سه شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۳ - ۱۷:۰۶

سه شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۳ - ۱۷:۰۶

نقدی و تعاریفی بر جنبش سبز مردم ایران

با شکل گیری این جنبش از 22 خرداد 1388 اسطوره های حکومت از قبیل اسطوره مستضعفان، عدالت، اخلاقی کردن سیاست و جمهوریت نظام بی رنگ و بی محتوا شده است. به همان اندازه که حکومت مشروعیت خود را از دست می دهد، این اسطوره های حکومتی که از ابتدای به قدرت رسیدن حکومت بر آنها تکیه کرده بود بی معنا تر می شوند. به همان مقدار در سیاست خارجی هم اسطوره مبارزه با امپریالیسم شکست خورده است

“آزادی و زندگی ازآن کسانی است که برای آن مبارزه می کنند”

گوته

ایران در حال حاضر در جنبش سبز یک رنسانس را تجربه می کند. این تحول اجتماعی محصول ۱۰۰ سال مبارزه مردم ایران از تاریخ انقلاب مشروطه می باشد. این جنبش شکل حرمی ندارد، چون رهبری خاصی ندارد. جنبش سبز یک حرکت شبکه ای است و در افق جامعه ایران قرار دارد و نوع حرکتی که آغاز شده نوعی حرکت آزادیخواهی به کمک وسایل ارتباط جمعی است. اوضاع حکومت بسیار آشفته است و جمهوری اسلامی فکر می کند، با ارعاب و اعدام می تواند در ایران ادامه حکومت دهد. ترس مردم واقعا ریخته است و حکومت و سران آن در موضع دفاعی قرار گرفته اند. این جنبش به خود آگاهی رسیده و این حکومت توانایی برآورده کردن خواسته های جامعه ایران را ندارد. این حرکت میلیونی در ایران تصویر ایران در جهان را عوض کرده، بدین صورت که توازن قدرت را مردم در ایران عوض کرده اند.

جمهوری اسلامی حادثه ای مخرب برای ایران و جامعه ایران بعد از حمله مغول و عرب بوده است. استبداد یکی از هنجارهای جمهوری اسلامی از ابتدای بقدرت رسیدن آن بوده است. حکومت ایران اصولا بر اساس رابطه حق با مردم بنا نشده است، زیرا حکومت حق شهروندی را به رسمیت نمی شمارد. درد مشترک در ایران حالا بی قانونی و ظلم است. به قول منتسکویی ماهیت قدرت رو به فساد است، و از روز اولی که جمهوری اسلامی قدرت را بدست گرفت کجروی و فساد را در پیش گرفت.

از ابتدا ولایت خامنه ای نه مشروعیت داشته و نه دارد. افرادی که در اتاق فکر حکومت تصمیم می گیرند، انسانهای خردمندی نبوده اند و نیستند، چون هر روز در تصمیمات خود اشتباه کرده اند و اشتباه می کنند. در طول حیات وحشتناک جمهوری اسلامی و استبداد دینی کلمه و عبارت انسان در کوچه ها سرگردان بوده و انسانیت در کتابها.

ما امروز شاهد هستیم که حرکت مردم ایران را جهان تحسین و حمایت می کند و البته که این جنبش تا به امروز نیز دستاوردهای متعددی داشته است. این یک حرکت متمدن، مدنی و دموکراسی خواه است. این حرکت رابطه بین تنوع و وحدت را نشان می دهد. تنوع عقیدتی یکی از نشانهای بارز و مثبت این خیزش میلیونی می باشد، از این رو جامعه ایران حکومت ولایت فقیه را قابل مذاکره نمی داند و دوران گذرا آغاز شده و ما شاهد نشانه های مشخص آن به مرور زمان خواهیم بود.

جامعه ایران بعد از ۳۰ سال شاهد یک نوزایی فرهنگی در تاریخ ایران است، چون این جامعه جوان خواهان جدایی دین از دولت می باشد و این خواست مردم ایران یعنی فروپاشی سقف حکومت دیکتاتوری ولایت فقیه است . همان طور که ما شاهد هستیم شعارهای مردم معترض از خط قرمز حکومت گذشته است، به همان مقدار هر چقدر جنبش مردم ایران پیشرفت کند، غرب و جهان آزاد مجبور خواهند شد از این جنبش بیشتر حمایت کنند.

