یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۱:۵۹

یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۱:۵۹

چگونه امریکا خط لوله نورد استریم را تخریب کرد؟

دولت بایدن به سختی در حال دست و پا زدن در مشکلات بود، که در اواسط ماه نوامبر ۲۰۲۱، رگولاتورهای انرژی آلمان تصویب دومین خط لوله نورد استریم را به حالت تعلیق درآوردند. قیمت گاز طبیعی در عرض چند روز ۸ درصد افزایش یافت، در میان ترس های فزاینده در آلمان و اروپا که تعلیق خط لوله و احتمال رو به رشد جنگ بین روسیه و اوکراین منجر به زمستان سرد بسیار ناخواسته خواهد شد. برای واشنگتن مشخص نبود که اولاف شولز، صدراعظم تازه انتخاب شده آلمان، در کجا ایستاده است.

چگونه امریکا خط لوله نورد استریم را تخریب کرد؟[i]

نیویورک تایمز آن را «رمز و راز» نامید، اما ایالات متحده یک عملیات پنهان دریایی را اجرا کرد که تا به حال مخفی نگه داشته می شد

سیمور هرش

۸ فوریه ۲۰۲۳


مرکز غواصی و نجات نیروی دریایی ایالات متحده را می توان در یک مکان نزدیک به آنچه زمانی یک منطقه روستایی در حومه پاناما سیتی بود, در حال حاضر شهرکی پررونق در پان هندل در جنوب غربی فلوریدا، ۷۰ مایلی مرز آلاباما پیدا کرد. مجموعه این مرکز غیر قابل توصیف یک ساختار بتن شناور درآب،  ساخته شده پس از جنگ جهانی دوم است که از بیرون شبیه یک دبیرستان حرفه ای است. یک لباس شویی سکه ای و یک مدرسه رقص تمام ان چیزی است که در حال حاضر اطراف این جاده چهار خطه میتوان دید.

اینجا برای دهه ها مرکز آموزش غواصان آب عمیق بسیار ماهر است که در واحدهای نظامی آمریکا در سراسر جهان خدمت میکنند و قادر به غواصی فنی برای انجام عملیات خوب مانند استفاده از مواد منفجره C4 برای پاک کردن بندرها و سواحل و بازمانده کشتی ها و محمولات منفجر نشده، گرفتگی دریچه های دریافتی برای نیروگاه های زیر دریا،  از بین بردن قفل در کانال های حمل و نقل بسیار مهم و همچنین منفجر کردن دکل های نفتی خارجی است. مرکز پاناما سیتی، که دارای دومین استخر سرپوشیده بزرگ در آمریکا است، محل مناسبی برای جذب بهترین ها بود، و فارغ التحصیلان همین مدرسه غواصی بودند که تابستان گذشته با موفقیت ماموریتشان را در عمق ۸۵  متر در زیر سطح دریای بالتیک انجام دادند.

در ماه ژوئن گذشته، غواصان نیروی دریایی که تحت پوشش یک تمرین گسترده تابستانی ناتو معروف به BALTOPS 22 فعالیت می کردند، مواد منفجره ای را که از راه دور فرستاده شده بود در زیر سه خط لوله از چهار خط لوله نورد استریم کاشتند که سه ماه بعد با انفجاری آن را نابود کرد.

دو خط لوله که در مجموع با نام نورد استریم ۱ شناخته می شدند، بیش از یک دهه بود که گاز طبیعی ارزان قیمت روسیه را برای آلمان و بخش عمده ای از اروپای غربی فراهم می کردند. یک جفت خط لوله دوم نیز به نام نورد استریم ۲ ساخته شده بود اما هنوز عملیاتی نشده بود. اکنون با اجتماع سربازان روسی در مرز اوکراین و خونین ترین جنگ اروپا از سال ۱۹۴۵ که در حال اوج گرفتن بود، جوزف بایدن رئیس جمهوری آمریکا خطوط لوله را وسیله نفوذی برای ولادیمیر پوتین دید تا گاز طبیعی را برای جاه طلبی های سیاسی و ارضی اش استفاده کند.

آدرین واتسون، سخنگوی کاخ سفید، در ایمیلی به من میگوید: «این داستانی کاملا  نادرست است.» تامی تورپ، سخنگوی سازمان اطلاعات مرکزی نیز به همین ترتیب نوشت: «این ادعا کاملاً و حقیقتا نادرست است.»

تصمیم بایدن برای خرابکاری در خطوط لوله پس از بیش از نه ماه بحث بسیار مخفیانه در داخل جامعه امنیت ملی در واشنگتن بر سر چگونگی رسیدن به آن هدف صورت گرفت. برای بسیاری از آن زمان، مسئله این نبود که آیا باید ماموریت انجام شود یا نه. موضوع  این بود که چگونه آن را بدون هیچ سرنخ آشکاری در باره اینکه چه کسی مسئول است انجام داد.

یک دلیل بوروکراتیک حیاتی برای تکیه بر فارغ التحصیلان مدرسه غواصی در پاناما سیتی وجود داشت. غواصان تنها پرسنل نیروی دریایی بودند، و نه اعضای فرماندهی عملیات ویژه آمریکا، که عملیات پنهانی آنها باید به کنگره گزارش و پیشاپیش به رهبری سنا و مجلس نمایندگان- به اصطلاح باند هشت- توضیح داده  شود. دولت بایدن در حال انجام هر کارممکن بود تا از نشت هرگونه خبری از این برنامه ریزی در اواخر سال ۲۰۲۱ و اجرای آن در ماه های اول سال ۲۰۲۲ جلوگیری کند.

