گزارشی از برگزاری کنفرانس صلح و عدالت اجتماعی در گوتنبرگ

روز شنبه 2016.05.14 کنفرانسی به دعوت شبکه صلح و عدالت اجتماعی متشکل از 5 حزب از کشورهای مختلف، پيرامون مناقشات و نابسامانی های منطقه خاورميانه و نقش قدرت های بزرگ از جمله ناتو در اين درگيری ها برگزار شد. هدف کنفرانس علاوه بر ارائه نگاهی واقعبينانه به وقايع امروز، تاکيد بر ضرورت ايجاد صلح و امنيت بود که از ديدگاه سخنرانان و برگزار کنندگان اين کنفرانس بدون تامين رفاه و عدالت اجتماعی نتيجه مطلوب نداده و راه حل پايدار نخواهد داشت.

 

سخنرانان اين کنفرانس که در شهر گوتنبرگ سويد برگزار شد، به ترتيب ر. فاضل از حزب شيوعی عراق ، ر. فرخ نعمت پور از سازمان فداييان خلق ايران (اکثریت)، و شارلوت سوردستروم از حزب کمونيست سوئد بودند. همچنين حزب توده ايران با ارسال پيام کتبی به کنفرانس نقطه نظرات خود را در خصوص موضوع کنفرانس بزبان انگليس به اطلاع شرکت کنندگان در کنفرانس رساند.

 

اولين سخنران ر. فاضل در گفته های خود پس از اشاره به فرازهای مهم از تاريخ معاصر ازجمله اولين انقلاب در سال 1916و تاسيس حکومت عراق و استقلال کشور در سال 1932، جنگ دوره اول در کردستان سال 1940 ، انقلاب دمکراتيک سال 1958و بازسازی کشور پس از آغاز جنگ اسراييل، آغاز دور دوم از جنگ در کردستان سال 1961 و کودتای حزب بعث در سال 1963، قبظه کردن قدرت در دست صدام سال 1979، جنگ با ايران سال 1980 تا 1988 که شعار حزب شيوعی در آن سالها " نه به جنگ، نه به ديکتاتور بود"، حمله شيميايی به کردها در سال 1988، جنگ با کويت و اشغال آن سال 1990،  حمله آمريکا به عراق 1991، اجرای تحريم ها سال 1990 و نهايتا جنگ و اشعال کشور در سال 2003. شعار حزب شيوعی در اين زمان نه به جنگ و نه به ديکتاتوری بود و با حضور و حمله نظامی دولت خارجی مخالف بود و تنها جريان سياسی اپوزيسيون بود که اين موضع را داشت. پس از اين تاريخ کشور ديکتاتور زده علاوه بر مشکلات قبلی دستخوش عدم ثبات سياسی بدليل يک آغاز نادرست شده است. عمليات تروريستی، جنگ و فساد حکومتی و سو استفاده از قدرت با ميليون آواره از نشانه های اين عدم ثبات هستند. سال 2014 با به ميدان آمدن د اعش اوضاع پيچيده تر و شرايط زندگی برای مردم بمراتب سختتر شده است.

رفيق فاضل سخنان خود را با يادآوری از سخنان هنری کسينجر ادامه داد که دز يکی از سخنرانی های خود سالها پيش گفته بود که آمريکا هيج نفعی از برقراری آرامش و حل منافشات در مناطق مختلف نمی برد، بلکه تلاش دارد که با گرفتن سرنخها در دست خود اين درگيری ها را به جهتی سوق بدهد که به نفعش تمام بشوند.

