مصاحبە با رفیق فرخ نعمت پور پیرامون وضعیت کارگران در کردستان

ـ رفیق فرخ ضمن تشکر از شما بخاطر شرکت در این مصاحبە، روز جهانی کارگر پیش روست و بهمین مناسبت بە شما کە مسایل کردستان را با جدیت و پیوستە  پیگیری می کنید رجوع کردیم تا روایت شما از وضعیت کارگران در کردستان را هم بشنویم.

می دانید کە کارگران کردستان در زمینە فعالیت های مبارزاتی، در سال های اخیر بسیار فعال عمل کردە و نقششان علیرغم کمتر توسعە یافتگی صنعت و اقتصاد در کردستان از بسیاری از مناطق دیگر ایران فعالتر عمل کردەاند، بە نظر شما این طور نیست؟ چە عواملی در ارتباط با این مسئلە نقش دارند؟

 ـ بی گمان این تصویر درستی از واقعیت جامعە کردستان است کە از لحاظ اقتصادی و بویژە صنعتی در موقعیت عقب افتادەتری نسبت بە سایر مناطق ایران قرار دارد، اما از جنبە مبارزاتی فعال عمل کردە است. چرا و چگونە این  پارادوکس را می توان توضیح داد؟

بە نظر من بطور عمومی تصور نادرستی از وضعیت جامعە کردستان وجود دارد (و یا لااقل عامدانە از طرف نیروهای معینی تبلیغ می شود)، و آن هم این است کە گویا در صورت نبودن یک جامعە صنعتی قوی نمی توان از کارگران در یک جامعە گفت. آنان جامعە را بطور مثال با جوامع اروپائی مقایسە کردە و از این رهگذر بە نتایج دیگری نائل می آیند، نتیجەای کە ناظر بر نفی جامعە بورژوازی و بنابراین نفی حضور کارگران و مبارزاتشان است. بە نظر من خود واقعیات جامعە کردستان این تصور را نفی می کنند، بە دو دلیل خیلی واضح: دلیل اول اینکە در کردستان در زمینە کشاورزی، کارگاههای متفاوت و موسسات دولتی، قشر وسیعی از مزدبگیران کار می کنند کە بجز نیروی کار خود دارای هیچ مالکیت دیگری نیستند و بنابراین برای امرار معاش ناچار بە ارائە نیروی کار خود هستند و متعاقبا در یک رابطە و مناسبات کارفرما ـ کارگری قرار می گیرند کە در آن پول و امر ارزش اضافی حاکم است.

خوب با این حال بە جرات می توان از قشر وسیعی از مردم سخن گفت کە یک بنیاد کارگری دارند (هرچند نە در چهارچوب یک مناسبات سرمایەداری پیشرفتە و تعریف شدە مثل جوامع پیشرفتە)، و حتی اگر بە این بنیاد، آن خیل عظیم بیکاران را هم بیافزائیم کە در همە سطوح جامعە وجود دارند، باز تصویر واقعی تر و ملموس تر می شود.

واقعیت این است کە آن بخش از کارگران شاغل کە در موسسات گوناگون کار می کنند هموارە در جامعە کردستان در مقابل تضییقات واردە بر خود چە از جانب کارفرمایان دولتی و چە از جانب کارفرمایان خصوصی ایستادەاند و مقاومت کردەاند. و علت این روحیە بارز مبارزاتی را باید اساسا در جنبش کردستان دید کە از همان اوایل بەقدرت رسیدن رژیم جدید، شکل گرفت و بنیانهای خود را از لحاظ روانی مستحکم کرد. بنیانهائی کە ریشە در حضور قوی چپ در اشکال گوناگون آن و دوری افکار عمومی از الگوهای ایدئولوژیک رژیم داشت. همچنین باید بە یک مورد دیگر هم اشارە کرد و آن هم مسئلە ستم ملی یا ستم بر مناطق پیرامونی ست کە سیستماتیک از طرف رژیم اعمال شدە است. منظور این است کە خشم نیروهای کارگری از این ستم نیز نیرو می گیرد و بنابراین جلوەهای اعتراضی خود را بهتر بە نمایش می گذارد. واقعیت این است کە جامعە کردستان خود را جامعە عمدا فراموش شدە از جانب سردمداران می پندارد و این احساس و درک فراموش شدگی همچون پاشیدن نفتی ست بر پتانسیل های اعتراضی شان.    

