درتاریخ ادبیات غرب؛ درغیاب ما، چه گذشت؟

ادبیات غرب گرچه با دوکتاب شعر حماسی هومر در یونان باستان در هشت قرن پیش از میلاد شروع شد، آن ولی قدیمی ترین ادبیات جهان نیست. این ادبیات بعدها شامل ژانرهای - داستان، درام، شعر، مقاله، کمدی و اتوبیوگرافی شد. دوره های تاریخی ادبیات اروپای شمالی - ادبیات یونان و رم باستان، ادبیات سده های میانه، دوره رنسانس، عصر روشنگری، دوره رئالیسم، سالهای ادبیات مدرن و ادبیات زمان حال است.

غیر از هفت دوره فوق، سه مرحله و جریان جنبی ادبی دیگر نیز در جوار مراحل اصلی فوق وجود داشته - دوره باروک در پایان عصر رنسانس، دوره رمانتیک در پایان عصر روشنگری و دهه های ادبیات سوسیالیسم رئالیستی، در زمان سالهای میان دوره رئالیسم و عصر مدرن .

از جمله نویسندگان یونان باستان - هومر، آشیلوس، سوفوکلس، اریستوفانس، و خانم سافو هستند. ادبیات رم باستان در قرن سوم پیش از میلاد با خلاقیت هنری - پلاتوس، ورژیل، هوراز، اوید، و اپیکور آغاز شد.

کتاب دینی انجیل نخستین بار در سال 180 بعد از میلاد از زبان آرامی به زبان لاتین ترجمه گردید.

سده های میانه یا قرون وسطی را دوره ای هزارساله میان قرون 14-5 میلادی گمان میزنند. قهرمانان و شخصیت های ادبیات دوره سده های میانه شامل - مجاهدین مذهبی، عیاران، شوالیه ها، و قدسین دین مسیح بودند.

عصر نو در پایان قرن 15 میلادی آغاز شد. در دوره رنسانس و نوزایی، هومانیستها به کشف و تبلیغ مجدد فرهنگ دوره باستان پرداختند. آنان از قرون 13 و 14 میلادی شروع به فعالیت نمودند. در دوره رنسانس علاقه خاصی به طبیعت، لذت جویی، و زیبایی پرستی دوره باستان وجود داشت.

در این دوره تقلید ادبی از - ورژیل و سیسرو دوباره تبلیغ شد. دانته و شکسپیر نیز از جمله نویسندگان آغازین این دوره بودند .

در قرن 17 میلادی در کنار ادبیات رنسانس یک جنبش جدید ادبی فرهنگی بنام باروک به مخالفت با فرهنگ حاکم پرداخت. آنان به جای ارزشهای سکولار دوره باستان خواهان یک مذهب کاتولیک ترقیخواه و اصلاحگرا شدند. در دوره باروک شاهان و پدران مقدس اهمیت خاصی به شکوه و جلال و بریز و بپاش و اصراف کالاهای لوکس شکم سیرانه خود می دادند. در جنبش باروک، فرانسویان و اسپانیایی ها بسیار فعال بودند .

در دوره روشنگری سرانجام عقلگرایی حاکم شد. با کمک کانت بجای اتوریته های پیشین، سازمانهای خردگرایی فعال شدند و عقل جای یقین های پیشین و داده های پذیزفته شده الهی را گرفت. جنبش روشنگری یک حرکت عظیم اصلاحی یا انقلابی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بو. در عصر روشنگری دیگر ادبیات تنها وسیله برای سرگرمی طبقات مرفه نبود بلکه وظایفی انسانی، اخلاقی و شناختی را بعهده گرفت. در این دوره معرفی ایده آل ها نیزازجمله وظایف ادبیات گردید. از جمله ژانرهای ادبی عصر روشنگری، رونق رمان سفرنامه ای و رمان مکاتبه ای بود.

قرن 17 را میتوان قرن ادبیات و فرهنگ کلاسیک نیز نامید چون آنان بازگشت به دوره باستان را دوباره توصیه می کردند.