پس از برقراری ساختار جديد سياسی، تقسيم قدرت با اتکا به مذهب و تعلق اتنيک انجام شد که با تفاهم آغاز شد اما پس از مدت کوتاهی مورد سواستفاده قرار گرفت، انتخابات و تقلبهای مکرر، تهديد رای دهندگان و منتخبين، خريد و فروش آرا، دخالت های دولت ها و نيروهای خارجی از جمله آمريکا، ايران، عربستان و قطر و ... وضعيت بغرنجی بوجود آورده است. در اين ميان تنش ميان دولت مرکزی و ايالتهای فدرال نيز به مشکلات ميافزايد. اختلافات شديد ميان بلوکهای سياسی مختلف در مجلس در دولت و حتی درون احزاب، روند تصميم گيری و قدرت اجرايی را تقريبأ ازکار انداخته است. مجلس در منطقه ردستان عملأ تعطيل شده است.  

عليرغم درآمد بالای ناشی از فروش نفت که در سال 2014 برابر با 140 ميليارد دلار برآورد شده است و عليرغم کمکهای و وامهای مختلف خارجی، هنوز هم وضعيت اقتصادی بسيار نابسامان است، از ميان 4 ميليون نيروی کار بخش بزرگی فاقد شغل هستند، نزديک به يک ميليون نظامی و پليس وجود دارند که تعداد زيادی از آنها فقط برای کسب حقوق و مزايا نامشان ثبت شده اما در عمل وجود ندارند. تنها 3% از بودجه به صنايع و کشاورزی اختصاص داده شده است. مرزهای بازرگانی بدون هيج کنترلی فعالند. برآورد شده است که نزديک به 700 ميليارد دلار در سالهای اخير حيف و ميل شده است.

حزب ما همراه با چند نيروهای دمکراتيک ديگر " ائتلاف دمکراتيک مدنی" را تشکيل داده  که 3 نماينده در پارلمان عراق دارد، و شعار خود را استقلال، صلح و عدالت اجتماعی اعلام کرده است. اين ائتلاف از سال 2011 تا بحال فعاليت های زيادی سازماندهی کرده است از جمله تظاهراتهای روز جمعه که هر هفته در شهرهای بزرگ کشور برگزار مي شود و مقابله با فساد حکومتی، رشوره خواری، و ايجار رفرم های اجتماعی را مطالبه می کند. شرکت کنندگان در اين تظاهرات ها بيشتر و بيشتر می شوند تا جايی که افراد شناخته شده مذهبی هم مدافع و حامی اين حرکتها شده اند که در ابتدا بعنوان تظاهرات کمونيستها تقبيح می شد ولی حالا هرچه بيشتر مورد اقبال مردم قرار می گيرد. ما خواهان جدايی دين از حکومت هستيم. ما خواهان حکومتی هستيم که برای همه عراقی ها باشد نه برای حزب خود. مردم می خواهند که تغييرات و رفرمهای ريشهايی برای بهیود وضع زندگی پيشبرده شوند. برای تضمين چنين کاری، رشد جامعه مدنی، برقرای صلح و آزادی های سياسی ضروری است.

مبارزه با داعش از اولويتهاست و اما پيروزی بر داعش که زمانی 40% خاک عراق را تصرف کرده و تنها بخشی از آن بازپس گرفته شده است، تنها با عمليات نظامی ميسر نمی شود، بلکه به اقداماتی چند جانبه، سياسی، اقتصادی، نظامی و مذهبی نياز دارد. از ياد نبايد برد که داعش ساخته و پرداخته نيروهایی است که برای اهداف امپرياليستی خود آن را در منطقه رشد داده و هنوز هم مورد حمايت قرار می دهند.

آنچه که به تقسيم قدرت سياسی در عراق برميگردد ما خواهان آن بوده و هستيم که حق تصميم گيری حداکثری به مناطق از جمله کردستان داده شود. ما اولين نيرويی بوديم که طرح فدراليسم را مطرح و از آن دفاع کرديم. اما معتقديم که همه اين پروسه و موفقيت آن مستلزم پذيرش و تفاهم دمکراتيک ميان طرف های مختلف است. نه دولت مرکزی حق تحميل دارد و نه حکومتهای محلی.