رئیس جمهور بایدن و تیم سیاست خارجی او، جیک سالیوان مشاور امنیت ملی، تونی بلینکن وزیر امور خارجه، و ویکتوریا نولند قائم مقام وزیر امور خارجه برای سیاست گذاری،  در خصومت خود با دو خط لوله  که به موازات هم به مدت ۷۵۰ مایل در زیر دریای بالتیک از دو بندر مختلف در شمال غربی روسیه در نزدیکی مرز استونی آغازو با عبور از نزدیکی جزیره دانمارکی بورنهولم در شمال آلمان وارد شبکه گاز مایع آلمان میشدند، کاملا همسو بودند.

مسیر مستقیم این دو لوله عملا بدون هر گونه نیاز به حمل و نقل از داخل اوکراین، امتیاز تازه ای برای اقتصاد آلمان بود. این پروژه علاوه بر برخورداری از گاز طبیعی ارزان قیمت روسیه برای مصرف کارخانه ها و گرم کردن خانه های مسکونی، توزیع کنندگان آلمانی را نیز قادر به فروش گاز اضافی، با سود  بالا در سراسر اروپای غربی می کرد. از این رو دولت بایدن از هر اقدامی که می توانست به سمت دولت آمریکا ردیابی شود پرهیز داشت.  پنهان کاری شدید ضروری بود تا وعده های آمریکا برای به حداقل رساندن درگیری مستقیم با روسیه نیز نقض نشود.

نورد استریم ۱ از اولین روزهای خود توسط واشنگتن و شرکای ضد روسی ناتو به عنوان تهدیدی برای تسلط غرب دیده می شد. شرکت هلدینگ پشت آن،  نورد استریم ای جی، در سال ۲۰۰۵ با مشارکت گازپروم در سوئیس به ثبت رسید. یک شرکت روسی که سهامش به طور عمومی معامله می شد و سود هنگفتی را برای سهامداران اروپایی تولید می کرد اما تحت سلطه الیگارش هایی  بود که در مدار پوتین شناخته می شوند. گازپروم ۵۱ درصد از شرکت را تحت کنترل داشت، با چهار شرکت انرژی اروپایی—یکی در فرانسه، یکی در هلند و دو شرکت در آلمان—۴۹ درصد باقی مانده سهام را به اشتراک گذاشتند و حق کنترل فروش پایین دست گاز طبیعی ارزان قیمت به توزیع کنندگان محلی در آلمان و اروپای غربی را داشتند. سود گازپروم  با دولت روسیه تقسیم می شود با این تاکید که درآمدهای دولتی گاز و نفت در برخی سال ها به اندازه ۴۵ درصد بودجه سالانه روسیه را تامین میکنند.

ترس های سیاسی آمریکا واقعی بود: پوتین اکنون منبع عمده درآمد اضافی و مورد نیاز خود را دریافت میکند، آلمان و بقیه اروپای غربی به گاز طبیعی کم هزینه عرضه شده توسط روسیه معتاد می شوند، و اتکای اروپا به آمریکا کاهش می یابد. در واقع این دقیقا همان اتفاقی بود که افتاد. بسیاری از آلمانی ها نورد استریم ۱ را بخشی از تبلور نظریه مشهور اوس پولیتیک صدراعظم سابق ویلی براندت می دیدند  که آلمان پس از جنگ را قادر می ساخت تا خود و دیگر ملت های اروپایی که در جنگ جهانی دوم نابود شده اند را با استفاده از گاز ارزان قیمت روسیه، یک بازار مرفه اروپای غربی، و اقتصاد تجاری مستقل، احیا کند.

نورد استریم ۱ از نظر ناتو و واشینگتن به اندازه کافی خطرناک بود، اما نورد استریم ۲ که ساخت آن در سپتامبر  ۲۰۲۱ به پایان رسید، در صورت تأیید دولتمردان آلمانی، میزان گاز ارزان قیمت که در اختیار آلمان و اروپای غربی قرار میگرفت را دو برابر می کرد. خط لوله دوم همچنین گاز کافی را برای بیش از ۵۰ درصد مصرف سالانه آلمان فراهم میکرد. اما تنش ها بین روسیه و ناتو با حمایت سیاست خارجی تهاجمی دولت بایدن مدام رو به افزایش بود.

مخالفت با نورد استریم ۲ در آستانه مراسم تحلیف بایدن در ژانویه ۲۰۲۱ شعله ور شد. زمانی که جمهوری خواهان سنا به رهبری تد کروز از تگزاس بارها تهدید سیاسی گاز طبیعی ارزان قیمت روسیه را در جریان جلسه تأیید بلینکن به سمت وزیر امور خارجه، مطرح کردند. تا آن زمان مجلس سنای متحد، با موفقیت  قانونی تصویب کرده بود که مطابق امر کروز به بلینکن « [خط لوله] را در پایه های خود متوقف کند.»  این در حالی بود که فشار های سیاسی و اقتصادی عظیمی از سوی دولت آلمان، در آن زمان به سیاست آنگلا مرکل، برای دریافت خط لوله دوم نورد استروم وجود داشت.

در پاسخ به سناتور کروز که آیا بایدن در برابر آلمانی ها ایستادگی می کند؟ بلینکن گفت بله، اما افزود که در مورد ویژگی های دیدگاه های رئیس جمهور با وی بحث نکرده است.  او گفت: من می دانم که به عقیده او نورد استریم ۲ ایده بدی است. من می دانم که او ما را مجبور به استفاده از هر ابزاری برای متقاعد کردن دوستان و شرکای ما، از جمله آلمان، خواهد کرد که جلوی آن را بگیریم.

