سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ مهر, ۱۴۰۵ ۰۵:۵۷

شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵ - ۰۵:۵۷

بیانیه بیست و دومین کنفرانس سالانه اتحاد سوسیالیستی کارگری درباره اوضاع جهان، منطقه و ایران

یانیه بیست و دومین کنفرانس سالانه اتحاد سوسیالیستی کارگری: "ایجاد شبکه ای از فعالین گرایش چپ و سوسیالیست جنبش کارگری مستقل از تاکیدات متفاوتی که بر این یا آن خواست و عرصه از فعالیت دارند، تنها اهرمی است که می تواند اعتراضات و اعتصابات پیش رو را متحد و هماهنگ کند. شبکه‌ای که از سازمان‌یابی مستقل کارگری، حق اعتصاب، افزایش دستمزدها دفاع کند. شبکه ای برای ارتباط، انتقال تجربه و کمک به ..."

بیانیه بیست و دومین کنفرانس سالانه اتحاد سوسیالیستی کارگری درباره اوضاع جهان، منطقه و ایران و تحولات جهانی و گذار به جهان چندقطبی به نشریه کار فرستاده شده است که فراز هایی از آن در زیر از نظرتان می‌گذرد.

در مقدمه بیانیه امده است که کنفرانس بیست و یکم اتحاد سوسیالیستی کارگری پس از جنگ دوازده روزه که از ۲۳ خرداد آغاز گشت، برگزار شد و عنوانش “شکست گفتمان و استراتژی بازدارندگی رژیم اسلامی” بود. در نهم اسفند سال گذشته جنگ چهل روزه آغاز شد. کنفرانس بیست و دوم در میانه جنگ و آتش بس ناپایدار برگزار شده است.

در ادامه بیانیه به روند چندقطبی شدن پرداخته و مینویسد:

 “جهان وارد مرحله‌ای شده است که مهم‌ترین ویژگی آن، انتقال تدریجی قدرت از نظام تک‌ قطبی تحت رهبری آمریکا به نظامی چند قطبی است. مسئله اصلی دیگر وقوع این گذار نیست، بلکه چگونگی تحقق آن است؛ آیا انتقال قدرت همانند بسیاری از تحولات تاریخی با جنگ و رویارویی نظامی همراه خواهد شد یا می‌تواند بدون یک درگیری بزرگ انجام گیرد. جنگ اوکراین، کشتار مردم فلسطین توسط اسرائیل در غزه، جنگ ایران و اسرائیل و آمریکا، تحولات خاورمیانه و تشدید رقابت میان آمریکا و چین، همگی در چارچوب همین پرسش قابل فهم‌اند.

رشد شتابان اقتصاد چین نقطه آغاز این تحول بود. چین با بهره‌گیری از سازوکارهای سازمان تجارت جهانی، بیش از هر کشور دیگری از روند جهانی‌شدن سود برد و به مهم‌ترین رقیب اقتصادی آمریکا تبدیل شد. تناقض امروز آن است که قدرت‌هایی که خود معمار نظام تجارت آزاد بودند، بیش از همه از قواعد آن فاصله گرفته‌اند، در حالی که چین همچنان از حفظ همان نظام و استمرار جهانی‌شدن دفاع می‌کند.“

سپس در رابطه با تغییرات استراتژیک سیاست خارجی ایالات متحده این بیانیه به روابط امریکا در منطقه خاورمیانه و اسراییل پرداخته و چنین جمع‌بندی میکند:

 “آمریکا از دوران اوباما مهار چین را به اولویت نخست سیاست خارجی خود تبدیل کرد و به‌تدریج تمرکز راهبردی خود را از خاورمیانه به آسیا ـ اقیانوسیه انتقال داد. اما این تغییر، امنیت اسرائیل دچار مخاطره کرد. امنیت اسرائیل طی دهه‌ها یکی از ارکان سیاست آمریکا در خاورمیانه بود. کاهش حضور آمریکا در خاورمیانه بدون تضمین امنیت اسرائیل به مهم‌ترین محورهای اختلاف میان دولت اوباما و نتانیاهو تبدیل شد و اسرائیل کوشید مانع کاهش نقش آمریکا در منطقه شود.

دولت ترامپ در دور اول، سیاست عادی‌سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی را در قالب «طرح صلح ابراهیم» دنبال کرد تا پیش از کاهش حضور آمریکا، نظمی منطقه‌ای شکل گیرد که امنیت اسرائیل را تضمین کند. اما در دوره بایدن، حمله حماس در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ این روند را وارد مرحله‌ای تازه کرد. اسرائیل از این رویداد فرصتی ساخت برای بازتعریف موازنه قدرت منطقه‌ای و حذف تهدیدهای امنیتی خود.

