سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ مهر, ۱۴۰۵ ۰۵:۵۴

شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵ - ۰۵:۵۴

پایان جنگ؛ گام نخست در جهت صلح پایدار

شهناز قراگزلو: روز جهانی صلح فرصتی است برای یادآوری اینکه پایان جنگ ضروری است، اما به‌تنهایی کافی نیست. مردم باید بتوانند پس از جنگ نیز بدون ترس زندگی کنند؛ سخن بگویند، اعتراض کنند، کار کنند، سازمان پیدا کنند و درباره آینده خود نقش داشته باشند. صلح، زمانی پایدار می‌شود که مردم فقط از بمباران و خشونت نظامی در امان نباشند، بلکه از ترس، فقر، بی‌حقوقی و سرکوب نیز رهایی داشته باشند.
Getting your Trinity Audio player ready...

۲۱ سپتامبر، روز جهانی صلح، امسال در لحظه‌ای فرا می‌رسد که جهان بیش از هر زمان دیگری در دهه‌های اخیر با جنگ، تنش و بی‌ثباتی روبه‌روست. جنگ میان ایران و آمریکا همچنان ادامه دارد و دامنه پیامدهای آن از خلیج فارس تا شرق مدیترانه کشیده شده است. درگیری‌های پراکنده در دریای سرخ، تهدیدهای متقابل در تنگه هرمز و صف‌آرایی نیروهای منطقه‌ای، تصویری از جهانی ارائه می‌دهد که در آن مرز میان جنگ و صلح هر روز باریک‌تر می‌شود.

جنگ امروز دیگر فقط در میدان‌های نبرد اتفاق نمی‌افتد. آثار آن به خانه‌ها، مدرسه‌ها، بیمارستان‌ها، محل‌های کار و بازارها رسیده است. از اوکراین تا غزه و از یمن تا قفقاز، میلیون‌ها انسان با ناامنی، آوارگی، از دست دادن عزیزان، فقر و آینده‌ای نامعلوم زندگی می‌کنند. افزایش هزینه‌های زندگی، از دست رفتن شغل‌ها و تخریب زیرساخت‌های حیاتی، بخشی از هزینه‌ای است که مردم برای تصمیم‌هایی می‌پردازند که در بسیاری از موارد نقشی در گرفتن آنها نداشته‌اند.

در چنین شرایطی، شعار امسال سازمان ملل برای روز جهانی صلح، «سرمایه‌گذاری در صلح؛ برای همه، همه‌جا، هر روز»، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. این شعار بر این واقعیت تأکید دارد که صلح فقط نبود جنگ نیست. صلح باید در زندگی روزمره مردم، در امنیت، کرامت، امکان کار و زندگی، دسترسی به آموزش و درمان و فرصت مشارکت در جامعه معنا پیدا کند. دبیرکل سازمان ملل نیز بر دیپلماسی، گفت‌وگو و مذاکره و در کنار آن، رعایت حقوق بشر و تقویت پایه‌های اجتماعی صلح تأکید کرده است.

اما هم‌زمان باید پذیرفت که فاصله میان این اصول و واقعیت سیاسی امروز بسیار زیاد شده است. نهادهای بین‌المللی در برابر جنگ‌های جاری و تصمیم قدرت‌های نظامی برای ادامه درگیری، توان محدودی برای جلوگیری از جنگ نشان داده‌اند. این وضعیت پرسش مهمی را پیش روی جامعه جهانی قرار می‌دهد: اگر قواعد بین‌المللی نتوانند از جان انسان‌ها در برابر منطق قدرت نظامی محافظت کنند، چگونه می‌توان اعتماد به نظام چندجانبه و سازوکارهای صلح را حفظ و تقویت کرد؟ مسئله فقط عملکرد یک نهاد یا تصمیم یک دولت نیست؛ مسئله، توانایی نظام بین‌المللی برای اجرای قواعدی است که خود بر اساس آنها شکل گرفته است.

برای جامعه ایران، این پرسش با تجربه‌ای تاریخی نیز گره خورده است. در آستانه سالگرد آغاز جنگ ایران و عراق، یادآوری این تجربه اهمیت ویژه‌ای دارد. جنگ ایران و عراق پس از هشت سال، در سال ۱۳۶۷، پایان یافت؛ اما پایان جنگ به معنای پایان خشونت و سرکوب سیاسی نبود. در دهه ۶۰ هزاران مخالف سیاسی بازداشت، محاکمه و اعدام شدند و در ماه‌های پایانی جنگ و پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸، اعدام گسترده زندانیان سیاسی به یکی از تلخ‌ترین وقایع تاریخ معاصر ایران تبدیل شد. بسیاری از اعدام‌شدگان پیش‌تر محاکمه و به حبس محکوم شده بودند و در زمان اعدام، دوران محکومیت خود را می‌گذراندند.

