|
|
پيام گروه کار امور جوانان سازمان فداييان خلق ايران (اکثريت)
به مناسبت اول مهرماه، روز بازگشايی مدارس و دانشگاهها
تـــوانا بود هر که دانـــــا بود ز دانش دل پــــير برنـــــا بود
ز نادان بنالد دل سنگ و کوه ازيرا ندارد بر کس شـــــکوه
گروه کار امور جوانان سازمان فداييان خلق ايران (اکثريت) فرارسيدن اول مهرماه،
روز بازگشايی مدارس و دانشگاهها، سرآغاز فصل ديگری از فرا دادن و فراگرفتن دانش در
ميهنمان را به همهء کسانی که در اين چرخهء سودمند نقش و سهم دارند، شادباش میگويد
و برای همهء آنان آرزوی سال تحصيلی پرباری دارد. اميد فداييان خلق آن است که
دستاورد اين سال و همهء سالهای تحصيلی ديگر برای ميهن ما افزايش هر چه بيشتر سطح
دانش فرزندان آن و استفادهء بهينه از اين دانش در راستای تامين آسايش، امنيت، رفاه
و عدالت اجتماعی باشد.
کسب دانش در فرهنگ ما همواره از جايگاه والايی برخوردار بوده است. دختران و پسران
اين سرزمين شايستگی، استعداد و توانايی آن را دارند که جايگاه برجستهای برای خود و
سرزمين مادری و پدریشان در ميان ملل جهان کسب کنند. عطش ملت جوان ما به نوخواهی و
دانش سرمايهء زوالناپذيری برای اين آب و خاک تواند باشد. لازمهء اين امر در وهلهء
اول فراهم آوردن زمينهء شکوفايی و پرورش استعدادها و توانايیهای يکايک فرزندان اين
مرز و بوم است.
اما اين مهم تنها با بهرهگيری از يک نظام آموزشی و پرورشی امروزين ميسر میشود که
پايهريزی آن مبتنی بر زدودن محدوديتهای خشکسرانهء حکومتی، تاکيد بر حقوق و
ارزشهای عمومبشری، هويت ملی، آزادی و برابرحقوقی انديشهها و جهانبينیهای
گوناگون و بهرهگيری از دانش و تجربهء غنی کارشناسان خبرهء ايرانی ميسر است. در
جهان امروز بايد دسترسی به دانش دستِ کم در سطوح پايهای آن برای همهء شهروندان به
گونهای يکسان امکانپذير باشد.
سرمايهگذاری در نظام آموزشی و پرورشی، سرمايهگذاری برای آيندهای درخشان است.
مبنای راستايی سرمايهگذاری و برنامهريزی معطوف به آموزش و پرورش نبايد بينش
اقتصادی و سودجويی باشد، گرچه بايد از انتزاعی و رويايی بودن نگاه به ويژه به امر
آموزش نيز پرهيز کرد.
مهيا کردن زمينههای يک دگرگونی بنيادين ساختاری در نظام آموزشی و پرورشی ميهن ما
مستلزم دگرگونی نظام حاکم بر کشور و تغييرات اساسی در شرايط اقتصادی، اجتماعی و
سياسی آن است.
بر مبنای قوانين نظام جمهوری اسلامی تامين امکان تحصيل رايگان در مقاطع اوليهء آن
از وظايف حکومت است. اما در ميهن ما بسياری از خانوادهها از سر تنگدستی
نمیتوانند فرزندان خود را برای دانش آموختن به مدرسه بفرستند. بخش بسيار بزرگی از
آموزشگاههای کشور تحت پوشش دريافت کمکهای داوطلبانهء والدين اقدام به اخذ شهريه
از آنان میکنند. و اين امر نيز به نوبهء خود فشار آموزش فرزندان را برای
خانوادههای بسياری طاقتفرسا و نيز غيرممکن ساخته است. چندگانگی نظام آموزشگاهی
کشور نه از سر تدبير برای بهينهسازی اين نظام، که از سر سودجويی طراحی شده است و
ضمن تشديد انتقال شکاف عميق فقر و ثروت در جامعه به نظام آموزشی آن، موجبات نزول
بيشتر سطح تحصيلی در مدارس عمومی کشور را فراهم آورده است. مزيد بر اين نکات حکومت
اسلامی هيچ گاه در طول حيآت خود امکانات تاسيساتی و آموزشی لازم برای تحصيل همهء
کودکان ايران را فراهم نکرده است. تامين حداقل سطح زندگی قابل قبول اجتماعی لازمهء
پديد آوردن شرايطی است که در آن امکان شکوفايی استعداد يکايک پسران و دختران ايرانی
موجود باشد.