در دوره دوم ترامپ، سرنگونی رژیم اسلامی در دستور قرار گرفت تا دو هدف را تامین کند؛ امنیت اسرائیل را تضمین کند و از طریق کنترل منابع انرژی ایران، همراه با نفت ونزوئلا، اهرم تازه‌ای برای فشار بر چین در اختیار آمریکا قرار دهد. از این طریق، انرژی بعنوان ابزاری ژئوپلیتیک برای مهار رقیب اصلی آمریکا بکار ‌رود.

این راهبرد بر سه فرض استوار بود؛ امکان حذف علی خامنه ای، فروپاشی ساختار نظامی و امنیتی حکومت، و در نهایت شکل‌گیری یک خیزش مردمی که به سقوط نظام بینجامد. خامنه ای کشته شد اما رژیم سقوط نکرد. بمباران ها به مراکز نظامی محدود نماند و مدرسه، ورزشگاه، دانشگاه، بیمارستان، اماکن مسکونی، کارخانه و زیرساختهای انرژی و اقتصادی را در برگرفت. بخش بزرگی از مردم ایران، با وجود کشتار گسترده دیماه و نارضایتی عمیق از رژیم  اسلامی، حاضر نشدند در چارچوب سناریوی آمریکا و اسرائیل وارد میدان شوند. تغییر رژیم شکست خورد و آمریکا مجددا به سیاست تغییر رفتار رژیم بازگشت. شکست سرنگونی رژیم اسلامی و به قدرت رساندن رضا پهلوی، شکل گیری نظام امنیتی منطقه بر محور منافع اسرائیل را تیره و تار کرد. اکثر کشورهای منطقه نیز اگر چه با رژیم اسلامی اختلاف دارند، اما از شکل‌گیری یک نظام سلطنتی که در پیوند مستقیم با راهبردهای اسرائیل باشد، استقبال نکردند.

در پایان تحلیل این کنفرانس در رابطه مستقیم با نظام امنیتی منطقه از شکست پروژه آمریکا و اسراییل در رابطه با ایران پرداخته و چنین نتیجه گیری می‌کند:

 “بی ثباتی و تحولات منطقه مادام که یک نظام امنیتی برای حفظ منافع صاحبان سرمایه و صنایع درکل منطقه شکل نگرفته، ادامه خواهد یافت. رژیم اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه، راهبرد بازدارندگی خود را تغییر داد. اگر در گذشته بازدارندگی عمدتا بر توسعه توان موشکی، نیروهای نیابتی و تهدید به ساختن سلاح هسته‌ای استوار بود، اکنون آمادگی برای گسترش دامنه درگیری، هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکا در منطقه بدون اطلاع قبلی و استفاده از اهرم تنگه هرمز در موقعیت بهتری برای داشتن سهم بیشتر در نظام امنیتی منطقه است. تا پیش از جنگ چهل روزه تصور رهبران کشورهای حاشیه خلیج فارس این بود که پایگاه های گسترده  نظامی آمریکا در کشورشان تضمین کننده امنیتشان در مقابل تهدیدهای رژیم اسلامی است. حمله رژیم اسلامی به پایگاه های نظامی آمریکا  و زیرساختهای اقتصادی آنها، این کشورها را با معضل چگونکی تامین امنیت روبرو گرده است تا با سرعت بیشتری در صدد شکل دادن به یک نظام امنیتی دسته جمعی در منطقه باشند.”

در فصل پایانی بیانیه کنفرانس تحلیل خود را به جنگ و تحولات در اپوزیسیون جمهوری اسلامی اختصاص داده وآن را بدین‌گونه تقسیم بندی کرده است:

“سلطنت طلبان – جنگ تاثیرات بزرگی بر آرایش نیروهای اپوزیسیون گذاشت. راهبرد بخشی از اپوزیسیون که آینده خود را به مداخله نظامی آمریکا و اسرائیل گره زده بود، با ناکامی پروژه تغییر حکومت تضعیف شد. رضا پهلوی و فاشیستهای سلطنت طلب بزرگترین ضربه را متحمل شدند و شانس به قدرت رسیدن را از دست دادند. احزاب شش‌گانه کردستان نیز با قرار گرفتن در همین چارچوب، خود را در معرض فرسایش سرمایه سیاسی و اجتماعی‌ای قرار دادند که حاصل دهه‌ها مبارزه، زندان، اعدام و هزینه‌های سنگین مردم کردستان بود. رویکرد احزاب شش‌گانه در حمایت از جنگ و مداخله خارجی، به‌جای تقویت جنبش‌های اجتماعی، می‌تواند به تضعیف آن‌ها و دشوارتر شدن فضای مبارزه و فعالیت مستقل‌شان منجر شود.

