سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۷ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۳:۵۱

سه شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۳:۵۱

مبادله می‌کنم پس هستم

احمد غلامی: اینک اغلب اقتصاددانان نئولبیرال که سرمایه‌ای اندوخته‌اند، اپوزیسیون شده و به ولی‌نعمتان خود پشت کرده‌اند و این در نظام سرمایه‌داری امر تازه‌ای نیست و درواقع منطق ارزش مبادله است که رفتار آدمی را تعین می‌بخشد. ما اینک در مقام سرمایه‌دار یا کارگر، رئیس یا کارمند، ارباب یا بنده، در وضعیت بازنگری در جایگاه‌ خود هستیم. ارزش مبادله حکم می‌کند گاه ارزان بفروشی و گاه گران، اما همواره آماده معامله و مبادله باشی.
Getting your Trinity Audio player ready...

 سر دبیر:
سرمایه‌داری تنها یک نظام اقتصادی نیست؛ شیوه‌ای است برای شکل‌دادن به انسان، جامعه و آینده. امروز مناسبات روزمرهٔ ما از سطح دادوستد کالا فراتر رفته و به دادوستدِ خودِ انسان رسیده است؛ انسانی که در منطق ارزش مبادله بازتعریف شده و روابطش به معامله تقلیل یافته است.

این یادداشت نشان می‌دهد چگونه سرمایه‌داری توانسته بنیان‌های اجتماعی و اخلاقی را دگرگون کند: از محو مفهوم «همسایه» و فروپاشی جمع‌های انسانی تا تبدیل آینده به وعده‌ای موهوم که گذشته و حال را قربانی می‌کند. نویسنده همچنین نقدی جدی بر اقتصاددانان بازار آزاد وارد می‌کند؛ کسانی که دهه‌هاست سیاست‌های یکسان را پیش برده‌اند اما مسئولیت بحران‌ها را به گردن دولت‌ها و جناح‌ها می‌اندازند و حتی تاریخ را تحریف می‌کنند.

در نهایت، مقاله توضیح می‌دهد چگونه منطق ارزش مبادله رفتار انسان امروز را تعیین می‌کند؛ انسانی که در هر جایگاهی، سرمایه‌دار یا کارگر، رئیس یا کارمند، همواره آمادهٔ معامله است و در لحظهٔ ورشکستگی اجتماعی به سمت «خودفروشی» و «کم‌فروشی» سوق پیدا می‌کند.
متن کامل مقاله را در ادامه می‌توانید بخوانید.

——————————————————————————————————————————————————————————————————————————————

به‌ موازات رشد و نهادینه‌شدن سرمایه‌داری، روابط انسانی نیز به همین نسبت تحت‌تأثیر این نظام تغییر شکل یافته است. به‌طور قاطع می‌توان گفت جامعه انسانی بیش از هر چیز بازتولید عناصر سرمایه‌داری، انباشت، تولید، توزیع و از همه مهم‌تر ارزش مبادله است. آدمی هرگز این‌چنین در روابط خود با هم‌نوعش درگیر داد و ستد نبوده است، اگرچه داد و ستد از ابتدای زندگی در جامعه، کم یا زیاد، حاضر و ناظر بوده و هرگز غایب نبوده است.

اگر درصدد گذشته‌ستایی نباشیم باید اعتراف کرد که بی‌تردید با رشد سرمایه‌داری شکل‌های روابط انسانی نیز استحاله پیدا کرده است. در گذشته به دلیل روابط پیشاسرمایه‌داری هنوز بارقه‌هایی از روابط انسانی بر زندگی مردم حاکم بود و با رشد سرمایه‌داری این روابط انسانی کم‌رنگ و حتی بی‌رنگ و محو شد. اینک چیزی به نام «همسایه» مقامِ خود را از دست داده و محله‌ها و جمع‌های اجتماعی محو شده‌اند و به‌ندرت از همسایه صحبت می‌شود و دیگر هم‌محله از ذهن و زبان جامعه کنونی پاک شده است. جای خالی این موارد در زندگی بشر، از تغییرات سطحی و مثال‌های دم‌دستی برای جامعه‌شناسان است.

شاید در سال‌های نه‌چندان دور برای احیای این روابط انسانی تلاش‌هایی صورت گرفته باشد که البته هیچ‌کدام قرین به موفقیت نبوده است. بدیهی است با تغییر رویکردهای اقتصادی و به معنای دقیق‌تر «اقتصاد سیاسی»، به دشواری می‌توان از عارضه‌های سرمایه‌داری در روابط انسانی اجتناب کرد یا آن را اصلاح کرد. طرفه آنکه آدم امروز چنان به سرمایه‌داری وابسته است و قوانین آن را باور دارد که کمتر کسی جرئت دارد از ایده‌های «جامعه‌گرا» همچون سوسیالیسم سخن بگوید.

حیرت‌انگیز است که انسان امروزی با اینکه می‌داند نظام سرمایه‌داری او را به اسارت درآورده و به بردگی کشانده است، باز از این نظام همچون آیینی مقدس دفاع می‌کند، خشونت ارباب‌ها را به جان می‌خرد و برای خدمتگزاری، هم‌نوعان یا هم‌طبقه خود را لگدمال می‌کند. سرمایه‌داری گذشته و حال را قربانی پیشرفت می‌کند؛ پیشرفتی که تجلی آن در آینده است؛ آینده‌ای نامعلوم و موهوم، آینده‌ای که اگر محقق نشود و به شکست بینجامد، علت آن بی‌کفایتی خود ما است.

