رقابتهای منطقەای، در مرحلەای خطرناک

با تغییر نسبی استراتژی آمریکا و انتقال تمرکز سیاسی و نظامی این کشور از خاورمیانە بە شرق دور، جمهوری اسلامی، می تواند این را یک پیروزی برای خود قلمداد کند. این انتقال لااقل این اطمینان را بە نظام ایران می دهد کە بمانند سابق ایالات متحدە منبع خطر تلقی نمی شود.
علاوە بر همکاریهای نظامی ضمنی در عراق و همسوئیهای چند در برخورد با داعش در سوریە میان ایران و آمریکا، آنچە باعث این احساس امنیت بیشتر می شود، امضای برجام می باشد. جمهوری اسلامی بر خلاف سابق، تاحدودی وارد روندهای تعامل سیاسی با غرب شدە است.
اما با رفتن آمریکا، عنصر تضاد با کشورهای عربی منطقە، بویژە عربستان و قطر، برجستە شد کە از سال ٢٠١٥، با تغییرات معینی در بافت قدرت در عربستان این تضاد بە فرم تقابل و دشمنی آشکار با ایران کشیدە شد. بدین ترتیب تضاد حاد با آمریکا، جای خود را بە رقابتها و دشمنیهای خطرناک منطقەای داد.١ امری کە جناحهای میانە رو رژیم خواستند از آن با توجە بە قرارداد برجام و استفادە از عواقب آن، از آن حذر کنند، و جناحهای تندرو درون نظام از آن، استفادە بیشتر در جهت پیشبرد برنامەهای خود. 
برجستە شدن این تقابل، آثار معینی بر برجام و روندهای سیاسی و اقتصادی بعد از آن در ایران گذاشتە است. نظام سیاسی ایران کە شاید در این حد پیش بینی چنین وضعیتی را نمی کرد، حال وارد گودی شدە است کە ناچار بە ادامە آن می باشد. عربستان ظاهرا قصد عقب کشیدن ندارد. عربستان بە نیاز ایران بە اجرای عملی برجام پی بردە و با اعلام دشمنی خود کماکان بر پاشنە آشیل نظام در ایران، یعنی امر اقتصاد، می کوبد. ادامە دشمنیها بە نیاز سرمایە بە امنیت لطمات شدید می تواند وارد آورد. اگرچە عربستان، خود متحمل ضربات شدیدی از قبل این سیاست خود شدە است.
کشور در شرایط بە مراتب بدتری نسبت بە گذشتە گیر کردە است. شرایطی کە در عرصە داخلی نە با شاخص تورم کە با شاخص رکود تبیین می شود.
چنانچە اوباما صراحتا اقرار کرد، راە حل پایان این مناقشە خطرناک، مشارکت دادن ایران و تقسیم قدرت در منطقە با این کشور از طرف کشورهای عربی ست.
آنگاە کە سخن از پیامدهای این پذیرش است، می توان از قدرت گیری بیشتر نظام از جملە در داخل کشور گفت کە بە تحکیم پایەهای بیشتر استبداد منتهی می شود، اما از طرف دیگر شکست ایران در این منازعە، خطر تداخل کشورهای عربی از طریق ایجاد ناامنی را در پی دارد. در واقع امنیت و ماندگاری ثبات در کشور، حتی در بعد اجتماعی هم بە اقتدار کشور در این منازعە بدشگون بستگی دارد.
ایران در پی پیروزی خود است، و عربستان نیز در پی پیروزی خود. یکی می خواهد دیگری را دنبالەرو و بە قدرت دوم در منطقە تبدیل کند. نزاع عمدتا میان دو ایدەئولوژی اسلامی اقتدارگراست: شیعی و سنی. 
اما آیا راە حل سومی وجود ندارد؟ بی گمان وجود دارد، کە آن هم در همان منطق اوبامائی نهفتە است: شراکت. بە بیانی دیگر نصف نصف! (اگرنە بە بیان ریاضی کاملا دقیق). و این یعنی ایجاد نظامهای سیاسی در سوریە، یمن، عراق و قطر بر اساس دمکراتیک. اما آیا نظامهای ایران و عربستان کە خود دمکراتیک نیستند، از این دمکراتیسم طرفی برمی بندند؟ چونکە رژیمهائی بە روندهای دمکراتیک گردن می نهند کە خود دمکراتیک باشند. 
بنابراین در یک محاسبە سریع می توان گفت کە این یک تضاد خطرناک منطقەای است کە ظاهرا تنها با پیروزی یکی می تواند بە سرانجام خود برسد، و این یعنی ادامە وضعیت خطرناک کنونی تا زمانی پیش بینی ناپذیر. متاسفانە راە حل سومی تاکنون هویدا نیست.
اما اشکال تنها در غیردمکراتیک بودن ایران و عربستان نیست، بلکە در ماهیت خود نیروهائی هم هست کە در کشورهای مورد مناقشە حضور دارند، نیروهائی کە در صورت کسب اکثریت، عمدتا بە سیاست حذف دیگران دست می یازند.
عمق فاجعە در تکرار دایرەوار حوادثی ست کە راە خود را نمی تواند در یک مسیر خطی بازیابد.

زیرنویس:
١ـ ایران استراتژی ادامە رقابتها با عربستان را در عین حفظ روابط تعقیب می کرد و می خواهد بکند، اما عربستان خود را در این عرصە باختە تلقی می کند.

افزودن نظر جدید