جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۲۰:۰۰

جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۲۰:۰۰

نغمه مخالف و شنا در جهت عکس جریان آب

پاسداری از این خون تازه ایجاب می کند که تمرکز حواس اجتماعی خود را به هر طریق ممکن حفظ کنیم. در این میان گفتمانهای اصلاح طلبی و یا اصولگرایی مهم نیستند، مهم حس فردی ما و این سوال دائمی است که آیا من با این انتخاب خوشبختر و سرزنده تر شده ام یا نه؟ سوالی که در طول دوران ریاست جمهورِ این نظام بر سر در خانه های ما می بایست نوشته و آویخته گردد.

می گویند ولادیمیر لنین رهبر انقلاب بلشویکی در روسیه در روزهای قبل از پیروزی انقلاب اکتبر این سوال از رفقای خود می کند که “چه باید کرد اگر ما در این انقلاب پیروز نشویم؟” سوال دیگری که در برابر سوال لنین در اذهان برخی از انقلابیون در گردش بود و آنرا در درجه اول به تروتسکی نسبت می دهند این بود که “من بیشتر نگران آینده ام که چه حوادثی اتفاق خواهند افتاد، اگر ما در این انقلاب پیروز شویم.”

با وجودی که حدود یک قرن از طرح این پرسشهای متناقض با یکدیگر می گذرد، اما بنظر می رسد که نه تنها این سوالها و نگرانیهای ناشی از آن همچنان در تقابل دائمی بین سوسیالیزم و کاپیتالیزم مطرح هستند، بلکه دقیقا به همین شکل نیز در شرایط بسیارهیجان انگیز پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران و اصولا هر تحول عمیق اجتماعی و سیاسی نیز زنده و مطرح باشند.

پس از پیروزی آقای حسن روحانی چه آینده ای در انتظار مردم ایران است؟ اگر ما امیدواران به این نسیمِ تغییر و اصلاح، نهایتا موفق به تحقق آرمانها و مطالباتمان از آزادی های سیاسی و حقوق بشر گرفته تا عدالت اجتماعی و سکولاریزم نشویم، آرمانهایی که بیش از هر زمان دیگری دست نیافتنی تر بنظر می آیند، آنگاه چه اتفاقاتی در اتنظارمان خواهد بود؟

آیا عدم موفقیت در دست یابی به این خواسته ها غیر واقعی بودن و نازایی این آرمانها  را به نمایش می گذارد؟ و یا نشان دهنده پیروزی مدل سیاسی-اجتماعی “جمهوری اسلامی” است  که خود آنرا برگزیده وبه اشکال مختلف در شکل گیری آن سهم داشته ایم، و اکنون نیز به کمک و یاری او شتافته ایم تا از بن بست خارج شود و نفسی تازه کند؟ بمانند بیماری که بطور مصنوعی زنده نگاه داشته میشود، از خون امید و هوای آرزوهایمان به او تزریق می کنیم تا بلکه با زنده نگاه داشتن اش در هزینه های سنگین کفن ودفن صرفه جویی کنیم،… و آنگاه جشن شادی می گیریم که بیمارمان از مرگ نجات یافته است.

آیا واقعا راه و آلترناتیو دیگری وجود ندارد؟ آیا این نظام سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را که بشدت بیمار است، باید به هر طریقی حفظ کرد و زنده نگاهش داشت، و یا با قطع امید از او مراسم کفن ودفن او را تدارک دید؟ آیا بنظر نمی رسد که حریف مقابل ما، بجای الیگارشی مذهبی و نظامی جمهوری اسلامی، همین “روشهای کجدار و مریز اصلاح طلبانه” شده است؟ آیا ما بجای محبوس ماندن درمیان دیوارهای استبداد مذهبی در بند انتخابهای خود گرفتار نیامده و زندانی آلترناتیوی که خود بر گزیده ایم، نشده ایم؟

شاید ما باید کادرهای کلاسیک را بشکنیم، و بقول معرف خارج از قالبها و کادر فکرکنیم. جرات کنیم که در خلاف جریان آب شنا کنیم و بقول صمد بهرنگی مطمئن باشیم که وقتی راه افتادیم و دل بدریا زدیم ترسهایمان خواهند ریخت.

اما شرط آغاز به “خارج از کادر فکر کردن” و “دل بدریا زدن” همانا به یکباره بیدار شدن و حواس خود را جمع کردن است. زمانی که انسان در رویاها و آرزوهای خود زندگی می کند، آنقدر در این رویا غرق شده است که همه چیز آن واقعی بنظر می رسد و همه رفتارها و گفته ها را آنطور که می خواهد می بیند و می شنود. در این شرایط بهترین کار سوزن زدن به خود و به یکباره بیدار شدن و تمرکزِ حواس است.  

بنظر من ملت ما در این دوران پرشور و شعف بیش از هر چیز به یک تمرکز حواس اجتماعی (social mindfulness) نیازمند است. ما باید حواس خود را خوب جمع کنیم ومتوجه باشیم که هنوز تغییری در وضعیت این بیمار اتفاق نیفتاده است، جز اینکه خونِ امید و اکسیژنِ آرزوهای این ملت به او تزریق شده است. بنابراین باید با هوشیاری کامل تحولات آینده این بیمار را بدقت زیر نظر داشت.

اما این تمرکز حواس اجتماعی با وجودی که پسوند “اجتماعی” را بدنبال خود می کشد، در درجه اول مستلزم درک و پذیرش مسئولیت فردی، مستقل از جو و شرایط اجتماعی و عوامل مهیج بیرونی است. بدین معنی که تک تک ما برای مدت کوتاهی هم که شده در ایستگاه “مسئولیت و منافع فردی”، و حتی “فردیت خود”، توقف کنیم و با ضربه و سوزن زدن به خود از بستر رویاهای ناشی از فضا و شرایط عمومی برخیزیم و حواس خود را خوب جمع نماییم.

