یکشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۳ - ۱۸:۴۰

یکشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۳ - ۱۸:۴۰

نگاهی به برخی چالش های جنبش کارگری

با این وجود بحران سیاسی درکناربحران اقتصادی رو به خامت بیشتر، زمینه های گره خوردن جنبش مطالباتی با جنبش ضداستبدادی، و مطالبه تؤامان نان و آزادی را آماده ترساخته است، و درست بهمین دلیل باید سال نوین (و سالهای آتی را) باید سال گره خوردن مطالبات سیاسی و اقتصادی و نقش آفرینی بیشتر زحمتکشان در جنبش ضداستبدادی دانست

انتشاربیانیه های گوناگونی به مناسبت فرارسیدن اول ماه می از سوی تشکل ها وفعالین جنبش کارگری در مجموع و صرفنظرازبرخی کاستی هائی که فرصت پرداختن به آن دراین جا نیست، اکثرا بازتاب دهنده مطالبات فراگیراقتصادی و اجتماعی و سیاسی عاجل کارگران در راستای مبارزه ضدسرمایه داری هستند، و در ادامه همان سمت و سوئی است که در طی سالهای اخیر به عمل آمده است. چنانکه موضع گیری علیه نظام سرمایه داری و محکوم کردن حذف یارانه ها و آزادسازی قیمتها، تأکید برتشکل های مستقل با در نطرگرفتن تنوع آن با توجه به گرایشاتی که در این باره درمیان صفوف کارگران و فعالین وجود دارد، توجه لازم به مطالبات بخش های مختلف کارگری شاغل و غیرشاغل و قراردادهای موقت و… و یا محکوم کردن تبعیض و نابرابری بین زنان و مردان کارگر و کار کودکان و علیه اعدام …و نیز گره زدن مبارزه مطالباتی با مبارزات و آزادی های سیاسی نظیر آزادی بی قید و شرط بیان و آزادی احزاب و رهائی زندانیان سیاسی …، در کنار بذل توجه به رویدادهای بزرگ و تازه ای که امسال درمنطقه شاهد آن هستیم، و بویژه مبارزات کارگران منطقه در جنبش ضداستبدادی و مطالباتی جاری و اعلام همبستگی با کارگران منطقه و جهان از مهمترین نکات این بیانیه هاست.

و اینک نگاهی به چند چالش:

١- با این همه شکافی بین طرح مطالبات فراگیرودامنه محدود اتحاد عمل اعم ازصدوربیانیه واقدامات مشترک هم چنان وجود دارد.اگرچه امسال از جهاتی ودرحرکتی متناقض خوشبختانه تا اندازه ای شاهد فاصله گرفتن از برخی رویکردهای سکتاریستی و انفرادی در موضع گیری های مشترک هستیم که مبین کنارگذاشتن مطالبات و باورهای اخص هر جریان به عنوان پیش شرط همکاری و اتحاد عمل و تلاش برای قرارگرفتن مبنای همکاری حول اشتراکات علیرغم داشتن اختلافات است. گرچه همزمان مثلا شاهد موضع گیری انفرادی سندیکای هفت تپه هم هستیم. و این نشاندهنده آنست که هنوزتا تبدیل شدن همکاری حول مطالبات پایه ای درراستای گسترش همبستگی طبقاتی و مبارزه علیه استبداد و نظام سرمایه داری به یک سنت جا افتاده وثبیت شده فاصله داریم. تأکید براشتراکات و همبستگی مبارزاتی وصف آرائی حول آن ولو آنکه بطورنقد و در کوتاه مدت بدلیل شرایط سرکوب و پراکندکی، نتیجه محسوسی هم در بسیج نیرو و عرض اندام کارگران نداشته باشد، برای تدارک مبارزات هم آهنگ و گسترده آتی دارای اهمیت استراتژیک است. و بدون آن کارگران محکوم به تداوم تفرقه وجدائی شده و هرگزقادر نخواهند شد که به مثابه نیروئی نقش آفرین و مؤثرعمل کنند. بنابراین اولین دست آورد ولو کوچک و نامحسوس را باید بروزنشانه هائی از آب شدن یخ های سکتاریستی دانست.اما واقعیت آن است که سکتاریسم هم چنان ازگره های اصلی درجنبش کارگری ماست وباید باتمامی تلاش برای جا انداختن فرهنگ همکاری دربسترمبارزات واختلافات کوشید.چراکه اتصال حلقه های پراکنده وشکل گیری فرایند اتحاد طبقاتی وهم چنین تعمیق جنبش ودرس آموزی ازتجربه بربسترمطالبات جاری صورت می گیرد وسکتاریسم معمولا مانعی عمده دربرابرآنهاست. جلب اعتماد توده های کارگر به فعالان وبخش های آگاه تر کارگری وگسترش صفوف مبارزاتی طبقه، درمتنی پیچیده ازتکثر وچندگونگی صورت می گیرد که یافتن و تأکید وتمرکزپیداکردن حول حلقه های متحدکننده وفراگیر هنربزرگ فعالین وعناصرآگاه تر را تشکیل می دهد.حضورمؤثرتر کارگران با متحدشدن حول مطالبات پایه ای وفراگیرخود موجب نقش آفرینی طبقه کارگردرجنبش ضداستبدادی باسیمای مستقل خود می گردد وبه مبارزه ضداستبدادی معنا وجهت گیری معینی می دهد ومبارزه ضداستبدادی ازمنظرمطالبات کارگری را ازمبارزات ضداستبدادی فراطبقاتی و به روایت بورژوازی(مطالبات مجرد وعام ازیکسو ومطالبات کوچک ومحدود ازسوی دیگر) متمایزمی کند.

