انتخابات و مرغان پربسته

با به پایان رسیدن مهلت ثبت نام نامزدهای انتخابات دو مجلس خبرگان و شورای اسلامی، تعداد قابل توجه داوطلبین ثبت نام، که با واکنش‌های متفاوتی در کشور همراه بود، موجب تحرکات نوینی در عرصه سیاسی کشور گردیده است. سایت کارآنلاین اقدام به تهیه تعدادی سئوال در این ارتباط و پیامدهای آن نموده و به تعدادی از فعالین و کنشگران سیاسی ارسال کرده است. متعاقب دریافت، پاسخ‌ها در اختیار خوانندگان محترم سایت قرار خواهند گرفت. متن ذیل پاسخ رضا علوی، کنشگر و فعال سیاسی را ملاحظه می فرمایید.

شورای سردبیران کارآنلاین 

--------------

چند ماه تا انتخابات مجلس و خبرگان باقی است. وضع لحظۀ کنونی را در ارتباط با انتخابات، در جامعه [مدنی] و در جامعۀ سیاسی و حکومت چگونه می بینید؟

این انتخابات در دوران ویژ ه ای بر گزار می شود. خصوصیات این دوران با انتخابات ۹۲ یا ۸۸ متفاوت است. دوران پس از توافق هسته ای و حضور اعتاالیون در دولت است. دوران توجه جامعه جهانی (پس از بر جام ) به چیدمان مجلس آتی می باشد. دوران بیرون آمدن ایران از انزوا و حضورش در مجامع بین المللی است. دوران بحران های خانمانسوز خاورمیانه و نقش ایران در منطقه است. دوران  آغاز اجرایی شدن بر جام و توجه بیشتر  ناظران بین المللی به انتخابات پیش رو است.  

 انتخابات اسفند ماه، در جامعه مدنی نشاط ایجاد خواهد کرد و زمینه را مهیا خواهد ساخت که پیرامون محور "مطالبات" حرکت انجام شود. نبا ید این فرصت را سوزاند. در صورتی که رد صلاحیت‌ها بسیار  گسترده شود، بخش‌هایی از جامعه و نهاد‌های مدنی به " تحریم " روی خواهند آورد و بخش های دیگر، "تحمیل" را  جایگزین " تحریم" خواهند کرد. 

در جامعه سیاسی غیر حاکم، به نهاد‌های مدنی نزدیک می شوند و مطالبات و خواستگاه شان با آنان هم سو میشود .

اما در جامعه سیاسی حاکم و بازی داده شده در"بازی بزرگان" همه نیروهای سیاسی  وارد رزمگاه انتخابات  شد ه اند و شمشیر ها را از رو می بندند و رقابت را بسیار جدی و پر جنجال می کنند.

در حکومت (بیت رهبری) شرایط را رصد می کند و شورای نگهبان منتظر اشارت انگشت رهبر می باشد که چگونه ماشین غربال رد صلاحیت ها را ، راه اندازی کند. 

  آیا با نوعی رودرروئی کانونی بین "نیروهائی مجاز" مواجه خواهیم بود؟

سه جریان شناخته شده "نیروهائی مجاز" در میدان گاه انتخابات در تقابل قرار می گیرند: 

یکم: اعتدالیون با یاری و مشارکت اصلاح طلبان: اصلاح طلبان از چهره های نا شناخته استفاده خواهند کرد که تیغ رد صلاحیت را کند نمایند . اعتدالیون از اهرم قانون و جایگاه "دولت مدار" بودن خود استفاده می‌کنند. اینان  از حمایت روحانیت عمل گرا بر خوردار‌اند.

دوم: اقتداریون -  از حمایت بیت رهبر و  اصلی ترین ارکان قدرت در جمهوری اسلامی یعنی قوه قضاییه و نیروهای نظامی وکل  روحانیت (به جز روحانیت عمل گرا ) بر خوردار اند. بر این گمانم که این جریان بیش از سه چهارم مجلس خبرگان و بیش از نیمی مجلس شورا در اختیار خود خوا هد گرفت.

سوم: "احمدی نژادیسم"ها - با چراغ خاموش وارد صحنه می شوند. بر این گمانم که کرسی‌هایی بسیار اندک در اختیار خواهند گرفت. شاید از پشتیبانی بخشی از "روحانیت موعود گرا " و طیف "دست دوم سپاه " برخوردار گردند. 

