سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ مهر, ۱۴۰۵ ۰۵:۵۸

شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵ - ۰۵:۵۸

انتخابات اسرائیل: گادی آیزنکوت، یک ژنرال دیگر

اورینت‌۲۱: ژنرال گادی آیزنکوت، رقیب اصلی بنیامین نتانیاهو در انتخابات عمومی ۲۷ اکتبر، از نارضایتی گسترده بخش قابل توجهی از افکار‌عمومی از نخست‌وزیر اسرائیل بهره‌برداری می‌کند. در مورد آینده فلسطینی‌ها، موضوعی که عمدتاً در مبارزات انتخاباتی غایب است، او موافق اجماع موجود در جامعه یعنی مخالف با تشکیل هرگونه کشوری برای فلسطینیان است.
Getting your Trinity Audio player ready...

او سابقه رئیس ستاد ارتش (۲۰۱۵-۲۰۱۹) دارد. پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، بنیامین نتانیاهو از او دعوت کرد تا به کابینه جنگی‌اش بپیوندد. اما اختلافات بین این دو نفر به سرعت پدیدار شد. آیزنکوت طرفدار جنگی در غزه با اهداف کاملاً مشخص و واقع‌بینانه بود. نتانیاهو بدون اینکه اهداف یا شرایط این پیروزی را تعریف کند، قصد داشت آن را تا «پیروزی کامل» دنبال کند و آن را در چارچوب یک تحول سیاسی رادیکال‌تر در منطقه قرار دهد – تحولی که البته تعریف نشده و معلوم نبود به چه چیزی باید منجر شود.

«نتانیاهو، دچار دروغگویی بیمارگونه»

امروز، آیزنکوت رهبر حزب جدیدی به نام «یاشار» است و نامزد این حزب در انتخابات. این واژه به معنای «درست‌کار» و همچنین «صادق» یا «منصف» است. او به نتانیاهو حمله می‌کند و او را فردی دچار دروغگویی بیمارگونه و بی‌صداقت، چه از نظر سیاسی و چه از نظر شخصی، معرفی می‌کند. این تازه‌کار سیاسی برای پیروزی، روی سه موضوع کلیدی حساب باز کرده است. مورد اول مربوط به شکست‌های نتانیاهو است – او در تمام جنگ‌هایش با وجود پیروزی نظامی به هیچ دستاورد سیاسی دست نیافته است. مورد دوم دستکاری حقایق و تلاش‌های نخست وزیر فعلی برای محدود کردن حقوق یهودیان اسرائیلی و در نتیجه تهدید دموکراسی است. موضوع سوم اما مربوط به تبار خانوادگی خود آیزنکوت است.

او که فرزند یک خانواده مراکشی است، به دنبال رای تعداد قابل توجهی از شهروندان اسرائیلی با تبار سفاردی (شرقی) و به ویژه مراکشی است. این مراکشی‌ها کشورشان را پس از عملیاتی ترک کردند که موساد با توافق مقامات فرانسوی و پادشاه آینده، محمد پنجم، انجام داد. در فاصله ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۵، مهاجرت دسته جمعی یهودیان مراکشی به اسرائیل سازماندهی شد. رهبران صهیونیست، که تقریباً منحصراً از اروپای مرکزی و شرقی آمده و «اشکنازی» بودند، قصد داشتند در درجه اول یهودیان اروپای شرقی را برای تثبیت دولت جدید به آنجا بیاورند. آنها این «سفاردی»‌ها را موجوداتی پست و بی‌سواد می‌دانستند. گفته می‌شود در دهه ۱۹۳۰، شاعر بزرگ صهیونیست، حیم نحمان بیالیک، گفته است: «می‌دانی چرا من از اعراب خوشم نمی‌آید؟ چون آنها خیلی شبیه سفاردی‌ها هستند»…. خلاصه، واژه «سفاردی»‌ معادل انسانی بدبخت‌ بی‌سواد و بی‌فرهنگ بود.

