اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!

در وهله نخست این رژیم است که گزینه ها را جلوی مردم می گذارد. البته چنین کنشی با ماهیت وجودی و ارتجاعی او که اساسا سلب حق عمومی است و رهبرنظام که عصاره و محورنظام است خوانائی دارد و گرنه قدرتی بنام استبداد مطلقه بی معنا می شد. از او انتظاری جز این نمی رود. از کوزه همان برون تراود که در اوست. او تنها باید پائین کشیده شود. چنین کوزه ای تنها می تواند شکسته شود. 

اما فاجعه دوم و مهم تر جای دیگری رخ می دهد، درست در همانجا و در میان صفوفی وقوع می یابد که باید نیروی پائین کشنده باشد: وقتی مردم در موقعیتی قرارگیرند که اراده خویش را به دست چین شدگان و نسخ برکشیده دیکتاتور، هم چون یک نماینده کوچولوی او واگذارکنند، یعنی در خلق و آفرینش چنین موجوداتی هم چون یک الگوی کوچک از ولی فقیه و هم چون مخلوقات او مشارکت ورزند. در این جاست که تهی شدن و از خودبیگانگی صورت میگیرد. در این جاست که فرانگشتاین بزرگ با تولید صدها خرده فرانگشتاین، فرانگشتاین می شود. در اینجاست که مردم را در موقعیتی قرارمی دهند که هرکدام به یک ماکیاولیست حرفه ای به معنای هدف وسیله را توجیه می کند تبدیل شوند. هرکنشی خلق و خو و فرهنک مناسب خود را می آفریند و لاجرم به سلوک وکنشی فراتر از این یا آن مورد تسری پیداکرده و به سایرعرصه های زندگی و کشاکشی که در همه جا حضوردارد کشیده می شود. همه جا چهره این بیگانگی و باز تولید خرده فرانگشتاین ها تسری پیدامی کند.

بهمین دلیل معضل فقط دریک مورد مثلا فصل انتخابات نیست، این فقط یکی از تجلیات ولومهم آن است، مساله فقط بر روی یک مصداق و حول رأی دادن و ندادن در آن مورد خلاصه نمی شود. بلکه بیش از همه به مقاومت و مبارزه علیه قدرت و سلوک و فرهنگی دلالت دارد که این نوع کنش های از خودبیگانه کننده را ساخته و پرداخته می کند.

 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

آقای روزبه گرامی، شطرنج سیاست را میشود در روی صفحه ی سیاه و سفیدی که از فروشگاهی معتبر خریده ایم تمرین کرده و امیدوار باشیم، که به جامعه ای مبتنی بر عدالت اجتماعی برسیم، اما باید توجه داشت، که شطرنج سیاست در میدان یا صفحه ی واقعی زندگی به رغم مشابهت هایی با قوانین صفحه ی سپید و سیاه شطرنج کاغذی، تفاوتهای بسیاری نیز دارد.

پیاده های شطرنج واقعی زندگی، مردمان ساکن کوچه ها و خیابانهای کشور، نسبت به آنچه که می بینند و لمس می کنند، واکنش نشان می دهند. ایشان می خواهند، زندگی توأم با نشاط و خوشبختی و خالی از اجحاف و توهین داشته باشند. لذا از هر امکانی واقعی در محیط پیرامون خود در راه رسیدن به اهداف خود یاری جسته و می جویند.

آنان در پی اثباتِ درستی یا نادرستی این یا آن فرضیه ی جهانشمول اجتماعی که توسط این یا آن نابغه نوشته شده نیستند.
مردمان کشورمان در طول سی و هفت سال گذشته به رغم تحمیل تفرقه از سوی حاکمان، روی یک نکته ی بسیار اساسی اتفاق نظر داشته اند، و آن حفظ کشورشان بوده است.

گرچه در اثر سیاستهای نابخردانه ی حاکمان مستبد، هوا، خاک و آب کشور آلودگیهای خوفناکی یافته، اما مردمان کشور با حضور یکپارچه اشان در انتخابات اخیر نشان دادند، که عزمشان را جزم کرده اند، تا در سمت مبارزه با سیاستهای لاابالی گرانه ی ج.ا. برای رفع این مشکلات دست به اقداماتی جدی زده، و برای سلامت و نشاط زندگی در کشور بایستند.

لذا اگر شما، من و "ما" ها میخواهیم و باید در کنار مردمانمان قرار گیریم، باید که کم کاری سی و هفت ساله ی گذشته در اپوزیسیون برای ایجاد اتحادی بر مبنای فراگیرترین خواستها و مطالبات مردمی را بکناری نهاده، و در سمت ایجاد این اتحاد وسیع دموکراتیک از هر آنچه در توان داریم مایه گذاشته، و این موجود زیبا را برای برانداختن چرخه ی باطل استبداد در کشورمان متولد سازیم.