  - شما تعداد قابل توجه کاندیداها، چه برای مجلس شورا و چه برای مجلس خبرگان، را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا این می تواند مقدمه ای بر یک حرکت اجتماعی باشد؟

حرف آخر را اول بزنم: خیر . "تعداد قابل توجه کاندیداها " ، " مقدمه ای بر یک حرکت اجتماعی نمی‌باشد". مرا فعه، بین بالایی ها، "نیروهائی مجاز" و نهاد های قدرت و جریانات با پیشینه قدرت (همچون  "احمدی نژادیسم "ها) هست. در نبود نهاد‌های مدنی و احزاب مردمی و روزنامه ها (ی غیر زرد ) احتمال "حرکت اجتماعی" یا اقلا پیش درآمد آن اندک است. اما المنت های اجتماعی، بی پروا و بدون پیش بینی، با یاری نشاط سیاسی ایجاد شده در بستر  پیش از انتخابات، می‌توانند مطالبات را افزایش داده و حاکمان را به عقب نشینی وادارند . حضور یازده هزار کاندید برای مجلس و ۸۰۰ نامزد برای خبرگان دا ل بر " مقدمه ای بر یک حرکت اجتماعی " در این "ساختار قدرت ولایت گرا" نمی باشد .

 - حرکت اکیداً مشخص مورد نظرتان برای این لحظه از روند انتخابات چیست؟

حکومت از سال ۸۸ مهندسی انتخابات را کنار گذاشته و "مهنسی پیش از انتخابات" را جایگزین کرده است. هزینه سرسام آوری که در انتخابات ۸۸ حکومتیان پرداختند آنان را ودآشت که استراتژی "مهندسی پیش از انتخابات" را در انتخابات ۹۲ به پیش برده (رد صلاحیت هاشمی) و در انتخابات ۹۴ نیز به همین منوال عمل کنند.

سه شکل حرکت را می توان پیش بینی کرد:

یکم: راهبرد «تحریم مطلق» انتخابات- راهبرد نیروهای برانداز است. تجربه نشان داده است که این شیوه منفعلانه عمل می کند و مورد استقبال مردم قرار نمی‌گیرد. از سوی دیگر مدافعان این راهبرد در داخل كشور اجازه فعالیت موثرو برگزاری  کمپین سراسری نخواهند داشت،  بنابراین نمی توانند از فضای انتخاباتی بهره گیرند و دیگران را تشویق به عدم مشاركت نمایند .

دوم : راهبرد "شركت بدون تردید و بلا شرط "در انتخابات -  این شیوه متعلق به طرفداران حکومت (اقتداریون)، دولت (اعتدالیون)، استمرارطلبان و بخش بزرگی از اصلاح طلبان  است. اکثرا از این راهبرد استقبال خواهند کرد. اگر اعتدالیون، استمرارطلبان و اصلاح طلبان می‌خواهند نماینده شان از گلوگاه شواری مقتدر نگهبان رد شود و تایید صلاحیت بگیرد باید با چراغ خا موش حرکت نموده و از کاندیداتوری افراد نامور و نامدار و پرجنجال پرهیز نمایند و نباید سر بسر شورای نگهبان بگذآرند و مو را از ماست بکشند تا که کاندیدایشان از پل صراط نگهبانان  شورای نگهبان و ولایت گذر کند.

سوم : راهبرد "مطالبه سالاری" - این شیوه تلاش خواهد کرد که از فضای پر نشاط انتخابات استفاده کرده و مطالبات دموكراسی خواهانه را نخست طرح کرده و سپس نهادینه نماید‌.

تحول طلبان،  دموكراسی خواهان، فعالان مدنی، اندیشه ورزان و پاره ای از اصلاح طلبان (ناامید از اصلاحات) در این گزینه می گنجند. تاکتیک باید بدین گونه باشد که تاپس از انتخابات دغدغه  «حفظ» یا «حذف» نظام را به کنار گذاشته و بدنبال تحقق مطالبات مدنی و دموکراتیک باشند. اینان بدانند که تا انتخابات راستین زمان طولانی  مانده است، به امید امید آن روز ننشینند، که پیر و چروکیده و فرسوده می شوند؛ از همین بازار پر هیاهو و تنور داغ انتخابات استفاده کنند و  شعارها و مطالبات خود را در قالب برنامه های انتخاباتی مطرح کنند که گوش پاره ای از مردم شنوا است و شاید به جان دل بخرند؛ و نگذارند این فرصت گوتاه هم بسوزد.

به قول فرخی یزدی :میان این همه مرغان بسته پر ماییم      که داده  جور تو بر باد آشیانه  ما 

 