 ـ با وجود فضای امنیتی شدید در کردستان، اما می بینیم کە بسیاری اوقات این جو توسط مردم شکستە شدە. بعنوان مثال در برخی شهرهای کردستان، با وجود ممنوع بودن روز کارگر، اما تجمع های علنی تشکیل می شود، یا در روز جهانی زن هم همین اتفاق می افتد، بنظر کمی عجیب  می رسد ولی اتفاق می افتد. جالب این کە نهاد های امنیتی نیز این را می دانند و بهمین جهت همیشە پیشاپیش برای جلوگیری عدەای از دست اندرکاران را احضار و تهدید هم می کنند، ولی مراسم با این وجود برگزار می شود. قضیە چیست؟

 ـ فکر کنم در سئوال اول بنوعی بە این مسئلە پاسخ دادەام. اما شاید بد نباشد بە موارد دیگری هم اشارە کرد. ببینید، جامعە کردستان همیشە بە این مشهور بودەاست کە نوع عکس العملش مسلحانە و خشن است. برای کسانی کە بە این تصویر عادت کردەاند، شنیدن اخبار اعتراضات کارگری کمی عجیب بە نظر می رسد زیرا کە سرشت و نوع مبارزە کارگران کە مبارزەای مدنی، متشکل و تودەای ست با شکل مبارزە مسلحانە کە دارای شکل حزبی و گروهی ست متفاوت است و این البتە یکی از جنبەهای جالب توجە جامعە کردستان است و نشان می دهد کە جامعە کردستان چقدر مستعد یک مبارزە مدنی و تودەای و درونگرایانە است. در مورد رژیم هم باید گفت کە آنان از تمام اهرمها برای سرکوب اعتراضات کارگری تلاش می کنند استفادە کنند، اما در همان حال، هم با جرات بیشتر فعالان کارگری روبرویند و هم شاید جناحهائی از آنان بدشان نیاید کە جامعە کردستان بیشتر بە بە این فرم اعتراضی روی بیاورند تا شکل مسلحانە (منظور جناحهای اصلاح طلب و معتدل درون رژیم است، چنانکە جناحهای تندرو درون ‌آن از وجود مبارزە مسلحانە بعنوان وسیلەای برای تداوم توجیە سیاست نظامیگری و تداوم جو امنیتی در کردستان بدشان نمی آید). هم چنین باید گفت کە مبارزات کارگران در کردستان از لحاظ عمق و گسترە هنوز همەگیر نیست و عمدتا در شهرهای بزرگ آن اتفاق می افتد. و نیز فراموش نکنیم کە جامعە کردستان در فرهنگ سیاسی رژیم یک جامعە پیرامونیست کە عمق خطر استراتژیک برای موجودیت رژیم همانند مناطق مرکز ندارد.

بە نظر من مجموعەای از این عوامل و کارکرد درونی و متقابلشان، وضعیت درونی را در کردستان شکل دادە است.

 ـ نکتە قابل تاملتر در این رابطە این است، کە تشکلها و فعالین کارگری کرد تلاش های زیادی برای ایجاد همبستگی بین همە کارگران ایران بعمل آوردە و می آورند و مسایل قومی  بە نظر می رسد در طرز رفتار آنها اثر زیادی نداشتە، این طور نیست؟

 ـ کارگران همیشە در منش سیاسی خود معمولا بیشتر از طبقات و قشرهای دیگر اجتماعی، مستعد پذیرش ایدەها و گرایشهای انترناسیونالیستی هستند. البتە این بدان معنا نیست کە مسائل ملی و هویتی برایشان مهم نباشد، اما در ورطە گرایشات تند ناسیولایستی افتادن معمولا با منش سیاسی و طبقاتی آنان زیاد همخوانی ندارد. بنابراین شما در اعتراضات آنان کمتر بە امر تقابل میان ملت ها برمی خورید. از طرف دیگر می بینیم کە کسی بە اندازە کارگران از امر ستم ملی و یا اتنیکی رنج نمی برد زیرا کە این ستم مانع گسترش صنایع بە مناطق پیرامونی و ملی و قومی می شود کە از عواقب آن بیشتر از هر کسی دیگر، کارگران زیان می بینند. هم اکنون افراد بیکار زیادی در کردستان بناچار بە شهرهای بزرگ مرکز ایران برای کار روی می آورند، افرادی کە ناچارند ماههای آزگار از خانوادەهایشان دور باشند و در پی لقمەای نان بە کارهائی تن دربدهند کە مشمول هیچ نوع قانون کاری در ایران نمی شوند. در کل بە نظر من می توان گفت کە کارگران کردستان اگرچە در معرض انواع ستمها قرار دارند، اما یکی از پایەهای همبستگی میان مردمان ایرانند، چە حال و چە در آیندە. امری کە نیروهای سیاسی چپ باید روی آن حساب ویژەای بازکنند.  