چند ماه بعد، با نزدیک شدن تکمیل ساخت خط لوله دوم، با اشاره بایدن در ماه مه در یک  چرخش خیره کننده، دولت از تحریم ها علیه نورد استریم آ گ چشم پوشی کرد، و یک مقام وزارت امور خارجه گفت که تلاش برای متوقف کردن خط لوله از طریق تحریم ها و دیپلماسی “همانند پرتاب یک تیر از راه دور بوده است.”   گزارش ها حاکیست که  در پشت صحنه، مقامات دولت از ولودیمیر زلنسکی رئیس جمهور اوکراین که آن زمان با تهدید تهاجم روسیه مواجه بود خواستند که از این اقدام  انتقاد نکند. اما لغو تحریم ها عواقب فوری به دنبال داشت.  جمهوری خواهان سنا به رهبری کروز از تحریم فوری تایید تمام نامزدهای سیاست خارجی بایدن خبر دادند و تصویب لایحه دفاعی سالانه را برای ماه ها، تقریبا تا پاییز به تأخیر انداختند. پولیتیکو نوشت که چرخش بایدن در خط لوله دوم روسیه را باید به عنوان «یک تصمیم، مسلماً بدتر از خروج آشفته نظامی از افغانستان» دانست که ادامه کار بایدن را با مشکل روبرو خواهد کرد  .

دولت بایدن به سختی در حال دست و پا زدن در مشکلات بود، که در اواسط ماه نوامبر ۲۰۲۱، رگولاتورهای انرژی آلمان تصویب دومین  خط لوله نورد استریم را به حالت تعلیق  درآوردند.  قیمت گاز طبیعی در عرض چند روز ۸ درصد افزایش یافت، در میان ترس های فزاینده در آلمان و اروپا که تعلیق خط لوله و احتمال رو به رشد جنگ بین روسیه و اوکراین منجر به زمستان سرد بسیار ناخواسته خواهد شد. برای واشنگتن مشخص نبود که اولاف شولز، صدراعظم تازه انتخاب شده آلمان، در کجا ایستاده است.  ماه ها پیش از آن، پس از سقوط افغانستان، شولتز علناً درخواست امانوئل ماکرون رئیس جمهور فرانسه برای سیاست خارجی مستقل تر اروپا را در یک سخنرانی در پراگ تأیید کرده بود— که به وضوح اتکای کمتری به واشنگتن و اقدامات زیاده خواهانه آن را پیشنهاد می کرد.

در کنار همه این ها سربازان روسی به طور پیوسته بر اجتماع نیرو در مرزهای اوکراین می افزودند و تا پایان دسامبر بیش از ۱۰۰ هزار سرباز در موقعیتی قرار گرفتند که میتوانستند از بلاروس و کریمه حمله کنند. زنگ خطر در واشنگتن بصدا در آمده بود، از جمله ارزیابی بلینکن که آن تعداد نیروهای نظامی می تواند در عرض مدت کوتاهی دو برابر شود.”

توجه دولت آمریکا یک بار دیگر بر نورد استریم متمرکز شد. تا زمانی که اروپا وابسته به خطوط لوله برای گاز طبیعی ارزان قیمت باقی می ماند، واشنگتن نگران بود که کشورهایی مانند آلمان تمایلی به تامین پول و سلاح های مورد نیاز اوکراین برای شکست روسیه ندارند. در این لحظه ناآرام بود که بایدن به جیک سالیوان اجازه داد تا یک گروه مشترک از دوایر مختلف را گرد هم بیاورد تا برنامه ای برای نورد استریم بریزند. همه گزینه ها قرار بود روی میز باشد. اما از آن میان فقط یکی ظهور کرد .

برنامه ریزی

در دسامبر ۲۰۲۱، دو ماه قبل از اینکه اولین تانک های روسی به اوکراین بلغزند، جیک سالیوان جلسه ای از یک نیروی کار تازه شامل مردان و زنان ارشد ستاد مشترک ارتش، سیا، وزارت امور خارجه و خزانه داری تشکیل داد و از آنها توصیه هایی در مورد چگونگی پاسخ به تهاجم قریب الوقوع پوتین را درخواست کرد.

این امر را می توان اولین گام از یک سری جلسات فوق سری، در یک اتاق امن در طبقه بالای ساختمان دفتر اجرایی قدیمی، در مجاورت کاخ سفید دید که خانه هیئت مشورتی اطلاعات خارجی رئیس جمهور (PFIAB) نیز بود. صحبت های معمول رفت و برگشتی در نهایت منجر به یک سوال اولیه بسیار مهم شد: آیا توصیه ای که گروه به رئیس جمهور می کند  مانند لایه دیگری از تحریم ها و محدودیت های ارزی برگشت پذیر خواهد بود یا برگشت ناپذیر به شکل اقدامات فیزیکی، که نمی تواند باطل شود؟

چیزی که برای شرکت کنندگان روشن شد، به گفته منبع با آگاهی مستقیم از این روند، این بود که سالیوان قصد داشت که گروه طرحی برای نابودی برگشت ناپذیر دو خط لوله نورد استریم تهیه کند، و در این راستا او خواسته های رئیس جمهور را نقل میکرد.

 

بازیکنان از چپ به راست: ویکتوریا نولند، آنتونی بلینکن، و جیک سالیوان.

در طول چند جلسه بعدی، شرکت کنندگان گزینه هایی را برای حمله، مورد بحث قرار دادند. نیروی دریایی پیشنهاد استفاده از یک زیردریایی تازه سفارش داده شده برای حمله مستقیم به خط لوله را داد.  نیروی هوایی در مورد انداختن بمب با فیوزهای تاخیری که می تواند از راه دور راه اندازی شود بحث کرد. سیا استدلال کرد که هر کاری که انجام شود، باید مخفی باشد. به گفته منبع: هر کسی که درگیر بود خطر را درک میکرد و میدانست که این طرح  بچه گانه ای نیست. اگر این حمله قابل ردیابی به آمریکا باشد به معنی «یک عمل جنگی است.»

در آن زمان سیا توسط ویلیام برنز سفیر سابق امریکا در روسیه هدایت می شد که به عنوان معاون وزیر امور خارجه در دولت اوباما خدمت کرده بود. برنز به سرعت به یک کارگروه سیا اجازه مشارکت داد. این کارگروه  اتفاقا  شامل کسی بود که با توانایی های غواصان اعماق دریای نیروی دریایی در پاناما سیتی آشنا بود. در طول چند هفته پس از این اقدام، اعضای کارگروه سیا شروع به تهیه طرحی برای یک عملیات پنهانی کردند که از غواصان اعماق دریا برای آغاز انفجار در امتداد خط لوله استفاده خواهد کرد.