رسانه‌ها مملو از انتقاداتی است علیه دولتمردان و مدیران و همه بحران‌های اقتصادی را از چشم آنان می‌بینند و غیر از این هم نیست، اما به‌ندرت کسی از شیوه و استراتژی اقتصادی که این فجایع را به بار آورده و ریشه در رویکرد اقتصادی بازار آزاد دارد حرف و حدیثی به میان می‌آورد. چندین دهه است که اقتصاددانان بازار آزاد در هر حزب و گروهی، رویکردی یکسان به اقتصاد دارند و ازاین‌رو است که کمتر جریان‌های سیاسی و احزاب درباره استراتژی‌های اقتصادی سخنی انتقادی به زبان می‌آورند؛ با اینکه از قضا همین افرادند که آن فجایع را به بار آورده‌اند اما باور دارند اگر افرادی از حزب و جناح ما روی کار آمده بود کار بهتر پیش می‌رفت.

با اینکه تفکر اقتصادی همه جناح‌های سیاسی با شکست روبه‌رو شده، باز کمتر کسی است که در اصل ماجرا یعنی بازار آزاد و سرمایه‌داری شک کند و در عین حال برخی از این کارشناسان اقتصادی برای منحرف‌ساختن افراد به تحریف تاریخ روی آورده‌اند. گاه کودتای ۲۸ مرداد را انکار می‌کنند و گاه چپ‌های مارکسیست، روشنفکران و روشنفکران دینی را مقصران وضع موجود می‌دانند و حیرت‌انگیز است که کسی اشاره نمی‌کند که چهار دهه است اقتصاد این مملکت با ایده‌های اقتصادی شما به اینجا رسیده است.

طرفه آنکه اینک اغلب اقتصاددانان نئولبیرال که سرمایه‌ای اندوخته‌اند، اپوزیسیون شده و به ولی‌نعمتان خود پشت کرده‌اند و این در نظام سرمایه‌داری امر تازه‌ای نیست و درواقع منطق ارزش مبادله است که رفتار آدمی را تعین می‌بخشد. ما اینک در مقام سرمایه‌دار یا کارگر، رئیس یا کارمند، ارباب یا بنده، در وضعیت بازنگری در جایگاه‌ خود هستیم. ارزش مبادله حکم می‌کند گاه ارزان بفروشی و گاه گران، اما همواره آماده معامله و مبادله باشی.

ازاین‌رو کشوری که در قوانین بازار آزاد ورشکسته می‌شود، جامعه انسانی آن با هراس به ‌سمت خودفروشی و کم‌فروشی می‌رود تا خود را از ورشکستگی نجات بدهد، مگر آنکه دست نامرئی بازار دوباره بتواند عرضه و تقاضا و ارزش مبادله را به جایگاه خودش بازگرداند!

مبادله می‌کنم پس هستم

 

تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد, ۱۴۰۵ ۲:۵۴ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

جنایت جنگی آمریکا در سیریک و جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران را شدیداً محکوم می‌کنیم

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تأکید می‌کند که تقویت سرمایهٔ اجتماعی و افزایش تاب‌آوری ملی، تنها زمانی ممکن است که مجموعه‌ای از اقدامات فوری و ساختاری به‌صورت هم‌زمان پیش برود. رفع فشار سنگین اقتصادی از زندگی مردم، به‌ویژه کارگران، بازنشستگان و طبقات میانی و پایین جامعه، اولویت انکارناپذیر است؛ زیرا هیچ جامعه‌ای زیر بار فقر، ناامنی معیشتی و نابرابری گسترده نمی‌تواند تاب‌آوری واقعی داشته باشد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

گفت‌وگوی یرواند آبراهامیان درباره آینده ایران؛ تغییر حکومت و ثبات آن

از نظر تاریخی، حتی تندروها نیز همیشه آمادگی رسیدن به توافق با آمریکا را داشته‌اند. [آیت الله] خمینی، حتی زمانی که آمریکا و اسرائیل را «شیطان» می‌خواند، در پشت پرده رفتاری بسیار عمل‌گرایانه داشت. فقط کافی است ماجرای ایران‌کنترا را به یاد بیاوریم. درباره آیت‌الله خامنه‌ای نیز همین مسئله وجود داشت. با وجود تمام شعارها، نمایندگان او حاضر به مذاکره و رسیدن به توافق بودند.

مطالعه »
نامه گاردین درباره زندانیان سیاسی در ایران

ایران، زندانیان سیاسی و محدودیت‌های همبستگی در زمان جنگ – نگاهی به نامه سرگشاده روشنفکران غربی در گاردین

گودرز اقتداری: وجود یک قدرت خارجی بزرگتر، ساختارهای داخلی سلطه را از بین نمی‌برد. همچنین وجود یک تهدید امپریالیستی نباید عاملیت سیاسی مردمی را که در داخل کشور مورد تهدید زندگی می‌کنند، به حالت تعلیق درآورد. در غیر این صورت، ضد امپریالیسم دیگر یک سیاست آزادی‌بخش نیست و اساساً به یک نظریه اتحاد بین‌المللی تبدیل می‌شود، که در مورد مبارزات سیاسی داخل کشوری از حق وتو برخوردار است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

اقلیت های کامران، طردشدگان گناهکار؛ و دفاع میشل فوکو

علی دهباشی: مردم در جنگ ۲ ابرقدرت را شکست دادند

جواد مجابی، نویسنده، شاعر، طنزپرداز، نقاش و منتقد درگذشت…

قلب آشفتۀ آوراسیا – پشت صحنه پیچیدگی‌های آسیای مرکزی

نگاهی به مبارزات زنان در ایران

بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران به مناسبت درگذشت جواد مجابی