به بهانۀ بنیانگذاری تشکل سیاسی مشترک با مضمون حزبی

نشست فوق العادۀ سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با موضوع بنیان گذاری تشکل سیاسی مشترک با مضمون حزبی،در آبان ماه سال جاری، ما جمعی از اعضا و هواداران سازمان فداییان خلق ایران گروه شهید همایون کتیرایی در داخل کشور را بر آن داشت  تا سخنی کوتاه با رفقای خود در میان نهاده باشیم.

رفقا و یاران

دهه های پایانی قرن بیستم شاهد تحولی معنادار در حوزه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و علوم انسانی بوده است. مضمون این تحول، تضعیف دیدگاه ها و گفتمان های ساختار محور همچون فونکسیونالیسم و ساخت گرایی بخصوص پوزیتیویسم بود، اما در عوض دنیا شاهد چرخش محسوس به سوی گفتمان ساختارشکن، کنش محور بوده است و این چرخش به تدریج تمام نهاد های مدنی را تحت تاثیر قرار داد و خود بخود تمامی ساختارها و نهادهای سنتی را به کنار نهاد و نگرشی جدید به جهان و مسائل آن پدیدار گشت. امروزه سیاست و حرکت سیاسی دارای جنبه های علمی و اجتماعی است و از یک سو در حوزه نهادهای قدرت رسمی قرار دارد و از سویی دیگر با کنش گران علمی سروکار دارد و سرانجام حاصل سیاست های علمی در زندگی روزمره بازتاب می یابد. همان گونه که فرهنگ هدایتگری در نهادهای مدنی موثر بوده در تمامی رفتارهای ما به عنوان مجموعۀ سیاسی نیز تاثیر خود را دارد.

پیشینه مبارزاتی جنبش چپ در ایران در زمینه آموزشی و پژوهشی بیانگر آن است که سیاست ها ابتدا با هدف تامین نیروهای متخصص تدوین شده بود؛ اما بعدها و به مرور زمان جنبش دستخوش بحرانهای عدیده گشت و نتواست به نحو موثر در خدمت اعضا و هواداران خود باشد و فشارهای داخلی از یک سو و جهانی شدن و به روز بودن از دیگر سو با معضلی تحت عنوان ناهمزمانی و عدم تعادل بین سیاست های نظری و عملی جنبش همراه شد و لذا همین امر باعث گردید تا جنبش به جای این که به سمت و سوی اتحاد و همبستگی گام بردارد، روزبروز از هم گسیخته تر و دچار بحران تشتت و ناهمگرایی گردد. هر جریان چپ کوچکی که در کشور شکل گرفت در پی این بود که که به ایده ها و اهداف خود در حوزه مورد نظرش جنبه عملی بدهد و چنین تمایلی موجب شد از فرایند درست تصمیم گیری در مسائل مختلف اجتماعی و سیاسی کشور دور بمانند و همین امر سبب گردید که راه به بیراه برند و روند مشارکت دمکراتیک در جنبش چپ سمت و سوی منفی یابد که تا کنون این روند نیز ادامه دارد.

حرکت به سمت و سوی ایجاد تشکل وحدت چپ یکی از اصیل ترین شاخه های فعالیت جنبش به حساب می آید، بویژه با اوج گیری حرکت های توده ای در داخل و گسترش بیشتر و روزافزون اختلاف شدید طبقاتی در جامعه امروز ایران، نقش مضاعف یافته و بار اصلی و هدایت آن بر عهدۀ جنبش چپ واقعی است. تبلور نقش هدایتگری توده ها از آغاز شکل گیری این جنبش در کشور تا کنون یکی از اصلی ترین شعارهای گروه های چپ واقعی بوده اما با کمال تاسف حرکت های انفرادی نتوانست نقش چشمگیری در هدایت اجتماعی داشته باشند و حتا این گروه های چپ در محیط کوچک ارتباطی خود نتوانستند موفقیتی چشمگیر به دست آورند؛ اما وقتی که دامنه تاثیرگذاری بر هدایت توده ها افزون تر و گسترده تر طلب کند، چاره ای جز پدیدۀ تشکل وحدت چپ باقی نمی ماند. با شکل گیری این تشکل است که جنبش چپ قادر خواهد بود اندیشه ها و ارادۀ فردی را در درون جنبش تمرکز بخشد و نقش هدایتگری جنبش چپ را در داخل موثرتر و بارزتر سازد.