چنین کاری قبلا انجام شده بود . در سال ۱۹۷۱ جامعه اطلاعاتی آمریکا از منابع هنوز فاش نشده دریافت که دو واحد مهم نیروی دریایی روسیه از طریق یک کابل زیر دریا که در دریای اوخودسک دفن شده بود، در ساحل شرق دور روسیه ارتباط برقرار می کنند  . این کابل فرماندهی نیروی دریایی منطقه ای را به مقر اصلی نیرو در ولادی وستوک مرتبط میکرد. یک تیم دست چین شده، از عوامل آژانس اطلاعات مرکزی و آژانس امنیت ملی، در محلی در منطقه واشینگتن، تحت پوشش عمیق، مستقر شدند و با استفاده از غواصان نیروی دریایی، زیردریایی های اصلاح شده و یک خودروی نجات زیردریایی عمیق، طرحی را آماده کردند که پس از آزمایش و خطای بسیار، موفق به مکان یابی کابل روسیه شد. غواصان یک دستگاه شنود پیچیده را بر روی کابل کاشتند که با موفقیت ترافیک روسیه را رهگیری کرد و آن را بر روی یک سیستم ضبط می نمود. گرچه نوار ضبط باید هرماه تعویض میشد ولی آژانس امنیت ملی دریافت که افسران ارشد نیروی دریایی روسیه که به امنیت پیوند ارتباطی خود باور داشتند، بدون رمزنگاری با همکاران خود صحبت می کردند. موفقیت آن عملیات زیر آب با نام رمز «زنگهای پیچک» نوآورانه و مخاطره آمیز بود و اطلاعات ارزشمندی در مورد نیات و برنامه ریزی نیروی دریایی روسیه تهیه کرد.

با این حال، گروه بین دو آژانس در ابتدا نسبت به شور و شوق سیا برای یک حمله پنهانی در اعماق دریا تردید داشت. سوالات بی پاسخ زیادی وجود داشت. آب های دریای بالتیک به شدت توسط نیروی دریایی روسیه گشت زنی می شد و هیچ دکل نفتی وجود نداشت که بتواند به عنوان پوشش برای یک عملیات غواصی مورد استفاده قرار گیرد. آیا غواصان باید برای آموزش برای ماموریت به استونی بروند، درست آن سوی مرز جلوی اسکله های بارگیری گاز طبیعی روسیه؟ همه قبول داشتند که این مسخره است.

در طول این برنامه ریزی ها، بروایت منبع من، “برخی از افراد شاغل در سیا و وزارت امور خارجه می گفتند: این کار را نکنید. احمقانه است و اگر به بیرون درز کند یک کابوس سیاسی خواهد بود.” با این وجود، در اوایل سال ۲۰۲۲، کارگروه سیا دوباره به گروه مشترک سالیوان گزارش داد: «ما راهی برای منفجر کردن خطوط لوله داریم.»

آنچه که بعدش پیش آمد خیره کننده بود در ۷ فوریه، کمتر از سه هفته پیش از حمله به ظاهر اجتناب ناپذیر روسیه به اوکراین، بایدن در دفتر کاخ سفید خود با اولاف شولز صدراعظم آلمان ملاقات کرد که پس از برخی لغزش ها به چپ و راست، اکنون با قاطعیت در تیم آمریکا قرار داشت. بایدن در جلسه کنفرانس مطبوعاتی که پس از آن صورت گرفت، بی اختیار گفت[ii]: «اگر روسیه حمله کند.. دیگر نورد استریم ۲ وجود نخواهد داشت. ما به آن پایان خواهیم داد.»

بیست روز قبل از آن، ویکتوریا نولند قائم مقام وزیر امور خارجه اساسا همان پیام را در یک جلسه توجیهی وزارت امور خارجه، با پوشش مطبوعاتی کمی تحویل داده بود. او در پاسخ به یک سوال گفت: «من می خواهم امروز برای شما بسیار روشن بگویم. “اگر روسیه به اوکراین حمله کند، از هر راهی که شده نورد استریم ۲ دیگر تمام خواهد شد. [iii]» چند تن از دست اندرکاران برنامه ریزی ماموریت خط لوله از آنچه که به عنوان اشارات غیر مستقیم به این حمله می دیدند، ناراضی شدند. این منبع می گوید: «مثل این بود که یک بمب اتمی را در توکیو روی زمین قرار دهیم و پرزیدنت به ژاپنی ها بگوید که قرار است آن را منفجر کنیم.» وی تصریح کرد: «طرح این بود که گزینه ها تنها در صورت اشغال اوکرائین و پس از آن اجرا گردد و نه انکه به صورت علنی تبلیغ شوند. بایدن به سادگی آن را دریافت نکرد یا نادیده گرفت.»

بی احتیاطی بایدن و نولند، اگر این چیزی بود که بود، ممکن بود برخی از برنامه ریزان را سرخورده کرده باشد. اما فرصتی را نیز ایجاد کرد. به گفته این منبع، برخی از مقامات ارشد سیا مشخص کردند که منفجر کردن خط لوله «دیگر نمی تواند گزینه پنهانی محسوب شود زیرا رئیس جمهور علنا آنرا اعلام کرده است که ما می دانستیم چگونه این کار را انجام دهیم.»

طرح منفجر کردن نورد استریم ۱ و ۲ به طور ناگهانی از یک عملیات پنهانی کاهش طبقه بندی یافت،  نیاز بود که کنگره از عملیاتی که “به عنوان یک عملیات اطلاعاتی بسیار طبقه بندی شده با حمایت نظامی ارتش آمریکا تلقی می شد”، مطلع شود. بر اساس این قانون، این منبع توضیح داد: «دیگر الزام قانونی برای گزارش عملیات به کنگره وجود نداشت. تنها کاری که الان باید می کردند این است که فقط این کار را انجام دهند—اما هنوز باید مخفی بود. زیرا که روس ها نظارت فوق العاده ای بر دریای بالتیک دارند.»

