سه شنبه ۸ خرداد ۱۴۰۳ - ۰۷:۳۰

سه شنبه ۸ خرداد ۱۴۰۳ - ۰۷:۳۰

یادداشتهای چپ بعد از شکست کبیر

موسی هس در سال 1844 با مارکس و انگلس برای مبارزه در راه سوسیالیسم وحدت کرد. او تمایلاتی به "سوسیالیسم حقیقی" داشت که محفلی التقاتی از نظرات سوسیالیسم تخیلی وآنارشیسم بود. "موسی هس" پایه گذار روزنامه مشهور "راین نو" و یکی از معلمان مارکس در بحث سوسیالیسم و نماینده نوعی فلسفه رادیکال با عنوان "فلسفه عمل" بود.

به بهانه نام یکی از “هگل گرایان جوان” و یکی از آموزگاران سوسیالیسم، در اینجا یادی از موسی هس (۱۸۷۵-۱۸۱۲)؛ انقلابی و نظریه پرداز آلمانی همعصر مارکس هم می شود. او یک کمونیست اتوپیست و عضو مهم “محفل عدالتخواهان” زمان خود بود، و سعی کرد سوسیالیسم فرانسوی را با ماتریالیسم فویرباخ و دیالکتیک تاریخی هگل متحد کند. موسی هس در سال ۱۸۴۴ با مارکس و انگلس برای مبارزه در راه سوسیالیسم وحدت کرد. او تمایلاتی به “سوسیالیسم حقیقی” داشت که محفلی التقاتی از نظرات سوسیالیسم تخیلی وآنارشیسم بود. “موسی هس” پایه گذار روزنامه مشهور “راین نو” و یکی از معلمان مارکس در بحث سوسیالیسم و نماینده نوعی فلسفه رادیکال با عنوان “فلسفه عمل” بود. مورخان تفکر و شخصیت انقلابی او را مجموعه ای از بیوگرافی مشاهیری چون روسو، ولتیر، هگل، لسینگ، هاینه، و هولباخ می دانند. وی یکی از تئوریسین های “فلسفه عمل” بود که نقش مهمی در تحول و تکامل نظرات مارکس و انگلس داشت. نقل قولهایی مانند “دین افیون جامعه است” و “حذف طبقات از طریق پرولتاریا” را مارکس و انگلس از او گرفتند. نام “موسی هس” یکی از اسامی کلیدیست که در کتاب “ایدئولوژی آلمانی” مارکس، در کنار نامهایی مانند باور، فویرباخ، واشتیرنر، مورد توجه و بحث و جدل مارکس قرار گرفت. او از جمله هگلی های جوان و چپ در کنار نامهایی مانند انگس، مارکس، اشتیرنر، فویرباخ، و دو برادر بنام باور بود. بعد ها یکی از اعضای این گروه بنام مارکس بر این باور شد که پرولتاریا باید در آینده، انتقام رنج تمام تحقیرشدگان تاریخ جوامع طبقاتی؛ مانند بردهها، رعایا، و رنجبران را از برده داران، فئودالها، بورژوازی، دولت،شاه، و کلیسا بگیرد. در نظر غالب اعضای این گروه، انسان از نظر طبیعی موجودی است فرهنگی. مارکس می گفت کمونیسم یعنی حاکمیت فرهنگ و در خاتمه کمونیسم نوع عملی شده “فرهنگ گرایی” است، گرچه تاریخ جهان تاکنون غلبه جزمهای سعادت و رهایی نبوده.

هگلی های جوان فرق انسان و حیوان را در توانایی انسان برای خلق آگاهی، دین، و تولید مواد غذایی می دانستند و می گفتند انسانها خالق تصورات خود نیز هستند و بعدها انسان از آگاهی های خود دست به آفرینش ایدئولوژی ها زد. انتقاد مارکس و انگس از ایدئولوژی، انتقاد از واقعیات و تفکر تاریخی بود که خود محصول شرایط تاریخی بودند. مارکس و انگلس ایدئولوژی را آلیاژی از تفکر،آگاهی و مقوله قدرت و سلطه می دانستند.

فلسفه هگل گرایان جوان زمان مارکس، ادامه سنت مبارزات روشنگری علیه کلیسا، دولت، و نظام و فرهنگ فئودالی سلطنتی و بورژوایی نوظهور بود؛ یعنی انتقادی رادیکال از شرایط موجود و از خود بیگانگی انسان و ضرورت دسترسی انسانها به حقیقت و افشای سازمانها و نیروهایی مانند خدا، اخلاق، دولت، سرمایه و مالکیت؛ که بر انسانها حاکم شده بودند. با این وجود مارکس مدعی بود که هگلی های جوان متوجه نشدند که با چه پدیدههایی باید مبارزه نمود.