حفظ و تعمیق روح سوسیالستی، از خواسته های واقعی و جدی معتقدین به سوسیالیسم علمی است و بار اصلی این مسئولیت بر دوش بدنه و پیکر جنبش چپ است و این رسالت نیز جز از راه وحدت و تقویت جریانات تاثیرگذار بر جنبش پدید نخواهد آمد. البته باید یادآور شد که متاسفانه در موارد پیش آمده برای وحدت بخشی به جنبش چپ، به واسطه کم توجهی به نقش جنبش و درگیر شدن با سیاستبازی ها، طرد و جذبهای قدرتمندانه برخی افراد در درون سازمان های چپ، تا کنون پروسه وحدت در هاله ای از ابهام و در قالب شعار و بیانیه که تنها دلیلش سطحی نگری است باقی بماند. اکنون بهانۀ دیگری پیش رو است و آن حذف نام پر افتخار فداییان خلق ایران و نادیده گرفتن نزدیک به نیم قرن مبارزه و خون شهدای فدایی است و این یعنی به فراموشی سپردن تاریخ یک عمر مبارزه در کورانهای سخت مبارزاتی و تلاش برای پاک نمودن حافظۀ تاریخی توده ها از فداییان خلق ایران. افرادی که در پی حذف نام فدایی در تاریخ مبارزاتی کشور اند از روی آگاهی یا ناآگاهی نمی خواهند بفهمند که یکی از عمده ضمانت های مانایی، بقا و پایداری جنبش چپ در داخل کشور در گرو وجود نام سازمان سترگ فداییان خلق ایران است، چرا که جوان ایرانی دهه های پنجاه و شصت به یمن برکت وجود این سازمان با سوسیالیسم علمی و مبارزه برای رهایی توده ها آشنا گردید و امروزه سرمایه های مبارزاتی از دامن این سازمان است که شالوده جریانات کوچک چپ را پایه ریزی کرده و بی توجهی به این مهم یعنی از دست دادن پایگاه توده ای در داخل و پدید آوردن مشکلات و مخاطراتی که وحدت در جنبش را مورد تهدید جدی قرار می دهد و نیاز به بازنگری مجدد برای دستیابی به تشکل سیاسی قدرتمند در داخل کشور دارد. جنبش چپ ایران، با تکلیفی بزرگ روبرو است و این تکلیف همانا ایجاد سازمانی بزرگ و انقلابی است و این میسر نمی گردد و راه به جایی نخواهد برد و عینیت نخواهد یافت مگر با وجود فداییان خلق ایران.

بایستگی های تشکل وحدت چپ:

-     جاذبه و دافعه: بی تجربگی و نوظهور بودن برخی سازمان های چپ، مخاطراتی را در برابر جذب و دفع های جنبش پدید آورده است. گاه به بهانه های واهی، عناصر مستعد، زمینه دار و پر انرژی از حضور در جنبش یا محروم شده اند و یا به حاشیه رانده شده اند و گاه برخی عناصر قدرت طلب، ماجراجو و مشکوک در راس این سازمانها باقی می مانند و دست به تسویه ها و جابجایی نیروهای صادق در سازمانها می زنند.

