اختلاف آری، دشمنی نە

 

بعد از موافقت هستەای میان ایران و کشورهای بعلاوە یک موسوم بە 'برجام'، این امید وجود داشت کە کشورهای ذیربط سریعا وارد مرحلە عملی کردن مواد مطروحە در این توافقنامە شوند، اما حوادث بعدی نشان داد کە پیشبرد سریع کارها چنانکە بویژە طرف ایرانی انتظار آن را داشت، متحقق نشد و عملا روند کارها با مشکلات خاص و مهمی روبرو گردید. از جملە این موانع می توان در مجموع بە عدم دستیابی ایران بە دارائیهای مسدودشدە خود و کماکان عدم دستیابی لازم بە تسهیلات بانکی اشارە کرد. این مشکلات بویژە آنگاە سرعت یافتند کە سپاە پاسداران با حک شعار 'اسرائیل باید برود' بر روی موشک های نظامی دست بە آزمایش موشکی نامسئولانە زد، و زمامداران اقتدارگرای رژیم از خواب و خیال بودن فرجام های دیگر سخن بە میان آوردند. واقعیت این است کە آمریکا برای مقابلە با این موج تبلیغاتی و اقدام های نظامی تندروهای درون نظام، شتاب اجرائی کردن موارد مندرجە در برجام را کند کردە است. آمریکا با این کار خود عملا پیام داد کە برجام تنها یک تعهد اتمی ـ اقتصادی نیست، بلکە فراتر از آن در هنجارهای متعاقبە خود ناظر بر منش و کردار سیاسی هم هست.

اما همزمان علیرغم همە این اتفاقات ناخوشایند، برجام مهر خود را بر تغییر روند رویدادها کوبیدە است و در این میان علاوە بر سفرهای متعدد مقامات ایرانی بە کشورهای اروپائی و خریدهای گوناگون، اخیرا سفر 'فردیکا موگرینی'  مسئول سیاست خارجی اروپا بە ایران نیز می تواند از اهمیت خاصی برخوردار باشد. واقعیت این است کە بیشتر کشورهای غربی و نیز بخش مهمی از حاکمیت ایران مایل بە پیشبرد برجام علیرغم دشواریهای موجود هستند، و بر اجرای مفاد آن پای می فشارند.

البتە کش و قوسهای اخیرا، ضرورت و الزام وجود یک تغییر دیگر را بویژە در طرف ایرانی بیشتر از پیش نمایان می کند، کە آن هم ضرورت تغییر در الفاظ و سیاستهای تحریک گرانە و دشمن برانگیزانندە مقامات ایرانی ست. همین مشکلات مربوط بە مراحل ابتدائی اجرای برجام، نشان می دهند کە چقدر تحول در این زمینە اجباری ست و چقدر باید مقامات ایرانی از گوشە نگاهی دیگر لااقل برای رفع عملی تحریم ها هم کە شدە بە تغییر در نگاە، الفاظ و سیاستها دست بزنند.

با نگاهی بە کل شرایط، چنین بە نظر می رسد کە گرایشی قوی در درون نظام و پیرامون آن وجود دارد کە ارادەاش معطوف بە چنین تغییریست. سخنان روحانی در خصوص لزوم 'قدرت نرم' خود آخرین موردیست کە می تواند فاکتی قوی بر این ادعا باشد، و نیز نگرانی آیت اللە یزدی رئیس کنونی مجلس خبرگان، کە در انتخابات هفت اسفند رای نیاورد، در خصوص آیندە نظام و بویژە جایگاە ولایت فقیە در آیندە آن کە مفسران آنرا نگرانی وی از قدرت گیری روزافزون جناح اصلاح طلبان و اعتدالیون و یا مسلط تر شدن گرایش اصلاحی ـ اعتدالی بر سیاست ایران ارزیابی می کنند، خود فاکت دیگری برای پیشبرد این ارادە است.

البتە منطقا نمی توان انتظار تحولی اساسی و رادیکال در مسیر عادی شدن روابط بویژە میان ایران و آمریکا را داشت، زیرا کە این تحول منوط بە بسیاری مسائل دیگر هم هست، اما چنانکە قاسم محبعلی، مدیرکل سابق خاورمیانه وزارت امورخارجه ایران می گوید، می توان در عین اختلافات ارتباطات وسیعی هم داشت.

 بنابراین تغییر لفظ 'دشمنی' بە 'اختلاف'، آن محور مرکزی و اساسی تحول در نگاە حاکمیت است کە در شرایط کنونی می تواند بە عنوان یک عامل مهم، در میان عوامل دیگر، برای ایجاد شرایط بهتر جهانی جهت یک اقتصاد زندە و تحول در زندگی روزمرە مردم ایران کمک کند.

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

جای بسیار تاسف است که نویسنده بکلی نسبت به ماهیت سلطه طلبانه و تجاوزگرانه امپریالیسم آمریکا بی توجه است و رفتار شرم آور آمریکایی ها را در بهانه آوردن برای کند کردن و اجرا نکردن موافقت نامه موسوم به برجام بخاطر " شعار نویسی" سپاه ، توجیه می کند. این رژیم همیشه از زمان تاسیس اش شعار داده است قبل از برجام هم شعار می داد. اگر برای امریکایی ها، "شعار" مهم بود ،می توانستند که یک بند از توافقنامه را به آن اختصاص دهند!
چون روز آشکار است که بد عهدی دولت و کنگره آمریکا به روند اجرای برچام لطمه می زند و مانع اصلی اجرای آن است. اتفاقا سود زورگویی آمریکایی ها به جیب مخالفان برجام می رود و موجب تضعیف موضع دولت نئو لیبرال روحانی می شود. اگر دولت آمریکا صادقانه عمل میکرد، حسن روحانی از این که تو بغل باراک اوباما بپرد هم باکی نداشت !
اظهارات جان کری را بمراتب باید " نامسئولانه"تر ارزیابی کرد آنزمان که وی با خوشحالی می گوید که " ایرانی ها تنها 3 میلیارد دلار توانسته اند دریافت کنند" و هم زمان 2 میلیارد دلار از دارایی های ایران در آمریکا هم توسط دادگاه های این کشور به چپاول می رود! این اقدامات هستند که بدرستی حس " فریب بزرگ" و " باج گیری قداره بندان جهانی" را در مردم بوجود می آورد. چرا نویسنده محترم با یک چشم می بیند و به هیچ کدام از این "واقعیت " ها توجه نمی کند؟
این مقاله هم در راستای همان سیاست " چپ اندر قیچی" است که به استقلال کشور باور ندارد و دیگر "امپریالیسم" نمی شناسد و در عالم خیال است و تصور می کند بدون شناخت و بی توجه به سیاست های روز و راهبردی امپریالیست ها و بدون مقابله و مبارزه با جنگ افروزی غربی ها ، در ایران می توان دمکراسی و آزادی داشت و به عدالت اجتماعی رسید!