در انتخابات دو مجلس "خبرگان" و "شورای اسلامی" شرکت نمی کنیم

خطاب به هموطنانی که قصد شرکت دارند!

جمهوری اسلامی در روز 7 اسفند ماه و از طریق انتخابات مهندسی شده، در پی آرایش ترکیب دو مجلس "خبرگان" و "شورای اسلامی" است. این دو "انتخابات" نیز مانند هر انتخابات دیگر در این حکومت، غیر دمکراتیک هستند. نه تنها آزاد نیستند، بلکه دست اندرکاران ولایت ابتدا نامطلوب‌های ولایت فقیه و کاندیداهای "غیرخودی" ‌را کنار می گذارند و آنگاه از ملت که امت پنداشته می شود، می خواهند تا با حقی محدود و مدیریت شده دست به گزینش از میان نامزدهای "خودی" زده و با نظام "بیعت" کند.

جامعه آگاه سیاسی این را هم می داند که آمران قدرت، علیرغم مهندسی‌ پیشاپیش هر انتخاباتی در جمهوری اسلامی، به نتیجه هر انتخاباتی تنها آن زمان رضایت می دهند که حاصلش برای ولایت فقیه قابل تحمل باشد. در غیر این صورت، باید که ماجرا آفرینی‌های امنیتی چون کودتای انتخاباتی سال 88 از سوی دستگاه ولایت را انتظار داشت. انتخابات در این حکومت، ابزاری است برای توزیع قدرت میان دسته بندی‌های آن به محوریت ولایت فقیه و نه تنظیم رابطه بین دولت و ملت. حال آنکه در انتخابات آزاد، حق انتخاب آزادانه مردم به رسمیت شناخته می شود، احزاب، مطبوعات و رسانه ها آزادند، و شهروندان برابر حقوق قادرند تا در یک ساز و کار دمکراتیک بر تصمیمات متخذه برای امروز و فردای کشور تاثیر بگذارند.

انتخابات در جمهوری اسلامی اما این دور، بیش از هر وقت دیگری و بگونه فوق افراطی جنبه انتصابی به خود گرفته است. قدرت ولایی که مدام در جهت تقویت اقتدار ولایت فقیه و تضعیف جمهوری حرکت می کند، این بار پیشاپیش دست به وسیع ترین قلع و قمع‌ها زده و با توسل به ابزار "قانونی" و غیر قانونی خود، منکوب کردن جامعه‌ایی را در پیش گرفته که جرم آن فقط مطالبه حق شهروندی خویش و بهره گرفتن از مسالمت آمیزترین شکل این حق است.

در مقابل البته، نیروی دمکراسی خواه ایرانی نیز خود را هشیارتر از قبل نشان می دهد. این نیرو نه تنها در برابر زورگویی‌های بیش از اندازه و پا از گلیم دراز کردن‌های نوع "رستاخیزی" ولی فقیه از مقاومت باز نمانده است، بلکه ایستادگی‌ مدنی در برابر آن را مدام تعمیق می برد و هردم گسترده تر می کند. هفتم اسفند ماه، محل نمایش تقابل حق انتخاب شهروندی با انتصاب و "استصواب" در این حکومت است.

ما با تاکید بر اینکه در مبارزه خشونت پرهیز و مدنی جامعه ایران علیه دستگاه ولایت، دوره‌های انتخاباتی را عرصه‌‌های مهم و متنوعی از رودررویی جامعه با ولایت و  در هر دوره‌ایی نیز مقتضی شرایط مشخص همان مقطع می شناسیم، رویکرد خود در برابر دو انتخابات روز 7 اسفندماه را عدم شرکت در آنها بر می گزینیم. اجتناب از رفتن پای صندوق این "انتخابات"، نه گفتن است به نظارت استصوابی، مخالفت با شورای نگهبان و ایستادن در برابر ولایت فقیه به منظور پس نشاندن آن. با چنین نگاهی، سخن مشترک ما اینست:

1) شرکت نکردن در رای گیری برای "مجلس خبرگان" روحانیت، زیرا که نهادی است بنیاداً ارتجاعی، ضد دمکراتیک و منحصر به مردان. یک جمهوریخواه دمکرات سکولار، با اصل ولایت مخالفت دارد، ولی فقیه را نفی و وجود آن را نقض جمهوری می داند و علیه هر ارگانی می ایستد که وابسته و یا خدمتگزار این نهاد استبدادی است. ما راهکار مناسب در قبال این "انتخابات" را، عدم شرکت در آن می دانیم تا از این طریق، اراده جامعه در برابر ولایت نمایان تر شود. حال اگر شهروندی به نیت تاثیر گذاری در ترکیب مجلس "خبرگان" قصد شرکت در انتخابات آن را  داشته باشد، از نظر ما کمترین کاری که می تواند انجام دهد همانا ندادن رای به منصوبینی است که برای تامین قدرقدرتی خامنه‌ای ولی فقیه و سنگر گرفتن پشت او  حاضر به انجام هر رذالتی‌اند.

2) در انتصاب - انتخاب "مجلس شورای اسلامی" نیز شرکت نمی کنیم، زیرا که در آن  امکان کاندیداتوری و رقابت برای حتی منتقدین یکه تازی‌های ولایت نیز به حداقل رسیده است. حکومت، از منتقدین خود و حتی ما مخالفین خود می خواهد که فقط در رای دادن، آنهم رای به کسانی شریک شویم که از تنگ ترین صافی تصفیه گذشته‌اند. چنین شراکتی، ارزانی خود ولایت باد. ما خود هر آیینه اگر از حق شرکت در چنین انتخاباتی محروم نبودیم، علیرغم مخالفت‌مان با بنیاد قانون اساسی سراپا تبعیض جمهوری اسلامی آمادگی این را داشتیم که برای بهره گرفتن از چنین تریبونی و معرفی برنامه‌هایمان و از جمله فضا سازی جهت تغییر بنیادین همین قانون، خود را در معرض انتخاب جامعه قرار دهیم. اکنون اما در این شرایط مشخص، خود را موظف می دانیم تا شهروندانی را که می پندارند می توان بر نتیجه این "انتخابات" مطلقاً نابرابر و غیر دموکراتیک تاثیر گذاشت، به در نظر گرفتن مواردی چند دعوت کنیم.

- به مخالفت با آن دسته از منصوبین شورای نگهبان برخیزید که مخالف "برجام"  هستند و علیه این توافق کارشکنی می کنند. نیات کاندیداهای مدافع ماجراجویی‌های مبتنی بر تز "عمق استراتژیک" حکومت ولایی در منطقه و تشبثات خامنه‌ای دایر بر "خطر نفوذ دشمن" را برملا نمایید. با استفاده از رای، مخالفت خود با کاندیداهایی را نشان دهید که از عقب نشینی ناگزیر این حکومت در برنامه خانمان برانداز هسته‌ایی ناخشنودند و سینه چاک حضور نظامی ایران در برونمرز‌ند؛ مخالفت با آنانی که، علیه برقراری مناسبات متقابل کشور ما با همه کشورهای جهان هستند‌.

- دست رد بر سینه هر آن کسی بگذارید که برای "نظارت استصوابی" یقه درانی می کند و در راستای هرچه بیشتر انتصابی کردن انتخابات گام برمی دارد.

- هر کاندیدایی را که مستقیم و یا غیر مستقیم عامل سپاه پاسداران می دانید به همگان بشناسانید و با استفاده از رای خود، در برابر نامزدهائی که مدافع دخالت سپاه در سیاست و اقتصاد هستند ایستادگی کنید.

- آن کاندیداهایی را تلخکام بدارید که دم از "فتنه" می زنند، برای "حصر" و "حبس" کف بر دهان می آورند و در پی پر کردن زندان از مخالفین و منتقدان هستند. اینها کسانی‌اند که مستقیم یا غیر مستقیم، از نهادهای امنیتی و نظامی و قضایی، همزمان خط و مزد می گیرند.

- کاندیداهائی را که در زمینه تصویب و تضمین قانون حداقل دستمزد برای کارگران و زحمتکشان ساکت هستند و پیرامون ضرورت تشکل های صنفی و مدنی جهت مقابله با انواع تضییقات و تبعیضات حکومت سکوت کرده‌اند، از رای خود محروم کنید. کاندیداهائی را که متهم به سوء استفاده از منابع مالی می باشند و نیز هر نامزد انتخاباتی مفتخور موسسات و بنیادهای غیر قابل کنترل دیگر را قاطعانه کنار بگذارید.