گادی آیزنکوت که متولد ۱۹۶۰ است، حتما این دوران را تجربه کرده و به یاد دارد، زمانی که نژادپرستی گسترده اشکنازی‌ها در اسرائیل علیه یهودیانی با تبار شمال آفریقا، شام یا ترکیه رواج داشت، یهودیانی که یهودیت‌شان در نگاه نخبگان اشکنازی پست‌تر تلقی می‌شد. اتفاقاً، این نشان دهنده جهل خود آنها از تاریخ یهود بود، جایی که قلب مدیترانه، تا قرن ۱۸، از مراکش تا عراق، بسیار ثروتمندتر، تحصیل‌کرده‌تر و از نظر فرهنگی فعال‌تر از شتتل‌های (به زبان ییدیش به معنای «شهر کوچک») اروپای شرقیِ فقیرنشین بود. مورخ اسرائیلی، شای حزکانی، برخورد وحشتناکی را که در فاصله سال‌های ۱۹۴۵-۱۹۵۰ با یمنی‌ها، عراقی‌ها و یهودیان شمال آفریقا و به ویژه مراکشی می‌شد، به رشته تحریر درآورده است (۱).

این مراکشی‌ها با چاقویی بین دندان‌هایشان

ییگائل یادین (۱۹۱۷-۱۹۸۴)، رئیس ستاد وقت، یهودیان شرقی را «بدوی‌» می‌دانست. در آن زمان، اصطلاحی در اسرائیل برای این یهودیانی که از رباط، فاس یا مراکش می‌آمدند، به کار می‌رفت: «مراکش ساکین»، یعنی مراکشی‌ای که چاقویی لای دندان‌هایش است. فیلمساز، میشائیل بوگانیم، سرنوشت این مراکشی‌ها را به تصویر کشیده است که پس از ورودشان تقریباً به‌طور کامل در روستاهای فقیرنشین اسکان داده شدند(۲).

این یهودیان شرقی به سرعت از چنین برخوردی دچار سرخوردگی شدند. یکی از سربازان به والدینش نوشت: «ما به اسرائیل آمدیم و باور داشتیم که بهشت را پیدا خواهیم کرد و در اینجا یهودیانی با قلب آلمانی‌ها را یافتیم»(۳). تحقیر نسبت به این جماعت، نفرت از رژیم را در آنها ایجاد کرد. با این حال، در این رژیم برتری‌طلب اشکنازی، «سوسیالیست‌های» حزب کارگر در حکومت بودند و تمام قدرت را در دست داشتند. در جناح راست، یک نفر به سرعت پتانسیل سیاسی استفاده از خشم سفاردی‌ها را درک کرد. نام او مناخیم بگین (۱۹۱۳-۱۹۹۲) بود. او رهبر «حزب تجدیدنظرطلب» هروت («آزادی») بود، حزب راست‌گرای افراطی ناسیونالیستی که در طی سی سال اول پیدایش کشور (۱۹۴۸-۱۹۷۷) در اقلیت باقی ماند.

او اگرچه تبار اشکنازی داشت، اما سخنگوی خواسته‌های این مهاجران جدید، سفاردی‌های بسیار منفور، شد. او از رنج آنها سوءاستفاده کرد: آنها یهودی بودند و اکنون مانند اعراب با آنها رفتار می‌شد. بگین با این روش رأی آنها را به دست آورد. جمعیت‌هایی که بین غالب و مغلوب (اعراب) گیر افتاده بودند، ترجیح دادند از اولی حمایت کنند تا شاهد سقوط جایگاه خود در اردوگاه ضعیف‌ترها نباشند، این رفتاری رایج در وضعیت استعماری است. بسیاری از یهودیان شرقی – البته نه همه آنها – به بدترین سربازان ناسیونالیسم شوونیستی و ضد عرب در اسرائیل تبدیل شدند.

گادی آیزنکوت فرزند چنین دورانی است. تباری شرقی دارد، هرچند نامش ممکن است اشکنازی به نظر برسد. در آلمانی، آیزن به معنای «آهن» و کوت به معنای «باسن» است. اگرچه «باسن آهنین»، نامی در زبان ییدیش (زبان یهودیان اروپای مرکزی) به نظر می‌رسد،‌ اما ریشه‌شناسی آن، این موضوع را رد می‌کند. آزینکوت، آزنکود، آیزنکوت – این نام‌ها در گویش‌های آمازیغی که بین اقیانوس اطلس و رودخانه درعا، ۴۰۰ کیلومتری آگادیر در مراکش صحبت می‌شوند، به معنای «غزال» است. پدر آیزنکوت در مراکش و مادرش در کازابلانکا متولد شد. او در مبارزات انتخاباتی خود، اغلب از تبارش همچون یک سلاح سیاسی استفاده کرده است. او همچنین اولین رئیس ستاد ارتش اسرائیل با تبار مراکشی است. او استفاده از این موضوع را در مبارزه انتخاباتی اش علیه نتانیاهو، که با نام میلیکوسکی متولد شده، فراموش نخواهد کرد.