هابرماس در سال ۱۹۸۵ در بحث “گفتمان مدرن” می گفت ما امروزه در شرایط فکری “هگلی های جوان” هستیم که از فلسفه و هگل فاصله گرفته ایم و همعصران آنان هستیم و باید در جستجوی اندیشه های جانشینی سکولار برای ایدئولوژیهای ایده آلیستی، خرده بورژوایی، مارکسیستی و التقاطی باشیم.

هگل دولت را واقعیت، حقیقت ایده اخلاقی، آزادی مشخص، زندگی ایده آل، و نوعی خردگرایی می دانست و نه دستگاهی بوروکراتیک و اداری در خدمت طبقات و اقشار استثمارگر نظامی امنیتی و میگفت وظیفه دولت باید آن باشد که” استقلال مدرن” را با “تفکر جمعگرایی” زمان یونان باستان آشتی دهد و “روح آزادی خواهای” کانتی را با “علم سیاست” ارسطویی ترکیب کند تا از لولیدن خودسری های سیاسی طبقاتی جلوگیری شود. با این وجود مارکس همه انواع دولت هگلی را طبقاتی می دانست و برعکس باکونین و آنارشیستها ،نمی خواست دولت را نابود کند بلکه آنرا اشغال کند تا بعد از رسیدن به هدف، مرگش را شاهد شود و همراه پرولتاریا انحلالش را جشن بگیرد. فویرباح می گفت پروسه دولت سازی همچون دین سازی، شکست ساختن یک سازمان انسانی در جوامع طبقاتی در طول تاریخ بود.

مارکس در سال ۱۹۴۸ در روزنامه “راین نو” نوشت تنها یک راه برای درهم کوبیدن دولت استثمارگر ارتجاعی و جنایتکار وجود دارد و آن” تروریسم انقلابی” است. نظر مارکس تا آنزمان نقد و تفسیری از جهان بود. او هگل را فقط کنار زد ولی بشکل علمی انتقادی بر وی تسلط کامل نیافت. کتاب “ایدئولوژی آلمانی” عبور و گذر و غلبه بر رشته فلسفه و نوع عرفان زدایی فویرباخی از فلسفه هگل بود و مانند هر علم جدید میخواست راهی ورودی به واقعیت باشد. کتاب ایدئولوژی آلمانی برای مارکسیست ها یکی از مهمترین منابع ماتریالیسم تاریخی بود؛ گرچه نام و عنوان آن از سال ۱۹۲۹ از طریق استالینیستهای در شوروی تعیین شد.

فویرباخ می گفت برای عبور از ایده آلها بسوی واقعیات، باید از پروسه “فلسفه عمل” گذر نمود و مارکس بر این باور بود که فویرباخ به اندازه کافی دین را بشکل تولید و محصولی اجتماعی مورد نقد و توجه قرار نداده. در “یازدهمین تز” مارکس پیرامون فویرباخ اشاره شد که فیلسوفان تاکنون جهان و جوامع را فقط تفسیر کرده اند و کوششی برای تغییر آنان ننموده اند. این قضاوت مارکس تیر خلاصی بود به فلسفه ایده آلیستی و بورژوایی که” تفسیر فلسفی” جهان را در مقابل “عمل انقلابی” قرار می داد.

در حالیکه هگل طبیعت و تاریخ را کاملا از هم جدا می کرد و می گفت ایستایی سرانجام موجب پویایی در هر پدیده ای می شود، یعنی چیزی که او دلیل و معلول دیالکتیک در جامعه می دانست و می گفت انقلابات موتور و لکوموتیو و نیروی محرک تاریخ هستند و نه کوشش تقد و انتقاد.و ضرورت انقلاب در آنجاست که طبقه و دولت حاکم را نمی توان بشکل دیگری از قدرت برکنار نمود.

مارکس بعد از کنارگذاشتن نظرات هگل و فویرباخ، از فلسفه نیز جدا شد و آنرا انکار نمود. هگل می گفت تاریخ واقعی انسان، تاریخ سیر اندیشه او نیست بلکه تاریخ تولیدات و محصولات اوست که وحدتی است از طبیعت و تاریخ فرهنگ. مارکس جوان حتی طرفدار نوعی “ناتورالیسم ایده آلیستی” بود و کمونیسم را شکل تکمیل شده “هومانیسم ناتورالیستی” تصور می کرد. او در مانیفست کمونیسم می گفت تاریخ تمام جوامع تاکنون تاریخ مبارزات طبقاتی آنان بوده. پرولتاریای نوین نه حقوق سیاسی دارد و نه حقوق شهروندی و تضادهای جامعه بورژوایی را نمی توان با کمک رفرم برطرف نمود، اواینگونه پیشنهادات رفرمیستی را فقط داد و قالهای جنجالی مطبوعاتی ویا سازشکاری از نوع سوسیال دمکراسی می دانست.