٢- دومین مانع را باید در نوع نگاه و نوع عمل نسبت به سازمان یابی و سازمان یافتگی و بسیج وسیع ترین توده های کارگربشمارآورد. واقعیت آن است که نگاه های سنتی و مبتنی برنگاه یک جانبه وشسته ورفته به تشکل ها و تجمعات کارگری و دیدن آنها صرفا دراشکال سازمان یافته به شکل سنتی آن برای بسیج طبقاتی کارگران و ایجاد اتحاد عمل گسترده کافی نیست. هر مبارزه کارگری در هر واحد و محیطی خواه ناخواه موجب ایجاد نوعی همبستگی، تجمع و اشکالی از سازمان یابی می گردد ولو آنکه هنوز با اشکال کلاسیک و شناخته آن متفاوت باشد، و یا هنوز نتوانسته باشد به آن مرحله فرابروید. درعصر ارتباطات و اطلاعات، در واقع پیوند انواع شبکه ها و اشکال مبارزاتی در محیط ها و اماکن کارگری و زحمتکشی می تواند بخشی از سازمان یابی سراسری باشد. فقط کافی است باور کنیم هر جا که مبارزه وجود دارد اشکالی وسطوحی ازکارجمعی ومبارزاتی هم وجود دارد و با توجه به آنکه وجود مبارزه گسترده را نمی توان منکرشد، بناچار نمی توان وجود انواع محافل و شبکه ها واشکال تجمعات مبارزاتی را انکار کرد. مثلا در همین روزها مبارزه درخشان کارگران پتروشیمی ماهشهر که بازتاب جهانی وسراسری هم یافت، بی گمان مولد سطوح گوناگونی از اشکال حمعی مبارزه است، و این پدیده تقریبا برای اکثر واحدها و محیط های کارگری، البته الزاما نه در همان اندازه اما به درجات مختلف صادق است. مهم است بدانیم که اولا در عصر ارتباطات با کوچک و فشرده شدن محیط ها و فواصل کشوری (و جهان) همه این گونه شبکه ها و اشکال می توانند بطور بالفعل بخشی از سازمان یابی سراسری طبقه کارگر محسوب شوند و به نحوی به هم متصل شوند و ثانیا متناظر با آن می توان اشکالی منعطف و ابتکاری از همکاری و اتحادعمل و همسوئی گسترده را سازمان داد. اما تأکید می کنم که همه این ها مشروط به شسته و رفته ندیدن اشکال سازمان یابی است. اشکالی که به مثابه شبکه ای ازشبکه های متنوع سازمانی یابی سراسری طبقه کارگر و زحمتکشان درپیوند با یکدیگر در نظر گرفته شوند.