سرانجام با کمک روسو و شعار "بازگشت به طبیعت" و در مخالفت با عقل گرایی مکانیکی، جنبشی ظاهر شد که دنبال احساسات و عواطف رمانتیک بود. رمانتیک ها در ادبیات نه تنها جهان درون بلکه جهان بیرون را نیز مورد توجه قرار دادند. موضوعات طبیعی وتاریخی مورد توجه ادبیات رمانتیک قرار گرفتند. خلق و منیت فردی نیز مورد توجه قرار گرفت. رمانتیک ها خودرا نیرویی ملی و ضد ناپلئون وضد انقلاب فرانسه می دانستند و در تاریخ سده های میانه دنبال قهرمان ملی می گشتند. همه رمانتیکها محافظه کار یا سنت گرا نبودند بلکه نویسندگانی مانند ویکتور هوگو مبلغ عدالت اجتماعی شدند. در این دوره مترجمین، آثار شکسپیر را به زبانهای دیگر اروپایی ترجمه نمودند. سرانجام آنطور که رمانتیک، عصر روشنگری را کنار زد، ادبیات رئالیسم، دوره رمانتیک را در قرن 19 منحل نمود.

جنبش ادبیات رئالیستی از سال 1830 با کمک نویسندگانی مانند - بالزاک، فلوبر، دیکنز، و تولستوی شروع شد. در ادبیات رئالیستی بجای نظر و علاقه به دوردست ها و عجایب و جادو و جنبل انسان خیالپرداز، واقعیات روزمزه انسان اهل کار، موضوعات اطراف و معمولی مطرح شدند. مهمترین ژانر ادبی دوره رئالیسم رمان بود. رمان رئالیستی شامل رمان اجتماعی بود که خود شامل رمان خانوادگی، رمان عشقی، و رمان زناشویی نیز بود. انتقاد از شرایط سیاسی و اجتماعی موجب شد که ادبیات رئالیستی را ادبیات ضد بورژوایی، مردمی و انتقادی بحساب آورند. مهمترین مکان رمان رئالیستی غرب، شهرهای بزرگ مانند پاریس، لندن، برلین، پتروگراد و غیره بودند.

بین سبک رئالیستی و دوره رئالیسم فرق است؛ سبک رئالیستی گاهی در دوره های پیش از رئالیسم نیز گاهی وجود داشت مانند رمان "دکامرون" از قرن 14 میلادی، تمام نویسندگان دوره رئالیسم، رئالیستی نبودند. مثلا نویسندگانی مانند یوسف کنراد یا کپلینگ در انگلیس .

بعد از دوره رئالیسم، دوره مدرن در ادبیات غرب شروع شد که زمان آزمایش و تجربیات ادبی مدرن نیز بود .

ادبیات مدرن اروپا در میانه قرن 19 در فرانسه با کمک اشعار بودلر شروع شد. مدرن گرایان ادبی مانند رئالیست ها و رمانتیکرها به طرح زشتی ها نیز در جامعه می پرداختند. نویسندگان مکتب مدرن خواهان انقلاب ادبی بودند. از جمله نویسندگان ادبیات مدرن - برشت، ایبسن، چخوف، لورکا و بکت هستند. بعضی دیگر مانند کافکا و ویرجینیا ولف بجای داستان ، افکار و احساسات را در ادبیات مطرح نمودند. معمولا یک دوره تاریخی یا ادبی ممکن است حدود صد سال طول بکشد، ولی ادبیات مدرن قرن بیست اروپا ده ها سال است که خستگی خود را نشان داده است. ادبیات مدرن رسما از میانه قرن بیست به پایان رسید. ادبیات بعد از مدرن را ادبیات پسا مدرن یا ادبیات مدرن مرحله دوم می نامند . ادبیات بعد از مدرن را ادبیات زمان حال می نامند.

در ادبیات زمان حال غیر از ادبیات امریکا، ادبیات کشورهای جهان سوم نیز طرفداران بیشماری دارد .

تماس -

  Falsaf@web.de 

 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

آقای سلطانی گرامی، ضمن سپاس از زحمات شما، میخواهم واقعا درک کنم، مقصود شما از باز تایپ مجدد مطالبی که در هر فرهنگنامه ی ادبی هم میتوان یافت چیست؟
آیا بهتر نیست،به جای اینهمه، مثلا در مجموعه آثار برشت به عنوان یکی از نویسندگان مدرن ادبیات غرب تحقیقی کرده، و نظر خود را در باره ی آثار ایشان بنویسی، و در پرتو تحقیقاتت نشان دهی چگونه و چرا ملت آلمان با اینکه انسانهایی از زمره ی برشت را در انبان اجتماعی خود داشتند به دام نازیسم و فاشیسم افتادند؟