در باب انتخابات اسفندماه ۹۴

با توجه به نزدیک شدن زمان انتخابات مجلس، تحرکات روزافزون زیادی در دستگاههای تبلیغاتی حاکمیت در جهت جلب توجه مردمان کشور به سمت صندوقهای رأی ایجاد شده است. در اینجا میخواهم، در باره ی یکی از این تحرکات و کمی بیشتر بنویسم.

 به نقل از ایرنا(۱) آقای کاظم صدیقی در خطبه ی دوم نماز جمعه این هفته ی تهران از جمله گفته است؛ «... انتخابات در کشور ما و در تمام ادوار بعد از انقلاب، تضمین جمهوریت ما و بقای مردمسالاری، پشتوانه ملی حکومت بوده و این حرکت سازنده، بالنده و پیشرو بوده است...»

 در ادامه ی مطلبم، قصد آن دارم تا با جستجویی مخصر در ادوار مورد اشاره آقای کاظم صدیقی ببینم، که تا چه میزانی جمهوریت و بقای مردمسالاری، پشتوانه ملی حکومت بوده است. یا که ایشان با توسلش به واژه های فاخری از این دست در پی تحریف وقایع و چشم بند زدن به مؤمنین نمازگزار مخاطبش است.

 

دوره اول مجلس

آقای مرتضی الویری از نمایندگان مجلس اول گفته است(۳)؛ «...نام مجلس اول با محتوای آن همخوانی داشت. مجلس اول در مواردی مانند نحوه برگزاری انتخابات، خضور نیروهای برآمده از انقلاب اول[قیام ملی بهمن ماه ۵۷] و مواجهه با حوادث کلیدی انقلاب اول بود... مجلس اول مجلسی بود که اثری از نظارت استصوابی و غربال کردن کاندیداها[داوطلبین نمایندگی] وجود نداشت. مجلس اول آزادترین مجلسی است که بعد از انقلاب شکل گرفت. در یک مقطعی عزت الله سحابی رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس و آقای بیت اوشانا نماینده اقلیتهای مذهبی، رئیس کمیسیون بهداشت بود. آقای بیت اوشانا می گفت من حزب الهی و خط امامی هستم. اواخر دوره چند روزی او را به اتهام همکاری با حزب توده دستگیر کردند و به زندان اوین بردند. خودش می گفت، وقتی که با چشمان بسته به بخشی از زندان واردش کردند از او پرسیدند اینجا کجاست؟ بیت اوشانا گفت؛ آخر خط امام...»

 

دوره دوم مجلس

در انتخابات دوره دوم مجلس آقای ناطق نوری وزیر کشور بود. در این انتخابات که در بحبوحه جنگ بین ایران و عراق برگزار میشد، از ۱۵۸۶ نفر داوطلب نمایندگی مجلس، صلاحیت ۱۲۷۵ نفر از داوطلبین توسط هیئت های اجرائی و شورای نگهبان تأیید شد.

آقای ناطق نوری در کتاب خاطراتش، در باره ی انتخابات مجلس دوم می گوید(۲)؛ «...در انتخابات مجلس دوم شورای اسلامی آقای سید محمدعلی زابلی از سیستان را شورای نگهبان رد صلاحیت کرده بود. ایشان روحانی بود، و خیلی هم قیافه ی علمایی داشت. برخی از سیستانی ها هم شورش کرده و دفتر امام جمعه را آتش زدند و سپس به طرف استانداری حرکت کرده بودند که آنجا را تصرف کنند. آقای سید احمد نصری که استاندار آنجا بود، تلفن زد و گفت؛ حاج آقا، دارند به طرف استانداری می آیند ما چه کار کنیم؟، گفتم؛ کوتاه نیایید، برخورد کنید. جمعه ظهر بود به آقای آخوندی که برای تشکیل شورای تأمین ویژه به ارومیه رفته بود، گفتم مستقیما از همانجا به زاهدان برود. اتفاقا آقای شمخانی هم حضور داشتند، لذا این دو به اتفاق به زاهدان پرواز کردند، و جمعه بعدازظهر کنترل اوضاع را در اختیار گرفتند، و آقای فلاحیان نیز روز بعد به آنها پیوست. فردا[ی آن روز] آقای زابلی را قانع کردند که به استانداری برود. آقای آخوندی زنگ زد و گفت؛ آقای زابلی اینجاست، چه کار کنیم؟، گفتم؛ به ایشان احترام بگذارید، اما عمامه ی ایشان را بردارید و چشمهایش را ببندید و او را به زندان بیندازید. آقای آخوندی گفت؛ این کار هزینه ی بالایی دارد. گفتم؛ همین که دستور می دهم عمل کنید.»