مبتکر دکترین ضاحیه

مسیر حرفه‌ای او نمونه یک افسر کلاسیک و جاه‌طلب است. او در اوایل سال ۱۹۹۹، دبیر نظامی ایهود باراک، نخست وزیری از حزب کارگر بود. او قبل از اینکه در سال ۲۰۱۵ به عنوان رئیس ستاد ارتش از سوی منصوب نتانیاهو شود، فرماندهی تیپ مشهور گولانی را بر عهده داشت. در این مدت، او دکترین جدید ارتش، «دکترین ضاحیه»، را تدوین کرد که از شکست‌های اسرائیل (هر چند هرگز رسماً پذیرفته نشده) در جنگ سال ۲۰۰۶ با حزب‌الله، درس گرفته بود. دو سال بعد، آیزنکوت دکترین ضاحیه را در مجموعه قوانین نظامی گنجاند. این دکترین معتقد است که در جنگ نامتقارن، جایی که ارتش یک کشور با دشمن «غیرقانونی» مقابله می‌کند که توسط جمعیتی همدل حمایت می‌شود و به آن پناه می‌دهد، تنها راه پیروزی، استفاده از «حملات نامتناسب» علیه این دشمن و جمعیت حامی‌اش، بدون تمایز بین غیرنظامیان و رزمندگان است. موسسه تحقیقات امنیتی اسرائیل توضیح می‌دهد: «چنین پاسخی احتمالاً تأثیر ماندگاری بر جای می‌گذارد و در نتیجه بازدارندگی را تقویت می‌کند».

واژه «بازدارندگی» که همیشه کلمه کلیدی ارتش اسرائیل بوده، به معنای نابودی کامل است. در اکتبر ۲۰۰۸، آیزنکوت اعلام کرد:

«آنچه در سال ۲۰۰۶ برای محله ضاحیه بیروت اتفاق افتاد (تخریب تقریباً کامل) برای تمام روستاهایی که به عنوان پایگاه‌هایی برای شلیک علیه اسرائیل عمل می‌کنند، اتفاق خواهد افتاد. […] ما در آنجا دست به عملیات نظامی نامتناسب خواهیم زد و خسارات و ویرانی‌های زیادی ایجاد خواهیم کرد. اینها روستاهای غیرنظامی نیستند، بلکه پایگاه‌های نظامی هستند. […] این یک توصیه نیست، بلکه یک طرح تصویب شده است. […] هدف قرار دادن مردم عادی، تنها راه مهار نصرالله است».

اسرائیل آشکارا این فلسفه را در جنگ‌های بعدی خود در غزه، در سال‌های ۲۰۰۸-۲۰۰۹ و سپس در سال ۲۰۱۴ به کار گرفت. پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، این دیدگاه به اوج رسید و ارتش اسرائیل را به سمت نسل‌کشی آشکار سوق داد.

آیزنکوت که در ژانویه ۲۰۱۹ ارتش را ترک کرده بود، به سرعت به فکر ورود در سیاست و دستیابی به مناصب قدرت، طبق سنت فرماندهان نظامی اسرائیل افتاد. او به یک حزب میانه‌رو به نام کاهول لاوان («آبی و سفید») پیوست. آیزنکوت در انتخابات ۲۰۲۲ به کنست راه یافت و نتانیاهو پنج روز پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ او را به عنوان وزیر در کابینه جنگ منصوب کرد. آغاز این جنگ شخصاً برای او بسیار دردناک بود. در پایان دسامبر ۲۰۲۳، او پسرش، یک سرباز ۲۵ ساله، را از دست داد. او بعداً دو برادرزاده دیگر خود را نیز از دست داد. او مخالفت خود را با موضع نخست‌وزیر ابراز کرد، که با حمایت دولت خود و افکار عمومی اسرائیل، همچنان بر این ادعا که «پیروزی کامل» پیش‌نیاز آزادی گروگان‌ها است، اصرار داشت.