در این “ایستگاه فردیت و مسئولیت فردی” و با حواس جمع به ندای علائق و خواسته های فردی خویش گوش دهیم و آنرا با جان دل بشنویم و حس کنیم. سپس آنگاه به سایر انسانها و توده مردم  صرفا بعنوان همراهان خود نگاه کنیم و نه به مثابه هدف و منظور نهایی؛ و بدانیم که آنچه که توده مردم فریاد بر می آورند الزاما حقیقت نیست و  شاید چه بسا پندارهایی اند که ریشه در رویاها و خوابهای ما دارند.

اگر تک تک آحاد جامعه ما فردیت خود و منافع خویش را خوب بشناسند و حواس خود را بدقت جمع کنند، آنگاه می توان صحبت از یک تمرکز حواس اجتماعی کرد. تمرکز و مجموعه ای که بر منبای مشارکت و همکاری آگاهانه شکل می گیرد و هدف خاصی را که برآیند اهداف فردی همه ما است به نمایش می گذارد و پیگیری می نماید.

“تمرکز حواس اجتماعی”  که از آن صحبت می کنیم اما با “خود آگاهی اجتماعی” تفاوت های اساسی دارد. خود آگاهی اجتماعی می تواند متاثر از گفتمانهای روز باشد؛ و گفتمانهای روز نیز به نوبه خود میتوانند متاثر از فرهنگ و ضرورت های زمانه و شرایط روز باشند. گفتمان هایی که الزاما برایند خواسته های فردی آحاد جامعه نیستند و چه بسا بر اساس یک ایدئولوژی و یا مذهب خاصی شکل گرفته اند. در حالیکه تمرکز حواس اجتماعی در درجه اول متکی بر خواسته های فردی و فردیت تک تک آحاد جامعه شکل می گیرد، خواسته هایی که در خوشبختی و بهره وری آزاد از منابع طبیعی خلاصه می شود، خواسته هایی که بسیار انسانی و نسبت به ایدئولوژیها و مذاهب خنثی هستند و معیاری جز برآورده شدن خودِ این خواسته ها برای ارزشگذاری آنها وجود ندارد.

به سخن دیگر حتی با خودآگاهی اجتماعی نیز نمی توان به سوالات فوق پاسخ کامل و صحیح داد. با درک منافع فردی و پذیرش مسئولیت فردی و مهمتر از هر چیز با جمع کردن حواس خود و تمرکز بر آن است که می توان به یک حس فراگیر اجتماعی دست یافت. با این حس فراگیر اجتماعی است که می توان حضور دائم مردم در عرصه های سیاسی و در مراحل سرنوشت ساز را تضمین کرد. بیماری که اکنون با خون امید و هوای تازه آروزهای ما زنده نگاه داشته شده است در حقیقت بخشی از جان مایه ما را در خود جذب کرده است.

پاسداری از این خون تازه ایجاب می کند که تمرکز حواس اجتماعی خود را به هر طریق ممکن حفظ کنیم. در این میان گفتمانهای اصلاح طلبی و یا اصولگرایی مهم نیستند، مهم حس فردی ما و این سوال دائمی است که آیا من با این انتخاب خوشبختر و سرزنده تر شده ام یا نه؟ سوالی که در طول دوران ریاست جمهورِ این نظام بر سر در خانه های ما می بایست نوشته و آویخته گردد.

 

تاریخ انتشار : ۲۶ خرداد, ۱۳۹۲ ۹:۳۹ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

در جمهوری اسلامی، یک شورای انتصابی حکومتی تحت نام «شورای نگهبان» لیست کاندیدا هایی از حواریون و عوامل مطیع و وابسته به حکومت را در مقابل مردم قرار می دهد و از آنان می خواهد که فقط به این افراد گزینش شده حکومتی رای بدهند. آیا به این صحنه سازی مضحک و پر فریب می توان «انتخابات» نام نهاد؟

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

کانون نویسندگان ایران ضمن گرامی‌داشت این روز، همان‌گونه که در بند سوم منشور خود آورده است: «رشد و شکوفایی زبان‌های متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند و تفاهم مردم ایران می‌داند…» و خواهان آزادی زبان‌های مادری در ظرفیت و ابعاد گوناگون آن‌ها به‌ویژه در «عرصه‌ی چاپ و نشر و پخش آثار» است. هم‌چنین خواستار رهایی تمام کنشگران عرصه‌ی زبان مادری از زندان و تبعید و دیگر آزارها و فشارهاست.

سرمایه داری و دموکراسی

۴۰ سال سرمایه داری نئولیبرالیستی׳ و اندیشه‌های ضد دموکراتیکِ آن جوامع را در یک بحران ژرف و جدی سیاسی ـ اقتصادی فرو برده’ و دموکراسی را با خطرات و تهدید های جدی مواجه کرده است. روشن است که دموکراسی نیازمند شرایط مساعد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. لازمه پدید آمدن این شرایط تنها در گرو مبارزات بی امان دموکراتیک احزاب و شخصیت های مترقی، سندیکاهای کارگری و جوامع مدنی می باشد.

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

رفیق سید فاخر شجری کادر مبارز و برجسته جنبش کارگری ایران و از یاران دیرین فدایی از میان ما رفت و خانواده، نزدیکان و رفقایش را به سوگ خود نشاند. پیش از هر سخنی، فقدان این یار وفادار زحمت‌کشان را به خانواده و بازماندگان او تسلیت می‌گوییم و یاد عزیزش را گرامی می‌داریم.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

سرمایه داری و دموکراسی

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

انتخابات! کدام انتخابات؟