این استدلال کاملا درست است که این حرکت یک حرکت آزادی خواهی و روشنفکری و جنبش سبز که بخاطر انتخابات تقلبی شکل گرفت، وسیله ای برای مخالفت با تمامیت حکومت شد. ولی حمایت از این حرکت بمعنای حمایت از موسوی یا کروبی نیست، چون کروبی و موسوی فرزندان جمهوری اسلامی هستند و نمی توانند اهداف و آرمانهای آزادیخواهی مردم ایران را براورده کنند، زیرا در هر شرایطی ما با وجود جمهوری اسلامی چه اصولگرا یا به اصطلاح اصلاح طلب در آینده شاهد یک نظا م فاسد خواهیم بود. راه نجات ایران جدایی دین از دولت و تغییر حکومت در ایران است.

شعارهای این جنبش با شعار رائ ما کجاست آغاز شد و شعارها با خرد انتخاب شدند، سپس این انقلاب مدنی فراگیرتر شد و حال ما شاهد هستیم که مسئله حذف ولایت فقیه با گذشت زمان یک مسئله اصلی در این حرکت میلیونی مدنی شده است. در روز قدس۱۳۸۸ حتی مردم در خیابانها سیاست خارجی حکومت را به چالش کشیدند و با شعار نه غزه نه لبنان، شاهد و گواهی بر شکست سیاست تبلیغاتی حکومت شد، برای حمایت از گروه های تروریست ما نند حماس و حزب الله در ایران.

در کشورهای دموکرات وجود اختلافات طبیعی است و معمولا بصورت مدنی با تشکیل احزاب سیاسی ابراز می شود، ولی در کشورهای استبداد زده امکان بوجود آمدن احزاب سیاسی وجود ندارد و مخالفان را به قتل می رسانند. هر جامعه و دولتی باید قادر به تحمل انتقاد و آزادی بیان باشد. خوشبختانه در عصر انقلاب رسانه ای می توان بر حکومتهای دیکتاتوری و توتالیتر اثر گذاشت و این حکومتها را در سطح بین المللی افشا کرد. یگانه راهی که می تواند جلوی فساد در دستگاه حکومتی را بگیرد، آزادی مطبوعات و شفافیت است.

تعاریف بسیاری می توان برای جنبش سبز نوشت برای نمونه می توان جنبش سبز را یک حرکت اعتراضی نامید که رهبری مشخص ندارد و خواهان بدست آوردن حقوق مدنی خود می باشد، حزب نیست و کارش ملی است، نشانه رشد فرهنگ سیاسی مردم ایران می باشد، زیرا این حرکت خواهان پذیرش جهان شمول حقوق بشر است.

با شکل گیری این جنبش از ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ اسطوره های حکومت از قبیل اسطوره مستضعفان، عدالت، اخلاقی کردن سیاست و جمهوریت نظام بی رنگ و بی محتوا شده است. به همان اندازه که حکومت مشروعیت خود را از دست می دهد، این اسطوره های حکومتی که از ابتدای به قدرت رسیدن حکومت بر آنها تکیه کرده بود بی معنا تر می شوند. به همان مقدار در سیاست خارجی هم اسطوره مبارزه با امپریالیسم شکست خورده است .

تفاوت ایران با کشورهای منطقه خاور میانه این است که ما یک جامعه منسجم و دموکرات خواه داریم، بدین خاطر می تواند بعنوان الگویی برای کشورهای منطقه در خط مقدم مبارزه برای حقوق بشر در منطقه خاورمیانه مورد توجه قرار گیرد.معمولا ساختار حکومتهای توتالیتر بر پایه قانون و حق ساخته نشده است، از این رو حکومت ایدئولوژی زده جمهوری اسلامی نمی تواند بر پایه عدالت حکومت کند.دلایل بوجود امدن جنبش سبز در ایران را می توان به سه دسته تقسیم کرد: اول بحران کارآمدی حکومت، دوم بحران نفوذ، سوم بحران مشروعیت. قشر محرک این جنبش از همه اقشار جامعه تشکیل شده از کارگر و بازاری تا معلم، دانشجو و استاد دانشگاه. ما خودمان شاهد بود ه ایم، این حکومت هرگز نتوانست نیازهای این اقشار جامعه را بر آورده کند. نظام اسلامی نه می خواست و نه می توانست کارامدی مناسبی از خود نشان دهد. این عدم کارامدی حکومت او را از مردم هر چه بیشتر دورتر می کرد و نظام هر روز نفوذ خود را در میان جامعه قشر متوسط ایران از دست داد. و حال ما شاهد هستیم که قشر متوسط جامعه نقش بزرگی در این جریان مدنی اجتماعی بر عهده گرفته است. این حرکت را می بایست یک حرکت سکولار خواند و این خواست جدایی دین از دولت چیزی نیست که مردم یک شبه به آن رسیده باشند، بلکه نتیجه بحرانهای است که این حکومت به نام مذهب و اسلام بر ایرانیان تحمیل کرده است. چرا مردم خواهان نظامی سکولار هستند، چون مردم ایران خواهان دموکراسی واقعی و احترام به حقوق بشر، یعنی حق خود بعنوان شهروندان ایران هستند، و همگان بعد از چندین سال تجربه تلخ جمهوری اسلامی آگاهند، که جز جدایی دین از دولت این اهداف امکان پذیر نخواهند بود.

