سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۷ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۸:۳۸

سه شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۸:۳۸

وام از پول خودمان؟ دستتان را از جیب کارگران و بازنشستگان بیرون بیاورید!

چه کسانی از منابع و سرمایه‌هایی که طی دهه‌ها از محل کار و پرداخت حق بیمه کارگران شکل گرفته است بهره می‌برند، در حالی که خود کارگران و بازنشستگان برای دسترسی به بخش کوچکی از این منابع، حتی در قالب «وام»، با سهمیه، محدودیت و کمبود اعتبار روبه‌رو هستند؟
Getting your Trinity Audio player ready...

کارگران و بازنشستگان ترحم نمی‌خواهند؛ آنان حق دارند بدانند حاصل سال‌ها کار و بیمه‌پردازی‌شان چگونه اداره می‌شود و چرا برای تأمین نیازهای ضروری خود باید در صف وام بایستند. شفافیت، پاسخگویی و دسترسی عادلانه به منابع تأمین اجتماعی، حداقل انتظار صاحبان واقعی آن است. این منابع باید در خدمت کارگران و بازنشستگان باشد، نه در خدمت منافع دیگران.

فشار روزافزون هزینه‌های زندگی و درمان، دوران بازنشستگی را برای بسیاری از زحمتکشان به دوره‌ای از نگرانی و ناامنی اقتصادی تبدیل کرده است؛ وضعیتی که بیش از پیش ضرورت توجه جدی به حمایت‌های اجتماعی و تأمین زندگی شایسته و باکرامت برای بازنشستگان را آشکار می‌کند.
اظهارات محمد اسدی، رئیس هیأت‌مدیره کانون عالی بازنشستگان تأمین اجتماعی، درباره دشواری پرداخت وام ۶۰ میلیون تومانی به بازنشستگان، به‌روشنی گویای عمق بحران معیشتی میلیون‌ها کارگر و بازنشسته است.
اسدی در این مصاحبه صراحتاً می‌گوید از میان حدود ۵ میلیون بازنشسته تأمین اجتماعی، نزدیک به ۴ میلیون نفر متقاضی بالفعل این وام هستند؛ اما تنها ۳۲۰ هزار فقره وام ۶۰ میلیون تومانی برای آنان در نظر گرفته شده است. از سوی دیگر، تأکید او بر اینکه بیش از ۹۰ درصد درخواست‌های وام برای تأمین هزینه‌های درمان است، تصویری روشن از وضعیت دشوار زندگی بازنشستگان ارائه می‌دهد؛ به‌ویژه حداقل‌بگیرانی که پس از سال‌ها کار و پرداخت حق بیمه، برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی و هزینه‌های درمانی خود ناچار به دریافت وام از منابع متعلق به خودشان هستند.

اما همین اظهارات، یک پرسش اساسی و انکارناپذیر را پیش روی همه قرار می‌دهد:

وام از پول خودمان؟ دستتان را از جیب کارگران و بازنشستگان بیرون بیاورید!چرا کارگری که یک عمر حق بیمه پرداخته و در شکل‌گیری و انباشت منابع تأمین اجتماعی سهم داشته است، امروز برای دریافت وامی محدود باید در صف بایستد و منتظر سهمیه و نوبت باشد؟
اصلاً این وام از کجا تأمین می‌شود؟ مگر منابع سازمان تأمین اجتماعی از دسترنج و پرداخت‌های میلیون‌ها کارگر و مزدبگیر شکل نگرفته است؟ اگر چنین است، چرا صاحبان اصلی این منابع برای دسترسی به بخشی از آن، باید با محدودیت، سهمیه‌بندی و کمبود اعتبار روبه‌رو شوند؟
آیا این منابع نباید پیش از هر چیز در خدمت تأمین امنیت اقتصادی، درمان و زندگی شایسته همان کارگرانی باشد که طی دهه‌ها از دستمزد خود برای شکل‌گیری و استمرار این صندوق‌ها پرداخت کرده‌اند؟
اینجاست که باید پرسید: حاصل کار و تولید میلیون‌ها کارگر به جیب چه کسانی سرازیر می‌شود؟ چه کسانی از منابع و سرمایه‌هایی که طی دهه‌ها از محل کار و پرداخت حق بیمه کارگران شکل گرفته است بهره می‌برند، در حالی که خود کارگران و بازنشستگان برای دسترسی به بخش کوچکی از این منابع، حتی در قالب «وام»، با سهمیه، محدودیت و کمبود اعتبار روبه‌رو هستند؟
نامش را «وام» گذاشته‌اند؛ اما واقعیت تلخ این است که از کارگری که سال‌ها حق بیمه پرداخته و در شکل‌گیری این منابع سهم داشته، بخشی از پول خودش را دوباره به خودش قرض می‌دهند و برای همین مبلغ نیز باید در صف بایستد و منتظر سهمیه و تأمین اعتبار بماند. این دیگر فقط مسئله یک وام نیست؛ مسئله حق کارگران و بازنشستگان بر منابعی است که حاصل سال‌ها کار و پرداخت‌های آنان است.
این چه مناسباتی است که کارگر در دوران اشتغال، نیروی کار و ثروت تولید می‌کند، طی سال‌ها حق بیمه می‌پردازد، اما در دوران بازنشستگی، زمانی که بیش از همیشه به حمایت و تأمین اجتماعی نیاز دارد، برای درمان و تأمین هزینه‌های ضروری زندگی ناچار می‌شود چشم به دریافت وامی ۶۰ میلیون تومانی بدوزد؟
اظهارات خود مسئولان درباره شمار بالای متقاضیان و محدودیت سهمیه، بیش از هر چیز نشان می‌دهد که مسئله فقط «کمبود وام» نیست؛ مسئله، حق کارگر و بازنشسته بر منابعی است که بخش مهمی از آن حاصل سال‌ها کار، دسترنج و پرداخت حق بیمه آنان است.