در همین راستا می توان گفت که جای خالی بسیاری از کارگران متعلق به واحدهائی چون ذوب آهن و ایران خودرو و پتروشیمی و کارخانه های فعالی چون کیان تایرودهها و صدها نظایرآن خالی است.به گمان من چنین خلأ اجتناب ناپذیرنیست ومی توانست (و می تواند) نام آنها ویابخشی از کارگران این واحدها و مؤسسات باتدارک قبلی در لیست همبستگی های کارگری قرارگیرد، البته اگر همبستگی هرچه وسیع ترهدف اصلی ومقدم باشد و نیز از مطلق کردن اشکال معین سازمان یابی اجتناب گردد. مبنای این ادعا و استنتاج همانگونه که اشاره شد وجود واقعیت عینی مبارزه است و این که در هر مبارزه جمعی وجود درجاتی ازهمبستگی کارگری و اشکالی از کار جمعی- صرفنطر از چگونگی آن- حتمی است. مثلا چرا کارگران ایران خود رو، ولو بخشی از آنها نتوانند در فراخوان و اعلام همبستگی ماه مه شرکت کنند؟ یا کارگران پتروشیمی و…؟ واقعیت آن است که درشرایط سرکوب نفس مبادرت به اعتصاب و یا اشکال دیگراعتراضی و تکرار آنها ولو آنکه هنوز به هردلیلی به تجمع و تشکل مشهود واعلام شده از نوعی که معمولا می شناسیم فرانروئیده باشد، می تواند به دلیل همان کارجمعی و همبستگی ایجاد شده حلقه ای ازحلقات جنبش کارگری باشد و با حضور در صف گسترده و متکثر و متنوع کارگری به همبستگی کارگری ابعاد تازه ای به بخشد. البته به نوبه خود نیز در متن آن غنا و تکوین بیشتری پیداکند. برای این کار باید هم به وجود اشکال دیگرشامل شبکه ها و محافل و تشکل های ازنوع دیگرهم نظرداشت، براین اساس به توان تآنجا که ممکن است دامنه اتحاد عمل و موضع گیری مشترک را فراخ ترکرد و هم به نقش فعالان کارگری به عنوان حلقه های ارتباط دهنده اهمیت لازم را دارد. هم چنین گسترش چنین حضوری بخصوص در سطح کارخانه و مؤسسات تولیدی وخدماتی پایه ای و استراتژیک دارای اهمیت است ضمن آنکه این گونه همکاری و مشارکت ممکن است اشکال ابتکاری دیگری از اقدام و همکاری متناسب با خود را به طلبد. البته تلاش برای چنین هدفی بزرگ و گسترده، نافی همکاری و موضع گیری های مشخص تر تشکل های شکل یافته تر و با تجربه تر و با مطالبات شفاف تر و احیانا رادیکال تر درصورتی که ضروری باشد، نیست و می تواند به موازات تلاش فوق صورت گیرد. اما آن نباید همه کاری باشد که برای شکل دادن به همبستگی و سازمان یابی کارگران صورت می گیرد و بهمین دلیل نمی تواند جایگزین تلاش برای حرکت های گسترده کارگری با حضور بدنه هرچه وسیع ترگردد. معمولا حرکت های وسیع ترممکن است بدلیل الزام دست یابی به توافق های وسیع تر، حول مطالبات محدودتری صورت گیرد. با این همه تنها باگسترش همین گام ها وبامشارکت هرچه بیشترآنها البته باداشتن افق های رادیکال است، که می توان پیش رفت وجنبش را برپایه تجارب خود به جلوسوق داد.

٣- سومین نکته دررابطه با تشکل ها آن است که بدون داشتن و یا حفظ خصلت جنبشی و بسیج مداوم بدنه، بویژه در شرایط استبدادی و سرکوب، نمایندگان برگزیده شده قادربه حفظ ادامه کاری وروحیه مبارزاتی نخواهندبود. از این رو همواره باید نسبت به حفظ و تقویت رابطه متقابل آندو توجه لازم را داشت، وگرنه این نوع تشکل ها پس از مدتی زمین گیر می شوند.