یادآوری این تجربه تاریخی به معنای یکی دانستن شرایط امروز با دهه ۶۰ نیست. جامعه ایران امروز جامعه دیگری است؛ نسل‌های تازه‌ای وارد عرصه اجتماعی شده‌اند، ارتباطات و رسانه‌ها تغییر کرده‌اند و تجربه‌های گسترده‌ای از اعتراض و کنش مدنی شکل گرفته است. اما یک درس همچنان اهمیت خود را حفظ کرده است: پایان جنگ به‌خودی‌خود به معنای پایان خشونت، ترس و ناامنی در جامعه نیست. مسئله این است که چگونه می‌توان به جنگ پایان داد، بدون آنکه جامعه بهای صلح را با از دست دادن آزادی، حقوق شهروندی و امکان اعتراض مسالمت‌آمیز بپردازد.

از این منظر، صلح را باید هم در رابطه میان دولت‌ها و هم در درون جامعه دید. در سطح نخست، جنگ باید متوقف شود. حملات نظامی، کشتار غیرنظامیان، آوارگی و تخریب زیرساخت‌ها باید پایان یابد و اختلاف‌های میان دولت‌ها از راه مذاکره و سازوکارهای دیپلماتیک دنبال شود. اما در سطح دوم، جامعه نیز باید بتواند از وضعیت دائمی ترس و ناامنی خارج شود. این به معنای احترام به حقوق انسان‌ها، آزادی بیان و تشکل، حق اعتراض مسالمت‌آمیز و امکان مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خویش است.

امنیت اقتصادی نیز بخشی از همین زندگی امن است. برای خانواده‌ای که درآمدش ارزش خود را از دست می‌دهد، شغلش در معرض خطر است و نمی‌داند ماه آینده چگونه هزینه‌های زندگی را تأمین خواهد کرد، صلح پیش از هر چیز به معنای امکان یک زندگی عادی است؛ یعنی بتوان شغل داشت، خانه را حفظ کرد، کودکان را به مدرسه فرستاد، به درمان دسترسی داشت و برای آینده برنامه‌ریزی کرد. وقتی این امکان‌ها از مردم گرفته می‌شود، حتی نبود جنگ نیز به‌تنهایی به معنای زندگی امن و باثبات نیست.

در این معنا، «سرمایه‌گذاری در صلح» تنها یک شعار نیست. سرمایه‌گذاری در صلح یعنی فراهم کردن شرایطی که مردم بتوانند در امنیت و کرامت زندگی کنند و اختلاف‌ها پیش از آنکه به خشونت تبدیل شوند، از راه گفت‌وگو و سازوکارهای مسالمت‌آمیز حل شوند. آموزش، سلامت، اشتغال، تأمین اجتماعی، کاهش نابرابری، رعایت حقوق بشر و وجود نهادهایی که مردم بتوانند به آنها اعتماد کنند، بخشی از همین زیرساخت صلح‌اند. صلح پایدار فقط با توافق‌های سیاسی ساخته نمی‌شود؛ به جامعه‌ای نیاز دارد که در آن مردم امکان حل مسالمت‌آمیز اختلاف‌ها و دفاع از حقوق خود را داشته باشند.

از همین‌جاست که نقش جامعه مدنی اهمیت پیدا می‌کند. صلح فقط در اتاق‌های مذاکره ساخته نمی‌شود. سازمان ملل امسال از «معماران روزمره صلح» سخن می‌گوید؛ کسانی که در محله‌ها، مدرسه‌ها، محیط‌های کار و نهادهای مدنی برای کاهش خشونت، گفت‌وگو و همبستگی تلاش می‌کنند. این نگاه یادآور می‌شود که صلح تنها مسئولیت دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی نیست. مردم نیز در ساختن و حفظ آن نقش دارند.

در ایران، زنان، کارگران، معلمان، دانشجویان، هنرمندان، روزنامه‌نگاران و دیگر گروه‌های اجتماعی می‌توانند بخشی از این نیروی اجتماعی برای صلح باشند؛ به‌ویژه آنجا که بر حل مسالمت‌آمیز اختلاف‌ها، حقوق شهروندی و کرامت انسان تأکید می‌شود. دفاع از صلح به معنای کنار گذاشتن مطالبات آزادی‌خواهانه نیست. جامعه‌ای که بتواند اختلاف‌های خود را بدون خشونت بیان و پیگیری کند، یکی از مهم‌ترین پایه‌های صلح را در درون خود ایجاد کرده است.