این جنبش سبز جامعه ایران را در مسیر عمل گرایی و اهداف انقلاب ۵۷ و انقلاب مشروطیت قرار داده است. شعار جمهوری ایرانی نوعی نه گفتن به سیستم جمهوری ولایت فقیه است. در ابتدا این حرکت، شعار مردم مرگ بر هیج کس بود و این نشانی از فرهنگ سیاسی مترقی مردم ایران است. دروغ، حیله و نیرنگ سیاست رسمی جمهوری اسلامی می باشد و مسئله امام زمان یک وسیله عوام فریبی می باشد که حکومت از آن استفاده ابزاری کرده است. نقطه مشترک در حال حاضر در ایران احسا سات نارضایتی از حکومت در میان مردم است. گسترش تظا هرات یکی از ویزگیهای حرکت سبز می باشد، ولی باید بین جنبش سبز و تظا هرات در خیابانها فرق گذاشت. زیرا جنبش سبز در همه جا و همه مکانها جریان دارد. این حرکت مردمی یک خیزش فراگیر و صلح آمیز است، که خواهان حقوق شهروندی برای همه جامعه قومی و مذهبی ایران می باشد.

برخی روشنفکران بر این اعتقاد هستند که در سال ۵۷ در ایران انقلابی وجود نداشت. چون انقلاب ایران ضد انقلاب بود و حکومت بعد از آن یک نظام ضد مردمی بود که با استبداد دینی خود جامعه را زیر فشار قرار داد. این مسئله را نمی توان منکر شد که در سال ۵۷ جابجایی و تحول بزرگی در ایران انجام گرفت ولی متا سفانه این تحول ضد مردمی و ضد انقلابی از ابتدا به زیان ایران و ایرانیان تمام شد و محصول این زیان بزرگ را بعد از چند دهه هنوز تجربه می کنیم. جمهوری اسلامی در طول حیات خود معمولا در بحرانها برنامه ریزی کوتاه مدت انجام می دهد و این نشان از درایت سران رژیم نیست، بلکه بخاطر عدم توانای این حکومت در برخورد با بحرانها می باشد. این ضعف حکومت می تواند برای حرکت سبز مردم ایران خوب و مثبت باشد. رژیمی که قدرت را از مردم دزدیده است، باید با خشونت از قدرت خودش دفاع کند. با تحجر اسلامی حکومت می خواهد جلوی حرکت سبز را بگیرد. خطری که این جنبش را تحدید می کند، بی بر نامگی و تن دادن به خشونت از طرف مردم است. مبارزات موثر باید با تدبیر سازماندهی شوند. ایران حالا بهترین زمان را برای پذیرش تجددخواهی و سکولاریسم دارد، زیرا جامعه مدنی و شهری ایران متحول شده است. جنبش سبز جنبش جنبشها می باشد چون این حرکت افراطی نیست.

دو نظر در مورد رهبریت جنبش سبز ابراز می شود؛ عده ای معتقدند که رهبریت این حرکت را زنان بر عهده دارند، گروهی دیگر بر این عقیده هستند، که جنبش دانشجویی تا حدودی رهبریت کل این حرکت را در دست دارد. ولی ضعف هر دو گروه نهادی و تشکیلاتی می باشد، با تمام این احوال می توان امیدوار شد که این ضعف با گذشت زمان و تداوم جنبش سبز بر طرف شود.