۴- کارگران واحدها وبخش های گوناگون ازیکسو باتوجه به توازن نیرو و پراکندگی و وخامت اوضاع بحرانی، مشغول نبردهای موضعی و پراکنده برای حفظ موقعیت شغلی و بهبود وضعیت کنونی پیرامون مطالبات اخص خود باهدف قابل تحمل کردن فشار زندگی هستند و ازسوی دیگر دامنه بحران اقتصادی و سیاسی فراگیر چنان است که هر تلاشی از این نوع حتی اگرموفق هم باشد، نمی تواند اوضاع وخامت بار او را تغییربدهد، و کمبودهای واقعی اش را جبران کند.این گونه دستاوردهای کوچک درزیرامواج مهیبی هم چون تورم سنگین و بیکارسازی ها و سایر مؤلفه های بحران به سرعت بی خاصیت می شوند. ازهمین رو بدون ورود به نبردهای سراسری و کلان و با هدف تغییر سیاست های کلان و بکارگیری نیروی جمعی برای کسب و حفظ آن ها، قادربه بهبود جدی اوضاع خود و جامعه نخواهند بود. و البته چنین نبردهای سراسری نیز جز از طریق گره خوردن همین مبارزات کوچک و موضعی با مبارزات کلان صورت نخواهند گرفت. اکنون خود رژیم نیز باتوجه به وقوف به پی آمدهای سیاست تهاجم اقتصادی و آزادسازی قیمتها و سیاست انجماد دستمزدها وبیکارسازی ها، همواره نگران وقوع باصطلاح فتنه های اقتصادی است. و برهمین اساس سال جدید را سال جهاد اقتصادی نامیده اند و برآرایش نیروهای خود به عنوان بسیج کارگری برای مقابله با این خطرتأکید کرده اند.

با این وجود بحران سیاسی درکناربحران اقتصادی روبه خامت بیشتر، زمینه های گره خوردن جنبش مطالباتی با جنبش ضداستبدادی، ومطالبه تؤامان نان و آزادی را آماده ترساخته است ودرست بهمین دلیل باید سال نوین (و سالهای آتی را) باید سال گره خوردن مطالبات سیاسی و اقتصادی ونقش آفرینی بیشترزحمتکشان در جنبش ضداستبدادی دانست.

۵- باتوجه به ناموزونی ناشی ازیک جانبگی جنبش خیابانی و اینکه بدون گره خوردن آن با جنبش های مطالباتی، و با توجه به روشن شدن بیش ازپیش اهمیت نقش کارگران وزحمتکشان در جنبش ضداستبدادی، بدیهی بود که توجه طبقات دیگر به طبقه کارگرومصادره مبارزات آن وجهت دادن آن بسود خود در برنامه های آنها جایگاه برجسته ای پیداکند. و درهمین راستا ازجمله اصلاح طلبان و “سبزها” برای اعمال نفوذ در این جنبش و ادغام آن در جنبش عمومی و معطوف به اصلاح نظام به تکاپوافتادند. انتخاب اول ماه مه به عنوان روز خشم از جانب آنها و نگاهی به شعارها وپوسترها ونوع تکاپوهای آنها به خوبی تلاش برای تبدیل کارگران به سیاهی لشکربرای اهداف خود را روشن می سازد.درواقع مبارزه ضداستبدادی به روایت اصلاح طلبان، هم باید درچهارچوب حفظ نظام کنونی باشد وازمطالبات ساختارشکن، فرارونده وانقلابی فاصله بگیرد وهم از آمیخته شدن آن با مطالبات ومبارزه طبقاتی کارگران تهی شود تابتواند تبدیل به ابزارچانه رنی مناسبی برای تقسیم قدرت گردد.

