آیا در آنجا تهمت و نسبت دروغ، مجاز است

مطلبی با عنوان هسته های خفته سیاسی در سایت اخبار روز، در تاریخ شانزدهم فروردین ماه به  قلم آقای ایشچی منتشر شده که جای تامل دارد. از همین رو قرار بر این نبود که به آن پاسخ داده شود، ولی چون این نوشته در کارآنلاین و سایت اخبار روز منتشر شده، لازم دیدیم نظراتمان را در باره آن به این دو رسانه برای انتشار ارسال کنیم.

نویسنده سناریویی را در عالم خیال با یاری جستن از عملکرد دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی ایران و جریان های اسلامگرای افراطی و تعمیم آن به احزاب و سازمان های سیاسی خارج کشور، با دستگاه فکری متوهم خود موجودات مخرب و آلت دستی با نام هسته های خفته سیاسی ساخته و سپس در عالم خیال برایشان شرح وظایف تعریف وبه احزاب و سازمانهای سیاسی هشدار میدهد که نسبت به عملکرد آن ها حساس بوده و آنها را زیر نظر داشته باشند تا آسیبی متوجه اشان نشود. وی اعلام میدارد جمهوری اسلامی با سازماندهی افراد هوادار خود در قالب نیروی ضربتی، از آنان بر علیه دشمنان نظام در خارج از کشور استفاده میکند، همانطوری که جریان های اسلامگرای افراطی به این شیوه متوسل میشوند.

معتقد است این هسته ها فعالیت های روزمره خود را در پیوند با جمهوری اسلامی یا جریان های اسلامگرای افراطی ادامه میدهند و در هنگام لزوم، این روند فعالیت غیر محسوس، به صورت اقدامات آشکار تروریستی و خرابکارانه تغییر شکل میدهد. نویسنده ادامه میدهد این شیوه اقدامات نه در جمهوری اسلامی ایران و در میان اسلامگرایان افراطی بلکه این ساختار مخرب در میان فعالان سیاسی سکولار، دموکرات و چپ هم دیده میشود. هسته های خفته درون صفوف چپ دموکرات وسوسیالیستی محفل هایی هستند که وی آنها را لیبرال دموکراسی محافظه کار مینامد، و اظهار میدارد که این محفل ها در روزهای حساس آن سازمان ها را به بیراهه میکشند،و اضافه میکند همانطوری که شاهد اقدام آنها در یکی دو دهه اخیر هستیم. در اعتراضات سال ١٣٨٨ در کشور نیز از مردم کشور میخواستند خشونت نکنند و آنها را به تسلیم و باز گشت به خانه خویش دعوت میکردند.این محفل همواره این رفتار سیاسی را تکرار و در انتخابات هفتم اسفند ماه نیز جنبش سکولار دموکراسی را به حمایت از جناحی از حکومت و “ لیست امید “ آن و شرکت در انتخابات نمایشی که به نظام مشروعیت حقوقی و قانونی و چهره دمکراتیک میبخشد،فراخواندند. سرانجام هشدار میدهد که باید  این سلول های خفته را که بار دیگر بیدار و چپ های دموکرات را در لحظات حساس غافل گیر و فلج خواهند کرد مواظب بود و زیر نظر گرفت.

به گمان ما در خوشبینانه ترین حالت نویسنده به قبح مقایسه ای که انجام داده آگاه نیست و کارکردی را که برای“هسته های خفته سیاسی“ ساخته و پرداخته دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی تعریف میکند، برای همین هسته ها در سازمان های چپ و دموکرات نیز قایل میباشد. لذا باید پذیرفت که نظر نویسنده این است که سلول های مورد نظر ساخته و پرداخته خود سازمان ها یا جناحی از آنها است و یا حاصل یک دگردیسی در بخشی از آنان، و یا ناشی از فعالیت پنهانی سایر احزاب و سازمان ها در درون همدیگر و حتی حضور عوامل اطلاعاتی نظام جمهوری اسلامی در این احزاب و سازمان ها است. در اینصورت کیفیت ارتباطی که میتوان توضیح داد همان رابطه ای است که میان آن ها با نظام جمهوری اسلامی و همینطور میان آنان با جریان های اسلامی افراطی برقرار است.

با چنین ارزیابی از عملکرد سلول های سیاسی، بیش از همه، سازمان ها و احزاب سیاسی مخاطب این نوشته هستند. آنان  چرایی این اتفاقات و اتهامات را باید توضیح دهند. اما پرسش ما از نویسنده این است که چه خوب میشد ایشان بجای نسبت دروغ و تهمت به هواداران داخل کشور که شیوه شناخته شده مذموم و منسوخ و یادگار دوران نابالغی و عقب مندگی سیاسی چند دهه پیش فعالان سیاسی است، نقد خود را در باره رفتار سیاسی گروه هوادار مورد نظر خود همراه با دلایل رد نظرات گروه ابراز میکردند، تا علاقمندان بدرستی در جریان اختلاف نظر ها قرار گیرند، چون در غیر اینصورت میتوان اظهار داشت که این اتهامات برای انحراف افکارعمومی از غیبت نویسنده و همفکرانش در تحولات جاری در کشور است.

