چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۳ - ۰۱:۳۹

چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۳ - ۰۱:۳۹

آه... ماندانا!
فروردین ۱۳۶۱ بود که از کمیتۀ مشترک به بند ۲۴۳ زنان اوین منتقل شدم. دخترکی شیرین ومخملین نظرم را جلب کرد. شاید ۲۲ سال داشت. نرم ومخملین بود، با صلابت....
۳۰ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: زهره تنکابنی
نویسنده: زهره تنکابنی
شوق وزیدن 
در قعر نومیدی … به تداوم ناگزیر زیستن می اندیشم، به تماشای شکوفه های شکوفنده، در باغ بهاری،. که پایان تمامی زمستان ها را،. اعلام می کند...
۲۹ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: مسعود دلیجانی
نویسنده: مسعود دلیجانی
جنایات جمهوری اسلامی علیه هموطنان بهایی را محکوم میکنیم
نظام جمهوری اسلامی سالهاست با گفتمان خودی-غیر خودی، شیعه-سنی، انقلابی-غیر انقلابی و مشابه آن، با پر رنگ کردن اختلافات قومی و مذهبی ملت ایران را چند بخش کرده و کوشش...
۲۹ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: سازمانهای جبهه ملی ایران خارج کشور
نویسنده: سازمانهای جبهه ملی ایران خارج کشور
بحران خالص سازی و به صحنه‌‌آمدن اصلاح طلبان در سیمای تحریم شکنان و کنشگری مرزی!
آیا لقمه خالص سازی در گلوی خامنه‌ای گیر کرده است؟ ... چرا آب و نان اصلاح طلبان در گرو ایفا نقش در هم شکستن دوقطبی جامعه است؟ مهندسی انتخابات از...
۲۹ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: تقی روزبه
نویسنده: تقی روزبه
بیانیۀ کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران دربارۀ آخرین تحولات کشور، و نمایشِ انتخاباتی پیشِ‌روی
حرکت مشترک ما در تحریم نمایش انتخاباتی رژیم منفور و ورشکستۀ ولایت فقیه به‌رهبری علی خامنه‌ای، پیام روشن اکثریت قریب‌به‌اتفاق مردم میهن ما به این رژیم است.
۲۹ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: حزب توده ایران
نویسنده: حزب توده ایران
حقوق بشر! 
در سرزمین اروپا که «فرشتگان» بر آن حاکم ند، انسانيت در حال دفن شده‌ است! سرزمینی که مردگان سیاسی در آن بر صندلی قدرت نشسته اند، با سیاستهای تکراری و...
۲۸ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: شمی صلواتی
نویسنده: شمی صلواتی
منصور یاقوتی معلم، نویسنده متعهد و واقعگرا
مانیفست منصور یاقوتی و تمامی معلمانی که درد مردم را می فهمند، فقط در کلاس درس و آموزش خلاصه نمی شود، منصور رسالت یک معلم را فراتر از تعلیم و...
۲۸ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: بهروز شوقی
نویسنده: بهروز شوقی

کسانی که شبیه گذشته شان نیستند

گابریل گارسیا مارکز میگوید : « خاطراتی که آدمهایش رفته اند، دردناکند ولی خاطراتی که آدم هایش حضور دارند، اما شبیه گذشته نیستند به مراتب دردناکترند».

در شرایطی که جنگ اوکراین یا جنگ سوم جهانی .نفت، خطرگرسنگی و قحطی جهان را تهدید میکند ، در روزگارانی که ناتو رویای بازگشت به دوران جنگ سرد را در سر می پروراند، همچنین درمیان التهابات خبری که این روزها مردم ایران را می آزارد ، مردمی که در چنبره سرمایه داری غربی و تحریم های آمریکا قرار گرفته ،و شهرهای ایران هر روز شاهد اوجگیری جنبش های اعتراضی مطالبه گری میباشد ، جنبشی که واکنش به آزاد سازی سرسام آور قیمت مایحتاج اولیه و ضروری را هر روز نمایان تر میکند و دیگراینکه در حالی که به گفته کسینجر« رویداد های بزرگی در خاور میانه در راه است » شوربختانه برخی برائت کنندگان از چپ و فدایی به گونه ای باب سخن گشوده اند ، که به توصیف ضرب المثل ایرانی « دنیا و میهن مان را آب میبرد ، اینها را خواب میبرد » ، این ضرب المثل شرح بیان وضعیت برخی عناصر شاخص دیروز چپ فدایی است ، که امروز اقدام به بیان نظری کرده اند که زیبنده آنها نیست .