گفتمان همه جنبشها امروز در ایران همان برقراری دموکراسی و حقوق بشر است. جالب اینجاست که خیلی از خواستهای این جنبشها مشترک می باشد و این نقطه قوت و قدرت این حرکت میلیونی است. ما در ایران چند جنبش مختلف مدنی داریم که عبارتند از جنبش سبکهای زندگی، جنبش دانشجویی، جنبش زنان، جنبش معلمان و جنبش کارگران که مهمترین آنها و نقطه مشترک آنها جمع شدن زیر پرچم جنبش سبز مردم ایران می باشد، زیرا خواستهای کل جامعه ایران را در بر دارد. حتی سازمانهای اطلاعاتی حکومت هم اعتقاد دارند که این حرکت و قیام مردم یک قیام داخلی و مردمی است و انطور که حکومت در تبلیغات خود ادعا می کند وابسته به دولتهای خارجی نیست.

جنبش سبز باید از تضادهای طایفه ای در درون رژیم بیشترین بهرگیری را انجام دهد، ولی می بایست تشخیص صحیح را لازمه کار کرد. شاید بد هم نباشد که این جنبش طول بکشد، چون جامعه ایران می تواند در این دوران تجربه بیشتری بدست آورد. این جنبش شکست اسلام سیاسی را نشان می دهد و می تواند زمینه حرکت و عبور از حکومت استبدادی اسلامی را فراهم آورد. به نوعی ما در یک جریان فرسایشی قرار داریم، که به سود جنبش سبز به پیش می رود و این جریان فرسایشی باعث می شود که نیروهای نظامی در مورد اعمالشان بازنگری کنند و به سوی مردم بیایند. مهمترین مسئله در جریان این جنبش پرهیز و جلوگیری از اشتباهات سال ۱۳۵۷ می باشد.

تفاوت اساسی این جنبش با انقلاب ۵۷ این است که در این حرکت اعتراضی و میلیونی مردم می دانند که چه می خواهند و چه نمی خواهند. از این رو هدف این جنبش کاملا روشن است و همانا آزادی بیان و عقیده، حق برابری برای همه اقشار قومی و مذهبی جامعه، جدایی دین از دولت می باشد. نهضت امروز ایران یک نهضت مدنی است و می تواند راه را بهتر برای آینده باز کند و باید ارتقاء پیدا کند.

کلام آخر

سالها طول می کشد که جنبشها به سن بلوغ برسند. ولی این حرکت مردم ایران به بلوغ فکری رسیده است. بعد از ۳۰ سال تجربه مردم یاد گرفته اند که با صداقت و درستکاری در این جنبش به مبارزه خود ادامه دهند. آینده جنبشهای مدنی در ایران باید پذیرفتن حرکتهای لیبرال و چند رنگی باشد. ما در مرحله مقدماتی هستیم چون حکومت در حال تضعیف است و مردم در حال قدرت گرفتن.

همانطور که اشاره شد جنبش سبز از آرمانگرایی و شعارگرایی به عمل گرایی رسیده است و این خاصیت و ارجحیت این حرکت نسبت به بقیه جنبشهای ایرانی در ۱۵۰ سال گذشته می باشد. قانون اساسی فعلی قابلیت تحقق مطالبات جنبش سبز را ندارد.زیرا مذهب وقتی ایدئولوژی می شود، فاسد و ظالم می شود.

روند فروپاشی در درون نظام شروع شده و این خیزش برگشت ناپذیر است. جمهوری اسلامی در تمامیتش به پایان رسیده است. کار تمام شده، حکومت و رهبری باید صدای مردم ایران را برای تغییر بنیادی بشنوند.

تاریخ انتشار : ۸ بهمن, ۱۳۸۸ ۹:۳۳ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

حملۀ تروریستی در مسکو را محکوم می‌کنیم!

روشن است که چنین حمله‌ای نیاز به تیمی حرفه‌ای و سازماندهی و تدارکی نسبتاً طولانی و گسترده دارد. در عین حال، زود است که بتوان تحلیل جامع و روشنی از ابعاد پشت پردۀ این جنایت و اهداف سازمان‌دهندگان آن ارائه داد. هدف از این یادداشت کوتاه نیز  در وهلۀ نخست مکثی است بر قربانیان این حمله و حملاتی از این دست. قربانیانی که تنها سهم‌شان از سازمان‌دهی و تدارک چنین جنایاتی و علل پشت پردۀ آن، هزینه‌ای است که با جان و سلامتی‌شان می‌پردازند.