۶- چنین تلاشی البته از سوی طبقات و رویکردهای دیگر برای کنترل وجهت دادن به مبارزات مستقل وفرارونده ولاجرم خطرناک، غیرطبیعی نیست واگرجزاین بود عجیب بود. اما غیرطبیعی آنجاست که برخی مدعیان طبقه کارگر و چپ با همصداشدن با آن و موج سواری، از کارگران بخواهند که در زیر چتر و هژمونی فراخوان روزخشم (فراخوان اصلاح طلبان و راه امید سبز) و با استناد به مفاهیم برگرفته از آنها به چشم کارگران خاک به پاشند، و حتی در این موج سواری تلاش کنند که همراه با روایت آنها از مقولاتی فراطبقاتی چون ملت ایران و نظایرآن و رنگ و لعاب کارگری دادن به آن سود جویند. برای این جریان- به بهانه مرحله بندی مبارزه- مبارزه “ضداستبدادی” مقدم برمبارزه طبقاتی وبرابری اجتماعی بوده و کارگران باید با درنظرگرفتن منطق بی رحم تاریخ نخست به مبارزه ضداستبدادی به روایت بورژوازی تن بدهند تاروزی، روزگاری نوبت رهائی آنها فرابرسد. در این رویکرد دو خطای فاحش همزمان با هم عمل می کنند: اولا دخیل بستن برای سرنگونی استبداد توسط فراخوان دهندگان راه سبزامید و از جمله روز خشم جز به دنبال سراب دویدن نیست، و ثانیا مبارزه ضداستبدادی برای کارگران همانی نیست که طبقات دیگر از آن می فهمند و در تبلیغ و ترویج و تبدیل آن به گفتمان حاکم می کوشند. از همین رو، مبارزه طبقاتی و مبارزه برای سوسیالیسم تا اطلاع ثانوی دراین رویکرد تعطیل است. و حال آن که زندگی واقعی به کارگران وزحمتکشان دایما می آموزد که مبارزه صرف ضداستبدادی و فراطبقاتی وجود خارجی نداشته وصرفا جزشگردوتمهیدی برای حقنه کردن مطالبات بورژوازی برجنبش وتبدیل کارگران به سیاهی لشکرطبقات دیگر نیست. با این وجود فراخوان این جریان به کارگران برای قرارگرفتن در زیر چتر روز خشم، به این شکل عریان و آشکارخود خوشبختانه در صفوف چپ کمترگوش شنوائی داشته و حتی سازمان های رفرمیست نیز با چنین غلظتی به دفاع از روز خشم برنیامده اند!

از سوی دیگرتشکل ها و فعالین کارگری داخل کشورهم خوشبختانه،همانطورکه درعمل شاهدیم، در بیانیه ها و گفتگوهایشان نشانی ازتوهم قراردادن مبارزات خود درزیرچتر راه سبزامید دیده نمی شود. آنها به خوبی می دانندکه معنا وماهیت تلاش ها وهدف اصلاح طلبان ازادعای حمایت وفراخوان دادن به آنها چیست.آنها به جای پیوستن خود البته با تداوم راه مستقل خود دیگران را نیز می توانند وادار به حمایت از خود نمایند. و این البته درست دربرابرتوصیه الحاق آنها به صفوف راه سبزامید دارد. برای کارگران همانطورکه سرود انترناسیونال آن را ندامی دهد رهائی جزبه دست خودشان و در همبستگی کارگران ایران ومنطقه وجهان حاصل نخواهد شد. برای آنها، همانطورکه دربیانیه هایشان قید شده، امکان مبارزه با سرمایه داری وعلیه سیاست حذف یارانه ها،و برای ایجاد تشکل های مستقل و دست یابی به سایر مطالبات اقتصادی وسیاسی واجتماعی اشان،با قرارگرفتن در زیرچتر هژمونی و گفتمان اصلاح طلبان و کسانی که درجهتی خلاف آن ها هستند ناممکن است. متأسفانه این گونه فراخوان دهندگان فقط بیگانگی خود را با ماهیت وسمت گیری جنبش دوسال اخیر وموضع گیری های جنبش های اجتماعی بویژه جنبش کارگری به نمایش می گذارند.

با تبریک فرارسیدن اول ماه روزجهانی کارگر به همه مدافعان آزادی و سوسیالیسم و با امید به پیشروی های تازه برای کارگران در ایران و منطقه و جهان.

