سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ مهر, ۱۴۰۵ ۰۷:۰۲

شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵ - ۰۷:۰۲

ایران؛ سرزمینی در میان دو اقیانوس متلاطم.    

مرتضی صادقی: امپراتوری‌ها فروپاشیده‌اند، دولت‌های جدید متولد شده‌اند، مرزها تغییر کرده‌اند، حکومت‌ها در ایران دگرگون شده‌اند، پادشاهان برکنار یا کشته شده‌اند، رؤسای حکومت کشور را ترک کرده‌اند، انقلاب رخ داده، جنگی طولانی روی داده و حتی در سال‌های اخیر، بالاترین مقامات سیاسی کشور در حوادثی بسیار بزرگ از صحنه خارج شده‌اند.
Getting your Trinity Audio player ready...

چه چیزی موجب شده است کشوری که در طول بیش از یک قرن چنین اقیانوس متلاطمی را هم در پیرامون خود و هم در درون خود تجربه کرده، همچنان به‌عنوان یک موجودیت تاریخی و سرزمینی به حیات خود ادامه دهد؟

 

اگر به تاریخ ایران در حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ سال گذشته نگاه کنیم، با یک واقعیت قابل تأمل روبه‌رو می‌شویم: ایران در این مدت، در حالی به‌عنوان یک موجودیت تاریخی و سرزمینی به حیات خود ادامه داده که هم محیط سیاسی پیرامونش دستخوش دگرگونی‌های بسیار گسترده بوده و هم در درون خود، دوره‌های طولانی و پرشدتی از بحران، انقلاب، جنگ، کودتا، تغییر حکومت و کشمکش‌های سیاسی را تجربه کرده است.

برای درک بهتر این مسئله، ابتدا باید به محیط پیرامونی ایران نگاه کنیم.

در شمال ایران، امپراتوری روسیه جای خود را به اتحاد جماهیر شوروی داد و سپس با فروپاشی شوروی، جمهوری‌های مستقلی همچون جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ترکمنستان در همسایگی ایران پدید آمدند.

در غرب، امپراتوری عثمانی فروپاشید و جای آن را مجموعه‌ای از دولت‌های جدید گرفت؛ از جمله جمهوری ترکیه و کشور عراق. در نتیجه، ساختار سیاسی‌ای که برای قرن‌ها یکی از مهم‌ترین همسایگان ایران بود، به کلی دگرگون شد.

در شرق و جنوب‌شرق نیز ایران در اواخر دوره قاجار با افغانستان و هند بریتانیا همسایه بود. با پایان حاکمیت بریتانیا بر هند و تشکیل پاکستان در سال ۱۹۴۷ (۱۳۲۶)، بخشی از ساختار سیاسی در مرزهای شرقی ایران نیز تغییر کرد.

در جنوب ایران نیز نظم سیاسی سواحل جنوبی خلیج فارس در این دوره دستخوش تحولات عمیق شد. مجموعه‌ای از حکومت‌های محلی و شیخ‌نشین‌ها، در کنار نفوذ و ترتیبات تحت حمایت بریتانیا، به‌تدریج جای خود را به دولت‌های مستقل امروزی در منطقه دادند.

بنابراین، در طول این ۱۳۰ تا ۱۴۰ سال، بخش بزرگی از محیط سیاسی پیرامون ایران تغییر کرده است؛ دولت‌هایی که زمانی در مرزهای ایران قرار داشتند فروپاشیده‌اند، دولت‌های جدیدی شکل گرفته‌اند و مرزها و مناسبات سیاسی منطقه چندین بار دگرگون شده‌اند.

اما مسئله فقط به بیرون از مرزهای ایران محدود نمی‌شود.

در داخل ایران نیز این کشور دوره‌ای کم‌سابقه از تحولات و بحران‌های سیاسی را پشت سر گذاشته است.

ناصرالدین‌شاه قاجار در سال ۱۸۹۶ (۱۲۷۵) ترور شد. چند سال بعد، انقلاب مشروطه به وقوع پیوست و نظام سیاسی ایران از سلطنت مطلقه به سوی سلطنت مشروطه و حکومت مبتنی بر قانون حرکت کرد. انقلاب مشروطه، با وجود فراز و نشیب‌های بسیار، نقطه عطف مهمی در تاریخ سیاسی ایران بود.

پس از آن نیز ثبات سیاسی چندان پایدار نماند. محمدعلی‌شاه از سلطنت برکنار شد و از ایران خارج گردید و احمدشاه نیز در سال‌های پایانی زندگی خود عمدتاً خارج از ایران بود و سرانجام در پاریس درگذشت.

در دوره پهلوی نیز تحولات بزرگی روی داد. رضاشاه در پی اشغال ایران توسط نیروهای بریتانیا و شوروی در سال ۱۹۴۱ (۱۳۲۰) از سلطنت کناره‌گیری کرد و ایران را ترک نمود. محمدرضاشاه نیز پس از انقلاب ۱۳۵۷، در ژانویه ۱۹۷۹ (دی ۱۳۵۷) ایران را ترک کرد و سرانجام در خارج از کشور درگذشت.

در فاصله این تحولات، ایران شاهد رویدادهای مهم دیگری نیز بود: کودتای ۱۳۳۲، سقوط دولت، تغییرات گسترده سیاسی، انقلاب ۱۳۵۷، جنگ هشت‌ساله ایران و عراق و مجموعه‌ای از بحران‌ها و درگیری‌های سیاسی و اجتماعی.

در سال‌های نخست پس از انقلاب نیز شماری از مقامات عالی‌رتبه کشور در حوادث خشونت‌آمیز کشته شدند؛ از جمله محمدعلی رجایی، رئیس‌جمهور، و محمدجواد باهنر، نخست‌وزیر، که در سال ۱۳۶۰ در انفجار دفتر نخست‌وزیری ترور شدند.

