سوراخی که حفره شد!

نتایج انتخابات اخیر نشان میدهد، که علیرغم رد صلاحیت فله ای کاندیداهای سرشناس اصلاح طلب، تحریم انتخابات توسط بخشی از نیروها و شخصیت های سیاسی و روشنفکران وهمچنین نارضایتی توده ها از برآورده نشدن بخشی از وعده های انتخاباتی رئیس جمهور، مردم در انتخابات شرکت کردند و اراده خود برای تغییرات سیاسی – اجتماعی را به نمایش گذاشتند، این دستاورد به تغییراتی که در قدرت سیاسی و جامعه ایران از سال 92 در حال شکل گرفتن است سرعت خواهد بخشید و آنرا وارد مرحله جدیدی خواهد ساخت.

مهمترین تغییر بازگشت محسوس اصلاح طلبان به قدرت سیاسی است همان کسانی که تا همین پنج سال قبل با برپائی دادگاههای شبه استالینی توسط اقتدارگرایان حتی در معرض نابودی فیزیکی قرار گرفته بودند، البته باید اذعان داشت که زمینه ساز و آغازگر این تحول، جریان انتخاب ریاست جمهوری و پروسه بعدی آن بود که طی آن اصولگرایان عملآ به معتدل، میانه رو، سنتی، اقتدا گرا و امنیتی – نظامی مبدل شدند واین امر نه تنها از گستره و ابعاد سرکوب کاست بلکه ائتلافی را با اصلاح طلبان در فضای سیاسی ایران سازمان داد که پیروزی امروز را میسر کرد .

نا گفته پیداست که حضور اصلاح طلبان درمجلس ابتدا محتاطانه خواهد بود آنها مجبور خواهند شد تا مدتی از برخی شعارهای خود کوتاه بیایند اما روندهای جاری در جامعه ما، بخصوص پس از برجام بگونه ای ست که در آینده نزدیک راه را برای هرگونه محافظه کاری می بندد. ایران، مالزی و اندونزی یا چین نیست که بتوان آینده آنرا محصور به رشد اقتصادی کرد، این روند کوتاه مدت خواهد بود .

اگرچه در ابتدا به نظر میرسد این موفقیت، سهولت کاردولت در پیشبرد برنامه هایش را بخصوص در عرصه های اقتصادی و سیاست خارجی درپی خواهد داشت اما هنوز روشن نیست که بازتاب این پیروزی در بالاترین نقطه هرم سیاسی ایران یعنی رهبر جمهوری اسلامی و محافظه کاران رنگارنگ حول و حوشش چه خواهد بود و پیام مردم تا کجا وی را به کرنش وا خواهد داشت. اما جدا از اینکه او شخصآ پس از مراحل تشریفاتی اولیه، در آینده چه رابطه ای با موقعیت کنونی اصلاح طلبان بخصوص رهبران محبوس جنبش سبز خواهد داشت روند تجزیه و ریزش اصولگرایان چه در مجلس و چه درسایر بخش های حکومت تشدید خواهد شد.

تلاش دولت در جهت کوتاه کردن دستان سپاه، این نهاد نظامی از اقتصاد کشور، فشار به بنگاههای عظیم اقتصادی تحت نام هائی چون بنیاد و آستان قدس که با استفاده انواع  امتیازات بدون حساب پس دادن و پرداخت مالیات بخشی از اقتصاد این کشوررا گروگان گرفته اند، مبارزه با رانت و رانت خواری، فساد گسترده حکومتی و.... از جمله عرصه هائی هستند که بزودی در پی خواهند آمد و این همه به همراه تلاش در راستای باز سازی اقتصادی کشور قطعآ تاثیرات مثبتی را در رشد کشور به همراه خواهد داشت. اما این یک روی سکه است طرف دیگر سکه مردمی زخم خورده اند که با گذشت نزدیک به چهار دهه از انقلاب همچنان در راه رسیدن به اهداف آن خود را به در و دیوار میزنند. درهمین یک دهه گذشته از پوپولیزم تا جنبش سبز از سکوت و سرکوب تا تحریم های کمرشکن و بالاخره دولت اعتدال، همه را تجربه کرده اند، زمان برای تنفس فرا رسیده است. زمانی برای استراحت و بازسازی نهادهای مردمی، تشکلهای صنفی، بنیادهای فرهنگی و هنری که صدمات زیادی دیده اند. طبقه کارگر ایران از فقدان تشکل های راستین خود به شدت رنج میبرد، روزی نیست که در گوشه و کنار این کشور از عدم پرداخت مطالبات کارگران خبری نرسد، اخراج های مداوم و بی حساب و کتاب، به زندان کشیدن رهبران کارگران بدلیل یک اعتصاب معمولی و....  به امری عادی تبدیل شده است . مردم ایران طی تاریخ خود همواره از کوچکترین روزنه ها  برای پیشبرد آرزوهایشان سود جسته اند، سوراخی که دوسال پیش با فشار مردم و هدایت برخی عقلا در قدرت سیاسی تعبیه شد به یک حفره تبدیل گردید، حفره ای برای بیرون دادن آرزوهای بجا مانده، ما ایرانیان استاد اینکاریم .

 

 

     

   

افزودن نظر جدید