لیبرالها و جمهوریخواهان –  طیف گسترده جریانات لیبرال و جمهوری‌خواه با وجود همکاری و ائتلافهای جدید، همچنان با دو ضعف اساسی روبه‌رو هستند؛ فقدان انسجام نظری و تحلیلی درباره نظام آینده و نداشتن راهبرد یکسان برای گذار از رژیم اسلامی. در جنگ بخشی از آنها با حمله نظامی مخالفت کردند و آن را مغایر منافع ملی دانستند، در حالی که بخش دیگری از اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی حمایت کردند. ناتوانی در دستیابی به موضعی مشترک درباره مهم‌ترین بحران سیاسی این  دوره ، نشان داد که این طیف هنوز فاقد یک چشم‌انداز واحد برای دوران گذار است.

چپ محور مقاومت – سابقه چپهای مدافع حکومت به سال‌های نخست پس از انقلاب بازمی‌گردد. در آن دوره رژیم  اسلامی برای مقابله با نفوذ نیروهای رادیکال کارگری و سوسیالیستی، از جریان‌های حزب توده و اکثریت فدایی بهره گرفت که با استفاده از ادبیات چپ از حکومت دفاع کنند. این نیروها تا زمانی نقش خود را ایفا کردند که حکومت به حضور آنان نیاز داشت، اما پس از تثبیت قدرت و سرکوب گسترده مخالفان، خود نیز با موج سرکوب، بازداشت‌ و اعدام روبه‌رو شدند.

با رشد دوباره جنبش‌های کارگری و سوسیالیستی به ویژه پس از دیماه ۹۶ همین الگو در شکلی تازه بازتولید شد. بار دیگر جریان‌هایی با تکیه بر ادبیات ضد امپریالیستی، دفاع از رژیم اسلامی را توجیه کردند و کوشیدند تضاد این حکومت با آمریکا را معیار اصلی ارزیابی آن قرار دهند.”

در ادامه کنگره سوسیالیستی بیانیه تحلیل خود را حول ماهیت سرمایه‌داری رژیم و بویژه خصلت نولیبرالی آلیگارشی حاکم پرداخته است که با ادعای ضدامپریالیستی گروه آخر یعنی چپ محور مقاومتی در تضاد است و تذکر می‌دهد که:

“نتیجه چنین رویکردی نادیده گرفتن ماهیت اقتصادی و طبقاتی رژیم اسلامی است. حکومتی استبدادی با مناسبات سرمایه‌داری و سیاست‌های اقتصادی نولیبرالی که تشکل‌یابی مستقل کارگران را برنمی‌تابد و سطح دستمزدها را به‌ مراتب پایین‌تر از خط فقر نگه داشته، صرفا به دلیل تعارض با آمریکا نمی‌تواند ضد امپریالیست باشد. از نظر منافع طبقه کارگر، مخالفت با امپریالیسم زمانی معنا دارد که با مبارزه علیه مناسبات سرمایه‌داری، و وجود تشکلهای مستقل کارگری همراه باشد؛ در واقع چپ محور مقاومت ابزار رژیم اسلامی برای توجیه یک حکومت ضد کارگر است.”

در پایان بیانیه به استراتژی اتحاد جنبش ها می‌پردازد که بر مبنای ایجاد شبکه هایی برای همگامی فعالین گرایش چپ و سوسیالیست جنبش کارگری با سایر کنشگران مدنی استوار است. در فراز های پایانی بیانیه نیز کنگره پیش‌بینی می‌کند که:

“با فروکش جنگ اعتراضات و اعتصابات کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی گسترش خواهد یافت. جنگ بحران اقتصادی ایران را عمیق تر کرده و رژیم اسلامی مانند آبان ۹۸ و دیماه ۱۴۰۴ مجددا به ته مانده سفره ده ها میلیون کارگر و زحمتکش که در طول جنگ با گرانی چند برابر شدن مواد غذایی روبرو شدند، حمله خواهد کرد.