از جمله این اقدام مقاله  اخیر رفیق امیر ممبینی است ، مقاله ای با عنوان « بیگانگی و انشعاب، بر پایه بازبینی انشعاب ۱۶ آذراز- اکثریت-» گابریل گارسیا مارکز میگوید : « خاطراتی که آدمهایش رفته اند، دردناکند ولی خاطراتی که آدم هایش حضور دارند، اما شبیه گذشته نیستند به مراتب دردناکترند». حالا در اوضاع و شرایط حساس کنونی، رفیق ممبینی در مقام انسانی که دیگر شبیه گذشته اش نیست، موضوع مهم ترو مردمی تر ندیده اند که بعد ازگذشت ۴ دهه از جدایی بی دلیل ۱۶ آذری ها از صف فداییان خلق – اکثریت -، به وصف حال آن جدایی در روزگاران سپری شده می پردازد . روایت رفیق امیر که به گفته خودش از ناهمراهان با منشعبین ۱۶ آذر بود نیزدر جای خود یک مغلطه است ، و قابل نقد و بررسی . کوتاه مینویسم از شرح حال رفتگانی از سازمان فداییان خلق ایران – اکثریت-  ( زین پس سازمان)  منجمله کشتگر ها و …. ، که با سازمان نماندند، چون تطبیق با شرایط به مذاق شان خوش نمی آمد  و با دوری از سازمان انفعال خود را رقم زدند. متقابلا اما سازمان نابود نشد و کماکان فعال مایشاء عرصه سیاست ایران است، بنابراین اگر سازمان میماند و موفق به حذف آن نشدند ، بخاطر حضور موثر ماندگان با سازمان بود که واقع بین بودند و از ذهنیگری پرهیز کرده ، و همواره خود را با تغییر شرایط تطبیق می دادند.

یک اصل انکار ناپذیرعنوان میکند که ترمز تاریخ از راه برخی عقب نشینی هاست ، پس عقب نشینی سازمان از ارزیابی حزب توده نیز ترمزی بود تا باعث دگرگونی تاریخ سازمان شود ، زیرا انتقاداتی که سازمان در قبل از انقلاب به حزب توده ایران داشت نه بخاطر تاثیراتی که حزب توده ایران در عرصه های فرهنگی جامعه ما به جا گذاشته بود ، بلکه به دلیل ناکارآمدی و ناتوانی درسازمان گری مبارزه بعد از کودتای ۲۸ مرداد بود . برای سازمان تطبیق با شرایط روز دردوری از حزب توده و بی عملی آن بود، معنا میشد ، اما با گذر زمان که شرایط تاریخی متفاوتی رقم میخورد، نگاه به حزب همان نگاهی نبود که بود و این تغییر زمینه ای شد تا بعضی ها ازجمله کشتگر و طرفدارانش به خاطر منش قبیله گرایی و اغراض شخصی از سازمان فاصله بگیرند و تا بدانجا رفتند که سر از بیدر آباد در آورده و دهه ها منفغلانه مصداق در راه مانده بودند ، هر چند سازمان آنها را از در نرانده بود، سرانجام بعد از دهه ها انفعال از بیدرآباد خارج شدند و به همانجا بازگشتند که دیروز آن را ترک کرده بودند. این چرخش وصف حال دیگر منشعبین از سازمان منجمله شخص علی کشتگر هم میشود که به لیدر منشعبین موسوم به بیانیه ۱۶ آذرمعروف شد. رفیق امیر که به تعبیر خودش، یکی از اندیشه سازان جریان ۱۶ آذر بوده و حتی با منشعبین تا چارچوب در با هدف خروج از سازمان رفته ، ولی بطور نامعلومی از همراهی با کشتگر کناره میگیرد ، اقدام عجیبی که نکته کلیدی را بر ملا میکند که رفیق امیر باید بدان پاسخ میداد ، و آن اینکه چرا بقول خودش تا دم در همراه منشعبین بود ولی باز میماند ، و دلیل انصراف اش چه بوده که باعث شده در دقیقه نود ، همراهان متاثر از اندیشه سازی خودش را همراهی نکرده و در سازمان می ماند، و یک گام در همراهی با ۱۶ آذری ها بر نمیدارد ؟ بنابراین امیر نباید پارادوکس عدم همراهی ایشان ، با وجود نقش اندیشه سازی خود را توضیح دهد؟ 