این گرایش برای توجیه رفتار سیاسی خود که در تقابل با نظر اکثریت مردم قرار دارد، فعالان سیاسی همراه مردم را که در انتخابات شرکت کردند،با عوامل ساخته و پرداخته دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی ایران و جریانهای اسلامگرای افراطی تروریست، نظیر هم معرفی میکند، تا نه فقط صحت عملکرداین فعالان بلکه درستی حضور میلیونی مردم را  به زیر سؤال برد.

 اتهامات این نوشته نه فقط متوجه هواداران داخل کشور بلکه  متوجه سازمان های چپ و دموکرات و بطور  خاص سازمان فداییان خلق ایران است، و کارکردی چون حکومت جمهوری اسلامی یا جریان های اسلامگرای افراطی در ایجاد این سلول ها برایش در اذهان القا میکند. در غیر این صورت باید گفت این مطلب خام غیرحرفه ای همه مرزهای اخلاق را در نوردیده و این هسته ها را نه نتیجه سازماندهی سازمان فداییان اکثریت و نه حاصل دگردیسی بخشی از هواداران بلکه تزریق خارج از دایره نیروهای چپ و دموکرات تعریف میکند.

اما همه ناراحتی این گرایش سیاسی بخاطر مواضع هواداران داخل کشور است که اغلب آنان درانتخابات شرکت کردند. Aنان بجای ارایه دلایل عدم شرکت خود در انتخابات و پاسخ به  اظهارات این بخش از هواداران ساکت اند و به تهمت و دروغ متوسل و توهمات خود را، از تحولات سال ١٣٨٨ بجای رفتار سیاسی آنان معرفی میکنند. اینان هنوز نتایج حضور گسترده مردم را در انتخابات سال ١٣٩٢ را باور ندارند. مهمتر اینکه برایشان قابل درک نیست که اگر خواسته های شان تحقق پیدا میکرد و رقیب روحانی به ریاست جمهوری میرسید، مردم ایران امروز در چه شرایطی قرار داشتند. آنان قادر به تحلیل شرایطی نیستند که عینیت پیدا کردن آرزوهایشان در سال 1392 که با خواست افراطی ترین جناح حاکمیت منطبق بود، چه بر سر مردم می آمد.

 آنان با چشم بستن بر بدیهیات و واقعیت های جامعه، خود خفتگی خود را به دیگران نسبت میدهند. هواداران همواره این پرسش را مطرح کرده اند چرا شما اهداف مبارزه نظیر حذف ولایت فقیه، نظارت استصوابی، انتخابات آزاد، کسب آزادی های سیاسی و... را پیش نیاز شرکت در مبارزات در کشور میکنید؟ از شما پرسیده میشود، چرا در انتخابات ریاست جمهوری سال ١٣٩٢ شرکت نکردید، که اگر شرکت گسترده مردم نبود با عملکرد شما و همفکرانتان جلیلی بر صندلی ریاست جمهوری تکیه زده بود، و اکنون نه “برجامی “بود و نه کشور در شرایط امروز قرار داشت. کافی است به کشور های پیرامون خود نگاهی داشته باشیم. ما همواره برای بیان نظراتمان از ساده ترین اشکال بهره گرفته ایم تا نیاز به تفسیر نداشته باشد. ما بارها گفته ایم در انتخابات ها و سایر فعالیت های اجتماعی از جمله  فعالیت های صنفی ـ سیاسی شرکت میکنیم که نقش ولی فقیه را در حیات سیاسی کشور کم اثر و در نهایت بی اثر کنیم، نظارت استصوابی را از میان برداریم، زمینه انتخابات آزاد را فراهم و به آزادی های سیاسی و حقوق شهر وندی دست یابیم. در این راستا معتقدیم که امروز حاکم کردن تفکر خاتمی یا روحانی (بخوان اصلاح طلبی) _  در شرایطی که با ظرفیت و توان جنبش مردمی امکان گزینه بهتری، نه در پیش رو بلکه آن سوی چشم اندازها هم متصور نیست _ بر احمدی نژاد و جلیلی (بخوان اقتدارگرایی ولایت فقیه) ارجح است. ما مجلس با اکثریت طرفدار دولت روحانی و اصلاح طلبان را بر این مجلس اصولگرای ذوب در ولایت ترجیح میدهیم و برای رسیدن به آن میکوشیم. اگر شما گزینه دیگری که قابل تحقق و متضمن منافع بیشتری برای مردم  میشناسید، بدون نسبت دروغ و اتهامات و خیال بافی ها اعلام کنید، تا با شما همراه شویم. اگر اینگونه نیست که تا کنون نبوده  میتوان جبران مافات کرد،  پلی میان سی سال پیش و امروز بزنید و با مردم همراه شوید.   

 اول اردیبهشت ماه ١٣٩٥

گروه خرداد ـ گروه هوادار داخل کشور سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

افزودن نظر جدید