 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

آقای علوی! اگر شرائط و اوضاع اجتماعی – اقتصادی مردم براین منوال پیش رود که الان شاهد آن هستیم، گمان نمی کنم که به قول شما جامعه مدنی دچارنشاط شود. شاید نکته افتراقی منِ ساکنِ داخل کشور با شما تبیین از جامعه مدنی باشد. اگر جامعه مدنی به شمول اقشار گوناگون طبقات اجتماعی بویژه کارگران و حقوق و مزدبگیران باشد، قطعا انتخابات آتی برای آنها نشاط و شادمانی به دنبال نخواهد داشت، چونکه سیاست و عملکرد دولت حسن روحانی در امتداد سیاست های نئولیبرالی کارگزارانیبوده سیاستی که نمی تواند در خدمت تامین منافع کارگران باشد و اساسا در خدمت منافع اقشار مزبور نبوده و نیست. اما اگر جامعه مدنی را به شمول لایه هائی از قشر بالای طبقه متوسط و هواداران جناح اصلاح طلب و دنبالچه اش اعتدالگراها بدانیم بله برای آنها هم نشاط می آورد هم منافع شان را تامین می کند. در مورد ردصلاحیت ها با شما زاویه دارم زیرا نوشته ای " در صورتی که رد صلاحیت‌ها بسیار گسترده شود، بخش‌هایی از جامعه و نهاد‌های مدنی به " تحریم " روی خواهند آورد و بخش های دیگر، "تحمیل" را جایگزین " تحریم" خواهند کرد. " جناب علوی! شما گمانه زنی خود را چنان کلی نوشته ای که شائبه 50 درصد تحریم و 50% شرکت کننده تحمیلی را در ذهن خواننده می نشاند.
در برابر این پرسش که ارزیابی تان از تعداد حدود 12000نفر ثبت نام کننده چیست ها ؟ آیا این می تواند مقدمه ای بر یک حرکت اجتماعی باشد؟" پاسخ داده اید که کثرت ثبت نام کننده مقدمه یک حرکت اجتماعی نمی باشد. پاسخ شما واقعی و قابل توجه است و آرزومندانه نیست و با آن موافقم؛ بنابراین برای همپوشانی بیشتر این وجه از نظرتان باید بنویسم که تعداد کثرت ثبت نام کنندگان صرفا به جناح اصلاح طلب محدود نمی شود تا باعث وحشت جناح اصولگرا شود، زیرا اصولگرایان نیز تخم مرغ های بیشتری در سبد ثبت نام گذاشته اند
در مورد سه شکل حرکت نسبت به انتخابات پیش بینی تثلیثی کرده ای که راهبرد نخست تحریم مطلق انتخابات است که راهبرد نیروهای برانداز است. اما من مغتقدم اینکه اگر چپ های داخل کشور به پای صندوق ها نیایند را دال بر خصلت براندازانه مان محسوب نفرمائید؛ درست است که ما در داخل كشور اجازه فعالیت موثرو امکان برگزاری کمپین سراسری نداشته و نداریم، ولی از شرائط انتخابات که همچون دیگر انتخابات فرصت سیاسی ایجاد می کند. ما از فرصت مزبور با امکانات حداقلی استفاده خاص کرده و به هیچ وجه تبلیغات مبتنی بر توصیه به مردم برای شرکت را پیش نمی بریم .

در شرایط فعلی تحریم انتخابات توسط سازمان ها وجریانات سیاسی به صورت رسمی به معنی ایزوله کردن داوطلبانه خود خواهد بود. گرچه ممکن است در بعضی مناطق وشهرستان ها ترکیب کاندیدا ها طوری باشد که نتوان ازمیان آنها بد را ازمیان بدترین ها تشخیص وتوصیه نمود . در چنین مواردی تحریم محدود وتبلیغ آن در میان افراد قابل اعتماد گزینه مناسبی است. یک گزینه مکمل هم این است که با طرح مطالبات دمکراتیک وعدالتخواهانه واشاعه آن در میان مردم و تبلیغ این موضوع که کاندیداهای موجود فاقد ویژگی های لازم برای برآورده کردن این مطالبات می باشند مشارکت در انتخابات را کاهش داد.
در پاسخ آخرین سوال گفته شده "...دغدغه حفظ یاحذف نظام را کنار گذاشته وبه دنبال تحقق مطالبات مدنی ودمکراتیک باشند." حال سوال این است که مطالبات مدنی ودمکراتیک حول کدام محور یا محورها باید متمرکز گردد؟ البته محورهای مورد نظر جریانات مجاز سیاسی شاید برای خودشان مشخص باشد واز آنجا که در فضای سیاسی کشور حضور دارند می توانند آنها را تبلیغ وترویج نمایند، اما در مورد جریانات سیاسی نظیر سازمان که رسما در فضای سیاسی حضور ندارد وحضور عملی وغیر رسمی آن نیز ضعیف است، ضرورت تعیین محورهایی که مطالبات بایستی حول آنها سامان داده شود کاملا محسوس است. در صورتی که چنین محور هایی تدوین وارایه نگردد، بایستی دنباله روی از جریانات داخلی ودل بستن به جریانات "بد" حاکمیت را پذیرفت. در چنین شرایطی در بهترین حالت فقط از شر"بدترها" برای مدتی محدود خلاص شده ایم ودور باطل ادامه خواهد یافت. به نظر من این انتخابات فرصتی است تا سازمان از طریق طرح مطا لبات سنجیده ومناسب واشاعه آنها در سطح جامعه(در شرایط فعلی به صورت غیر رسمی) حضور خودرا در تحولات تثبیت نماید. یک حسن دیگر چنین کاری ایجاد شناخت وهمدلی بین طرفداران جنبش دمکراتیک درون کشور خواهد بود. نیروهایی که در حال حاضر پراکنده و پریشان حالند.