"اصلاح طلبان" و نقش خندق دفاعی قلعه نظام!

سازمانها و احزاب "اصلاح طلب"، تاکنون به جامعه سیاسی کشور در هیج سند و برنامه سیاسی ای، اصلاحات مورد نظر خود را بیان نکرده اند. اینکه آنها چه نوع اصلاحی را مد نظر دارند؟ آیا مثلا خواهان کاهش قدرت ولی فقیه هستند؟ اگر آری کدام یک از ستونهای استبدادی ــ قدرتی ولی فقیه را می خواهند حذف نمایند؟ آیا حقوق شهروندی، فردی و جمعی مندرج در قانون اساسی را کامل می دانند؟ اگر نه؛ الف ــ کدامین از این فصول و مواد قانون اساسی و یا دیگر قوانین جاری در ایران را مغایر حقوق شهروندی دانسته؛ ب ــ بجایش چه پیشنهاداتی را برای تغییر قوانین نادرست، ارائه می دهند؛ ج ــ و چگونه و با چه راه کاری می خواهند این جایگزینی را عملی نمایند؟

آنها با چه برنامه و راه کاری می خواهند از انباشت قدرت اقتصادی، سیاسی، امنیتی و نظامی در چنگال های اختاپوس گونه سپاه بکاهند؟ آیا با ماجراجوئی های سپاه در منطقه موافق هستند؟ اگر نه چه برنامه ای را برای مقابله با چنین سیاست های تشنج آفرین دارند؟

آیا در قوانین ایران، زنان از حقوق برابر با مردان برخوردار هستند؟ اگرجوابشان منفی باشد، در آنصورت چه تبعیض هائی را مشاهده کرده و با چه برنامه و راه کاری خواهان رفع این تبعیض ها هستند؟ آیا تبعیض های نهادی شده گروهای اتنیکی را در قوانین قبول دارند؟ اگر آری چه برنامه و تغییری را پیشنهاد دارند؟

آیا به وجود تشکل های مستقل و آزاد و حقوق صنفی اعتقاد دارند؟ اگر آری آیا قوانین موجود چنین حقوقی را برسمیت می شناسد؟ اگر نه، چه راه کاری را پیشنهاد دارند؟

آنها که هم اکنون دارای فراکسیون قویی در مجلس هستند، آیا برای تغییر این قوانین ضد دمکراتیک و آزادی ستیز، برنامه ای داشته و لوایحی برای تغییر آنها برای ارائه به مجلس در دست تهیه دارند؟ و اگر نه به چه دلیل باید برای بار دیگر به شما رای داده شود؟ اگر شما با حضور در مجلس برنامه ای برای تغییر در قوانین غیر دمکراتیک حاکم نداشته باشید، حضور و یا عدم حضورتان در مجلس جه تفاوتی خواهد داشت؟

به این لیست می توان موارد دیگری اضافه کرد. آنچه که تاکنون از اسناد و برنامه های سیاسی این نیروها مشاهده می شود، تاسف برانگیز است. یعنی اینکه این نیروها نه تنها هیج برنامه و راه کاری، (برای عبور از نظام که نه، چرا که آنها خواهان عبور نیستند.) ولی برای "اصلاح" چنین ساختار سیاسی استبدادی و توتالیتر، ارائه نداده اند، آنها تنها برای "اصلاح" آن هیج برنامه ای ندارند، بلکه هنوز بر ــ پاسداري از اصول، ارزش‌ها، آرمان‌ها و دستاوردهاي انقلاب اسلامي ــ ؛ با ــ اعتقاد جدي به قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به عنوان مباني نظم اجتماعي ــ ؛ و با داشتن ــ اعتقاد راسخ به قانون اساسی با عنایت به اصول خدامحوری و مردم­سالاری؛ سودای احیا تمدن بزرگ اسلام .. ــ  و  ــ معتقد و ملتزم به احکام اسلامی و قانون‌اساسی جمهوری اسلامی ایران..  به منظور احیاء تمدن بزرگ اسلام .. ــ را در سر پرورانده و متاسفانه درعمل برحفظ و تداوم این نظام با تمام ابعاد استبدادی اش پای می فشرند.

آنهائی که خود را "اصلاح طلب" دانسته و دیگرانی را که با مبارزه ای مسالمت آمیز و بدون خشونت، خواهان تحول و تغییر بنیادین سیاسی در راستای استقرار سیستمی دمکراتیک بر پایه منشور جهانی حقوق بشر و ضمائم اش می باشند را "برانداز" می شناسند، به عقل و تجربه شناخته شده بشریت و انسان های آزاد ایرانی توهین می کنند. تا کی می توان از یک سو خود را اصلاح طلب دانست و  از سوی دیگر یکی از ارتجاعی ترین قوانین اساسی دنیا را ــ ..میثاق گرانسنگ ملت ــ  و ــ چارچوب حقوقی مناسبی برای به رسمیت شناخته شدن حقوق پایه شهروندان و آزادیهای مدنی و اصل برابری حقوقی ــ  ارزیابی کرد. اگر چنین ارزیابی ای از قانون اساسی نظام حاکم، توهین به شعور بشر متمدن و مدرن نیست، پس چیست؟

متاسفانه نیروهای "اصلاح طلب" با قرار دادن خود بین نظام و اپوزیسیون نقش خندق دفاعی قلعه مستبد نظام را بعهده گرفته اند. نقشی که باید از سوی اپوزیسیون واقعی برملا شده و عملکرد واقعی اش برای جامعه شناسانده شود.

 

زیرنویس:

{جملات بین ــ   ــ  برگرفته از اسناد و مدارک برنامه ای و اساسنامه ای نیروهای "اصلاح طلب" می باشد.}

 

افزودن نظر جدید