ادبیات، در برج عاج و دلخور از جهان

ناسازگاری های ادبی، دکان یا دلیل اجتماعی؟

در این نوشته کوتاه سخن از دو نویسنده معترض و ناسازگار اتریشی ـ آلمانی زبان است. توماس برنهارد میان سالهای 1989-1931 زندگی نمود. او در باره بیوگرافی خود یک مجموعه 5 جلدی نوشت. برنهارد بدلیل یتیمی و ابتلا به بیماری سل، آدمی ناامید، تلخ مزاج، پرخاشگر، خودخواه، پوچگرا، اغراق گر، جنجالی، تحریک کننده، تنها و گوشه گیر بود.

او گرچه در داتشگاه در رشتەهای کارگردانی، هنرپیشگی،موسیقی و آواز تحصیل کرده بود، ولی می گفت آخر تمام بازی های انسان در جهان و جامعه، پیری و بیماری و مرگ است. برنهارد نظری منفی و نیهلیستی به جهان و انسان و جامعه داشت. او می خواست از طریق ادبیات ثابت کند که انسان در بدترین نوع ممکن جهان و جامعه زندگی می کند.

موضوعات مورد انتقاد در آثار او، کلیسا، سیاست ، فرهنگ جهان، هرج و مرج و دروغهای زندگی هستند. وی کوشید از طریق جنجال های ادبی و رسانه ای به افشاگری بپردازد، و می گفت باید علیه حماقت های روزمرەگی شورش و اعتراض نمود. دلیل سرکشی اورا بیماری و یتیمی از دوران کودکی می دانند.

وی در آثارش با تنفر و تمایلات نیهلیستی به زوال فرهنگ در کشور خود می پردازد. از جمله موضوعات مطرح در آثارش - غم و بیماری و مرگ و سقوط و جنون و شکست و ترور و فاشیسم و شکاکی به امکان شناخت جهان است. در آثار او می توان تاثیر افکار برشت و بکت و تراکل را دید. آثار او شامل رمان و داستان و نمایشنامه و شعر و نقد ادبی و بیوگرافی هستند.

از جمله آثار او - جامعه شکار، قدرت عادت، مشاهیر، داستانها، بتون ، یک دوستی، ظاعر فریبکار، سوار کار، سفره آلمانی، سه روز، زندگینامه ورژیل، کارخانه آهکسازی، رفتن، مصلح جهان، جشنی برای بوریس، علت، زیرزمین، تصمیم، سه مجموعه شعر، شلوار نو آقای پیمان، سرما، گوشه گیری، منکر و دیوانه، انسانهای آسیب دیده، روی زمین ولی در جهنم ، منتقد فرهنگی، رئیس جمهور، ایمانوئل کانت، پیش از بازنشستگی، کمدی روح آلمانی، میدان قهرمانان، ویرایشگر، پسرخواهر ویتگنشتاین، و غیره هستتند.                                                          او پایاننامه دوره هنرپیشگی خود را در باره برشت نوشت. از جمله جوایز ادبی دریافتی برنهارد - جایزه شهر برهمن، جایزه دولت اتریش  جایزه بوشنر، و جایزه پن کشور اتریش هستند.

 

پیتر  هندکه  در سال 1942 از پدری آلمانی و مادری اتریشی بدنیا آمد و اکنون مقیم فرانسه است. در سال 1966 در سن 24 سالگی در جلسه کانون نویسندگان اعتراف کرد که او در ادبیات ساکن یک برج عاج است، و کسیکه قصد سیاسی اجتماعی نمودن ادبیات را دارد بهتر است سراغ احزاب و سازمانها برود، و نه در استتیک ادبیات جا خوش کند.

"هندکه" می گفت که زبان برای بیان درد و رنج انسان ناتوان است، و ادبیات یعنی تحریک دیگران و آب در لانه مورچه گان ریختن. زبان برای شرح و توصیف پدیدهها ناتوان است، و ادبیات یعنی بازی با زبان و نه شرح واقعیات. او از نویسندگانی می گوید که در برج عاج نشسته و دلخور از اوضاع جهان هستند.

آثار هندکه غالبا انتقاد از مقوله زبان هستند. او می گوید که جهان خارج از واژەها وجود ندارد. وی می نویسد تا با کمک زبان و نوشته از بن بست و شرائط بحران شخصی و اجتماعی خارج گردد. هندکه می گوید زبان گاهی وسیله فریب و دستکاری و مغزشویی و زورگویی است که در زمان نیاز بشکل ماسکی برای پوشش رفتار انسانی از آن سوء استفاده می شود، و انسان معمولا با نخستین جمله خود به دام مخاطب می افتد.

"هندکه" نوشته و ادبیات را نوعی عشق می داند تا با کمک آن انسان قادر باشد پایش را از گلیم خود فراتر بگذارد. او غالب آثار نویسندگان زمان خودرا مبتذل و لوس و تکراری و سیاسی نامید. در نظر هندکه نوشتن می تواند کمکی باشد برای تسلط بر جهان و ادبیات وسیلەای است تا انسان بتواند با کمک آن روشن تر درباره خود ودیگران فکرکند. مخالفت هندکه با ادبیات اجتماعی مسئول باعث شد که به او لقب نویسنده درونگرا بدهند.

استتیک جدید ادبی او شامل مقوله هایی مانند حقیقت و زیبایی و طبیعت و جهان نیز می باشد. آثار شدیدا اتوبیوگرافیک وی نه تنها تشان از شهامت ادبی او بلکه ابراز حالات فردگرایانه و شرح دقیق مشاهدات شخصی اونیز هستند. افکار او بیشتر تحت تاثیر نیچه، هایدگر، پوپر، ویتگنشتاین و هافمنتال است.

"هندکه" نمابشنامه های خودرا ضد تئاتر نامید، و گفت تخته های صحنه تئاتر چوبهای کف کشتی نجات جهان برای بشر نیستند. به وی تاکنون جوابز ادبی فرهنگی - هارتمن و شبلر و بوشنر و کافکا اعطا شده است. او خالق آثاری در زمینه های - رمان و نمایشنامه و داستان بلند و شعر و مقاله و نمایشنامه رادیویی و سفرنامه است.

از جمله آثار پیتر هندکه - توهین به حضار، ترس دروازه بان از پنالتی، سوار کار روی دریاچه یخ، بازگشت آهسته به وطن، زمانیکه آرزوها کمک بودند، بیچارههای بدون آرزو ، خانم چپ دست، در خلیج نا کجا آباد، ادبیات رمانتیک است، اوقات بی خبری از همدیگر، عدالت برای صربستان، دادگاه کبیر سازمان ملل، نامه ای کوتاه برای وداعی طویل، وزن جهان  و غیره هستند. موضوع نمایشنامه کاسپار او مقوله زبان است.

 

                                                                               

 

افزودن نظر جدید