تاریخ انتشار : ۱۱ اردیبهشت, ۱۳۹۰ ۱:۵۴ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

بیانیه‌های هیئت‌ سیاسی‌ـ‌اجرایی

مرگ رئیس دولت سیزدهم و چشم‌انداز پیشِ‌ رو

ابراهیم رئیسی بیش از چهار دهه در سمت‌های مختلف در کشتار سه نسل از مبارزین ایران نقش‌‌های مهمی ایفا کرده است. سال‌هاست نام رئیسی با فاجعۀ ملیِ کشتار جمعی زندانیان سیاسی در سال ۶۷ گره خورده است. هم از این روست که در تمام این سال‌ها خانوادۀ بزرگ دادخواهان به حقّ محاکمۀ عادلانه و مجازات او و دیگر آمرین و عاملین کشتار زندانیان سیاسی را پی‌گرفته‌اند.

ادامه »
سرمقاله

روز جهانی کارگر بر همۀ کارگران، مزد‌بگیران و زحمتکشان مبارک باد!

در یک سالی که گذشت شرایط سخت زندگی کارگران و مزدبگیران ایران سخت‌تر شد. علاوه بر پیامدهای موقتی کردن هر چه بیشتر مشاغل که منجر به فقر هر چه بیشتر طبقۀ کارگر شده، بالا رفتن نرخ تورم ارزش دستمزد کارگران و قدرت خرید آنان را بسیار ناچیز کرده است. در این شرایط، امنیت شغلی و ایمنی کارگران در محل‌های کارشان نیز در معرض خطر دائمی است. بر بستر چنین شرایطی نیروهای کار در سراسر کشور مرتب دست به تظاهرات و تجمع‌های اعتراضی می‌زنند. در چنین شرایطی اتحاد و همبستگی نیروهای کار با جامعۀ مدنی و دیگر زحمتکشان و تقویت تشکل های مستقل کارگری تنها راه رهایی مزدبگیران است …

مطالعه »
سخن روز و مرور اخبارهفته

آن‌چه در هفته ۳۰ اردیبهشت تا ۵ خرداد گذشت …

شاید کشته شدن ابراهیم رئیسی در پی سرنگونی بالگرد حامل او مهمترین خبر چند روز گذشته باشد. در پی چندگویی دست‌اندکاران حکومتی در آگاهی‌رسانی، بازار شایعات در ایران و جهان در این رابطه گرم شد. این و آن گفتن دست‌اندرکاران حکومتی و شایعه، و هم، پیشامد و اتفاق‌هایی چنین، حکومت اسلامی در ایران را از همان آغاز پیدایش، همراهی کرده‌اند.

مطالعه »
آخرین مطالب

آن‌چه در هفته ۳۰ اردیبهشت تا ۵ خرداد گذشت …

شاید کشته شدن ابراهیم رئیسی در پی سرنگونی بالگرد حامل او مهمترین خبر چند روز گذشته باشد. در پی چندگویی دست‌اندکاران حکومتی در آگاهی‌رسانی، بازار شایعات در ایران و جهان در این رابطه گرم شد. این و آن گفتن دست‌اندرکاران حکومتی و شایعه، و هم، پیشامد و اتفاق‌هایی چنین، حکومت اسلامی در ایران را از همان آغاز پیدایش، همراهی کرده‌اند.

صدور حکم دادگاه بین المللی کیفری برای بازداشت نتانیاهو، گالانت و رهبران حماس!

در بیانیه دادستان کریم خان در مورد اقدامات اسرائیل آمده است: «تاثیرات استفاده از گرسنگی به عنوان یک روش جنگی، همراه با سایر حملات و مجازات‌های دسته‌جمعی علیه مردم غیرنظامی غزه، به طور حاد، قابل مشاهده و به‌طور گسترده شناخته شده است.»

مفهوم زمان در زندگی، نوع تفکر و جهان‌بینی ما…

آیا زمان آغاز و پایانی دارد؟ آیا می‌توان بین گذشته، حال و آینده تفکیک قائل شد؟ آیا ’حال‘ در علم فیزیک معنا دارد؟ آیا جهت‌ِ زمان در همه‌ی عرصه‌های طبیعی (فیزیک) به یک ‌سو است؟ آیا یک سویه بودن زمان در ترمودینامیک کلاسیک در مورد ترمودینامیک کوانتومی نیز صادق است؟

نظر مصطفی تاج‌زاده درباره پیشنهاد مهدی نصیری و «ائتلاف از تاجزاده تا شاهزاده»!