 

دوره سوم مجلس

انتخابات دوره سوم مجلس در روز ۱۹ فروردین ۱۳۶۷ برگزار و در تاریخ ۷ خرداد ۱۳۶۷ اولین جلسه آن منعقد گردید. رئیس مجلس آقای رفسنجانی بود، که پس از انتخاب وی به عنوان رئیس جمهور، آقای کروبی ریاست مجلس را عهده دار شد.

در این دوره و پس از بازنگری در قانون اساسی، نام مجلس شورای ملی رسماً به مجلس شورای اسلامی تغییر یافت.

پژوهشکده باقرالعلوم در باره ی مجلس سوم می نویسد(۴)؛ « انتخابات سومین دوره ی مجلس شورای اسلامی در آخرین سال جنگ تحمیلی با حضور سه تشکل مهم و فعال با نامهای جامعه ی روحانیت مبارز تهران، مجمع روحانیون مبارز و ائتلاف مستضعفین و محرومین در شرایط خاص و حساس شهرها برگزار شد. در مرحله اول ۱۸۰ نفر و در مرحله دوم ۸۲ نفر به مجلس راه یافتند. مجمع روحانیون مبارز(جناح چپ) با توجه به فضای تبلیغاتی، به پیروزی چشمگیری در انتخابات دست یافت و توانست اکثریت مجلس را از آن خود کند. در این دوره از مجلس دو جناح عمده فعالیت داشتند، جناح چپ(حزب الله) یا تندرو که اکثریت را دارا بودند، و جناح راست یا محافظه کار که در اقلیت بودند. اختلافات عمده ی این جناحها بر سر مسایل اقتصادی و روابط خارجی بود، و بعضا هنگام تصویب برخی از قوانین مانند طزح تثبیت تعداد کاندیداها (داوطلبین نمایندگی) در هر انتخابات به شدت مقابل همدیگر بودند. پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ هشت ساله، ارتحال(مرگ) آقای خمینی، بازنگری در قانون اساسی و ادغام ریاست جمهوری و نخست وزیری از حوادث مهم این دوره...از مجلس بود.»

 

دوره چهارم مجلس

انتخابات این دوره از مجلس شورای اسلامی در ۲۱ فروردین ۱۳۷۱ برگزار و در تاریخ ۷ خرداد ۱۳۷۱ اولین جلسه مجلس منعقد گردید. رئیس مجلس آقای ناطق نوری و نائب رئیسان آقایان حسن روحانی و... بودند.. نظارت استصوابی شورای نگهبان بر انتخابات از مصوبات این دوره از مجلس است. این دوره از مجلس شاید از جمله ی مطیع ترین ادوار مجلس باشد، چنانکه آقای خامنه ای هم با تأکید بر این نکته در پیامش به مناسبت پایان دوره می نویسد؛ «... اکنون که مجلس شورای اسلامی دوره ی چهارم به پایان می رسد، جای آن است که از نمایندگان محترم در این مجلس، به خاطر انجام وظیفه ی نمایندگی ملت بزرگ و عظیم الشأن ایران، تشکر و قدر دانی کرد...»

 

دوره پنجم مجلس

انتخابات این دوره از مجلس در ۱۸ اسفندماه ۱۳۷۴ برگزار و اولین جلسه آن در ۱۲ خردادماه ۱۳۷۵ منعقد گردید. از نکات برجسته ی انتخابات این دوران تأیید صلاحیت بخشی از نیروهای ملی مذهبی چون آقایان عزت الله سحابی و... در دقایق نزدیک به نود بود. که آنان به واسطه ی عدم امکان تبلیغ و رقابت از شرکت در انتخابات صرفنظر کردند. اینکه دوستان ملی مذهبی با عدم شرکت خود درست عمل کردند یا نه؟ بحث مجزای خود را می طلبد. اما شورای نگهبان با تأیید صلاحیت این دوستان در آخرین لحظات نشان داد، که به حضور عموم مردم در انتخابات اعتنایی نداشته و فقط در پی موفقیت جناحها و اندیشه ای خاص در انتخابات است.

 

دوره ششم مجلس

در تاریخ ۲۹ بهمن ماه ۱۳۷۸ انتخابات این دوره از مجلس انجام شد. و از مجموع قریب به ۳۹ میلیون واجد شرایط، ۲۶ میلیون در انتخابات شرکت کردند.

و جبهه دوم خرداد توانست اکثریت مطلق مجلس را از آنِ خود کند. مجلس ششم با اینکه در قبضه ی کامل اصلاح طلبان قرار داشت، اما از جایی که اصلاح طلبان نتوانستند خود را، در قالب مفهومی بزرگتر به نام منافع ملی کشور تعریف کنند، لذا نتوانستند با تکیه بر پشتوانه ی مردمی خود به اصلاحات اقدام نمایند.

