سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ مهر, ۱۴۰۵ ۰۶:۵۳

شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵ - ۰۶:۵۳

مقاومت بدون تسلیم، دیپلماسی برای مردم؛ نگاهی به پیام پزشکیان از نیویورک

مهرزاد وطن‌آبادی: جنگ هزینه‌های خود را به‌طور برابر توزیع نمی‌کند. کارگران، مزدبگیران، بازنشستگان و خانوارهای کم‌درآمد، پشتوانه کمتری برای تحمل گرانی، بیکاری و اختلال در خدمات عمومی دارند. برای آنان، بحران تنها موضوعی در اخبار یا مناقشه‌ای بر سر اعتبار سیاسی دولت‌ها نیست؛ مسئله سفره، دارو، اجاره‌خانه و آینده فرزندان است.
Getting your Trinity Audio player ready...

سخنرانی مسعود پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل را می‌توان تلاشی برای پیوند دادن دو ضرورت دانست: ایستادگی در برابر تهدید خارجی و باز نگه داشتن راه مذاکره برای پایان دادن به درگیری. این دو رویکرد الزاماً متناقض نیستند. پرسش اصلی آن است که مقاومت و مذاکره در خدمت چه هدفی قرار می‌گیرند: تداوم رویارویی یا تأمین امنیت، استقلال و زندگی شایسته برای مردم؟

اهمیت سخنان پزشکیان نیز در همین نقطه آشکار می‌شود. او کوشید آمادگی ایران برای گفت‌وگو را در کنار مخالفت با تحمیل و تسلیم قرار دهد. با این حال، ارزیابی این موضع تنها با سنجش قدرت چانه‌زنی دولت‌ها کامل نمی‌شود. باید پرسید این سیاست تا چه اندازه می‌تواند خطر جنگ را کاهش دهد، فشار بر زندگی مردم را کم کند و حق آنان را برای تعیین سرنوشت خود محفوظ نگه دارد.

در مواجهه با تهدیدهای ترامپ، مسئله فراتر از اختلاف میان دو دولت است. هیچ قدرتی حق ندارد با تکیه بر برتری نظامی و اقتصادی، آینده یک کشور را به پذیرش خواسته‌های خود مشروط کند. تهدید به ویرانی، مجازات اقتصادی مردم و تحمیل اراده از بیرون، با حق تعیین سرنوشت ملت‌ها در تعارض است. مخالفت با چنین سیاستی، دفاع از اصلی است که امنیت همه ملت‌ها به آن وابسته است؛ اصلی که نمی‌توان اعتبار آن را به نزدیکی یا دوری سیاسی با دولت‌ها گره زد.

از این منظر، تأکید پزشکیان بر نپذیرفتن فشار خارجی واجد اهمیت است. اما دفاع از استقلال کشور نیز زمانی معنای کامل پیدا می‌کند که با دفاع از حقوق مردم همراه باشد. حق یک ملت برای رهایی از سلطه خارجی، از حق همان ملت برای برخورداری از آزادی، عدالت اجتماعی و مشارکت در تصمیم‌های سرنوشت‌ساز جدا نیست. استقلال باید در زندگی شهروندان نمود داشته باشد؛ در امنیت شغلی، دسترسی به درمان و آموزش، برخورداری از مسکن و امکان بیان آزادانه مطالبات.

در سخنان پزشکیان، مقاومت و دیپلماسی دو ابزار برای مواجهه با بحران معرفی می‌شوند. چنین ترکیبی می‌تواند قابل فهم باشد، مشروط بر آنکه هدف آن روشن بماند. توان دفاعی باید در خدمت جلوگیری از تجاوز و حفاظت از جامعه قرار گیرد و مذاکره باید راهی برای کاهش تنش و رسیدن به صلحی پایدار بگشاید. تبدیل جنگ به وضعیتی دائمی، حتی اگر با زبان مقاومت توجیه شود، نمی‌تواند افق مطلوب یک جامعه باشد.

جنگ هزینه‌های خود را به‌طور برابر توزیع نمی‌کند. کارگران، مزدبگیران، بازنشستگان و خانوارهای کم‌درآمد، پشتوانه کمتری برای تحمل گرانی، بیکاری و اختلال در خدمات عمومی دارند. برای آنان، بحران تنها موضوعی در اخبار یا مناقشه‌ای بر سر اعتبار سیاسی دولت‌ها نیست؛ مسئله سفره، دارو، اجاره‌خانه و آینده فرزندان است. هر تحلیلی که این واقعیت را نادیده بگیرد، تصویری ناقص از قدرت و امنیت ارائه می‌دهد.