                ————————————————————————

منبع-

—  دانشنامه جهانشمول مایر. جلد۲. صفحه ۲۸۳. چاپ آلمان شرقی سابق. ۱۹۷۹. لایپزیک

— ایدئولوژی آلمانی . اثر مارکس و انگلس. دوازده مقاله نقد از ۱۲ استاد دانشگاه. صفحات ۲۵.۴۲.۶۰.۷۶.۸۴.۱۱۱.۱۶۵.۱۸۵

 

تاریخ انتشار : ۲۸ تیر, ۱۳۹۷ ۴:۲۵ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

بیانیه‌های هیئت‌ سیاسی‌ـ‌اجرایی

مرگ رئیس دولت سیزدهم و چشم‌انداز پیشِ‌ رو

ابراهیم رئیسی بیش از چهار دهه در سمت‌های مختلف در کشتار سه نسل از مبارزین ایران نقش‌‌های مهمی ایفا کرده است. سال‌هاست نام رئیسی با فاجعۀ ملیِ کشتار جمعی زندانیان سیاسی در سال ۶۷ گره خورده است. هم از این روست که در تمام این سال‌ها خانوادۀ بزرگ دادخواهان به حقّ محاکمۀ عادلانه و مجازات او و دیگر آمرین و عاملین کشتار زندانیان سیاسی را پی‌گرفته‌اند.

ادامه »
سرمقاله

روز جهانی کارگر بر همۀ کارگران، مزد‌بگیران و زحمتکشان مبارک باد!

در یک سالی که گذشت شرایط سخت زندگی کارگران و مزدبگیران ایران سخت‌تر شد. علاوه بر پیامدهای موقتی کردن هر چه بیشتر مشاغل که منجر به فقر هر چه بیشتر طبقۀ کارگر شده، بالا رفتن نرخ تورم ارزش دستمزد کارگران و قدرت خرید آنان را بسیار ناچیز کرده است. در این شرایط، امنیت شغلی و ایمنی کارگران در محل‌های کارشان نیز در معرض خطر دائمی است. بر بستر چنین شرایطی نیروهای کار در سراسر کشور مرتب دست به تظاهرات و تجمع‌های اعتراضی می‌زنند. در چنین شرایطی اتحاد و همبستگی نیروهای کار با جامعۀ مدنی و دیگر زحمتکشان و تقویت تشکل های مستقل کارگری تنها راه رهایی مزدبگیران است …

مطالعه »
سخن روز و مرور اخبارهفته

آن‌چه در هفته ۳۰ اردیبهشت تا ۵ خرداد گذشت …

شاید کشته شدن ابراهیم رئیسی در پی سرنگونی بالگرد حامل او مهمترین خبر چند روز گذشته باشد. در پی چندگویی دست‌اندکاران حکومتی در آگاهی‌رسانی، بازار شایعات در ایران و جهان در این رابطه گرم شد. این و آن گفتن دست‌اندرکاران حکومتی و شایعه، و هم، پیشامد و اتفاق‌هایی چنین، حکومت اسلامی در ایران را از همان آغاز پیدایش، همراهی کرده‌اند.

مطالعه »
آخرین مطالب

۳۰ سال پس از آزادی ماندلا, رویا ها محقق نشده است…

درآفریقای جنوبی از میراث نلسون ماندلا چه چیزی باقی مانده است؟ او نماد جنبش ضد آپارتاید در این کشور بود و هنوز هم به عنوان یک الگو در مبارزه با ظلم و بی عدالتی شناخته می شود.اما روحیه کشور متشنج است و اعتماد به دولت در حال کاهش است. از سوی دیگر، دموکراسی آفریقای جنوبی با قوه قضاییه عمدتاً مستقل، رسانه‌های آزاد و جامعه مدنی هوشیار خود, ثابت می‌کند که انعطاف‌پذیر است. 

شهروندی درجه چهار با اسم رمزِ «کارگر حجمی»!

دسته‌بندی کارگران و فرق گذاشتن میان آن‌ها، امکان تشکل‌یابی متحد و همگرایی افقی کارگران واحدها را به نفع کارفرما به صفر می‌رساند؛ وقتی در یک کارگاه کوچک مثل انبار یک شرکت، کارگرانِ همکار، سه مدل قرارداد و سه نوع دستمزد داشته باشند، هرگز نمی‌توانند سر مطالبات مشترک با کارفرما چانه‌زنی کنند یا دست به اعتراض جمعی بزنند چون اساساً سرنوشت مشترکی در میان نیست؛

نگاهی به بحران های منطقه «غرب آسیا» در پرتو گذار به «نظم نوین جهانی»-بخش یک

سال ها روال رایج این‌گونه بود که ایالات متحده آمریکا تعیین می‌کرد که در غرب آسیا چه اتفاقی باید بیفتد و چه اتفاقی نباید رخ دهد. بدون توافق و دخالت آمریکا در گذشته ای نه چندان دور هیچ مناقشه و بحرانی رفع نمی شد. اکنون دیگر بر کسی پوشیده نیست آن چیرگی گذشته آمریکا در منطقه رو به کاهش می باشد و بسیاری از مسائل مهم منطقه بدون حضور و حتی مشورت با آمریکا روی می دهد.