در چنین شرایطی، تفاوت میان «امنیت کشور» و «امنیت حکومت» نیز اهمیت پیدا می‌کند. امنیت کشور به معنای امنیت مردم، حفظ جان و زندگی آنان، تمامیت ارضی و امکان زیست آزادانه و شرافتمندانه است. امنیت حکومت، اگر به قیمت خاموش کردن جامعه و حذف مخالفان تأمین شود، الزاماً به امنیت مردم منجر نمی‌شود. صلح زمانی معنا پیدا می‌کند که امنیت را برای جامعه به همراه بیاورد، نه فقط برای ساختار قدرت.

روز جهانی صلح فرصتی است برای یادآوری اینکه پایان جنگ ضروری است، اما به‌تنهایی کافی نیست. مردم باید بتوانند پس از جنگ نیز بدون ترس زندگی کنند؛ سخن بگویند، اعتراض کنند، کار کنند، سازمان پیدا کنند و درباره آینده خود نقش داشته باشند. صلح، زمانی پایدار می‌شود که مردم فقط از بمباران و خشونت نظامی در امان نباشند، بلکه از ترس، فقر، بی‌حقوقی و سرکوب نیز رهایی داشته باشند.

در جهانی که جنگ بار دیگر به بخشی از زندگی میلیون‌ها انسان تبدیل شده است، دفاع از صلح دفاع از یک آرمان دوردست نیست؛ دفاع از زندگی و کرامت انسان است. سرمایه‌گذاری واقعی در صلح، سرمایه‌گذاری در جامعه‌ای است که در آن اختلاف‌ها به جای جنگ از راه گفت‌وگو حل شوند و سرنوشت مردم نه در میدان‌های جنگ و نه در اتاق‌های بسته قدرت، بلکه با مشارکت خود آنان رقم بخورد.

 

تاریخ انتشار : ۳۱ شهریور, ۱۴۰۵ ۱:۲۶ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

برای میهن، مردم و صلح در این شرایط سرنوشت‌ساز چه باید کرد؟

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ار دیگر تأکید می‌کند که صلح، ضرورتی برای آینده ایران و پیش‌شرط گذار مسالمت‌آمیز کشور به دموکراسی است. از همه نیروهای صلح‌دوست در داخل و خارج کشور می‌خواهیم با همگرایی و همکاری، صدای اکثریت مردم ایران را که خواهان صلح و امنیت‌اند، رساتر کنند و برای پایان‌دادن به چرخه جنگ و تنش، حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران و فراهم‌کردن زمینه گذار دموکراتیک تلاش کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

روز جهانی مبارزه با اعدام؛ وقتی حکومت به نام عدالت، مرگ را به قانون تبدیل می‌کند

شهناز قراگزلو: افزایش مخالفت جهانی با مجازات اعدام در حالی ادامه دارد که ایران همچنان در شمار کشورهایی با بالاترین آمار اعدام قرار دارد. تجربه ایران نشان می‌دهد که بحث اعدام تنها یک مسئله کیفری نیست، بلکه به حق حیات، دادرسی عادلانه و نسبت میان عدالت و قدرت گره خورده است.

مطالعه »

خاورمیانه‌ای که می‌توانست باشد، اگر یازده سپتامبر و هفت اکتبر نبود!

گودرز اقتداری: “یکی از پرسش‌های اساسی این تحلیل آن است که تا چه اندازه می‌توان تحولات خاورمیانه را به تصمیم‌های قدرت‌های خارجی نسبت داد. بدون تردید، آمریکا در تغییر ساختار منطقه پس از یازدهم سپتامبر نقشی تعیین‌کننده داشت. حمله به افغانستان و به‌ویژه اشغال عراق، تصمیم‌هایی بودند که آثار آنها به مرزهای این کشورها محدود نماند. در کنار نقش قدرت‌های خارجی، حکومت‌ها، احزاب، جنبش‌های اجتماعی و سازمان‌های مسلح منطقه نیز انتخاب‌هایی مستقل داشتند. سیاست‌های جمهوری اسلامی دربارهٔ برنامهٔ هسته‌ای، روابط با آمریکا، حضور منطقه‌ای و محدودیت‌های داخلی، نمونه‌ای از این نقش‌اند.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

نزدیک به دو تریلیون دلار بدهی جدید ایالات متحده در دوران ترامپ

“مردم می‌خواستند که به همسایگان خود خیانت کنند”

تکفیرگرایی یا جنیفر لوپز: الهیات در خدمت بقای رژیم

چرا اعتراضات دانشجویی فرانسه از تظاهرات آلمان مؤثرتر است

آمریکا چگونه می خواهد از جنگ با ایران خارج شود؟

پرونده پرویز ثابتی در آمریکا؛ شاکیان چه می‌گویند و دادگاه به کجا رسیده است؟