در ژوئن ۲۰۲۵، او کنست را ترک کرد و از حزب خود، اتحاد ملی، تحت رهبری یکی دیگر از روسای سابق ستاد، بنی گانتز، استعفا داد. آیزنکوت او را نسبت به نتانیاهو بسیار ملایم می‌دانست. سه ماه بعد، او حزب خودش، یاشار، را تأسیس کرد. او یورام کوهن، رئیس سابق شین‌بت، سرویس امنیت داخلی را به عنوان معاون خود منصوب کرد. بدین ترتیب تندروهای امنیتی گردهم جمع شدند. خیلی زود، یائیر لاپید، رئیس حزب یش عتید («امید») به او پیوست. حزب جدید او به سرعت بسیاری از وزرای سابق از دولت‌های مختلف را جذب کرد، همه آنها به جناح «میانه‌رو» تعلق دارند و دشمن نتانیاهو هستند و از تمایل دولت برای کنترل دیوان عالی انتقاد می‌کنند.

انتقاد از قانون دولت-ملت

از آن زمان، آیزنکوت تاکید داشته است که در صورت پیروزی، کشور به مبانی اعلامیه استقلال خود باز خواهد گشت و اسرائیل را به یک کشور «یهودی» و «دموکراتیک» برمی‌گرداند. فقط اسرائیلی‌ها معنی ضمنی چنین تعهدی را درک می‌کنند. در واقع، آیزنکوت از نظر سیاسی از «قانون دولت-ملت» که در سال ۲۰۱۸ تصویب شد،‌ فاصله می‌گیرد. این قانون دو نوع شهروندی را با حقوق متفاوت تعریف می‌کرد که بر اساس قومیت تعیین می‌شود: یهودیان و غیریهودیان، یعنی شهروندان فلسطینی اسرائیل. علاوه بر این، او وعده اجرای چندین اقدامی را می‌دهد که توسط لیکود، حزب در قدرت فعلی، و متحدان راست‌گرای موعود‌باور آن رد شده است.

او خواستار یک تحقیق رسمی مستقل در مورد شکست مفتضحانه ۷ اکتبر ۲۰۲۳ است،‌ چیزی که بزرگترین ترس نتانیاهو است. او جوانان حریدی یا فوق ارتدکس («خداترس») و شهروندان جوان فلسطینی را یا به خدمت سربازی یا به خدمت مدنی ملی مجبور خواهد کرد و به معافیتی پایان می‌دهد که در حال حاضر از آن برخوردارند. این اقدامی بسیار محبوب در میان اسرائیلی‌های سکولار است، چرا که آنها مجبورند بار سه سال خدمت سربازی را بکشند که شهروندان «خداترس» و عرب از آن معاف هستند.

«دیگر نیازی به یک کشور فلسطینی نیست.»

به جز اینها، چیز جدیدی در برنامه او نیست. آیزنکوت بر تقویت ارتش و سرویس‌های امنیتی اصرار دارد، تعهدی ضروری برای هر کسی که مشتاق پیروزی در انتخابات است. آیزنکوت قول می‌دهد که هزینه‌های زندگی را کاهش دهد و آموزش، مراقبت‌های بهداشتی، خدمات عمومی و غیره را بهبود بخشد. در نهایت، او قصد دارد «اسرائیل را به یک قدرت منطقه‌ای بزرگ تبدیل کند». در برنامه ده ماده‌ای وی، هیچ اشاره‌ای به وضعیت فلسطینی‌ها، حتی آنهایی که شهروند اسرائیل هستند، وجود ندارد، به جز ادغام احتمالی آنها در نیروهای مسلح…

