|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
در دفاع از سوسیالیسم (۹۳)
شهریورماه در تاریخ معاصر ایران، همواره یادآور لحظاتی سرنوشتساز و رخدادهایی بوده است که مسیر تحولات سیاسی و اجتماعی کشور را تحت تأثیر قرار دادهاند. این ماه در حافظه تاریخی مردم ایران با تجربههایی از دگرگونیهای سیاسی، مبارزات ضداستبدادی و تلاش برای دستیابی به آزادی و عدالت پیوند خورده است.
در پنجاه سال گذشته، ماه شهریور بارها به صحنه رویدادهایی تبدیل شده است که هر یک بخشی از تاریخ پرفراز و نشیب کشورمان را رقم زدهاند؛ از کشتار ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ تا فاجعه ملی کشتار زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ و جنبش «زن، زندگی، آزادی» پس از جانباختن مهسا (ژینا) امینی در بازداشتگاه گشت ارشاد تهران در ۲۵ شهریور ۱۴۰۱.
جنبش «زن، زندگی، آزادی»، ریشه در سالها تبعیض، محدودیت، سرکوب و نادیده گرفته شدن بدیهیترین حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی زنان و جوانان داشت. این جنبش، صدای نسلی بود که در زیر سیطره استبداد دینی حاکم، خواهان حق انتخاب، کرامت انسانی و زندگی شایسته در جامعهای آزاد و عادلانه بودند و برای دستیابی به این بدیهیترین حق انسانی، شکوه حماسی شجاعت، آزادگی و عشق به زندگی را به نمایش گذاشتند؛ نمایشی دلیرانه در میدان نبردی خونین علیه رژیم جهل و جنایت و نهادهای سرکوبگر آن. از این رو، بیجا نبود که نام «مهسا» به رمز همبستگی ملی و شعار «زن، زندگی، آزادی» به نماد مبارزه مشترک مردم ایران برای رهایی از استبداد حاکم تبدیل شد.
امروز در حالی چهارمین سال آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی» را پشت سر میگذاریم که کشور همچنان درگیر بحرانی عمیق و جنگی ویرانگر است؛ جنگی که یک سوی آن امپریالیسم آمریکا و دولت فاشیستی اسرائیل و مشوقین تحریم و تجاوز خارجی قرار دارند و سوی دیگر آن مستبدین و جنگطلبان داخلی و ذینفعان تحریم و ناامنی، که تداوم حاکمیت و منافع خود را در استمرار شرایط جنگی و امنیتی میبینند.
قربانی اصلی این جنگ، مردم زحمتکش و عادی بودند؛ مردمی که که زیر سایه استبداد دینی حاکم نه نقشی در تصمیمگیریهای جنگطلبانه قدرتهای امپریالیستی و فاشیستی و حامیان آنان داشتند و نه از منافع سیاسی و اقتصادی جنگطلبان داخلی بهرهای میبردند. آنان نخستین و اصلیترین قربانیان این چرخه ویرانگرند؛ قربانیانی که هزینه جنگ را با فقر و تنگدستی، آوارگی و بیپناهی، از دست دادن فرزندانشان، کوچکتر شدن سفرههایشان، تشدید محرومیتها و تاریکتر شدن چشمانداز آینده خود میپردازند.
در چنین وضعیتی، چرخه کشتار جمهوری اسلامی نیز همچنان ادامه دارد و ماشین مرگ بیوقفه پیش میرود. جمهوری اسلامی که علاوه بر کشتارهای اوایل انقلاب و دهه ۶۰، فاجعه ملی سال ۶۷ ، کشتار ۷۶ دانشجویان معترض، کشتار سال ۸۸ جنبش سبز، کشتار دیماه سال ۹۶ و آبان ۹۸ مردم گرسنه و عاصی، کشتار سال ۱۴۰۰ مردم خوزستان، کشتار شهریور و نیمه دوم سال ۱۴۰۱ جنبش «زن، زندگی، آزادی»، کشتار هزاران نفر در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ را نیز به کارنامه ننگین و ضدبشری خود اضافه کرده است، امروز نیز در زیر سایه فضای جنگی و لاقیدی تاسفانگیز افکار عمومی بینالمللی و بخشی از اپوزیسیون همراه رژیم باصطلاح «ضدامپریالیست!» جوانان این مرز و بوم را تنها به جرم شرکت در اعتراضات و گذاشتن یک استوری در فضای مجازی به خاک و خون میکشد تا سکوت گورستانی و رعب و وحشت را بر کشور حاکم کند.
مردم ایران صلح میخواهند؛ صلحی که در آن کودکان قربانی جنگ نشوند، خانوادهها در سایه ترس و ناامنی زندگی نکنند، سرمایههای ملی به نابودی کشیده نشود و منابع کشور به جای ویرانی، در خدمت رفاه و توسعه انسانی قرار گیرد؛ صلحی که در آن انسانها بتوانند در امنیت و آزادی زندگی کنند و شاهد جان باختن روزانه فرزندان خود بر بالای چوبههای دار جمهوری اسلامی نباشند.
در چهارمین سالگرد جنبش «زن، زندگی، آزادی»، یاد و خاطره همه جانباختگان راه آزادی، عدالت اجتماعی، رهایی از تبعیض و مبارزه با استبداد حاکم را گرامی میداریم و نیروهای آزادیخواه و عدالتطلب، انسانهای مسئول و آزاداندیشان جامعه بینالمللی را به دفاع از حقوق زندانیان سیاسی، تلاش برای توقف اعدامها و پشتیبانی از برقراری صلحی پایدار و عادلانه فرا میخوانیم.
جمعی از فداییان خلق ایران (داخل کشور)
۳۱ شهریور ۱۴۰۵



