بیانیه سازمان، بیان درماندگی سیاسی است

شاید این طنز سیاسی مختص جامعه ما باشد که یک پدیده معین سیاسی-اجتماعی بنام انتخابات نه تنها منجر کنش های مشابه از دو جریان کاملآ متفاوت و متضاد می گردد بلکه نتایج حاصله از آن نیز شبیه هم می شوند.

جریان مرتجع و اقتدارگرای جمهوری اسلامی که اصلی ترین مانع تحولات دمکراتیک در کشور است هربار با نزدیک شدن به انتخابات که در واقع "پاشنه آشیل "این جریان است بحرانی میشود، آنها از یک سو برای حفظ مشروعیت خود هنوزبه مشارکت مردم نیازمندند و از سوئی دیگر از نتایج برآمد شده از آن می هراسند و بدینگونه است که هر انتخاباتی را با هول و چه کنم چه کنم آغاز میکنند و اکثرآ نیز در پایان با نتایج آن به تناقض می افتند. آنچه که در بیانیه شورای مرکزی سازمان در ارتباط با انتخابات پیش رو آمده است در واقع چیزی جزاین نیست، رهبران سازمان ما علیرغم در پیش بودن این انتخابات پر اهمیت، مدتها از پرداختن جدی به آن طفره رفتند و با پرداختن به طرح غیرواقعی و کاذب "وحدت چپ" که سالهاست انرژی سازمان را بیهوده و عبث به انحراف برده کار بر این امر مهم را به تآخیر انداختند. نزدیک به دو دهه است که با نزدیک شدن به انتخابات هربار با تآخیر بسیار رهبری سازمان ما درصدد تصمیم گیری بر می آید و هر بار با نزدیک شدن به آن  به لکنت زبان می افتد، اکثر این اطلاعیه ها با تآخیر بسیار با نتایجی چون "ما تحریم میکنیم " یا "شرکت نمی کنیم" پایان می یابند و عجیب اینکه مردم همیشه بر خلاف توصیه های سازمان ما عمل کردند و ما نیز همواره با نتایج بدست آمده به تناقض افتاده ایم، پس ازاعلام نتایج هر انتخاباتی یا بی سر و صدا از روی مسئله گذشتیم، یا تبریک گفتیم و یا بگونه ای فهماندیم که اشتباه کردیم و در تمامی این موارد حتی یکبار هم بطور جدی بدان نپرداختیم که چرا ما در سیاستگذاری ها تا این حد خطا میکنیم و این امر همچنان تکرار شد، اما اینباردر چهل و پنجمین سالگرد سازمان، رفقا  با برپا داشتن جشن و سرور و یادآوری جایگاه رزمندگان فدائی در کنار مردم و اهمیت حضور سازمان ما در جامعه، دست به اتخاذ یک سیاست خیلی"جالب" زدند اینبار رهبری سازمان ما تلاش کرد تا از پیش جلو هرگونه سوء برداشت را بگیرد، ...آنها به نیروهای سازمان توصیه میکنند که در انتخابات شرکت نکنند اما از آنجائیکه خوشبختانه تا این حد از آگاهی سیاسی برخوردارند که بدانند عدم شرکت در انتخابت مجلسین به معنی برد همان جریان فاسد و ارتجاعی درون قدرت سیاسی است ومسئولیت اخلاق این خطای سیاسی سنگین گریبان همه ما از جمله رهبران سازمان را خواهد گرفت به تناقض می افتند و تلویحآ از مردم میخواهند شرکت کنند و در انتخابات چنین و چنان کنند و اینگونه درماندگی سیاسی سازمان را نمایش میگذارند .

نه رفقا ، مطمئن باشید که  اکثر رفقای ما یعنی همان کسانیکه از جان و مال خود در جامعه ما یه می گذارند و بصورت فردی یا جمعی در صدها نهاد و بنیاد و کانون در کشور فعالند با آگاهی از اوضاع و شرایط پس از برجام برای عقب نشاندن جریان مرتجع و امنیتی، همراه با ترغیب و تشویق مردم با شرکت در این انتخابات خرد سیاسی و آگاهی خود را به نمایش خواهند گذاشت، باشد تا این پیروزی جای پای محکمتری از خرد سیاسی در مغزرهبران سازمان ما از خود  بجای گذارد.

        

   

      

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

عجب تفکر مسخ شده ای در لابلای خطوط این نوشته کوتاه حاکم است. چنان از "جریان مرتجع و اقتدارگرای " می نویسد که بی اختیار به ذهن خواننده تلقین می شود که "جریان" مقابل آن فرشتگان آزادی و عدالت هستند!!
باید از نویسنده پرسید که شما از "روی حب علی می خواهید رای بدهید و با بغض معاویه"؟؟
رای دادن یعنی حمایت از برنامه سیاسی ـ اقتصادی یک جریان مشخص، یعنی پذیرفتن مسئولیت.
از نویسنده می پرسم آیا برنامه های رفسنجانی و روحانی و عارف را چاره درد مشکلات کشور می دانید؟
یا شاید تصور می کنید که سازمان بدون توجه به برنامه سیاسی احزاب و جریان ها ، تنها باید در "حماسه ملی" حضور داشت باشد؟
کاملا روشن است که شرکت در "انتخاباتی" چنین محدود و گزینش شده و قلابی نه تنها به انسجام درون سازمانی نمی انجامد بلکه پایه های اجتماعی سازمان را لرزان و چهره سازمان را مخشوش، تضاد های درونی سازمان را تشدید می سازد و نه تنها در نتیجه "انتخابات" هیچ گونه تاثیری ندارد بلکه سازمان سوز است.

آقای داریوش پارسا در صفحه "فیس بوک" خود، اینطور نوشته است:

"فرض کنیم اصلاح طلبان وشرکا، اکثریت را در مجلس کسب کنند احتمالا چه پیش خواهد آمد؟

1- خصوصی سازی کامل آموزش و بهداشت.
2-ازاد سازی تمام عیار قیمت ها
3- خصوصی سازی برای نزدیکان
4- تصویب قوانین ضد کارگری
5-خدمت به سرمایه های بین المللی و خرید بی رویه محصولات خارجی.
6- تقویت و رشد سرمایه داری نئو لیبرال
7- اجرای کامل و تمام دستورات بانک جهانی, صندوق بین المللی و بانک تجارتی.
8- وابستگی تمام عیار اقتصاد به سرمایه بین المللی, وتشدید وابستگی و در نهایت سیاسی
این است سیاست مجلس با گرایش دولت در جهت تقویت سرمایه داری کلاش نیولیبرال در تقابل با
دزدان جناح دیگر.
..."
می توان این لیست را ادامه داد.
آیا سازمان می تواند از این برنامه ، حمایت کند؟ در این صورت یا سازمان باید خودش را منحل سازد، چرا که حمایت از این برنامه ، نفی برنامه خود سازمان است.
از این رو بهترین سیاست همانا دفاع از برنامه مستقل سازمان و مبارزه در جهت به اجرا درآمدن آن است.