اگر هم زمانی قرار بر تشکیل ائتلافی شد، باید بر مبنای پذیرش دمکراسی، حقوق بشر و حقوق شهروندی شکل بگیرد تا درنهایت به توسعه و امنیت پایدار در خاورمیانه‌ی آشوب‌زده کنونی برسد، نه اینکه از استبدادی به استبداد دیگری برویم.

خوانش سیاسی سقوط بالگرد و تاکتیک مقطعی…

مرگ رئیسی اگر نظام را در عزا نشاند، در مقابل اکثریت قاطع مردم را خوشحال کرد. در جامعه‌ای که «پشت سر مرده حرف نمی‌زنند»، شادی از مرگ در اصل نشانه‌ی سیاسی است! ابراز شادی از این نیستی سیاسی که شکل فراگیر هم دارد نه فقط جسارت جامعه را به رخ حکومت می‌کشد، که در هراس نظام از مردم نمود نمی‌یافت هرگاه کار آن به تهدید اشخاص و شبکه‌ها بخاطر شادمانی نمی‌کشید!

یادداشت

آیا مرگ رئیسی برای قربانیان فاجعه ملی یک بستار و ختم می‌آورد؟

“من انها را نمی بخشم. چرا باید انها را ببخشم وقتی که هنوزهم نمی خواهند حقیقت را بگویند؟ و مشکل در انست که آنها حتی از ما بخشش هم نمیخواهند، از کسانیکه عزیزانشان را از دست داده اند. آنها بخشش را از دولت طلب میکنند، انها هیچ زخمی به دولت نزده اند، آنها چه کرده اند، ظلم به ما روا شده است.”

مطالعه »
بیانیه ها

مرگ رئیس دولت سیزدهم و چشم‌انداز پیشِ‌ رو

ابراهیم رئیسی بیش از چهار دهه در سمت‌های مختلف در کشتار سه نسل از مبارزین ایران نقش‌‌های مهمی ایفا کرده است. سال‌هاست نام رئیسی با فاجعۀ ملیِ کشتار جمعی زندانیان سیاسی در سال ۶۷ گره خورده است. هم از این روست که در تمام این سال‌ها خانوادۀ بزرگ دادخواهان به حقّ محاکمۀ عادلانه و مجازات او و دیگر آمرین و عاملین کشتار زندانیان سیاسی را پی‌گرفته‌اند.

مطالعه »
پيام ها

دانشجویان آمریکایی در اعتراض به ادامه نسل کشی فلسطینیان توسط اسرائیل دانشگاه ها را به تصرف خود در آوردند!

سازمان فداییان خلق ایران(اکثریت)-حوزه آمریکا ضمن اعلام حمایت کامل از مبارزه دانشجویان و استادان در تمامی دانشگاه های آمریکایی شرکت کننده در این جنبش، به مقاومت نسل نوین دانشجویی درود میفرستد و برای ایشان در شکستن فضای تاریک تحمیل شده و تا موفقیت نهایی پیروزی آرزو می‌کند.

مطالعه »
بیانیه ها

مرگ رئیس دولت سیزدهم و چشم‌انداز پیشِ‌ رو

ابراهیم رئیسی بیش از چهار دهه در سمت‌های مختلف در کشتار سه نسل از مبارزین ایران نقش‌‌های مهمی ایفا کرده است. سال‌هاست نام رئیسی با فاجعۀ ملیِ کشتار جمعی زندانیان سیاسی در سال ۶۷ گره خورده است. هم از این روست که در تمام این سال‌ها خانوادۀ بزرگ دادخواهان به حقّ محاکمۀ عادلانه و مجازات او و دیگر آمرین و عاملین کشتار زندانیان سیاسی را پی‌گرفته‌اند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

آن‌چه در هفته ۳۰ اردیبهشت تا ۵ خرداد گذشت …

صدور حکم دادگاه بین المللی کیفری برای بازداشت نتانیاهو، گالانت و رهبران حماس!

مفهوم زمان در زندگی، نوع تفکر و جهان‌بینی ما…

نظر مصطفی تاج‌زاده درباره پیشنهاد مهدی نصیری و «ائتلاف از تاجزاده تا شاهزاده»!

خوانش سیاسی سقوط بالگرد و تاکتیک مقطعی…

نگاهی به دورنمای انقلاب در ایران…