عدم رعایت ایمنی کار، بلای جان شهروندان

طبق خبرهای منتشره در یکشنبه 29 فروردین ماه، کودک شش ساله ای در زنجان بدنبال سقوط در یک چاه حفر شده که فاقد پوشش و حفاظ مناسب بودە، جان خود را از دست داده است. پس از بازرسی مقامات قضایی حکم پیگرد قانونی شهردار و تنی چند از مسئولانه منطقه که ناظر و مجری این پروژه بوده اند بدلیل رعایت نکردن موارد ایمنی و به خطر انداختن جان شهروندان، صادر شده است.

با گذری بر خبرها و گزارشات چند سال گذشته به موارد مشابه بسیاری برمیخوریم که حفر چاه و کانال بدون رعایت موارد ایمنی و یا نبود علائم هشدار دهنده پیشگیرانە، حوادث زیادی را سبب گردیدە و بە قیمت جان و مصدومیت عدەای از شهروندان تمام شدە است . حفاریهای غیر اصولی جنب ساختمانهای اداری، مسکونی، نصب و بکارگیری داربست های غیراستاندارد، استفاده از جرثقیل، آسانسور و بالابرهای ساختمانی کهنه و مستهلک، رها کردن تابلو و کابلهای برق فشار قوی بدون محافظت های لازم، احداث پل و گذرگاه های موقت با کمترین استقامت، ساخت و ساز ساختمان هایی با حداقل مقاومت و دهها موارد دیگر، نیز باعث کشته و مجروح شدن عدە دیگری از کارگران، رهگذاران و ساکنین محل شده است.

بارها شاهد بوده ایم که قربانیان این حوادث، مقصرین و علل آن پس از گذشت زمان بدست فراموشی سپرده شده اند. این حوادث خسارات و تلفات بسیاری را به جامعه و سرمایه ملی وارد میکند و به حوادث زنجیره ای تبدیل شده است اما چرا چاره ای جدی و کارساز برای آن اندیشیدە نمی شود و هیچکس پاسخگوی مسئلە نیست روشن نیست.  در پس هر حادثە این چنینی موضوع مدتی سوژه رسانه های عمومی میشود، مقامات مسئول وعده و نویده پیگیری و حل معضل را میدهند اما با رخ دادن حادثه ی جدید، حوادث قبلی بە فراموشی سپردە می شوند و صدای اعتراض قربانیان پژواکی در این فضا نمی یابد.و تکرار حوادث هم اثری در این بی عملی ها ی مسئولین کە بە رویە تبدیل شدە نمی نهد.

 

این مجموعه حوادث عمدتا بخاطر عدم وجود آموزش متناسب با حرفه و نبود کنترل و پیگیری مقررات ایمنی است کە رخ می دهند. علاوە بر این، نقایصی کە در قوانین و ساختارها وجود دارند در این حوادث بە سهم خود بی تقصیرنیستند و ارگانهای ناظر مانند نهادهای صنفی کە می توانند نقش مثبتی در کنترل ورعایت ایمنی و اصلاح مقررات داشتە باشند امکان نقش آفرینی ندارند. بنابر این تا درب بر این پاشنه میچرخد کماکان شاهد این فجایع خواهیم بود و پایانی بر آن متصور نیست.

 

بهروز فدائی

بخش: 

افزودن نظر جدید