اعضای کارگروه آژانس هیچ تماس مستقیمی با کاخ سفید نداشتند، و مشتاق بودند بفهمند که آیا رئیس جمهور منظورش از آنچه گفته است همین است یا نه-یعنی اگر دستور برای ماموریت در حال حاضر یک رفتن به جلو بود. منبع یادآور شد: بیل برنز برمی گردد و می گوید: «بله دستور همین است این کار را انجام دهید».

“نیروی دریایی نروژ سریع نقطه مناسب را در آب کم عمق چند مایل از جزیره بورنهولم دانمارک توصیه کرده بود.”

 

عملیات

نروژ محل مناسبی برای استقرار فرماندهی این ماموریت بود.

در چند سال گذشته از بحران شرق و غرب، ارتش آمریکا حضور خود را در داخل نروژ که مرز غربی آن ۱۴۰۰ مایل در امتداد اقیانوس اطلس شمالی ادامه میابد و بالاتر از دایره قطب شمال با روسیه ادغام می شود، بسیار گسترش داده است. پنتاگون در میان برخی جنجال های محلی، با سرمایه گذاری صدها میلیون دلار برای ارتقاء و گسترش تأسیسات نیروی دریایی و نیروی هوایی آمریکا در نروژ، مشاغل و قراردادهایی با پرداخت های بالا ایجاد کرده است. آثار جدید شامل، مهمتر از همه، یک رادار دیافراگم مصنوعی پیشرفته ماورای شمال بود که قادر به نفوذ به اعماق روسیه است و همان طور که جامعه اطلاعاتی آمریکا دسترسی به یک سری سایت های شنود دوربرد در داخل چین را از دست داد، اینها عملیاتی شدند.

یک پایگاه زیردریایی تازه مرمت شده آمریکایی که سال ها در حال ساخت بود نیز عملیاتی شده و اکنون بیشتر زیردریایی های آمریکایی می توانستند با همکاران نروژی خود برای نظارت و جاسوسی بر روی یک شَک هسته ای بزرگ روسیه در ۲۵۰ مایلی شرق، در شبه جزیره کولا همکاری نزدیکی داشته باشد  .   آمریکا همچنین یک پایگاه هوایی نروژ در شمال را بسیار گسترش داده و ناوگانی از هواپیماهای گشت پی ۸ پوزئیدون ساخت بوئینگ را به نیروی هوایی نروژ تحویل داده تا جاسوسی دوربرد خود را بر روی تاسیسات روسیه تقویت کند[iv]

در مقابل، دولت نروژ در نوامبر گذشته با تصویب قرارداد همکاری های دفاعی تکمیلی (SDCA) لیبرال ها و برخی میانه روها را در پارلمان خود خشمگین کرد. بر اساس معامله جدید، سیستم حقوقی ایالات متحده صلاحیت کاپیتولاسیون در برخی از “مناطق مورد توافق” در شمال نروژ را اعمال میکند که بسیاری از سربازان آمریکایی متهم به جنایات خارج از پایگاه میشدند، و همچنین مهم تر از آن شهروندان نروژی که متهم و یا مشکوک به دخالت در کار در پایگاه های آمریکایی هستند را تحت پوشش قضایی آمریکا در می‌آورد[v].

نروژ یکی از امضاکنندگان اصلی پیمان ناتو در سال ۱۹۴۹، در روزهای اولیه جنگ سرد بود. امروز فرمانده عالی ناتو ینس استولتنبرگ، یک ضد کمونیست متعهد است که پیش از انتصاب به فرماندهی عالی ناتو، با حمایت آمریکا، در سال ۲۰۱۴، به مدت هشت سال به عنوان نخست وزیر نروژ خدمت کرد. او که از زمان جنگ ویتنام با جامعه اطلاعاتی آمریکا (سیا) همکاری داشته، در مورد همه مسائل مربوط به پوتین و روسیه سخت گیر است. این منبع گفت: او دستکشی است متناسب با دست آمریکایی و از آن زمان به بعد آمریکایی ها به طور کامل به او اعتماد دارند.

در واشنگتن، برنامه ریزان می دانستند که باید به نروژ بروند. این منبع می گوید: «آنها از روس ها متنفر بودند و نیروی دریایی نروژ مملو از ملوانان و غواصان فوق العاده ای بود که عمر طولانی تجربه در اکتشاف نفت و گاز در اعماق دریا دارند.» همچنین می توان به آن ها اعتماد کرد تا ماموریت را مخفی نگه دارند. (نروژی ها ممکن است منافع دیگری نیز داشته اند. نابودی نورد استریم —اگر آمریکایی ها می توانستند آن را اجرا کنند—به نروژ اجازه می دهد تا بسیار بیشتر از پیش گاز طبیعی خود را به اروپا بفروشد.)

زمانی در ماه مارس چند نفر از اعضای این تیم برای دیدار با سرویس مخفی نروژ و نیروی دریایی آن کشور به نروژ پرواز کردند. یکی از پرسش های کلیدی این بود که دقیقاً در دریای بالتیک بهترین مکان برای کاشت مواد منفجره کجاست. نورد استریم ۱ و ۲ که هر کدام دو مجموعه خط لوله داشتند، در مسیر خود تا بندر گریفسوالد در شمال شرقی آلمان در بخش عمده ای از راه کمی بیش از یک مایل از هم فاصله داشتند.