“ما و تخت پرویز”

زنده یاد پرویز بابایی در بازگویی خاطرات خود برای این قلم عنوان داشته بود که از همان بدو ورود خود در عرصه کار چاپ و چاپخانه به وقت نوجوانی با اسم کوه و کوه‌نوردی آشنا شد و متوجه گردید که تمام کارگرانی که شور و شرر مبارزاتی دارند برای کوه و کوه‌نوردی منزلتی خاص قائل هستند و او هم خیلی زود به‌جمع آن‌ها اضافه شد.

آن‌چه در هفته ۳۰ اردیبهشت تا ۵ خرداد گذشت …

شاید کشته شدن ابراهیم رئیسی در پی سرنگونی بالگرد حامل او مهمترین خبر چند روز گذشته باشد. در پی چندگویی دست‌اندکاران حکومتی در آگاهی‌رسانی، بازار شایعات در ایران و جهان در این رابطه گرم شد. این و آن گفتن دست‌اندرکاران حکومتی و شایعه، و هم، پیشامد و اتفاق‌هایی چنین، حکومت اسلامی در ایران را از همان آغاز پیدایش، همراهی کرده‌اند.

یادداشت

آیا مرگ رئیسی برای قربانیان فاجعه ملی یک بستار و ختم می‌آورد؟

“من انها را نمی بخشم. چرا باید انها را ببخشم وقتی که هنوزهم نمی خواهند حقیقت را بگویند؟ و مشکل در انست که آنها حتی از ما بخشش هم نمیخواهند، از کسانیکه عزیزانشان را از دست داده اند. آنها بخشش را از دولت طلب میکنند، انها هیچ زخمی به دولت نزده اند، آنها چه کرده اند، ظلم به ما روا شده است.”

مطالعه »
بیانیه ها

مرگ رئیس دولت سیزدهم و چشم‌انداز پیشِ‌ رو

ابراهیم رئیسی بیش از چهار دهه در سمت‌های مختلف در کشتار سه نسل از مبارزین ایران نقش‌‌های مهمی ایفا کرده است. سال‌هاست نام رئیسی با فاجعۀ ملیِ کشتار جمعی زندانیان سیاسی در سال ۶۷ گره خورده است. هم از این روست که در تمام این سال‌ها خانوادۀ بزرگ دادخواهان به حقّ محاکمۀ عادلانه و مجازات او و دیگر آمرین و عاملین کشتار زندانیان سیاسی را پی‌گرفته‌اند.

مطالعه »
پيام ها

دانشجویان آمریکایی در اعتراض به ادامه نسل کشی فلسطینیان توسط اسرائیل دانشگاه ها را به تصرف خود در آوردند!

سازمان فداییان خلق ایران(اکثریت)-حوزه آمریکا ضمن اعلام حمایت کامل از مبارزه دانشجویان و استادان در تمامی دانشگاه های آمریکایی شرکت کننده در این جنبش، به مقاومت نسل نوین دانشجویی درود میفرستد و برای ایشان در شکستن فضای تاریک تحمیل شده و تا موفقیت نهایی پیروزی آرزو می‌کند.

مطالعه »
بیانیه ها

مرگ رئیس دولت سیزدهم و چشم‌انداز پیشِ‌ رو

ابراهیم رئیسی بیش از چهار دهه در سمت‌های مختلف در کشتار سه نسل از مبارزین ایران نقش‌‌های مهمی ایفا کرده است. سال‌هاست نام رئیسی با فاجعۀ ملیِ کشتار جمعی زندانیان سیاسی در سال ۶۷ گره خورده است. هم از این روست که در تمام این سال‌ها خانوادۀ بزرگ دادخواهان به حقّ محاکمۀ عادلانه و مجازات او و دیگر آمرین و عاملین کشتار زندانیان سیاسی را پی‌گرفته‌اند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

۳۰ سال پس از آزادی ماندلا, رویا ها محقق نشده است…

شهروندی درجه چهار با اسم رمزِ «کارگر حجمی»!

نگاهی به بحران های منطقه «غرب آسیا» در پرتو گذار به «نظم نوین جهانی»-بخش یک

“ما و تخت پرویز”

آن‌چه در هفته ۳۰ اردیبهشت تا ۵ خرداد گذشت …

صدور حکم دادگاه بین المللی کیفری برای بازداشت نتانیاهو، گالانت و رهبران حماس!