به همین دلیل، مذاکره را نباید صرفاً امتیازی برای طرف مقابل یا نشانه عقب‌نشینی دانست. اگر گفت‌وگو بتواند از ویرانی بیشتر جلوگیری کند، فشار اقتصادی را کاهش دهد و امنیت مردم را تضمین کند، پیگیری آن مسئولیتی سیاسی و اجتماعی است. همان‌گونه که دفاع در برابر تجاوز حق یک ملت است، تلاش برای پایان دادن به جنگ نیز از حقوق و مطالبات اساسی همان ملت به شمار می‌رود.

البته مذاکره در شرایط تهدید با دشواری جدی روبه‌روست. نمی‌توان از یک سو زبان اجبار و نابودی را به کار گرفت و از سوی دیگر انتظار داشت اعتماد لازم برای توافق شکل بگیرد. گفت‌وگویی که صرفاً پوششی برای تحمیل باشد، زمینه صلح پایدار را فراهم نمی‌کند. توافق زمانی امکان دوام دارد که بر تعهدات روشن و متقابل، سازوکارهای قابل ارزیابی و احترام به حقوق طرفین استوار باشد.

اما بی‌اعتمادی، با همه دلایل و پیشینه‌های آن، نباید به بن‌بستی همیشگی تبدیل شود. وظیفه سیاست آن است که حتی در شرایط خصومت، راه‌های کاهش خطر را پیدا کند. مسئله، انتخاب میان اعتماد بی‌قیدوشرط و قطع کامل گفت‌وگو نیست؛ مسئله ساختن ترتیباتی است که امکان نقض تعهدات و بازگشت به خشونت را محدود کند. از این منظر، ارزش دیپلماسی را باید با توان آن برای حفظ جان انسان‌ها و تأمین حقوق جامعه سنجید.

پیام پزشکیان را می‌توان تلاشی برای عبور از دوگانه «مذاکره یا مقاومت» دانست. در این خوانش، مقاومت قرار است مانع تحمیل شود و مذاکره راه خروج از بحران را باز کند. با این حال، موفقیت این رویکرد به آن بستگی دارد که مقاومت به هدفی مستقل از نیازهای جامعه بدل نشود و مذاکره نیز به توافقی محدود میان صاحبان قدرت فروکاسته نشود. حاصل هر دو باید در زندگی مردم قابل مشاهده باشد.

در این میان، انسجام داخلی اهمیتی تعیین‌کننده دارد. همراهی جریان‌های سیاسی در مخالفت با تهدید خارجی می‌تواند فرصتی برای تفاهم فراهم کند، اما نباید آن را معادل رضایت عمومی یا رفع اختلافات اجتماعی گرفت. جامعه متشکل از گروه‌هایی با منافع، تجربه‌ها و مطالبات متفاوت است. شنیدن صدای آنان، به‌ویژه کسانی که بیشترین هزینه بحران را می‌پردازند، شرط تقویت همبستگی است.

همبستگی ملی با درخواست یک‌طرفه برای تحمل دشواری‌ها پایدار نمی‌ماند. اگر از مردم انتظار ایستادگی می‌رود، باید سهم آنان از منابع، حمایت‌های عمومی و حق تصمیم‌گیری نیز به رسمیت شناخته شود. نمی‌توان بار بحران را بر دوش اکثریت گذاشت و در برابر امتیازهای ویژه، فساد و انباشت ثروت در دست گروه‌های برخوردار سکوت کرد. عدالت در توزیع هزینه‌ها و فرصت‌ها، بخشی از توان دفاعی جامعه است.

از همین رو، امنیت ملی مفهومی گسترده‌تر از توان نظامی دارد. جامعه‌ای که در آن فقر گسترش یابد، خدمات عمومی فرسوده شود و شهروندان احساس کنند صدایشان شنیده نمی‌شود، در برابر بحران آسیب‌پذیرتر خواهد بود. حفظ کشور به اعتماد عمومی، نهادهای پاسخ‌گو و مشارکت اجتماعی نیاز دارد. مردم باید در تعریف منافع ملی و انتخاب راه‌های تأمین آن سهم داشته باشند.

موضوع هسته‌ای نیز باید در همین چارچوب بررسی شود. دفاع از حق استفاده صلح‌آمیز از فناوری هسته‌ای می‌تواند با پذیرش ترتیباتی روشن برای اطمینان از ماهیت صلح‌آمیز آن همراه باشد. معیار چنین ترتیباتی باید رعایت حقوق، تعهدات متقابل و پرهیز از تبعیض باشد. نظمی که برای برخی قدرت‌ها امتیازهای دائمی قائل است و از دیگران محدودیت‌های یک‌جانبه می‌خواهد، به‌سختی می‌تواند مبنای اعتماد قرار گیرد.

در عین حال، ارزش هر برنامه علمی و صنعتی را باید با سهم آن در رفاه عمومی، توسعه پایدار و حفاظت از محیط‌زیست نیز سنجید. فناوری زمانی پشتوانه استقلال است که به ارتقای زندگی مردم کمک کند. تصمیم‌گیری درباره آن نیز به شفافیت، بحث کارشناسی و توجه به هزینه‌ها و منافع اجتماعی نیاز دارد.