- از هویت کاندیداهایی پرده بردارید که حرفه‌شان زن ستیزی و تخصص‌شان عربده کشی در عرصه "حجاب" و "عفاف" است. از طریق رای خود، مدافعان فضای امنیتی کنونی و جریان‌ها و کسانی را که در جهت تنگ تر کردن فضای دانشگاهها و مراکز ادبی و هنری عمل می کنند، و نیز پاسداران سرکوب حقوق ملی- قومی در کشور و همه سودجویان از طریق ویرانگری محیط زیست ایران را پس برانید.

محمداعظمی- بهزادکریمی     

 اول اسفند ماه 1394                                                                                                           

  

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

دوستان گرامی آقایان کریمی و اعظمی، با کلیت مطلبتان همراهم، اما با عنوان فراخوان شما و برخی نکات دیگر با شما اتفاق نظر ندارم، که ذیلاً به توضیح موارد می پردازم.

ـ می نویسید؛ «...انتخابات در این حکومت، ابزاری است برای توزیع قدرت میان دسته بندی‌های آن به محوریت ولایت فقیه و نه تنظیم رابطه بین دولت و ملت...»
وقتی صحبت از یک حکومت میشود، خواه نا خواه مردم یا ملت هم در آن درگیرند. اگر قرار است واقع بین باشیم، باید بپذیریم که در نبودِ یک اپوزیسیون توانمندِ هوشیار در صحن علن جامعه، مردم یا ملت برای رسیدن به منزل دلخواه لاجرم و ناگزیر از انتخاب میان دسته بندی های موجود در صحن علن جامعه که همه به نوعی به حکومت متصلند، هستند.
و اگر با انصاف باشیم، علیرغم مسلط بودن شرایط انتخاب بین بد و بدتر در این سی و هفت ساله ی گذشته، در مجموع مردم همواره انتخاب خوبی داشته، و علیرغم افکار قَدر و سیاهِ انحصارطلبان ج.ا. جامعه در اثر تشخیص خوبِ مردم در سمت گشایش و ترقی با گامهایی کوچک اما مطمئن در حرکت است.

- می نویسید؛ «...انتخابات در جمهوری اسلامی اما این دور، بیش از هر وقت دیگری و بگونه فوق افراطی جنبه انتصابی به خود گرفته است...»
همانگونه که خود نیز معترفید، انتخابات در ج.ا. همواره در واقع جنبه ی انتصابی داشته، اما آنچه که شما فراموش می کنید، تا ذکر خیری از آن داشته باشید، قدرت خواست و اراده ی مردم است، شاید بد نباشد، که بخاطر آوریم، سیه اندیشان حاکم ج.ا. از جایی آغاز کردند، که مثلا بازی شطرنج را حرام، بودن زن در لباس ورزشی را حرام، موسیقی را به شیوه ای یاجوج ماجوجی تفسیر، کف زدن به هنگام اظهار شادمانی حرام و....بود.
استبداد در فرهنگ سرزمینمان نهادینه است. بنابراین تنها در ج.ا. نیست که انتخابات انتصابی است. با نگاهی به دور از طرفداری به شیوه ی انتخابات در اکثریت قریب به اتفاق سازمانها و احزاب اپوزیسیونی هم در می یابیم، که اموراتِ این احزاب و سازمانها نیز در اثر پیچش انگشتِ قدرتمدارانی انجام میشود، و در موارد فراوانی سخن افرادی که از امتیاز صاحب نفوذ بودن برخوردار نیستند، شنیده نشده و یا مورد توجه قرار نمی گیرد.
ما به یک خانه تکانی تدریجی و مستمر برای بیرون ریختن فرهنگ استبدادی و پی ریخت فرهنگی مردمسالارانه نیازمندیم

ـ وقتی شما با قاطعیتی زیبا در وصف حرکات دموکراسی خواهانه ی مردمان ایران می نویسید؛ «...نیروی دمکراسی خواه ایرانی نیز خود را هشیارتر از قبل نشان می دهد. این نیرو... در برابر زورگویی‌های بیش از اندازه و پا از گلیم دراز کردن‌های نوع "رستاخیزی" ولی فقیه از مقاومت باز نمانده است...»
برایم قابل قبول نیست، که در چند سطر پائین تر با نوشتنِ؛ «...رویکرد خود در برابر دو انتخابات روز 7 اسفندماه را عدم شرکت در آنها بر می گزینیم...» خود را در مقام تصمیم گیرنده یا ولی قرار می دهید.