 اگر امیر به اندیشه سازی خوداعتقاد و اطمینان داشت ، چرا با کشتگر و ۱۶ آذری ها نرفت و اگر عدم همراهی با منشعبین بخاطر این بوده که در اندیشه ساخته خود ، اطمینان نداشت، چرا احتمال وجود انحراف در اندیشه سازی سازمان شکنانه را ارزیابی نکرد، تا مانع خروج کشتگری ها گردد ، و چرا حالا بعد از ۴۰ سال چوب تعلیمی دست گرفته و بر پیکر سازمان ضربه میزند ؟  امیر در مورد دگردیسی خودش چنین نوشت : « وقتی ۲۲ سال پیش از جنبش فداییان خلق و چپ سرخ جدا شدم و به جنبش سبز پیوستم معنای انشعاب نداشت . آن انتخاب جنبش دیگری بود ، بدون اینکه بخواهم جنبش قبلی را تضعیف کنم، از همین رو از هیچکس نخواستم مرا همراهی کند و سعی کردم که مویی از سر جنبش کم شود»  آیا چنین قیاسی منطقی می نمایاند ؟ ایشان از سازمان نماد جنبش فداییان دل کنده و به تشکل سرخ های سبز رفته ، و بنا به مد پنداشتن کار سیاسی مسیله را ساده جلوه میدهد یعنی از این صندلی برخاسته و بر صندلی دیگر نشسته ، به همین راحتی و اسن آن را انشعاب نمیگذارد، و صرفا جدایی اطلاق میکند ،یاللعجب ببینید که فدایی غیر عضو ( به تعبیر خودش) چگونه رفتار ساختار شکننانه خود را ماستمالیزه میکند ، و جدا شدن را با انشعاب یکی نمیپندارد. امیر را باید از زمره کساتنی دانست که از سر سودایی خاص ، انشعاب کشتگر را ارزیابی کرده و نظیردیگر اظهارنظرهایش، این بار نیز یک طرفه به داوری نشسته و زمین بازی را به نفع خودش طراحی میکند . گمان نکنم ایشان نمیداند ، که درهیچ دادگاهی ، ابتدا حکم نمیدهند اما ایشان حتی زحمت ارایه ادله ارکان کیفر خواست را نمیکشد ، همانطور که از فحوای کلام امیر برمی آید ، برخورد و دیگرمدعیان هم سنخ خویش واجب میداند ، تا برای عقب نماندن از قافله ، هر طور شده علیه هر اتفاق در سازمان موضع بگیرد. این نگاه پرورش یافته ی اندیشه غیر سیاسی است که می انگارد، فداییان برای هر معضل اجتماعی نسخه ای در جیب ندارند.

تعجب نمیکنید، چرا ایشان بعد از دهه ها به موضوعی پرداخته، آیا شبهه ناک نیست ؟ شاید قصد آن را دارد تا از منظر دفاع از کشتگر و انشعاب احساسی ۱۶ آذری ها ، خودی بنماید ، اما چرا دیر ؟ زودتر از اینها هم میشد چیزی بگوید و بنویسد تا به موقع دیده شود . چرا چنین نکرد؟ تجارب جوامع توسعه یافته نشان میدهد که تشکل های سیاسی آنها با وجود بینش و دیدگاه های مغایر و بعضا چالشی، با هم فعالیت میکنند ، یعنی بعبارتی توافق میکنند که توافق نداشته باشند ، اما در یک چارچوب ، تصمیمات اتخاذ شده را عملی میکنند . بدین خاطراست که سازمان با همه کاستی ها ، فراز و فرود ها تجلی بارز چنین تشکلی میشود ، که هنوزپابرجاست و علیرغم انشعابات کمر شکن ، هرگز از این منش منطقی عقب نشینی نکرده است ، ضمنا سعی بسار داشته تا مانع جدایی ها شود ،متقابلا جدایی طلبان از جمله منشعبین ۱۶ آذر، اختلافات را طوری جلوه دادند تا کسی متوجه انگیزه های شخص آنها نگردد . بهر حال کشتگر و هوادارانش را باید نابردبارانی دانست که نمی توانستند بردباری سازمان را تحمل کنند. امیر در مورد دو رویداد وحدت و انشعاب در دوبرهه تاریخی نوشته است « آن انشعاب ( یعنی انشعاب کشتگر) از روند انحلال بود و این انشعاب اکثریت از حزب چپ، انشعاب از تکامل است » واقعا چنین نبوده است ، چون آن اقدام کشتگردر آن زمان انشعاب ازروند انحلال نبود، بلکه اقدامی سازمان شکنانه و حتی انحلال طلبانه بود ، که مانع تشکیل تشکل بزرگ چپ به شمول سازمان و حزب توده شد، ولی حرکت اخیر نیرویی از سازمان و نپیوستن به حزب چپ اقدام بازدارنده ای است تا پرونده چهل سال تلاش به منظور حذف سازمان را ببندد .