نیروی دریایی نروژ   با سرعت محل مناسبی را در آب های کم عمق دریای بالتیک در چند مایلی جزیره بورنهولم دانمارک پیدا کرد. خطوط لوله با بیش از یک مایل فاصله از یکدیگر در امتداد قسمتی از سطح دریا که تنها ۲۶۰ فوت عمق داشت قرار کشیده شده بودند. این به خوبی در محدوده امکانات غواصانی بود که از یک ناو کلاس آلتا نروژی، با مخلوطی از اکسیژن، نیتروژن و هلیوم مایع از مخازن خود به آب شیرجه رفتند، و بسته های مهمات را که به شکل جلبک های طبیعی در امده بودند بر روی چهار خط لوله با پوشش محافظ بتن متصل ‌کردند. عملیاتی خسته کننده، وقت گیر و کاری خطرناک بود، اما آب های خارج از بورنهولم مزیت دیگری داشتند: هیچ جریان جزر و مد عمده ای که وظیفه غواصی را دشوارتر کند وجود نداشت. بعد از مقداری تحقیق، امریکایی ها همگی وارد کار شدند.

این منبع می گوید: «بهترین غواصان با صلاحیت غواصی عمیق یک جامعه کوچک ولی تنگاتنگ هستند و تنها بهترین ها برای این عملیات جذب می شوند و به آنها گفته می شود که آماده احضار به سیا در واشنگتن باشند.»

نروژی ها و آمریکایی ها یک مکان و عامل بودند، اما نگرانی دیگری وجود داشت: هر گونه فعالیت غیرمعمول زیر آب در آب های خارج از بورنهولم ممکن است توجه ناوهای سوئدی یا دانمارکی را جلب کند که می توانستند آن را گزارش کند. 

 

دانمارک همچنین یکی از امضاکنندگان اصلی ناتو بوده است و در جامعه اطلاعاتی به خاطر روابط ویژه اش با بریتانیا شناخته شده است. سوئد درخواست عضویت در ناتو را کرده بود، و مهارت زیادی در مدیریت سیستم های حس‌گر صوتی و مغناطیسی زیر آب نشان داده بود که با موفقیت زیردریایی های روسی را ردیابی می کرد که گهگاه در آب های دورافتاده مجمع الجزایر سوئد حاضر می شدند. نروژی ها با اصرار بر اینکه برخی از مقامات ارشد در دانمارک و سوئد باید به طور کلی در مورد فعالیت غواصی احتمالی در این منطقه مطلع و آماده باشند، به آمریکایی ها پیوستند. به این ترتیب، در صورت درز خبر کسی در رده های بالاتر می توانست دخالت کند و اخبار را از زنجیره فرماندهی دور نگه دارد و به این ترتیب عملیات خط لوله را حفاظت کند.

نروژی ها همچنین راه حلی برای این سوال بسیار مهم داشتند که این عملیات  چه زمانی باید انجام شود. در ۲۱ سال گذشته هر سال در ماه ژوئن ناوگان ششم آمریکا که پرچمدار آن در گائتا ایتالیا در جنوب رم مستقر است، حامی یک تمرین بزرگ ناتو در دریای بالتیک بوده است که شامل مجموعه ای از کشتی های ناتو در سراسر منطقه می شود. تمرین فعلی، که در ماه ژوئن برگزار شد، به  عنوان عملیات بالتیک ۲۲[vi] نامیده شده بود و نروژی ها پیشنهاد کردند که این پوشش ایده آل برای کاشت بسته های انفجاری خواهد بود.

آمریکایی ها یک عنصر حیاتی ارائه دادند: آن ها برنامه ریزان ناوگان ششم را متقاعد کردند که یک تمرین تحقیق و اکتشاف را به برنامه سالانه اضافه کنند[vii]. این تمرین همان طور که وسیله نیروی دریایی علنی شد، ناوگان ششم را با همکاری «مراکز تحقیقاتی و جنگی» نیروی دریایی متصل کرد.  این رویداد در دریا در سواحل جزیره بورنهولم برگزار و شامل تیم های ناتو از غواصان کاشت مواد منفجره، با استفاده از آخرین فن آوری زیر آب برای پیدا کردن و نابود کردن آنها خواهد شد. این هم یک تمرین نظامی مفید و هم پوشش مبتکرانه برای عملیات نابودسازی نورد استریم ۲ بود. بچه های پاناما سیتی کار خود را انجام می دهند و مواد منفجره C4 تا پایان BALTOPS22 در محل خواهد بود که با یک تایمر ۴۸ ساعته متصل شده است. بدیهی بود که همه آمریکایی ها و نروژی ها مدت ها قبل از اولین انفجار از منطقه خارج شده بودند. روزها شمارش معکوس بود. این منبع گفت: ساعت در حال تیک تیک زدن بود و ما در حال نزدیک شدن به پایان ماموریت انجام شده بودیم.

و بعد: واشنگتن دچار تردید شد. بمب ها در طول BALTOPS22 کاشته می شدند، اما کاخ سفید نگران بود که پنجره ای دو روزه برای انفجار آنها بیش از حد به پایان تمرین نزدیک است و بسیار واضح خواهد بود که آمریکا دخالت داشته است. در عوض کاخ سفید درخواست جدیدی داشت: «آیا بچه ها در میدان، می توانند راهی برای منفجر کردن خطوط لوله از راه دور بیابند؟»

برخی از اعضای تیم برنامه ریزی از بی تصمیمی ظاهری رئیس جمهور خشمگین و سرخورده شدند. غواصان نیروی دریایی بارها و بارها تمرین کاشت C4 بر خطوط لوله را انجام داده بودند، اما در حال حاضر تیم در نروژ منتظر پیداکردن راه حلی برای رییس جمهور بود تا اختیار اجرای عملیات را در زمان انتخابی خود داشته باشد. یک تغییر دقیقه آخر چیزی بود که سیا به مدیریت آن عادت کرده بود. اما هنوز تجدید نگرانی برخی از مسئولین در مورد ضرورت، و قانونی بودن، کل عملیات حل نشده بود.