مطالعه »
یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
آخرین مطالب

در انتظار باران

دیروز از صبح،
در انتظار باران بودم،
می‌گفتند نمی‌آید،
ابرهای بارور را باد،
به آن سوی اقیانوس‌ها برده،
و چنین می‌پنداشتند، اما آمد …
چه روز زیبایی بود

همه‌ی چلچله‌‌ها برگشتند

گلها از این‌که روزی پژمرده شوند؛ نگران نیستند!
از نهایت جلوه‌گری دست نمی‌کشند!
زیبایی‌ها‌یشان، از عطر و بو و تا تجلی سحرانگیز را بدون هیچ کینه‌ای پیشکش می‌‌‌کنند.

اجازه است که خودم باشم، آزاد باشم؟

اجازه است زمانی که از خانه بیرون می‌روم با احساس آرامش بیرون بروم، راه بروم سرک‌ها یا مسیر هدفم را طی کنم، بدون داشتن هراس، ترس، دلهره و وحشت از این ‌که مبادا طالبان مرا با خود ببرد، یا اینکه در انتحار و انفجار زخمی و یا شهید شوم، یا دزد راهم را بگیرد و تمام اموالم را غارت کند؟

مثل یک باد

شبیه آن رنگین کمان،
پس از باران,
دیدم او را,
گریان بود,
مانده بودم در خود،
این گریه از بهر چه هست؟
شادی یا اندوه دگر؟

نامه ۶۰۰ نفر از کارمندان دولت آلمان درباره غزه …

ما شما را مورد خطاب قرار می‌دهیم زیرا به عنوان کارمندان دولت فدرال و کارکنان دولتی به اصول قانون اساسی متعهد هستیم. ماده ۲۵ تبصره ۱ قانون اساسی دستور عمل عمومی در خصوص حقوق بین‌الملل است. طبق نظر دادگاه قانون اساسی فدرال، این ماده به این معنی است که «قواعد عمومی حقوق بین‌الملل، بدون وجود یک قانون تبدیلی، یعنی بدون واسطه، مستقیماً به سیستم حقوقی آلمان راه پیدا می‌کند.

یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
بیانیه ها

حملۀ ماجراجویانۀ اسرائیل به کنسولگرى ایران در سوریه و افزایش خطر جنگ در منطقه را محکوم مى‌کنیم!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) ضمن محکوم کردن حملۀ اسرائیل به کنسولگرى ایران در سوریه، به جمهورى اسلامى نیز هشدار می‌دهد ماجراجویی دولت اسرائیل را نه با ماجراجویی متقابل و اقدام تلافی‌جویانه، که از طریق شورای امنیت و با اتکا به قوانین بین‌الملل پاسخ بدهد. اولین اقدام می‌تواند درخواست نشست فوری شورای امنیت برای محکوم کردن اسرائیل باشد.

مطالعه »
پيام ها

از قطعنامۀ شورای امنیت سازمان ملل و برقراری آتش‌بس فوری و پایدار در غزّه حمایت می‌کنیم!

ما فداییان خلق ایران از نخستین روز آغاز جنگ ضمن محکوم کردن و غیرقابل توجیه خواندن عملیات مسلحانه و نظامی علیه مردم بی‌دفاع غیرنظامی، همراه و هم‌صدا با آزادی‌خواهان جهان خواهان آتش‌بس فوری و تأمین حقوق حقّهٔ مردم فلسطین شدیم. با این رویکرد ما مهار مقاومت آمریکا و تصویب قطعنامهٔ شورای امنیت را یک پیروزی بزرگ برای مردم بی‌گناه غزّه و فلسطین و تمامی آزادی‌خواهان جهان می‌دانیم.

مطالعه »
بیانیه ها

حملۀ ماجراجویانۀ اسرائیل به کنسولگرى ایران در سوریه و افزایش خطر جنگ در منطقه را محکوم مى‌کنیم!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) ضمن محکوم کردن حملۀ اسرائیل به کنسولگرى ایران در سوریه، به جمهورى اسلامى نیز هشدار می‌دهد ماجراجویی دولت اسرائیل را نه با ماجراجویی متقابل و اقدام تلافی‌جویانه، که از طریق شورای امنیت و با اتکا به قوانین بین‌الملل پاسخ بدهد. اولین اقدام می‌تواند درخواست نشست فوری شورای امنیت برای محکوم کردن اسرائیل باشد.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

در انتظار باران

همه‌ی چلچله‌‌ها برگشتند

اجازه است که خودم باشم، آزاد باشم؟

مثل یک باد

نامه ۶۰۰ نفر از کارمندان دولت آلمان درباره غزه …

۸۲ سازمان حقوق بشری: یک نهاد سازمان ملل نباید شریک اعدام‌های مواد مخدر باشد!