و  اقدامات ایشان در حدِ مصداق عینی ضرب المثل معروف"کجدار و مریز" باقی ماند.

 

دوره هفتم مجلس

انتخابات این دوره از مجلس در نخستین روز اسفند ماه ۱۳۸۲ در حالی برگزار شد، که جمع کثیری از نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم، ثمره ی تعلل خود در اصلاحات را از دستان پرقدرت شورای نگهبان با رد صلاحیتشان توسط این شورا دریافت کرده، و در اعتراض به این اقدام ضد میهنی شورای نگهبان در ساختمان مجلس متحصن بودند.

در مجلس هفتم، بواسطه ی رانده شدن اصلاح طلبان متعلل از صندلی های مجلس، زمینه ی یکدست سازی بیشتر دستگاه قدرت در کشور، بیش از پیش فراهم آمد.

نماینده مردم شهرستان بهبهان در دوره های ششم و هفتم مجلس، در باره ی مجلس هفتم می نویسد(۴)؛ «مجلس هفتم اندکی پس از آغاز به کار، به حقوقدانان معرفی شده توسط رئیس قوه قضائیه برای عضویت در شورای نگهبان رأی مثبت داد، و این در حالی بود که نمایندگان مجلس ششم از رأی مثبت به معرفی شدگان خودداری کرده بودند.»

 

دوره هشتم مجلس

این دوره از مجلس مصادف بود با نخستین سال ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، و شورای نگهبان با اسلحه ی برنده خود به نام نظارت استصوابی، از همان ابتدا تمامی نامزدهای شاخص اصلاح طلب را از شرکت در بازی انتخابات محروم کرده بود. و به این ترتیب این انتخابات محلی شد برای رقابت بین همراهان ولایت مطلقه فقیه.

با اینکه مجلس هشتم، مجلسی یکدست و موافق با ولایت مطلقه ی فقیه مهندسی شده بود، اما با اینهمه انتقادات آقایان علی مطهری و احمد توکلی از دولت آقای احمدی نژاد و رئیس دفتر ایشان صداهای متفاوتی از درونِ این مجلس ذوب شده در ولایت مطلقه ی فقیه بود.

 

دوره نهم مجلس

انتخابات این دوره از مجلس در ۱۲ اسفند ۱۳۹۰ در حالی برگزار شد. که اکثریت قریب به اتفاق منتقدان حکومت و اصلاح طلبان، بواسطه ی وجود و اعمال نظارت استصوابی، زندانی بودن چهره های سرشناس منتقد، بی اعتمادی داوطلبین نمایندگی به روند انتخابات، عدم شرکت خود در انتخابات را به تلویح یا تصریح بیان کرده، و با این کار خود تمام قدرت را داوطلبانه در سینی طلایی تقدیم ولایت مطلقه فقیه نمودند

 حال در نزدیکی دهمین دوره مجلس، دگر بار شاهد مردم ستیزی شورای نگهبان با توسل به تمام توپخانه ای که در گذر سی و هفت سال گذشته نصیبش شده، هستیم.

جای سپاسش باقیست، که غالب نیروهای ایران دوست، برخلاف گذشته، عزم خود را جزم کرده اند، که میدان انتخابات مجلس را بیکباره تسلیم ولایتمداران مستبد نکرده، و با تکیه بر خواستها و مطالباتِ حقیقی و واقعی مردم، سیاستهای یکسویه و مریض حامیان ولایت مطلقه فقیه و ابزارش شورای نگهبان را، افشاء نمایند.

و از همینجا آرزو می کنم، کاش میشد در مسیر این مبارزات، مبارزان راه آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی در کشور بتوانند، بر سر فراگیرترین خواستها و مطالبات در جبهه ای مشترک و پایدار گردِ هم آیند.

چرا که امثال آقای کاظم صدیقی ها، منادیان استبداد در کشور، از هم اکنون همراهانشان را دعوت می کنند تا؛ «چشمانشان را باز کنند، و از گذشته ها عبرت بگیرند، که وجود بعضی ها در خبرگان، همان کمش هم بسیار گزنده و غیر قابل تحمل بود»

 

۱۰ بهمن ماه ۱۳۹۴

البرز

****************************

 منابع:

 ۱– http://www.irna.ir/fa/News/81940146/

۲–https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA_%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C

۳–https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%AF%D9%88%D9%85_%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C 

۴– http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=45641

 ۵– http://shojapourian.ir/?p=155

افزودن نظر جدید