 

سخنران بعدی رفيق فرخ نعمت پور تمرکز خود را بر مسئله نفت و  فعال و انفعلات پيرامون آن قرار داد که بعنوان يکی از عوامل مهم در شکل گيری، تداوم و سمت و سوی تحولات منطقه نقش ايفا می کند. اینکە از ١١% نفت موجود جهانی در عراق، پنج درصد آن در منطقە کردستان قرار دارد و این بعنوان یک عامل نوین نقش مهمی در رفتار سیاسی چە نیروهای موجود در کردستان و چە نیروهای منطقەای و جهانی ایفا می کند.  وی همچنين اشاره کرد که نقش نيروهای خارجی در ايجاد و دامن زدن به درگيری ها را نمی توان ناديده گرفت اما نبايد در عين حال فراموش کرد که پيش زمينەهای موجود در اين مناطق از جمله فقر و فشارهای اقتصای اجتماعی و همچنين حضور حکومت های ديکتاتوری بستر کافی را بدست مي دهد که مورد سواستفاده جناح های تندرو سرمايه داران در کشورهای قدرتمند قرار بگيرند.

مسئله نفت که از حالت يک کالای اقتصادی فرار رفته و به يک کالای سياسی تبديل شده است، جايگاه ويژه ايی در موضع گيریها و بده و بستانهای دولت های منطقه و در عين حال کشورهای بزرگ همچون آمريکا دارد که ما بعنوان نيروهای مدافع صلح می بايست به آن توجه لازمه را داشته باشيم. هم اکنون بیشتر از 40 شرکت و موسسه نفتی در منطقه کردستان عراق مشغول به فعاليتند، قراردادهای ناعادلانه وضع می شوند و دولت مرکزی با حکومت اقليم بر سر استخراج و صدور نفت اختلافات شديد دارند. ترکيه برای دستيابی به نفت ارزان قيمت از يکطرف در حالیکه کردهای داخل ترکيه را سرکوب می کند، به دولت اقليم کردستان خود را نزديک کرده و از طرف ديگر به حمايتهای خود از داعش ادامه می دهد! دسترسی به نفت و امکاناتی که از آن طريق به دولت اقليم کردستان روی آورده، رويای قديمی استقلال را در اذهان دوباره زنده کرده و در سخنان اخير رهبر کردستان هم به آن اشاره شد. اين در حالی است که تا چند وقت پيش صحبت بر سر قدراليسم بود ولی اکنون جنبه ديگری بخود گرفته است. در داخل خود کردستان نيز آرايش نيروها تغيير کرده و قشر جديدی که می توان بورژوازی رانتیر نفتی ناميد رشد کرده کە بر تصميمات و روندهای سياسی تاثيرات قاطع دارد. این بورژوازی نسبت بە مسائل اجتماعی و اقتصادی زندگی مردم کردستان بی تفاوت است، و اهداف خود را دنبال می کند.

علاوە بر تلاش برای پایە ریزی یک روند همگرائی (در عین تاکید بر پلورالیسم)، برای برون رفت از مشکلات موجود در منطقه همکاری و اقدامات مشترک نيروهای چپ بعنوان یک عامل سیاسی کە معطوف بە تحولات سیاسی و اقتصادی بنفع تودەهای زحمتکش است، ضرورت دارد.

 

