اکسپرسیونیسم ادبی و قربانیان بیشمار آن

اکسپرسیونیست های ادبی ایران چه کسانی بودند؟ کلمه ومفهوم اکسپرسیونیست در زبان لاتین یعنی "هنربیان". اوج سالهای شکفتگی این مکتب ادبی هنری بین سالهای 1925-1910 میلادی بود. مورخین سیراندیشه فرهنگی ریشه اکسپرسیونیسم در غرب رادرآثار گذشته استریندبرگ، داستایوسکی، وایتمن، و مکتب سمبولیسم فرانسوی میدانند که بدلیل بحرانهای درونی وروانی انسان،پیش ازجنگ جهانی اول بوجود آمد. مرحله اول ادبیات اکسپرسیونیستی با ژانر شعر بین سالهای 1914-1910 آغازشد. مشهورترین آنها شاعری بنام گاتفرید بن و داستان نویس مشهور آن؛ کافکا - به تنهایی، بیچارگی، زوال، آوارگی، بی هدفی و افسردگی انسان غربی در جامعه طبقاتی سرمایه داری پرداخت.

در سال 1919 یک مجموعه شعر اکسپرسیونیستی با عنوان "سقوط و زوال بشریت" منتشر شد. نازیهای آلمان از سال 1937 این جریان هنری اجتماعی را مکتبی"بی ریشه" نامیدند .

اکسپرسیونیستها برای انجام انقلاب سیاسی اجتماعی، خوانندگان و مردم را به انقلاب فکری دعوت کردند. اکسپرسیونیستهای ادبی بخشی از ادبیات مدرن غرب هستند. آنها خلاف مارکسیستها پرولتاریا را قطب مقابل بورژوازی نمیدانستند بلکه خواستند با کمک قشر و صنف بی سازمان پنجم یعنی روشنفکران و هنرمندان, بی خانمانها, فواحش و مجرمین قدرت را تسخیر و حفظ نمایند.

اکسپرسیونیستها با هدف سیاسی نمودن هنر و استتیک نمودن سیاست، بفکرتشکیل یک جمهوری آنارشیستی شاعران افتادند و در نوامبر سال 1918 درجنوب آلمان اعلان حکومت جمهوری اتوپیستی نمودند ولی بعداز چند ماه توسط نیروهای راستگرای فاشیست سرکوب شدند .

مکتب ادبی هنری اکسپرسیونیسم پیش از اینکه در مکتب دادائیسم حل شود، کوشید تابرای نجات خود از تئوری نیهلیسم نیچه، نظریه نسبیت انشتین، عقاید هدفمندی تاریخ لسینگ و فلسفه شکاکی واهینگر کمک بگیرد .

نزدیکی جهان اکسپرسیونیستی به "فلسفه زندگی" اگزیستنسیالیستی، امروزه غیرقابل انکاراست. اکسپرسیونیستها غالبا از موضعی آنارشیستی به انتقاداجتماعی و سیاسی میپرداختند؛ انتقاد و خشمی که نتوانست توده ای شود و میان روشنفکران چپ محدود ماند. این جریان را اعتراضی میدانند که درآغاز قرن بیست علیه بورژوازی و بی عدالتی اجتماعی و روابط غیردمکراتیک سیاسی و بیگانگی فرهنگی و بی محتوایی فرهنگ رسمی حاکم بر دولت بود .

دلیل وجود جنبش اکسپرسیونیسم را اعتراضی به اتوریته صنعت، مبارزه و اختلاف نسل ها، جهانی شدن امپریالیسم، احساس خطر در باره پایان جهان و نسل بشر بود. شاید به این دلیل بخشی از اکسپرسیونیستها به عرفان و عالم خلسه پناه بردند. گروهی هم اعتراض اکسپرسیونیست ها به نظام سرمایه داری را از موضع رمانتیک روشنفکرانه و غیرطبقاتی بشمار می آوردند .