دستورات محرمانه رئیس جمهور همچنین معضل سیا در روزهای جنگ ویتنام را بیاد می‌آورد، زمانی که رئیس جمهور جانسون با افزایش احساسات ضد جنگ ویتنام مواجه شد، به آژانس دستور داد منشور خود را نقض کند—که به طور خاص آن را از فعالیت در داخل آمریکا منع می کرد—تا به جاسوسی از رهبران ضد جنگ بپردازد برای تعیین اینکه آیا مخالفین جنگ تحت کنترل روسیه کمونیستی هستند یا خیر.

آژانس در نهایت موافقت کرد و در طول دهه ۱۹۷۰ مشخص شد که تا چه حد مایل بوده است پیش برود. پس از رسوایی‌های واترگیت، گزارش های بعدی در مورد جاسوسی آژانس از شهروندان آمریکایی، دست داشتن آن در ترور رهبران خارجی و کودتا علیه دولت سوسیالیستی سالوادور آلنده منتشر شدند.

این افشاگری ها منجر به یک سری جلسات دراماتیک در اواسط دهه ۱۹۷۰ در سنا به رهبری فرانک چرچ از ایالت آیداهو شد که به وضوح نشان داد که ریچارد هلمز، مدیر آژانس در آن زمان، پذیرفت که او موظف به انجام کارهایی است که رئیس جمهور درخواست می‌کرده، حتی اگر به معنای نقض قانون باشد.

هلمز، در شهادتی منتشرنشده و پشت درهای بسته، با تاسف توضیح داد که « وقتی کاری را انجام می‌دهید، تقریباً قصد پاکیزه‌ای دارید» حتی اگر این کار به دستور مخفیانه یک رئیس‌ جمهور بوده. «چه درست باشد که شما آن را انجام خواهید داد، و چه اشتباه باشد که باید آن را انجام دهید، [سیا] تحت امر و مقررات پایه متفاوت از هر بخش دیگری از دولت کار می کند.» او اساساً به سناتورها می‌گفت که او، به عنوان رئیس سیا، می‌دانست که برای تاج کار می‌کرده و نه برای قانون اساسی.

آمریکایی‌هایی که در نروژ کار می‌کردند، با همان پویایی مشغول بودند و با وظیفه‌شناسی شروع به کار بر روی مشکل جدید کردند – اینکه چگونه از راه دور مواد منفجره C4 را به دستور بایدن منفجر کنند. این مأموریت بسیار دشوارتر از آن چیزی بود که فرماندهان در واشنگتن می فهمیدند. هیچ راهی برای تیم در نروژ وجود نداشت که بدانند رئیس جمهور چه زمانی ممکن است دکمه را فشار دهد. آیا در چند هفته، در چند ماه یا در نیم سال یا بیشتر خواهد بود؟

C4 متصل به خطوط لوله با یک شناور سونار که توسط هواپیما در یک اخطار کوتاه پرتاب می‌شود فعال خواهد شد، اما این روش شامل پیشرفته‌ترین فناوری پردازش سیگنال است. دستگاه‌های زمان‌بندی تاخیری متصل به هر یک از چهار خط لوله میتوانند به طور تصادفی، توسط ترکیب پیچیده ای از صداهای پس‌زمینه اقیانوس در سراسر دریای بالتیک که ترافیک دریایی فشرده ای دارد، از کشتی‌های دور و نزدیک، حفاری‌های زیر آب، رویدادهای لرزه‌ای، امواج و حتی دریا،  تحریک شوند و انفجار صورت گیرد. برای جلوگیری از این امر، شناور سونار، هنگامی که در جای خود قرار می گیرد، ترکیبی از صداهای تونال با فرکانس پایین – کلا شبیه به صداهایی که توسط فلوت یا پیانو ایجاد می شود –می کند. این صداها توسط دستگاه زمان بندی شناسایی و پس از یک مدت از پیش تعیین شده تشخیص داده می شود که با تاخیر، مواد منفجره را فعال کند. دکتر تئودور پستول، استاد بازنشسته علم، فناوری و سیاست امنیت ملی در MIT که در مقام مشاور علمی رئیس عملیات دریایی پنتاگون خدمت کرده است، به من گفت: “شما سیگنالی می خواهید که به اندازه کافی قوی باشد تا هیچ سیگنال دیگری نتواند به طور تصادفی پالسی را ارسال کند که مواد منفجره را تحریک به انفجار کند.” ، او گفت که مسئله ای که این گروه در نروژ به دلیل تأخیر بایدن با آن روبه رو بود، آن است که «هر چه مواد منفجره بیشتر در آب باشند، خطر انفجار تصادفی آن بیشتر می شود.

در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۲، یک هواپیمای تجسسی P8 نیروی دریایی نروژ، پروازی به ظاهر معمولی انجام داد و یک شناور سونار را رها کرد. سیگنال در زیر آب پخش شد، ابتدا به نورد استریم ۲ و سپس به نورد استریم ۱. چند ساعت بعد، مواد منفجره C4 پرقدرت فعال شد و سه خط لوله از چهار خط لوله از کار افتاد. در عرض چند دقیقه، حوضچه‌های گاز متان که در خطوط لوله بسته شده باقی مانده بودند را می‌شد دید که روی سطح آب پخش می‌شوند و جهان متوجه شد که چیزی غیرقابل برگشت رخ داده است.

پی آمد

بلافاصله پس از بمباران خط لوله، رسانه های آمریکایی با آن مانند یک معمای حل نشده برخورد کردند. بارها از روسیه به عنوان یک مقصر احتمالی نام برده می شد که به دلیل افشای اطلاعات حساب شده از کاخ سفید تحریک شده بود – اما بدون اینکه انگیزه روشنی برای چنین اقدام خرابکارانه ای علیه خود، فراتر از رقابت های درونی از آن ایجاد شود. چند ماه بعد، وقتی معلوم شد که مقامات روسی بی سر و صدا برآوردهایی را برای هزینه تعمیر خطوط لوله دریافت کرده اند، نیویورک تایمز این خبر را “تئوری های پیچیده درباره اینکه چه کسی پشت” این حمله بوده است، توصیف کرد. هیچ روزنامه آمریکایی بزرگی به تهدیدات قبلی بایدن و نولاند معاون وزیر امور خارجه درباره خطوط لوله نپرداخت.