بنابراین، هیچ اشاره‌ای به مسئله فلسطین نشده است. آیزنکوت صرفاً از روند غالب پیروی می‌کند. قبل از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، او با اکراه از «راه حل دو کشوری» با تاریخ پایان نامشخص حمایت می‌کرد، که در آن شهرک‌نشینان کنترل شهرها و زمین‌های گرفته شده از فلسطینیان را حفظ می‌کردند و اسرائیل کنترل خود را بر امنیت، شهرک‌ها، پایگاه‌های نظامی و غیره ادامه می‌داد. اما بلافاصله پس از ۷ اکتبر، لفاظی‌های او تغییر کرد. از آن زمان به بعد، او اعلام کرد: «دیگر نیازی به یک کشور فلسطینی نیست». او «کاملاً متقاعد شده که شهرک‌سازی در یهودا و سامره ضروری است». تنها تفاوت او با بزالل اسموتریچ، وزیر الحاق‌طلب مسئول کرانه باختری که قصد خود را برای اخراج همه فلسطینیان پنهان نمی‌کند، این است که او می‌خواهد شهرک‌سازی را « به صورتی پاک» ادامه دهد. «این فعالیت شهرک‌سازی باید مطابق با منافع ملی کشور اسرائیل و قانون باشد». او اگرچه خودش به این موضوع اعتقاد ندارد، اما این نگرش اردوگاه ضد نتانیاهو است، کسانی که فقط از این می‌ترسند که کشتارهای شهرک‌نشینان در کرانه باختری به قول او «به اعتبار اسرائیل آسیب برساند»(۷).

برای دوره پس از انتخابات، او همه درها را باز می‌گذارد. از یک سو، «آماده گفتگو» با بسیاری از مخالفان فعلی خود است که اشتراکاتی با وی دارند، البته به جز احزاب عرب(۸) و آن دسته از احزاب یهودی که از «ارزش‌های اعلامیه استقلال» منحرف می‌شوند، یعنی راست افراطی نژادپرست مانند احزاب ایتامار بن گویر، اسموتریچ یا ژنرال سابق اوفر وینتر، تازه وارد جنبش موعود‌گرایی. از سوی دیگر، او خواهان یک «پاکسازی کامل» در نیروهای نظامی است: «هر کسی که در ۷ اکتبر سمت رهبری یا فرماندهی داشته است، در آینده برای تصدی سمت [دولتی] صلاحیت ندارد. آنها نامناسب هستند»(۹). فهرست چنین افرادی بسیار طولانی است و نتانیاهو در صدر آن قرار می‌دهد.

با این حال، برخی استدلال می‌کنند که تمام اظهارات او فقط کلمات توخالی است. سردبیر روزنامه هاآرتص، آلوف بن، این ادعا را زیر سوال می‌برد. طبق بسیاری از نظرسنجی‌ها، بلوک احزاب حامی نتانیاهو و بلوک احزاب حامی آیزنکوت به طور مساوی تقریباً ۵۳ تا ۵۴ کرسی (از ۱۲۰ کرسی) را به دست خواهند آورد. احزاب عرب ۱۳ تا ۱۴ کرسی خواهند داشت. به طور خلاصه، به گفته بن، تساوی ممکن و حتی محتمل است(۱۰). بنابراین، او خاطرنشان می‌کند که این دو رهبر، علی‌رغم برخورد‌های لفظی تند علیه یکدیگر، اشارات ظریفی کرده‌اند که «نشان می‌دهد می‌توانند با هم حکومت کنند». یا این حال این امر بسیار بعید است چرا که دو طرف نفرت متقابل زیادی با هم دارند.

اما با بررسی دقیق‌تر، این روزنامه‌نگار نتیجه می‌گیرد که با وجود اختلافاتشان، چرا در صورت بن‌بست، دولت وحدت ملی تشکیل نشود ؟ زیرا «هر دو بر یک اصل برای همکاری پس از انتخابات تاکید دارند: مخالفت با یک کشور فلسطینی». آنها اگرچه در مورد هر چیز دیگری با هم مخالف هستند، اما در مورد مسئله فلسطین توافق نظر دارند، هرچند در مبارزه انتخاباتی کنونی هیچ کس در‌باره آن صحبت نمی‌کند. اما همه می‌دانند که این موضوع کلید همه چیز است و به نفرت‌های داخلی اسرائیل در مواجهه با این مسئله همیشگی جهت می‌دهد.

 

۱- Shay Hazkani, Dear Palestine, A Social History of the 1948 War, Stanford University Press, octobre 2021.

۲- فیلم «مزراحیم، فراموش‌شده‌ی سرزمین موعود» ساخته‌ی میکائل بوگانیم، محصول ۲۰۲۲ را ببینید.