سخنرانی پزشکیان، در این خوانش، حامل این پیام است که ایران می‌خواهد در برابر فشار خارجی بایستد و هم‌زمان امکان دستیابی به توافق را حفظ کند. این جهت‌گیری می‌تواند راهی برای عبور از بحران بگشاید، اگر با سیاست‌هایی همراه شود که صلح، عدالت اجتماعی و مشارکت مردم را در مرکز قرار دهند. دفاع از حاکمیت ملی و نقد سیاست‌های داخلی نیز می‌توانند در کنار یکدیگر قرار گیرند؛ همان‌گونه که مخالفت با مداخله خارجی، حق مطالبه آزادی و برابری را از هیچ شهروندی سلب نمی‌کند.

معیار نهایی موفقیت این سیاست، تعداد تهدیدهای پاسخ‌داده‌شده یا حتی صرفِ امضای یک توافق نیست. باید دید آیا خطر جنگ کمتر شده است، آیا فشار از زندگی مردم برداشته می‌شود و آیا جامعه امکان بیشتری برای ساختن آینده خود پیدا می‌کند. توافقی که منافع آن در حلقه‌های محدود باقی بماند و مقاومتی که هزینه‌هایش پیوسته بر دوش فرودستان سنگینی کند، هیچ‌یک پاسخ کافی به نیازهای کشور نیست.

پیام ایران از تریبون سازمان ملل زمانی می‌تواند پشتوانه‌ای پایدار پیدا کند که دفاع از استقلال با تعهد به صلح و عدالت همراه شود. مقاومت باید از زندگی حفاظت کند و دیپلماسی باید امکان زندگی بهتر را فراهم آورد. آینده کشور را باید با امنیت، آزادی و رفاه مردمی سنجید که هم صاحبان این سرزمین‌اند و هم نخستین پرداخت‌کنندگان هزینه‌های بحران.

 

تاریخ انتشار : ۹ مهر, ۱۴۰۵ ۱۰:۵۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

برای میهن، مردم و صلح در این شرایط سرنوشت‌ساز چه باید کرد؟

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ار دیگر تأکید می‌کند که صلح، ضرورتی برای آینده ایران و پیش‌شرط گذار مسالمت‌آمیز کشور به دموکراسی است. از همه نیروهای صلح‌دوست در داخل و خارج کشور می‌خواهیم با همگرایی و همکاری، صدای اکثریت مردم ایران را که خواهان صلح و امنیت‌اند، رساتر کنند و برای پایان‌دادن به چرخه جنگ و تنش، حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران و فراهم‌کردن زمینه گذار دموکراتیک تلاش کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

روز جهانی مبارزه با اعدام؛ وقتی حکومت به نام عدالت، مرگ را به قانون تبدیل می‌کند

شهناز قراگزلو: افزایش مخالفت جهانی با مجازات اعدام در حالی ادامه دارد که ایران همچنان در شمار کشورهایی با بالاترین آمار اعدام قرار دارد. تجربه ایران نشان می‌دهد که بحث اعدام تنها یک مسئله کیفری نیست، بلکه به حق حیات، دادرسی عادلانه و نسبت میان عدالت و قدرت گره خورده است.

مطالعه »

خاورمیانه‌ای که می‌توانست باشد، اگر یازده سپتامبر و هفت اکتبر نبود!

گودرز اقتداری: “یکی از پرسش‌های اساسی این تحلیل آن است که تا چه اندازه می‌توان تحولات خاورمیانه را به تصمیم‌های قدرت‌های خارجی نسبت داد. بدون تردید، آمریکا در تغییر ساختار منطقه پس از یازدهم سپتامبر نقشی تعیین‌کننده داشت. حمله به افغانستان و به‌ویژه اشغال عراق، تصمیم‌هایی بودند که آثار آنها به مرزهای این کشورها محدود نماند. در کنار نقش قدرت‌های خارجی، حکومت‌ها، احزاب، جنبش‌های اجتماعی و سازمان‌های مسلح منطقه نیز انتخاب‌هایی مستقل داشتند. سیاست‌های جمهوری اسلامی دربارهٔ برنامهٔ هسته‌ای، روابط با آمریکا، حضور منطقه‌ای و محدودیت‌های داخلی، نمونه‌ای از این نقش‌اند.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

نزدیک به دو تریلیون دلار بدهی جدید ایالات متحده در دوران ترامپ

“مردم می‌خواستند که به همسایگان خود خیانت کنند”

تکفیرگرایی یا جنیفر لوپز: الهیات در خدمت بقای رژیم

چرا اعتراضات دانشجویی فرانسه از تظاهرات آلمان مؤثرتر است

آمریکا چگونه می خواهد از جنگ با ایران خارج شود؟

پرونده پرویز ثابتی در آمریکا؛ شاکیان چه می‌گویند و دادگاه به کجا رسیده است؟