رفيق شارلوت سوردستروم که بتازگی از تونس بازگشته است از ديده ها و تجربيات خود برای روشنی انداختن به اوضاع منطقه بهره گرفته، به بهار عربی اشاره داشت که چگونه از تونس آغاز و يکباره بسياری از کشورهای منطقه را دچار تحولات بعدی کرد. او بر نقش مخرب کشورهای امپرياليستی از جمله آمريکا در ناکامی بهار عربی تاکيد داشت و همانا اين کشورها را سبب عقب ماندگی اقتصادی در کشورهای منطقه دانست. در ادامه وی خاطرنشان کرد که در کشور تونس عليرغم پيروزی نيروهای مذهبی در دور اول انتخابات اما بزودی برای مردم روشن شد که بايد بازنگری کنند، آنها بيشتر بسوی جدايی دين و دولت رفتند و در نتيجه در دور بعدی نيروهای بيشتر سکولار در انتخابات دست بالا پيدا کردند و اين بخاطر رشد نسبتآ خوبی است که جامعه مدنی در تونس داشته است. نيروهای چپ نيز از نفوز قابل توجهی برخوردارند. برای نيروهای کمونيست و چپ در سويد نيز بسيار مهم است که ارتباط ميان نابسامانی های مناطق مختلف را با تحريکات و دخالت های قدرتها و موسسات امپرياليستی را از نظر دور نداشته و برای مقابله با آن برنامه داشته باشند. حزب ما در همين راستا از مدتها پيش کارزار مخالفت با عضويب در ناتو را براه انداخته و اميدواريم با همکاری ساير نيروهای چپ که در شبکه" نه به تاتو" فعاليت داريم، از عضويت سويد در ناتو ممانعت کنيم.

در پيام کتبی ارسالی از طرف حزب توده ايران ازجمله به نکات زير اشاره شده بود:

رهبران آمريکا و اروپا در حال بررسی و تصميم گيری برای اخذ اقداماتی هستند که مرزهای موجود کنونی را در عراق و سوريه تغيير داده و مرزهای جديدی را بر اساس مذهب و فرقه گرايی برقرار کنند. روند اجرايی کردن نقشه خاورميانه جديد و يا همان " نقشه خاورميانه بزرگ" شتاب گرفته است.

آمريکا از قدرت خود برای تشديد ناآرامی ها و مناقشات داخلی با استفاده از  ديپلماسی شلاق و شيرينی بهره برداری می کند. اين امر تا کنون منجر به مقابله جويی ميان شيعيان و ثنی ها و نتش ميان عربستان و ترکيه از يکطرف با ايران از طرف ديگر شده است. پس از سال 2013 ايران جايگاه کليدی برای نقشه آمريکايی ها در خاورميانه پيدا کرده است. نقشه آمريکا برای تغيير مرزهای سياسی در جريان است و تابحال فجايه بزرگ انسانی را ببار آورده است.

بحران مهاجرات به يکی از مهمتريم عناصر سياست گذاری در کشورهای اروپايی تبديل شده است که واکنش های نژادپرستانه را در کشورهای عضو اتحاديه اروپا دامن زده است.

حزب توده ايران به تکرار براين ضرورت تاکيد داشته است که بدون يک تلاش مشترک و گسترده مردمی در دفاع از حل صلح آمير مناقشات منطقه اي، تراژدی ناشی از اعمال قدرت کشورهای آمريکا و اروپا همچنان ادامه داشته و گسترش خواهد يافت. قربانيان اين روند کارگران و تهيدستانی هستند که برای حفظ جان خود مجبورند به هرکاری دست بزنند.

گزارشگر:

حجت نارنجی

 

.........

 شبکه صلح و عدالت اجتماعی از تشکلهای زير تشکيل شده و در حال گسترش است:

حزب کمونیست شیلی ـ  یوتبوری

سازمان فداییان خلق ایران ـ اکثریت در یوتبوری

حزب کمونیست عراق ـ یوتبوری

حزب توده ایران ـ یوتبوری

حزب کمونیست سوئد ـ یوتبوری

 

 

 

 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

برگزاری این کنفرانس اقدامی بسیار اساسی و مثبت و راهگشا در راستای انترناسیونالیسم کارگری و پرتوان کردن نیروهای آزادی خواه و مردمی وعدالت خواه و صلح جو در منطقه است. بنظرم باید بیش از این بر اهمیت این کنفرانس ها و نشست ها تاکید کرد و برای تداوم و گسترش آن و پوشش رسانه ای آن تلاش و کوشش کرد.