سازمان ما دهها پیش در عصر زعامت سوسیالیسم پروژه وحدت با حزب توده را کلید زد، پروژه ای که اینک برخی از رفتگان از سازمان با تاخیر ۴۰ ساله ، حامیان تشکیل تشکل بزرگ چپ شده اند ، تا تشکل بزرگ چپ را بر پا سازند . آنان نمیدانند ، امروزه عصر تشکیل تشکل بزرگ یعنی احزاب سراسری به پایان رسیده ، و دیگر ضرورت تاریخی محسوب نمیشود ، چون در عصر کنونی تشکل سراسری بزرگ ، کار آمدی گذشته را ندارد و در برهه کنونی دوران سیطره احزاب کوچک ووحدتها فرا رسیده است . آیا بازگشت جدا شدگان ۱۶ آذربه وحدت اقدامی در جهت تکامل است؟ که سازمان بدان تمکین نکرده است؟ معتقدم اقدام به تشکیل تشکل بزرگ چپ را باید جلوه بارزی ازتاخیر سیاسی رفقای موسس حزب چپ دانست که زمانی می بایستی از معبر وحدت ،حزب سراسری را بر پا کنند که به کژراهه رفتند ، زیرا ضرورت تاریخی وحدت ، را درک نکردنند. حالا بعد از دهه ها یاد وحدت افتاده و بدان باز گشته اند ، آنهم شکلی از وحدت که امید چندان به قوام و تداوم بقا آن نیست ، چون ژله ای ، لرزان و شکننده است ، زیرا حافظه تاریخ فراموش نکرده ، وحدت طلبان امروزی در عین تظاهر به همراهی، همان ناهمراهان دیروزی در عرصه وحدت هستند. در نپیوستن بخش بزرگی از سازمان به حزب چپ- فداییان خلق- یا به تعبیر امیر دلیل اصلی نپیوستن کنونی نیز مخالفت با ادغام سازمان در حزب چپ بود که انحلال سازمان را بر نمی تابیدند که در جای خود، اقدام بجا و حافظ استقلال سازمان شد .

بپذیرید، علت نمیتواند جز این باشد که چه تضمینی وجود دارد ، بعد از دهه ها جولان و انشعابات متعدد در جداشدگان از سازمان ، اینک بعد از پیوستن بخشی از سازمان به بخشی از اتحاد فداییان جهت تحکیم حزب چپ ، دوباره زخم کهنه ی منش تجزیه طلبی غالب بر رفقا سر باز نکند و آن کنند که در گذشته روا داشتند . سرگذشت دراز دامنه ی سازمان به وضوح نشان میدهد ، سازمان همواره با مخالفت خوانی درون سازمان روبرو بوده ، ولی بر خلاف مخالفت خوانان هرگز راه را گم نکرده است ، چونکه سازمان با پذیرش فعالیت سیاسی پیوسته « نبوغ بقا » ۱ را متجلی ساخته است . در باب تحول راز ماندگاری سازمان جز این نبوده است که در طول تاریخ حیات سیاسی خود همواره اقدام سیاسی را انجام میداد تا بتواند در عمل ، یک سنگ کوچک را جابجا کند و نه چون منشعبینی که ادعای جا بجا کردن کوهی را داشتند، ولی هرگز نتوانستند در عمل ، کاهی را جابجا کنند ، خلاصه سازمان با عبور از معبر های سخت و تحمل لطمات از ناهمراهی به موقعیت کنونی رسیده تا از یک سازمان رویداد گرای واکنشی ،به سازمانی کنشی و اثر گذار تبدیل میشود ، و به جایی میرسد تا موقعیت نیروی مطرح و سپس اثر گذاریعنی نیروی کنشی و آلترناتیو ساز را از آن خود سازد.
 