در حالی که هرگز مشخص نبود که چرا روسیه به دنبال تخریب خط لوله پرسود خود است، دلیل منطقی تر برای اقدام رئیس جمهور، از سوی وزیر امور خارجه بلینکن بیان شد. بلینکن در سپتامبر گذشته در یک کنفرانس مطبوعاتی در پاسخ به سوالی در مورد پیامدهای بدتر شدن بحران انرژی در اروپای غربی، این لحظه را لحظه ای بالقوه خوب توصیف کرد و چنین گفت:

“این یک فرصت فوق‌العاده است که یک بار برای همیشه وابستگی به انرژی روسیه را از بین ببریم و در نتیجه سلاح‌ انرژی را به عنوان ابزاری برای پیشبرد طرح‌های امپراتوری‌اش از ولادیمیر پوتین سلب کنیم. این بسیار مهم است و فرصت استراتژیک فوق‌العاده‌ای را برای سال‌های آینده ارائه می‌دهد، اما در عین حال، ما مصمم هستیم تا هر کاری که ممکن است انجام دهیم تا مطمئن شویم عواقب همه این‌ها بر دوش شهروندان کشورهای ما یا سراسر دنیا نخواهد بود.”

اخیراً، ویکتوریا نولند از مرگ جدیدترین خط لوله ابراز خرسندی کرد. او در اواخر ژانویه در جلسه استماع کمیته روابط خارجی سنا به سناتور تد کروز گفت: «من هم مثل شما هستم، و فکر می‌کنم دولت خیلی خوشحال است که می‌داند نورد استریم ۲ اکنون، همانطور که شما دوست دارید بگویید، یک تکه کوچک از فلز در ته دریا است.»

اما منبع من نگاه خیابانی تری به تصمیم بایدن برای خرابکاری در بیش از ۱۵۰۰ مایلی خط لوله گازپروم در آستانه زمستان داشت. او در مورد رئیس جمهور گفت: «خب، من باید اعتراف کنم که آن مرد یک جفت تخم دارد. او گفت که قرار است این کار را انجام دهد و انجام داد.» او در پاسخ به این سوال که چرا فکر می‌کند روس‌ها پاسخی نداده‌اند، بدبینانه گفت: «شاید آنها می‌خواهند همان کارهایی را انجام دهند که ایالات متحده انجام داد.»

او ادامه داد: «این، یک داستان روی جلد زیبا بود. در پشت سر آن یک عملیات مخفی با کارشناسانِ این زمینه و تجهیزاتی قرار داشت که بر اساس یک سیگنال مخفی عمل می‌کردند.»

“تنها ایراد، تصمیم به اجرای آن بود.”

 

 

تاریخ انتشار : ۲۱ بهمن, ۱۴۰۱ ۱۱:۱۸ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

عدم شرکت در انتخابات، همراهی با مردم و در جهت حفظ مصالح ملی است

بی اعتمادی ۸۰ درصد مردم نسبت به نظام حاکم گویای آن است که حکومت با همین سیاست ها و برنامه ها که علیه مصالح ملی و منافع مردم است ، پیش می راند. از این رو برای نجات کشور راهی جز ایستادن در کنار….

«انتخابات» نمایشی برای مشروعیت بخشی به تمامیت ‌خواهی نظام و تمرکز و خالص سازی قدرت

جمهوری اسلامی اکنون در شرایطی قرار دارد که ادامۀ وضع موجود بدون تغییرات در ساختار نظام هر روز سخت‌تر می‌شود. پروسه و روند تحولات تاکنونی و تجربه نشان میدهد که انتظار هیچ تغییر مثبتی از حکومت به شکل امروزی آن برای بهتر شدن اوضاع کشور متصور نیست، بلکه برعکس وضع بدتر از امروز خواهد شد. از این‌ رو عدم شرکت در انتخابات، آغاز راهی دشوار برای فشار مدنی بیشتر مردم به نظام برای تغییرات است. تنها نافرمانی مدنی و اعتراضات گسترده، یک‌پارچه و متحد مردم در مقیاس وسیع است که می‌تواند جمهوری اسلامی را در برابر پرسش سخت تن دادن به خواست مردم، یا سرنوشتی نا معلوم و تلخ برای خودش قرار دهد.

صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف کنید!

ما خواهان توقف، ممنوعیت و لغو صدور و اجرای احکام اعدامیم! تنها با اعتراض گستردۀ مردمی و مبارزات پی‌گیر جامعۀ مدنی می‌توان صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف  و در راستای ممنوعیت و لغو اعدام از قوانین کشور گام برداشت.

سلطه بدون هژمونی

در چنین شرایطی ، مشارکت نصف و نیمه اصلاح طلبان و میانه روها در کلان شهرها ، راه به جایی نخواهد برد . مقاله انتقادی تند محمد قوچانی خطاب به حزب اتحاد ملت و تاکیدش بر لزوم ” اصلاح اصلاحات ”  هم چیزی بیش از مرثیه زود هنگام  شکست اصلاح طلبان ، در این انتخابات نیست.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

عدم شرکت در انتخابات، همراهی با مردم و در جهت حفظ مصالح ملی است

«انتخابات» نمایشی برای مشروعیت بخشی به تمامیت ‌خواهی نظام و تمرکز و خالص سازی قدرت

صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف کنید!

سلطه بدون هژمونی

هیئت سیاسی ـ اجرایی سازمان اکثریت خاطی برنامە سازمان

۲۹ بهمن روز ستایش زن در فرهنگ ایران