ایجاد شبکه ای از فعالین گرایش چپ و سوسیالیست جنبش کارگری مستقل از تاکیدات متفاوتی که بر این یا آن خواست و عرصه از فعالیت دارند، تنها اهرمی است که می تواند اعتراضات و اعتصابات پیش رو را متحد و هماهنگ کند. شبکه‌ای که از سازمان‌یابی مستقل کارگری، حق اعتصاب، افزایش دستمزدها دفاع کند. شبکه ای برای ارتباط، انتقال تجربه و کمک به رهبران صدها اعتصاب کارگری برای سازماندهی اعتراضاتی فراتر از یک کارخانه و یک رشته صنعتی. ایجاد شبکه فعالین کارگری یک اقدام تشکیلاتی صرف نیست بلکه اولین گام آمادگی برای پاسخ جنبش کارگری به شرایط کنونی جامعه ایران است.

مبارزه برای آزادی و برابری تنها زمانی می‌تواند به نیرویی تعیین‌کننده تبدیل شود که میان جنبش‌های مختلف اجتماعی با محوریت جنبش کارگری پیوند برقرار شود. همکاری و ارتباط فعالین جنبش کارگری با فعالین جنبش زنان، دانشجویان، معلمان، بازنشستگان، دادخواهان و مبارزه با ستم ملی، امکان شکل‌گیری اعتراض‌های فراگیر و هم‌افزایی مطالبات اجتماعی را فراهم می‌کند. چنین پیوندی، مبارزات پراکنده را به یک جنبش اجتماعی گسترده‌تر تبدیل خواهد کرد.”

تاریخ انتشار : ۱ مهر, ۱۴۰۵ ۸:۳۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

برای میهن، مردم و صلح در این شرایط سرنوشت‌ساز چه باید کرد؟

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ار دیگر تأکید می‌کند که صلح، ضرورتی برای آینده ایران و پیش‌شرط گذار مسالمت‌آمیز کشور به دموکراسی است. از همه نیروهای صلح‌دوست در داخل و خارج کشور می‌خواهیم با همگرایی و همکاری، صدای اکثریت مردم ایران را که خواهان صلح و امنیت‌اند، رساتر کنند و برای پایان‌دادن به چرخه جنگ و تنش، حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران و فراهم‌کردن زمینه گذار دموکراتیک تلاش کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

روز جهانی مبارزه با اعدام؛ وقتی حکومت به نام عدالت، مرگ را به قانون تبدیل می‌کند

شهناز قراگزلو: افزایش مخالفت جهانی با مجازات اعدام در حالی ادامه دارد که ایران همچنان در شمار کشورهایی با بالاترین آمار اعدام قرار دارد. تجربه ایران نشان می‌دهد که بحث اعدام تنها یک مسئله کیفری نیست، بلکه به حق حیات، دادرسی عادلانه و نسبت میان عدالت و قدرت گره خورده است.

مطالعه »

خاورمیانه‌ای که می‌توانست باشد، اگر یازده سپتامبر و هفت اکتبر نبود!

گودرز اقتداری: “یکی از پرسش‌های اساسی این تحلیل آن است که تا چه اندازه می‌توان تحولات خاورمیانه را به تصمیم‌های قدرت‌های خارجی نسبت داد. بدون تردید، آمریکا در تغییر ساختار منطقه پس از یازدهم سپتامبر نقشی تعیین‌کننده داشت. حمله به افغانستان و به‌ویژه اشغال عراق، تصمیم‌هایی بودند که آثار آنها به مرزهای این کشورها محدود نماند. در کنار نقش قدرت‌های خارجی، حکومت‌ها، احزاب، جنبش‌های اجتماعی و سازمان‌های مسلح منطقه نیز انتخاب‌هایی مستقل داشتند. سیاست‌های جمهوری اسلامی دربارهٔ برنامهٔ هسته‌ای، روابط با آمریکا، حضور منطقه‌ای و محدودیت‌های داخلی، نمونه‌ای از این نقش‌اند.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

نزدیک به دو تریلیون دلار بدهی جدید ایالات متحده در دوران ترامپ

“مردم می‌خواستند که به همسایگان خود خیانت کنند”

تکفیرگرایی یا جنیفر لوپز: الهیات در خدمت بقای رژیم

چرا اعتراضات دانشجویی فرانسه از تظاهرات آلمان مؤثرتر است

آمریکا چگونه می خواهد از جنگ با ایران خارج شود؟

پرونده پرویز ثابتی در آمریکا؛ شاکیان چه می‌گویند و دادگاه به کجا رسیده است؟