۳- Hazkani, op. cit.

۴- « Israel warns Hizbullah : war would invite destruction », Reuters, 10 mars 2008, repris de Yedioth Aharonot.

۵- Linda Dayan, « Netanyahu biggest challenger : who is Gadi Eisenkot, and what does he stand for », Haaretz, 14 juillet 2026.

۶- Simone Saidmehr, « Who is Gadi Eisenkot, the Israeli politician who could dethrone Netanyahu ? », The Forward, 31 décembre 2026.

۷- Linda Dayan, op. cit.

۸- فهرست مشترک که شهروندان فلسطینی و برخی یهودیان مترقی را گرد هم می آورد

۹- همان فهرست

۱۰- Aluf Benn, « Between the lines : Are Netanyahu and Eisenkot signaling they could govern together ? », Haaretz, 8 septembre 2026.

 

*سیلون سیپل: عضو سابق هیئت تحریریه و سردبیر روزنامه لوموند، و قبل از آن مدیر نشریه Courrier international. نویسنده کتاب Les emmurés. La société…

 

منبع:

انتخابات اسرائیل: گادی آیزنکوت، یک ژنرال دیگر – سیلون سیپل

تاریخ انتشار : ۸ مهر, ۱۴۰۵ ۱:۰۴ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

برای میهن، مردم و صلح در این شرایط سرنوشت‌ساز چه باید کرد؟

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ار دیگر تأکید می‌کند که صلح، ضرورتی برای آینده ایران و پیش‌شرط گذار مسالمت‌آمیز کشور به دموکراسی است. از همه نیروهای صلح‌دوست در داخل و خارج کشور می‌خواهیم با همگرایی و همکاری، صدای اکثریت مردم ایران را که خواهان صلح و امنیت‌اند، رساتر کنند و برای پایان‌دادن به چرخه جنگ و تنش، حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران و فراهم‌کردن زمینه گذار دموکراتیک تلاش کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

روز جهانی مبارزه با اعدام؛ وقتی حکومت به نام عدالت، مرگ را به قانون تبدیل می‌کند

شهناز قراگزلو: افزایش مخالفت جهانی با مجازات اعدام در حالی ادامه دارد که ایران همچنان در شمار کشورهایی با بالاترین آمار اعدام قرار دارد. تجربه ایران نشان می‌دهد که بحث اعدام تنها یک مسئله کیفری نیست، بلکه به حق حیات، دادرسی عادلانه و نسبت میان عدالت و قدرت گره خورده است.

مطالعه »

خاورمیانه‌ای که می‌توانست باشد، اگر یازده سپتامبر و هفت اکتبر نبود!

گودرز اقتداری: “یکی از پرسش‌های اساسی این تحلیل آن است که تا چه اندازه می‌توان تحولات خاورمیانه را به تصمیم‌های قدرت‌های خارجی نسبت داد. بدون تردید، آمریکا در تغییر ساختار منطقه پس از یازدهم سپتامبر نقشی تعیین‌کننده داشت. حمله به افغانستان و به‌ویژه اشغال عراق، تصمیم‌هایی بودند که آثار آنها به مرزهای این کشورها محدود نماند. در کنار نقش قدرت‌های خارجی، حکومت‌ها، احزاب، جنبش‌های اجتماعی و سازمان‌های مسلح منطقه نیز انتخاب‌هایی مستقل داشتند. سیاست‌های جمهوری اسلامی دربارهٔ برنامهٔ هسته‌ای، روابط با آمریکا، حضور منطقه‌ای و محدودیت‌های داخلی، نمونه‌ای از این نقش‌اند.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

نزدیک به دو تریلیون دلار بدهی جدید ایالات متحده در دوران ترامپ

“مردم می‌خواستند که به همسایگان خود خیانت کنند”

تکفیرگرایی یا جنیفر لوپز: الهیات در خدمت بقای رژیم

چرا اعتراضات دانشجویی فرانسه از تظاهرات آلمان مؤثرتر است

آمریکا چگونه می خواهد از جنگ با ایران خارج شود؟

پرونده پرویز ثابتی در آمریکا؛ شاکیان چه می‌گویند و دادگاه به کجا رسیده است؟