حتی در جمهوری اسلامی نیز سرنوشت صاحبان عالی‌ترین مناصب سیاسی پس از پایان مسئولیت، در موارد متعددی با الگوی متعارف انتقال قدرت و ادامه یک زندگی سیاسی و اجتماعی عادی فاصله داشته است. برخی از آنان با محدودیت سیاسی، حذف از عرصه قدرت، حصر، مهاجرت یا منازعات شدید سیاسی روبه‌رو شده‌اند. این وضعیت با سنت نهادینه‌شده حضور رؤسای جمهور پیشین در عرصه عمومی در برخی نظام‌های سیاسی باثبات، از جمله ایالات متحده، تفاوت قابل توجهی دارد.

در سال  (۱۴۰۳) نیز سید ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهور ایران، در سانحه سقوط بالگرد درگذشت. گزارش اولیه بررسی حادثه، نشانه‌ای از اصابت یا خرابکاری خارجی پیدا نکرد.

و در سال (۱۴۰۴)، آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، در حمله هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل در تهران ترور شد. این حادثه نیز یکی از مهم‌ترین تحولات سیاسی تاریخ معاصر ایران به شمار می‌آید.

بنابراین، اگر مجموع این تحولات را در کنار یکدیگر قرار دهیم، با تصویری مواجه می‌شویم که در آن، هم در پیرامون ایران و هم در درون آن، تغییر و بی‌ثباتی سیاسی در مقاطع مختلف بسیار گسترده بوده است.

امپراتوری‌ها فروپاشیده‌اند، دولت‌های جدید متولد شده‌اند، مرزها تغییر کرده‌اند، حکومت‌ها در ایران دگرگون شده‌اند، پادشاهان برکنار یا کشته شده‌اند، رؤسای حکومت کشور را ترک کرده‌اند، انقلاب رخ داده، جنگی طولانی روی داده و حتی در سال‌های اخیر، بالاترین مقامات سیاسی کشور در حوادثی بسیار بزرگ از صحنه خارج شده‌اند.

با این همه، یک پرسش اساسی همچنان باقی است:

چه چیزی موجب شده است کشوری که در طول بیش از یک قرن چنین اقیانوس متلاطمی را هم در پیرامون خود و هم در درون خود تجربه کرده، همچنان به‌عنوان یک موجودیت تاریخی و سرزمینی به حیات خود ادامه دهد؟

پاسخ به این پرسش، به نظر می‌رسد، نیازمند بررسی عواملی فراتر از دولت‌ها و حکومت‌هایی است که در این دوره بر سر کار آمده و از میان رفته‌اند.

 

 

تاریخ انتشار : ۹ مهر, ۱۴۰۵ ۱۰:۳۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

برای میهن، مردم و صلح در این شرایط سرنوشت‌ساز چه باید کرد؟

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ار دیگر تأکید می‌کند که صلح، ضرورتی برای آینده ایران و پیش‌شرط گذار مسالمت‌آمیز کشور به دموکراسی است. از همه نیروهای صلح‌دوست در داخل و خارج کشور می‌خواهیم با همگرایی و همکاری، صدای اکثریت مردم ایران را که خواهان صلح و امنیت‌اند، رساتر کنند و برای پایان‌دادن به چرخه جنگ و تنش، حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران و فراهم‌کردن زمینه گذار دموکراتیک تلاش کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

روز جهانی مبارزه با اعدام؛ وقتی حکومت به نام عدالت، مرگ را به قانون تبدیل می‌کند

شهناز قراگزلو: افزایش مخالفت جهانی با مجازات اعدام در حالی ادامه دارد که ایران همچنان در شمار کشورهایی با بالاترین آمار اعدام قرار دارد. تجربه ایران نشان می‌دهد که بحث اعدام تنها یک مسئله کیفری نیست، بلکه به حق حیات، دادرسی عادلانه و نسبت میان عدالت و قدرت گره خورده است.

مطالعه »

خاورمیانه‌ای که می‌توانست باشد، اگر یازده سپتامبر و هفت اکتبر نبود!

گودرز اقتداری: “یکی از پرسش‌های اساسی این تحلیل آن است که تا چه اندازه می‌توان تحولات خاورمیانه را به تصمیم‌های قدرت‌های خارجی نسبت داد. بدون تردید، آمریکا در تغییر ساختار منطقه پس از یازدهم سپتامبر نقشی تعیین‌کننده داشت. حمله به افغانستان و به‌ویژه اشغال عراق، تصمیم‌هایی بودند که آثار آنها به مرزهای این کشورها محدود نماند. در کنار نقش قدرت‌های خارجی، حکومت‌ها، احزاب، جنبش‌های اجتماعی و سازمان‌های مسلح منطقه نیز انتخاب‌هایی مستقل داشتند. سیاست‌های جمهوری اسلامی دربارهٔ برنامهٔ هسته‌ای، روابط با آمریکا، حضور منطقه‌ای و محدودیت‌های داخلی، نمونه‌ای از این نقش‌اند.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

نزدیک به دو تریلیون دلار بدهی جدید ایالات متحده در دوران ترامپ

“مردم می‌خواستند که به همسایگان خود خیانت کنند”

تکفیرگرایی یا جنیفر لوپز: الهیات در خدمت بقای رژیم

چرا اعتراضات دانشجویی فرانسه از تظاهرات آلمان مؤثرتر است

آمریکا چگونه می خواهد از جنگ با ایران خارج شود؟

پرونده پرویز ثابتی در آمریکا؛ شاکیان چه می‌گویند و دادگاه به کجا رسیده است؟