 ـ می دانید کە تبعیض در مناطق ملی – قومی موضوع روشنی است، شما کە مسایل قومی را دنبال می کنید، متوجە تبعیض مضاعف با کارگران در کردستان شدەاید؟

 

ـ فکر کنم بە این سئوال هم در سئوال قبلی بنوعی جواب دادەام. بهتر بشکافم: چە رژیم پهلوی و چە رژیم اسلامی همیشە کردستان را بشیوەای لااقل بالقوە غیر خودی حساب کردەاند. مرکزگرائی افراطی کە ریشە در ایدەئولوژی 'ایجاد دولت ـ ملت صرفا آمرانە' دارد، نە تنها باعث تخصیص سرمایە و اعتبار از مرکز بە پیرامون در سطح گسترش صنعت نشدە است، بلکە بیشتر از پیرامون بە مرکز از طریق غارت آن مناطق بودەاست. و این یعنی ستم مضاعف. ببنیند! خیلی راحت تر می توان بە این سئوال جواب داد. تنها کافیست از مناطق کردنشین سفری بە مناطق مرکزی ایران داشتەباشید! اختلافات را بوضوح در یک سفر کریستوف کلمبی چند ساعتەای می توان دید! البتە نمی خواهم از این تصویرپردازی بە این نتیجە برسم کە گویا آنجا هم بهشت است و همە چیز بر وفق مراد، اما نوع ستمها و شدت و حدت آنها را بوضوح می توان از هم جدا کرد.

جالب اینجاست کە شاە، کردها را ایرانی می دانست، اما جمهوری اسلامی، هم ایرانی و هم اسلامی، اما بە جرات می توان گفت کە فاصلە میان جامعە کردستان با جمهوری اسلامی بمراتب بیشتر است از نسبت فاصلە آن بە رژیم شاە!

 ـ من می دانم و شنیدەام کە در دادگاە ها بطور کلی حساسیت راجع بە فعالین کارگری کرد و بە اصطلاح گروە های اتنیکی بیشتر است و معمولا قضات دادگاە ها با آنها رفتار بمراتب بدتری دارند، در مورد دیگر فعالیت های مدنی و فعالانشان هم همینطور است، چرا؟

 ـ این ریشە در نگرش شوینیستی و مرکزگرایانە سرکوبگران دارد. ببینید آنان شاید همیشە در این مورد بد بودەاند... بسیار بد، بدتر در برخورد نسبت بە فعالین مرکز. هنگامیکە بار شوینسیتی بر بارهای دیگر افزودە می شوند، بیگمان وزن خیلی بالا می رود و این آن چیزیست کە فعالان مدنی کرد بهای آن را با جان و تن خود می پردازند. برای یک شوینیست مرکزگرا کە با چشم تحقیر دیگران را نگاە می کند، دیدن و برخورد کردن با انسانهائی کە منش و هویت فکری و سیاسی با کیفیت تری دارند می تواند بسیار آزاردهندە باشد. زیرا کە این، دادەهای ذهنی وی در مورد بی لیاقتی این افراد را بشدت زیر سئوال می برد. از یاد نبریم شوینیستها خطوط تماس زیادی با راسیست ها یعنی نژادگرایان هم دارند. بە نظر من برخورد بد تنها ریشە در نفرت سیاسی ندارد، بلکە در بسیاری جاهها با روحیات شوینیستی و راسیستی هم عجین است.

 ـ پیامی بمناسبت روز کارگر برای کارگران و بویژە کارگران کرد دارید؟

 ـ متاسفانە وضع کارگران ایران و بە همراە آنان کارگران کردستان در این سالها بد و بدتر شدە است. بحران اقتصادی جهانی، سیاستهای جمهوری اسلامی (بویژە در دورە احمدی نژاد)، نبود تشکلهای مستقل کارگری و سرانجام سرکوب شدید، کارگران را بە زندگی در شرایط بسیار دشواری سوق دادە است. امید آن دارم کە در سال جدید کارگران بتوانند بە یمن گسترش مبارزات خود، نهاد قدرت در ایران را لااقل در زمینە بازتوزیع ثروت اجتماعی بە عقب نشینهای مهمی وادار کنند و همچنین بتوانند بە ایجاد تشکلات ویژە خود نائل آیند.

 

منبع: 
کارآنلاین
بخش: 

افزودن نظر جدید