     پانویس:
۱- لرد کرزن سالها پیش پس از مقایسه ایرانیان با ملل مجاور میگوید : تاریخ گواه است که ایرانیان نبوغ بقا دارند.

مقاله آقای امیر ممبینی را اینجا ملاحظه فرمایید!

تاریخ انتشار : ۲۶ خرداد, ۱۴۰۱ ۱۰:۳۸ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

1 Comment

  1. مهرداد دارستانی گفت:

    فداییان خلق از روز نخست پیدایش خود همواره در معرض خطر مرگبار نفوذ تشکیلاتی و ایدیولوژیک فراماسونری چپ المان یا فرانکفورتی ها بوده و میباشند و ریشه همه انشعاب‌های درون این سازمان از هر نظر، ریشه در خباثت و حسادت این لژهای چپ المانی دارد .

    زاده شدن فداییان خلق بر خلاف همه احزاب دیگر تاریخ سیاسی ایران یک حرکت خودجوش و مستقل بود و هیچ کشور همسایه و یا بیگانه در تاسیس آن نقش نداشت .
    این امتیاز بزرگ ریشه بسیاری از رشادت‌های فداییان خلق از جمله حضور درخشان انان در جنبش فلسطین و حتی خاورمیانه بود .
    فداییان خلق بسیار شناخته شده تر و خوش سابقه تر از همه گروه‌های سیاسی ایرانی در خاورمیانه بوده و میباشند .

    همانگونه که در کامنت تغییر نام حزب چپ ایران عرض کردم :

    از طعن حسود ایدل، غمناک نباید بود
    شاید که چو وابینی خیر تو درین باشد

    آیا هیچکس از برگی می‌پرسد :
    که چرا جوانه زدی ؟
    چرا افتادی ؟
    چرا آمدی و چرا رفتی ؟

بیانیه‌های هیئت‌ سیاسی‌ـ‌اجرایی

آزادی حمید نوری لکهٔ ننگی بر دامن مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر است!

این نخستین بار نیست که مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر، با پشت کردن به تمام موازین ادعایی خود دست به اقداماتی این چنینی می‌زنند. این اقدام دولت سوئد ارزش اقدام تاریخی دستگاه قضاییهٔ سوئد را کاهش نمی‌دهد. محاکمه حمید نوری و محکومیت قطعی او نقش استقلال قوه قضائیه مستقل و کارآمد را به نمایش گذاشت و ثابت نمود که قوۀ قضاییه به عنوان شاخک حسی جامعه برای استقرار حاکمیت قانون، آلت دست دولت‌ها نخواهد شد. اسناد مکتوب این محاکمه، محکومیت حمید نوری و رد استیناف او از سوی دستگاه قضایی سوئد، سند ننگی است تاریخی بر پیشانی جمهوری اسلامی به‌مثابه آمر آن جنایات.

ادامه »
سرمقاله

روز جهانی کارگر بر همۀ کارگران، مزد‌بگیران و زحمتکشان مبارک باد!

در یک سالی که گذشت شرایط سخت زندگی کارگران و مزدبگیران ایران سخت‌تر شد. علاوه بر پیامدهای موقتی کردن هر چه بیشتر مشاغل که منجر به فقر هر چه بیشتر طبقۀ کارگر شده، بالا رفتن نرخ تورم ارزش دستمزد کارگران و قدرت خرید آنان را بسیار ناچیز کرده است. در این شرایط، امنیت شغلی و ایمنی کارگران در محل‌های کارشان نیز در معرض خطر دائمی است. بر بستر چنین شرایطی نیروهای کار در سراسر کشور مرتب دست به تظاهرات و تجمع‌های اعتراضی می‌زنند. در چنین شرایطی اتحاد و همبستگی نیروهای کار با جامعۀ مدنی و دیگر زحمتکشان و تقویت تشکل های مستقل کارگری تنها راه رهایی مزدبگیران است …

مطالعه »
سخن روز و مرور اخبارهفته

آن‌چه در هفته‌ی ۲۱ تا ۲۸ خرداد گذشت

صاحبان نام‌های بیرون‌آمده از دودکش شورای نگهبان هر کدام بیانیه‌ای خواندند و از چنین می‌کنیم و چنان، گفتند. و از اصلاح امور و پیشرفت. تو گویی تا به‌امروز جن‌ها بر ایران حاکم بوده‌اند. و از برابری زن و مرد هم گفتند. و هیچ یک اما از شورای نگهبان در همین ادعای برابری زن و مرد، نپرسید، چرا برای خالی نبودن عریضه هم که شده، نام زنی را بیرون نداده است!

