|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
امسال، اول مهر در میناب، برای بسیاری صبحی دیگرگونه بود؛ کودکانی که با صدای موشک به خواب رفته بودند، نتوانستند راهی مدرسه شوند. کیفی از خانه برداشته نشد، بندی بر شانهای نیفتاد و صدای کودکی در خانه نپیچید که بگوید: «مامان، چیزی را جا گذاشتهام…»
جای آن کودکان امروز در مدرسه خالی بود؛ جای خندههایشان، شیطنتهایشان و نشستنشان پشت نیمکتهایی که حالا غمگینتر از همیشهاند. همکلاسیهایشان امروز با کیفهایی بیبند به مدرسه رفتند؛ کیفهایی که بندشان بریده شده بود، گویی شانههای کوچکی را به یاد میآوردند که دیگر کسی آنها را بر دوش نمیکشد. هر کیف، یادآور کودکی بود که دیگر فرصت نکرد در نخستین روز مهر، آن را بر شانه بیندازد و با شوق راهی مدرسه شود.
پدر و مادرانی که امروز کودکان دیگر را با کیفهای مدرسه دیدند، بیش از هر روز دیگری نبودن فرزندشان را احساس کردند. اتاقی مانده است، وسایلی مانده است، عکسهایی مانده است و خاطراتی که قرار است تمام عمر با آنها زندگی کنند؛ اما کودکی که باید امروز با شوق و هیجان راهی مدرسه میشد، دیگر بازنخواهد گشت.
و تلختر آنکه این ترس هنوز تمام نشده است. کودکانی که امروز دوباره راهی مدرسه شدند، هنوز از سایه وحشت حملهها در امان نیستند؛ هنوز صدای هر انفجار میتواند لبخندشان را خاموش کند و هر صدای مهیبی دل کوچکشان را بلرزاند. کودکی که باید نگران مشق و امتحان و بازی با دوستانش باشد، نباید با ترس از موشک و جنگ بزرگ شود.
برای خانوادههایی که امروز داغدارند و فرزندانشان را در حملات موشکی آمریکا و اسرائیل از دست دادهاند، پرسشها همچنان باقی است؛ پرسشهایی سنگین که هیچ کلمهای نمیتواند از سنگینیشان بکاهد: چه اتفاقی افتاد؟ چرا؟ و چه کسی پاسخگوی این جانهای از دسترفته خواهد بود؟ جنایتکاران جنگی چه زمانی محاکمه میشوند؟
اول مهر، روز دفترهای تازه، بوی کتابهای نو، دوستیهای تازه و رؤیاهایی که قرار است از پشت نیمکتهای مدرسه جوانه بزنند.
امروز مدرسهها باز شدند اما نیمکتهایی خالی ماندند؛ جای کودکانی که باید میآمدند، میخندیدند، میآموختند و رؤیا میدیدند، برای همیشه خالی ماند.
امروز، در میان هیاهوی بازگشایی مدرسهها، سکوت خانههایی از هر صدایی بلندتر بود؛ خانههایی که دیگر صدای قدمهای کوچک کودکی در آنها نمیپیچد. اول مهر آمد، زنگ مدرسه به صدا درآمد و نیمکتهایی، برای همیشه چشمانتظار صاحبان کوچکشان ماندند.