مواردی را که از آنها به عنوان دلایل عدم شرکت در انتخابات نام می برید، در واقع همان دلایلی است، که مردمان کشورمان را ترغیب کرده تا با شرکت در انتخابات در جهت رفع یا تعدیل آن بکوشند. تاریخ تلاشهای سی و هفت ساله ی مردمان ایران خود مؤید این نکته است.

با کنار کشیدن و انزوا طلبی در واقع به انحصارطلبان سیه اندیش امکانی بیشتر برای جولان و کشاندن ایران به مهلکه ی انفجاری دیگر را می دهیم.
کشورمان نیازمند انفجاری دیگر از نوع بهمن ۵۷ و تعویض یک قلچماق زورگو با شاهقلی های زورگوتر دیگر نیست.
کشورمان بیش از هر زمان دیگر محتاج آن است که، هوشمندانش با توسل به خردِجمعیِ خالی از انحصارطلبی منافع ملی کشور را در نظر داشته، و بر سر منشوری مشترک مبنی بر فراگیرترین خواستها و مطالبات گردِ هم آیند.

بنده فکر می کنم که جدا از هر گونه نظری نسبت به کلیت انتخابات و حاکمیت با توجه به عدم حضور آلترناتیو نیروهای دمکراتیک و سیاسی در کشور تنها گزینه مقابله مردم با روند رو برشد ارتجاع و نظام حاکم همان اندک ابزاریست گه میتوانند از آن حربه ای برای سرعت گرفتن این روند در پیش گیرند. از نظر تحلیل سیاسی موضوع بدرستی قابل درک است که سرانجام این انتخابات چه سمت و سویی دارد و نیز منتج از چه عملکردی است ولی وقتی توده های وسیع مردمی خواهان حضور در این مبارزه نابرابرند این مسئولیت بر دوش نیروهای پیشرو بوده که همگام با مردم از نتیجه انتخابات مهندسی شده مطلع گردانید اگر امروزه نیروهای اپوزیسیون نتوانند همسوی مردم حرکت نمایند و صرفا درصد نفی برآیند دیگر نمی توان آن نیروها را پیشرو نامید. اینکه بگوئیم من شرکت نمی کنم اما اگه مردم شرکت می کنند کاندیدها برنامه ارائه بدهید و افراد مفسد و سپاهی را افشا کنیم راهکار صیحی بنظر نمی آید. من با توجه به نظر دوستان بنده در انتخابات شرکت نمی کنم اما شرم و انتقاد دارم از این انتخابم. من به یاد دارم اگر اشتباه نکرده باشم لنین هم در 5 اکتبر دارای یک استراتژی مشابه ای در این زمینه بدرستی بود

آقای بهزاد کریمی و محمد اعظمی! شما چه اطلاعاتی گرانبهایی به مردم دادید که آنها نمی دانستند؟ مردم بهتر از شما اینها را می دانند چون ب اگوشت و خونشان دارند تجربه اش می کنند. با اینهمه می بینند که جنگ بین تندروها و مسلمانان عاقل تر است و می دانند طرف کی را بگیرند چون می خواهند در این مملکت زندگی کنند و یک ذره تفاوت هم برای شان اهمیت دارد. شما ذهنیات خودتان را که سالهاست از ایران دور شده می نویسید. اصلاً ریطی به آنچه که در کله ما می گذرد ندارد.

آقایان کریمی و اعظمی
شما از چه منظر و با کدام عقبه اجتماعی از چنین موضعی حرکت می کنید. تجارب قبلی انتخابات در ابران جمهوری اسلامی نشان داده است که هر کدام از جناح عقبه اجتماعی خود را دارند. بنابراین استدلال شما برای تخطئه انتخابات 7 اسفند توسط شما از پشتوانه عینی برخوردار نخواهد شد ئ رویکرد شما پوشش و استتار نوین بر سیاست منسوخ تحریم است که همواره برنده سیاست تخریم اپوزسیون جمهوری اسلامی بوده است و روند دمکراتیک را دچار تاخیر می کنید ضمنا ناگفته نماند مخاطبان شما و ما هوادران چپ نیز جندان نقش تعیین کننده نداریم ولی می توان از انتخابات به مثابه فرصتی برای تحرک استفاده کرد تا شاید ورن تاثیر خود بر روند رویدادهای اجتماعی را افزایش دهیم.