مطالعه »
یادداشت

انتخابات ۸ تیر و اعتلای نقش جبهه اصلاحات

انتخابات ۸ تیر در حساس ترین لحظات از عمر ۸۰ ساله خاورمیانه برگذار می شود و نتیجه آن قطعا نه فقط بر جایگاه ایران و بر سرنوشت مردم، که بر اوضاع منطقه و جهان، تاثیر گذار است. جای تاسف بسیار است که در این لحظات حساس جای زخم های به جا مانده بر قلب و روح بخش عمده ای از شهروندان ایران چنان عمیق، و جای تمایل حاکمیت به درمان این زخم ها چنان خالی است که بیگمان در ۸ تیر یکی از بی رمق ترین انتخابات ها در تاریخ جمهوری اسلامی ثبت خواهد شد.

مطالعه »
بیانیه ها

آزادی حمید نوری لکهٔ ننگی بر دامن مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر است!

این نخستین بار نیست که مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر، با پشت کردن به تمام موازین ادعایی خود دست به اقداماتی این چنینی می‌زنند. این اقدام دولت سوئد ارزش اقدام تاریخی دستگاه قضاییهٔ سوئد را کاهش نمی‌دهد. محاکمه حمید نوری و محکومیت قطعی او نقش استقلال قوه قضائیه مستقل و کارآمد را به نمایش گذاشت و ثابت نمود که قوۀ قضاییه به عنوان شاخک حسی جامعه برای استقرار حاکمیت قانون، آلت دست دولت‌ها نخواهد شد. اسناد مکتوب این محاکمه، محکومیت حمید نوری و رد استیناف او از سوی دستگاه قضایی سوئد، سند ننگی است تاریخی بر پیشانی جمهوری اسلامی به‌مثابه آمر آن جنایات.

مطالعه »
پيام ها

بدرود رفیق البرز!

رفیق البرز شخصیتی آرام، فروتن و کم‌توقع داشت. بی‌ادعایی، رفتار اعتمادآفرین و لبخند ملایم‌اش آرام‌بخش جمع رفقای‌اش بود. فقدان این انسان نازنین، این رفیق باورمند، این رفیق به‌معنای واقعی رفیق، دردناک است و خسران بزرگی است برای سازمان‌مان، سازمان البرز و ما!

مطالعه »
بیانیه ها

آزادی حمید نوری لکهٔ ننگی بر دامن مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر است!

این نخستین بار نیست که مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر، با پشت کردن به تمام موازین ادعایی خود دست به اقداماتی این چنینی می‌زنند. این اقدام دولت سوئد ارزش اقدام تاریخی دستگاه قضاییهٔ سوئد را کاهش نمی‌دهد. محاکمه حمید نوری و محکومیت قطعی او نقش استقلال قوه قضائیه مستقل و کارآمد را به نمایش گذاشت و ثابت نمود که قوۀ قضاییه به عنوان شاخک حسی جامعه برای استقرار حاکمیت قانون، آلت دست دولت‌ها نخواهد شد. اسناد مکتوب این محاکمه، محکومیت حمید نوری و رد استیناف او از سوی دستگاه قضایی سوئد، سند ننگی است تاریخی بر پیشانی جمهوری اسلامی به‌مثابه آمر آن جنایات.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

آه… ماندانا!

شوق وزیدن 

جنایات جمهوری اسلامی علیه هموطنان بهایی را محکوم میکنیم

بحران خالص سازی و به صحنه‌‌آمدن اصلاح طلبان در سیمای تحریم شکنان و کنشگری مرزی!

بیانیۀ کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران دربارۀ آخرین تحولات کشور، و نمایشِ انتخاباتی پیشِ‌روی

حقوق بشر!