خون ناحق و خون حق!

در همان روزی کە ائتلاف ضد حوثی بە رهبری حکومت عربستان کە با شورشیان حوثی در یمن در حال جنگ است بە آتش بس اعلام شدە با حوثی های یمن پایان داد، یعنی روز شنبە ٢ ژانویە (دوازدهم دی ماە)، دولت عربستان، شیخ نمر یکی از روحانیون بلندپایە شیعە عربستان را همراە با دە ها تن دیگر در این کشور اعدام کرد.

بی گمان اعدام این روحانی شیعی شهروند عربستان کە معتقد بە خشونت نبود و عملا از کلام در جهت طرح انتقادات و نظرات خود استفادە می کرد، کاری بس ناشایست و ضد حقوق بشریست. حکومت عربستان سعودی چنانکە در نوع موضع گیری نهادهای حقوق بشری دنیا هم آمدە است یک بار برای همیشە باید بە اعدام مخالفان و دگراندیشان خاتمە دهد، و با پذیرش نرمهای مدرن، دمکراتیک و حقوق بشری بە جنایات خود نقطە پایان بگذارد. کشتار دگراندیشان تحت هر لوایی، محکوم و عملی بشدت غیر انسانی ست.

در ایران این اعدام بهانەای شد برای قدرت نمائی بی مسئولانە جناحهای اصلی قدرت و تندروها از یک طرف، که به نظر می رسد به همین بهانه حمله به  سفارت و کنسولگری عربستان در تهران و مشهد را نیز سازمان دادند، و برخورد مسئولانە جناح دولت کە طی آن روحانی ضـمن محکوم کردن این اعدام، دستور شناسائی و دستگیری عوامل حملات مذکور در تهران و مشهد را صادر کرد.

در مورد نوع برخورد افراد و جناحهای تندرو می توان عمدتا بە موارد زیر اشارە نمود: گروههای خودسر، بسیجی و لباس شخصی بە سفارت و کنسولگری عربستان در تهران و مشهد حملە کردند، خامنەای این اعدام را "خون به ناحق ریخته" خواند، و گفت که "دست انتقام الهی گریبان سیاستمداران سعودی را خواهد گرفت"، سپاه پاسداران در بیانیەای اعلام کرد کە انتقام سختی از عربستان گرفته خواهد شد. در این بیانیە، سپاە این اقدام را جنایتکارانە، تروریست‌پرورانە، منفور و ضداسلام خواند، و اعدام شیخ نمر را اقدامی "داعش‌گونه" توصیف کرد. کیهان، روزنامە زبان حال تندروهای جمهوری اسلامی نیز در تیتری بزرگ نوشت "آل سعود گور خود را کند."

اینکە جناح دولت چقدر در عمل از این توان برخوردار است کە بتواند با افراد حملە کنندە بە سفارت برخورد کند، البتە خود جای سئوال دارد، بویژە اینکە چنین افرادی عملا بە جاههائی در هرم قدرت وصلند کە دست دولت بسختی می تواند بدانها برسد، و یا شاید اصلا نرسد، اما بهرحال نوع برخورد روحانی واکنش مثبت و بە موقعی است. اما با توصیفاتی کە در مورد جناحهای تندرو و صاحب اصلی قدرت در جمهوری اسلامی مطرح گردید، در وهلە اول باید گفت کە موضع خامنەای اگرچە موضعی حوالە دادە شدە بە ارادە الهی ست، اما در عمل بعدا با اعلام موضع سپاە، این دست انتقام الهی همانا منطقا می تواند دست سپاە پاسداران باشد، و روزنامە کیهان نیز با بە تصویر کشیدن کلامی گور آل سعود، عملا سناریو را در یک توصیف تئوریک و نمایشی کامل کرد. بنابراین بیت رهبری، سپاە و تندروها، وضعیت پیش آمدە را بهانەای برای تقویت سیاستهای تعرضی خود ارزیابی کردە و کماکان تا آیندەای غیرقابل پیش بینی آن را ادامە خواهند داد. بویژە اینکە دو انتخابات مهم در اسفندماە در پیش رویند و هر نوع تقویت وخامت اوضاع می تواند بشدت بە نفع آنها باشد.

خامنەای نیز کە از واژگان "خون بە ناحق ریختە شدە" استفادە می کند، درصدد است با بکاربردن چنین کلماتی، زیرکانە در پی توجیە ریختن آن خونهائی باشد کە در ایران بدست سرکوبگران ریختە می شوند. گویا خونهائی هستند کە بە حق ریختە می شوند کە آن هم توسط جلادان خاصی در جمهوری اسلامی اجرا می شوند، زیرا کە جمهوری اسلامی عین حکومت عدل است و دیگران عین حکومت ناعادلان! عادلی کە می تواند بکشد و عمل کشتنش عدل است و ناعادلی کە نباید بکشد و کشتنش ناعادلانە! خوب است خامنەای بە این امر توجە داشتە باشد کە ریختن خون انسانها تحت هر لوائی عملی ضد انسانی، ضد اخلاقی و ضد حقوق بشریست. آنچە کە خامنەای بە هم کیشان، هم عقیدەها و هم مذهبان خود روا نمی دارد خوب است کە بە دیگران هم روا ندارد.  

سرانجام در مورد پیامدهای عملی این اعدام و نوع برخورد جناحهای اصلی قدرت در ایران می توان گفت کە علیرغم نوع برخورد مثبت و سیاسی روحانی، باید در انتظار تشدید هرچە بیشتر بحران رابطە میان ایران و عربستان سعودی بود کە آن هم عملا بە ژرفش آن صف بندیهای متعارض در منطقە منجر می شود کە در یک سویش از جملە ایران و در سوی دیگرش از جملە عربستان قرار دارند. چنین امری می تواند بە امر پیشبرد صلح در سوریە هم صدمات جدی برساند، و داستان ادامە جنگ و خونریزیهای بی پایان را در منطقە ورقی دیگر زند.

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

قای نعمت پور گرامی، ضمن استقبال از مطلب خوبت، گمان می کنم، آقای خامنەای با استفاده از واژگانی جون "خون بە ناحق ریختە شدە" درصدد توجیە ریخته شدن خونهای مبارزین ضد استبدادی در کشور نیست. چه اساساً خونهای این قبیل از افراد ارزشی در تفکراتِ مستبدی چون ایشان ندارد.
از آنجا که ایشان تفکراتی عشیره ای و طایفه ای دارد، قادر به دیدن هیچ مطلب خوبی در خارج از طایفه ی خودش(بخوان مسلمین هم پیمانش) نیست.
در کشور و فرهنگ ما، هیچگاه نیروها با اندیشه های متفاوت نتوانسته اند با یکدیگر مماشات و سازش کرده، و وجود یکدیگر را همزمان تحمل کنند. اصولاً صفاتی چون سازش و تحمل را غالباً نکوهیده و زشت تلقی می کنیم. و در امروز جامعه امان برخلاف آنچه که سعدی در گلستانش آورده، علاوه بر آنکه دو پادشاه در اقلیمی نگنجند، ده درویش هم در گلیمی نخسبند.