پرسش اساسی اینجاست:

چرا صاحبان این منابع برای دسترسی به بخشی از حقوق خود، باید با سهمیه، محدودیت و صف انتظار روبه‌رو باشند؟
کارگران و بازنشستگان ترحم نمی‌خواهند؛ آنان حق دارند بدانند حاصل سال‌ها کار و بیمه‌پردازی‌شان چگونه اداره می‌شود و چرا برای تأمین نیازهای ضروری خود باید در صف وام بایستند. شفافیت، پاسخگویی و دسترسی عادلانه به منابع تأمین اجتماعی، حداقل انتظار صاحبان واقعی آن است. این منابع باید در خدمت کارگران و بازنشستگان باشد، نه در خدمت منافع دیگران.
تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد, ۱۴۰۵ ۸:۴۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

جنایت جنگی آمریکا در سیریک و جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران را شدیداً محکوم می‌کنیم

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تأکید می‌کند که تقویت سرمایهٔ اجتماعی و افزایش تاب‌آوری ملی، تنها زمانی ممکن است که مجموعه‌ای از اقدامات فوری و ساختاری به‌صورت هم‌زمان پیش برود. رفع فشار سنگین اقتصادی از زندگی مردم، به‌ویژه کارگران، بازنشستگان و طبقات میانی و پایین جامعه، اولویت انکارناپذیر است؛ زیرا هیچ جامعه‌ای زیر بار فقر، ناامنی معیشتی و نابرابری گسترده نمی‌تواند تاب‌آوری واقعی داشته باشد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

گفت‌وگوی یرواند آبراهامیان درباره آینده ایران؛ تغییر حکومت و ثبات آن

از نظر تاریخی، حتی تندروها نیز همیشه آمادگی رسیدن به توافق با آمریکا را داشته‌اند. [آیت الله] خمینی، حتی زمانی که آمریکا و اسرائیل را «شیطان» می‌خواند، در پشت پرده رفتاری بسیار عمل‌گرایانه داشت. فقط کافی است ماجرای ایران‌کنترا را به یاد بیاوریم. درباره آیت‌الله خامنه‌ای نیز همین مسئله وجود داشت. با وجود تمام شعارها، نمایندگان او حاضر به مذاکره و رسیدن به توافق بودند.

مطالعه »
نامه گاردین درباره زندانیان سیاسی در ایران

ایران، زندانیان سیاسی و محدودیت‌های همبستگی در زمان جنگ – نگاهی به نامه سرگشاده روشنفکران غربی در گاردین

گودرز اقتداری: وجود یک قدرت خارجی بزرگتر، ساختارهای داخلی سلطه را از بین نمی‌برد. همچنین وجود یک تهدید امپریالیستی نباید عاملیت سیاسی مردمی را که در داخل کشور مورد تهدید زندگی می‌کنند، به حالت تعلیق درآورد. در غیر این صورت، ضد امپریالیسم دیگر یک سیاست آزادی‌بخش نیست و اساساً به یک نظریه اتحاد بین‌المللی تبدیل می‌شود، که در مورد مبارزات سیاسی داخل کشوری از حق وتو برخوردار است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

شوک ضربه ۲ بر صفر چین به صنعت آلمان 

آرامش در جهانی که آرام نیست؛ بازگشت به پرسش مارکوس اورلیوس

اقلیت های کامران، طردشدگان گناهکار؛ و دفاع میشل فوکو

علی دهباشی: مردم در جنگ ۲ ابرقدرت را شکست دادند

جواد مجابی، نویسنده، شاعر، طنزپرداز، نقاش و منتقد درگذشت…

قلب آشفتۀ آوراسیا – پشت صحنه پیچیدگی‌های آسیای مرکزی