ازجمله مشاهیرمکتب ادبی اکسپرسیونیسم که مشهورشدند وجان سالم بدر بردند عبارتند از برشت، بوشنر، کافکا، دوبلین، بن، هاینریش مان، و جویس؛ که آثاری در این مکتب آفریدند ومدتی از جوانی خودرا هوادار این جریان بودند. شش تن از آنان بنامهای تراکل، اشترام، زورگر، مارک اشتادله و لیشن اشتاین بدلیل شور وطن پرستی در جنگ جهانی اول کشته شدند.

با بقدرت رسیدن فاشیسم در المان، پنج تن از آنان به نامهای سین اینشتین، کلور، تولر، وایس و لفن اشتاین بدلیل فشارهای روحی اجتماعی خودکشی کردند. دو تن از آنان بنامهای سرنر و فان حدیث تا زمان پایان نازیسم در اسارت بودند. بخش مهمی از یهودیان آلمانی زبان این مکتب و جریان ادبی اجتماعی، دست به مهاجرت و فرار زدند یا تبعید شدند. گروهی دیگر که نتوانستند مانند برشت، هاینریش مان و ربشر راهی بسوی پرولتاریای انقلابی بیابند به بن بست رسیدند و گوشه عزلت گزیدند. حد اقل دو تن از آنان در بازداشتگاههای نازیسم بنامهای موهسام و کورنفلد بقتل رسیدند . شاعران آلمانی زبان یهودی تبار این مکتب و جنبش، به موضوعات مذهبی و عرفانی روی آوردند . برشت و هاینریش مان و بشر بسوی ادبیات چپ و سوسیالیستی روی آوردند و از نمایندگان ادبیات و هنر انقلابی کارگری شدند. امروزه آثار اکسپرسیونیستی تراکل، دوبلین، بن و هایم بخش مهمی از ادبیات آلمانی بشمار می آیند .

مارکسیست ها اشاره میکنند که جنبش اکسپرسیونیسم جریانی خرده بورژوایی در تمام زمینه های هنری و ادبی است که در دوره گذر بسوی سرمایه داری انحصاری در غرب بوجود آمد. منقدین چپ این ادعا را که جریان اکسپرسیونیسم همان شکل" رئالیسم سوسیالیستی "زبان و ادبیات آلمانی است را قاطعانه رد میکنند و خوشحالند که اکسپرسیونیسم سرانجام از طریق نوعی "رئالیسم انتقادی" به کنار زده شد. انتقاد و مخالفت سطحی و صوری اکسپرسیونیسم را در آنجا می بینند که مثلا گرچه آنها ضد جنگ بودند ولی به علل جنگ طلبی امپریالیسم جهانخوار نمی پرداختند. گروهی دیگر وجود اکسپرسیونیسم را مخالفت با مکاتب رقیب مانند ناتورالیسم و امپرسیونیسم و سمبولیسم و رمانتیسم نو می دیدند .

اکسپرسیونیستها در آغاز کوشیدند به بهانه دفاع از حقوق فرد و آزادی شخصی به مبارزه با پدیده هایی مانند انسان مکانیکی وجامعه صنعنی، تمدن شهرهای انبوه صنعت زده، ساختارهای اتوریته بورژوایی و فرهنگ سلطنتی ویلهلمی آلمان و مکانیکی شدن زندگی بوروکراتیک و اتوریته دولت و خانواده و علم و صنعت زدگی و تسلط رسانه های جمعی وابسته به عوامل قدرت و عقل زده گی بدون احساس و تصمیم گرایی اجباری برای انسان و جامعه بپردازند. اکسپرسیونیسم خودرا ضد واقعگرایی ناتورالیستی و عکس برداری امپرسیونیستی و توصیف روانشناسانه و مخالف قوانین علیت حوادث و پدیدهها معرفی نمود .

 falsaf@web.de

                                                                              EXPRESSIONISMUSS

 

 

افزودن نظر جدید