يکی از مهمترين زمينههای نيازمند تغييرات بنيادی اجحاف و محدوديتهايی است که در
نظام آموزشی کشور در حق دختران و زنان ايرانی اعمال میشود. يکی ديگر از مهمترين
زمينههای تغيير در اين نظام تعبيهء امکانات برابر برای مليتها و اقوام غير
فارسزبان با فارسزبانان کشور برای تحصيل به زبان مادری خود در سراسر کشور و در
همهء سطوح تحصيلی است. تقويت جايگاه شاخههای بزرگ آموزشی مانند ورزش، موسيقی و
ديگر زمينههای هنری در نظام آموزشی و پرورشی از ديگر زمينههای تغييرات مضمونی در
اين نظام است.
اول مهرماه نقطهء تلاقی بزرگترين طبقات، اقشار و بخشهای گوناگون جامعهء ماست.
چهار گروه بزرگ دانشآموزان، دانشجويان، آموزگاران و استادان به طور مستقيم و
مادران و پدرانی که فرزندانشان را به مدارس و دانشگاهها میفرستند و اکثريت بسيار
بزرگی از جامعهء ما را تشکيل میدهند، به گونهای غيرمستقيم در اول ماه مهر
سهيماند. اين واقعيت اول مهرماه را به رویدادی تاثيرگزار بدل میکند.
چهار گروه اجتماعی بزرگ دانشآموزان، دانشجويان، آموزگاران و استادان دانشگاهها
گذشته از مشارکت مستقيم در امر آموزش و پرورش از بدو شکلگيری نظام آموزشی نوين و
گسترده در کشور ما همواره از ارکان اصلی مبارزات آزادیخواهانه و عدالتپژوهانهء
ايران بودهاند. اين واقعيت تاريخی حساسيت ديگری را نيز به اول مهرماه بخشيده است.
در ميان اين اقشار اجتماعی، به ويژه دانشجويان همواره نقشی پيشرو در طراحی و
پيشبرد مبارزات ترقیخواهانه در ميهن ما داشتهاند. جنبش بزرگ ما فداييان خلق
ايران نيز از درون محافل دانشجويی شکل گرفته است و نيز از اين رو هميشه خود را با
اين بخش تفکيکناپذير جنبش آزادیخواهانه و عدالتجويانهء ايران مرتبط و همپيمان
میداند.
جنبش دانشجويی ايران در طول دوران حکومت دو نظام استبدادی قربانی تضييق و ستم، و
شکنجه و کشتار بوده است. پاکسازی هميشگی دگرانديشان، سودجويی از تعطيلات تابستانی
برای انجام تغييرات در جو سياسی و ترکيب دانشگاه و بسياری ترفندهای ديگر با هدف
مهار جنبش دانشجويی در هر دو حکومت به يکسان کاربرد داشته، اما هيچ يک از آنها
تاثير ماندگار نداشته است. جنبش دانشجويی ايران میتواند خود را مفتخر به اين
واقعيت بداند که همواره موفق به بازيابی انسجام انديشگی خود و باززايی پيشروترين
انديشههای آزادیخواهانه و عدالتپژوهانه و نيروهای باورمند به اين انديشهها در
ميهن ما شده است. امواج سرکوب استبداد شاهنشاهی و ولايتی هيچ گاه نتوانسته است به
گونهای ماندگار سکوت گورستان بر دانشگاههای کشور حکمفرما کند. نقش جنبش دانشجويی
و تحولات صورت گرفته در طيف نيروهای آن در جريان رویدادهای پس از دوم خرداد سال
1376 هجری خورشيدی تا کنون آخرين گواه اين مدعاست.
آرزو و اميد فداييان خلق آن است که جنبش دانشجويی در سال تحصيلی پيش رو بتواند به
فعاليتهای خود انسجام و هماهنگی بخشد و به سازماندهی يک تشکل بزرگ و سراسری
تاثيرگذار نايل آيد. اگر چنين شود، جنبش دانشجويی ايران با نظرداشت گستردگی و عمق
ارتباطات اجتماعی خود میتواند به مهمترين عامل ترويج و تعميق انديشههای
آزادیخواهانه، عدالتپژوهانه و جمهوریخواهانه بدل شود.
دوستان! عزيزان!، جگرگوشههای اين مرز و بوم!
آرزوی قلبی فداييان خلق آن است که در راه کسب دانش و در راه تلاش مشترک جانانه برای
آبادی، آزادی، توسعه و رفاه ايران و ايرانی دوشادوش يکايک شما عزيزان و همهء کسانی
که به سرفرازی آنان میانديشند و در اين راه از جان و دل میکوشند، به سهم خود هر
آن چه میتوانند در طبق اخلاص نهند.
گروه کار امور جوانان سازمان فداييان خلق ايران (اکثريت)
اول مهرماه سال 1383 هجری خورشيدی
|
|
|