها از ریاست پیشین قوه قضاییه درخواست عفو محکومین به سنگسار را کرده ام و مورد قبول نیز واقع می گردید. مهم تر اینکه تمام هدفم این بود که قضات دادگستری را مجاب کنم که بر خلاف عدالت قضایی قدم برندارند. حاضرم صدها پرونده قضایی را به نظرتان برسانم که دادیار، بازپرس و قاضی صرفا بر اساس سوء استفاده از قدرت خود همچون پرونده حاضر حکم و دستور ناعادلانه صادر کرده اند. و حال این گونه عمل کردن مرجع قضایی نسبت به کسی که همیشه در جهت رعایت عدالت و منافع جمهوری اسلامی قدم بر می داشت، پاداش اعمال خداپسندانه و بشردوستانه اینجانب است.

جناب آقای دولت آبادی

از شما به عنوان بالاترین مقام دادسرای عمومی و انقلاب تهران می خواهم که بازپرس رسیدگی کننده به پرونده اینجانب را ارشاد کنید که دست از این رویه ناپسند بردارد وهمسرم و برادر ایشان را از بند و گروگان گیری رها کنند و بدانید در صورتی که دادگاه و دادرسی عادلانه ای برای محاکمه اینجانب که هیچگونه اتهامی متوجه ام نیست تشکیل گردد خود را معرفی خواهم نمود و در این صورت هر گونه مجازاتی را به دیده منت می پذیرم و تحمل خواهم کرد.

در آخر لازم به توضیح است که در یک سال گذشته توسط مامورین وزارت اطلاعات به صورت تلفنی احضار شده و پاسخ ابهامات آنان را داده ام و اگر این بار نیز احضار می شدم شک نداشته باشید که مراجعه میکردم ولی حال که این گونه رفتار شده است ناچارم دوری همسر و فرزند عزیزم و خانواده محترمم را تحمل کنم تا شاید قانون عادلانه در کشورمان حکم فرما شود.

شما و بازپرس شعبه ی دوم دادسرای شهید مقدس را به خداوند جان آفرین می سپارم. امیدوارم نگذارید فرزندم بیش از این در غم فراق مادر بی تابی کند و لب به غذا نزد که مادرش را می خواهد تا در آغوش بگیرد که اگر بی تابی وی صدمه ای بر او وارد کرد، گناهی مرتکب شده اید که بخشودنی نیست. اگر به روز قیامت اعتقاد دارید این دو را که مرتکب هیچ گناهی نشده اند آزاد کنید. انصاف نیست که آنان به خاطر اعمال برخلاف قانون مرجع قضایی که در اصل صالح به رسیدگی به موضوع مطروحه نبوده است به ناحق و ناروا مجازات شوند.

محمد مصطفایی همسر فرشته حلیمی

تاریخ انتشار : ۹ مرداد, ۱۳۸۹ ۶:۱۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

جنایت جنگی آمریکا در سیریک و جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران را شدیداً محکوم می‌کنیم

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تأکید می‌کند که تقویت سرمایهٔ اجتماعی و افزایش تاب‌آوری ملی، تنها زمانی ممکن است که مجموعه‌ای از اقدامات فوری و ساختاری به‌صورت هم‌زمان پیش برود. رفع فشار سنگین اقتصادی از زندگی مردم، به‌ویژه کارگران، بازنشستگان و طبقات میانی و پایین جامعه، اولویت انکارناپذیر است؛ زیرا هیچ جامعه‌ای زیر بار فقر، ناامنی معیشتی و نابرابری گسترده نمی‌تواند تاب‌آوری واقعی داشته باشد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

گفت‌وگوی یرواند آبراهامیان درباره آینده ایران؛ تغییر حکومت و ثبات آن

از نظر تاریخی، حتی تندروها نیز همیشه آمادگی رسیدن به توافق با آمریکا را داشته‌اند. [آیت الله] خمینی، حتی زمانی که آمریکا و اسرائیل را «شیطان» می‌خواند، در پشت پرده رفتاری بسیار عمل‌گرایانه داشت. فقط کافی است ماجرای ایران‌کنترا را به یاد بیاوریم. درباره آیت‌الله خامنه‌ای نیز همین مسئله وجود داشت. با وجود تمام شعارها، نمایندگان او حاضر به مذاکره و رسیدن به توافق بودند.

مطالعه »

دعوت به بازگشت؛ آغازی برای آشتی ملی یا گشایشی از سر درماندگی؟

گودرز اقتداری: اظهارات اخیر مقام‌های دولت مسعود پزشکیان درباره ایرانیان خارج از کشور، در نگاه نخست شاید تکرار همان دعوت‌هایی به نظر برسد که در دولت‌های مختلف درباره «بازگشت ایرانیان» شنیده‌ایم. اما این بار یک تفاوت مهم وجود دارد: سخن فقط از متخصصان، سرمایه‌گذاران یا ایرانیان غیرسیاسی نیست. نام کسانی مطرح شده که سال‌ها منتقد جدی جمهوری اسلامی بوده‌اند و برخی نیز هزینه‌های سیاسی سنگینی پرداخته‌اند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

دعوت به بازگشت؛ آغازی برای آشتی ملی یا گشایشی از سر درماندگی؟

نتانیاهو ظاهراً هشدار حمله حماس به اسرائیل در سال ۲۰۲۳ را نادیده گرفته است

در غزه، حتی یک فندک هم به یک کالای لوکس تبدیل شده است

ونزوئلا در حال بازگشت به استعمار است

سیما بینا؛ هنرمندی که بخشی از حافظهٔ شنیداری ایران را به نسل‌های بعد سپرد

چرا رضاشاه هنوز با حاشیه‌نشینان ایران صحبت می‌کند؟