-     تعهد به جنبش: فرزندان پاک این سرزمین برآمده از اندیشه های آزاد سوسیالیستی و میراث دار بیش از هفتاد سال مبارزه اند و نباید به آسانی این ریشۀ سترگ از یاد برده شود و سمت و سویی خنثی و بی تعهد در برابر مشکلات جنبش ایجاد کرد. متاسفانه این روزها با شکل بندی جریانات کوچکی که از این آبشخور هفتاد ساله هویت و مشروعیت خود را یافته اند، به موضع انفعالی و طلب کارانه فرو غلتیده اند و با افکار و اندیشه های متفاوت در قالب آرایه های گوناگون چنان فضا را پر کرده اند که نیروهای معتقد و باورمند از بیان عقاید خود باز می مانند و برای این که به دهها برچسب ضد روشنفکری متهم نشوند، از بیان استدلال و منطق دیدگاه و عقاید خود فاصله می گیرند و همین امر باعث گردیده که طیف خنثی و بی گرایش روزبروز جنبش چپ را بیشتر تهدید کند.

-     اعتقاد به سوسیالیسم علمی: پیشینیان جنبش چپ با دفاع از سوسیالیسم علمی، این اندیشۀ دیرین انسانی را حیات عینی بخشیده اند و تلاش بی وقفه نمودند تا زمینه عملی آن را فراهم آورند. جریانات چپ که خود را در خدمت سوسیالیسم علمی می دانند هرگز نمی توانند به روح و منشور سوسیالیسم بی توجهی نشان دهند و با کمرنگ جلوه دادن آن همچنان دعوی انقلابیگری و سوسیالیسم را در جامعۀ ایران داشته باشند، باید با ایجاد تعامل و گفتگوی سازنده میان جریانات مختلف جنبش چپ برای شکل دادن به پارادایم های مشترک و ایجاد تشکل سیاسی مشترک بر مشکلات موجود در درون جنبش فایق آمد. آنان که به وحدت در جنبش چپ دل نبسته اند، از همان ابتدا تکلیف خود را با این اصل روشن کرده اند، اما آنان که دل و جان در گرو وحدت جنبش چپ نهاده اند انتظار آن را دارند در تدوین و تصمیم گیری سیاست های بنیان گذاری تشکل سیاسی به ابهام های موجود در مورد نقش و تاثیر وحدت در درون جنبش چپ پایان دهند و سیاست حمایتی از این موضوع را در عرصه های مختلف شفاف تر بیان نمایند و با آسیب های ناشی از جزیره ای شدن جنبش چپ ایران مقابله نمایند.

زنده باد اتحاد دمکراتیک جنبش چپ ایران

زنده باد سوسیالیسم

جمعی از اعضا و هواداران سازمان فداییان خلق ایران (داخل کشور)

گروه شهید همایون کتیرایی

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

رفقا! ادبیات کهن مرز و بوم ایران در ضرب المثل های شیرینش عنوان می کند " جانا سخن از زبان من می گوئی". " گروه شهید همایون کتیرائی " بیانیه محکم و پُرو پیمانی را برابر دیدگانمان قرار داده است که جای تشکر دارد. رفقا! شما که جمعی از اعضا و هواداران سازمان فدائیان خلق داخل کشور هستید؛ بدانید که تنها شما بر مدار حفظ نام، هویت و پیشینه تاریخ " سچفخا " نمی کوشید. لازم است یادآور شوم که در این راه تنها نیستید و هواداران بسیاری در داخل کشور هستند که هنوز سودای حفظ سازمان را در سر دارند و سازمان را با شناسه موجودش می خواهند و نه سازمان را با نام دیگری. اگر رهبری کنونی سازمان احساس می کند نیاز به بازنگری مجدد برای دستیابی به تشکل سیاسی قدرتمند در داخل کشور دارد، در مرحله نخست باید شروط شما، دیگر اعضا و هواداران داخل کشور و من، نسبت به حفظ نام ونشان سچفخا را عملی کرده که در چنین صورت همراهی ما با خود را تضمین خواهد نمود.