حسين صفار هرندی، اکبر گنجی و سازمان ما

صفار هرندی در هنگام دفاع از خود و معرفی برنامه اش در مجلس بار ديگر پای سازمان ما را به ميان کشيد و بين سازمان ما و اهل قلم رابطه برقرار کرد و گفت: "کسانی كه اسلحه دستشان بود همان چريك هاى فدايى و... بعدا قلم به دست گرفتند و بازگشتند. اگر لازم باشد نام آنان را مى برم و من براى اهل قلم خودمان تاسف مى خورم كه چرا قلم خودشان را با اغيار آلوده مى كنند." او در سخنانش از کسانی که "قلم بدست گرفتند" و آنهائی که " قلم خودشان را با اغيار آلوده مى كنند"، اسمی نمی برد ولی ميگويد " اگر لازم باشد نام آنان را مى برم". 
مطلبی که در اخبار روز و کارآنلاين با عنوان" کابينه احمدی نژاد: باز گشت باند فلاحيان ـ سعيد امامی ـ حسين شريعتمداری" درج گرديد، او را برانگيخته است تا بار ديگر بسراغ سازمان ما بيآيد. صفارهرندی برخی موضع گيری فعالين سياسی در داخل کشور پيرامون کابينه احمدی نژاد را ناشی از تاثير پذيری آنها از مواضع سازمان ما قلمداد ميکند. اين برخورد از جانب وی تازه نيست و سابقه دارد. 

سابقه امر
صفار هرندی در مجلس اسمی بر زبان نمی آورد ولی اگر کسی سرمقاله های کيهان و يادداشتهای سياسی وی را دنبال کرده باشد، متوجه ميشود که او قبلا افراد مورد نظرش را معرفی کرده است.
صفارهرندی در يادداشت سياسی روزنامه کيهان در روز 22 تير 1378ـ چهار روز بعد از رويداد فاجعه بار 18 تيرـ در زمانی که يورش به جنبش دانشجوئی تدارک ميشد، بين سازمان ما و فعالين سياسی از جمله اکبر گنجی رابطه برقرار کرد. او در يادداشت روز با عنوان "ميوه تلخ" نوشت: " در پايان اين نوشتار جا دارد به بخشی از يک مقاله تامل برانگيز اشاره کنيم که حدود شش سال قبل توسط يکی از سران چريکهای فدائی خلق! در خارج از کشور انتشار يافته و يک سال بعد آقای اکبر گنجی آنرا همراه با چند مقاله ديگر در کتابی تحت عنوان ايرانيان خارج از کشور گنجانده و در داخل منتشر کرده است. عمق طراحی دشمن برای برنامه ريزی عليه جبهه خودی و نفوذ در ميان آنها را در همين عبارت کوتاه ميتوان يافت: " نيروهای اپوزيسيون و روشنفکران غير مذهبی از کنار تحولات درون ايران ميگذرند و وارد کارزار فکری نميشوند. در حالی که جدال حاد و سرنوشت سازی در جريان است و ميتوان و بايد در آن تاثير گذاشت. از يکسو جبهه طرفداران فقه و شريعت را تضعيف کرد و از سوی ديکر با طرفداران اصلاحات در شريعت اسلامی وارد مجادله فکری شد و ديدگاههای نيروهای دمکرات را توضيح داد."
مقاله ای که صفار هرندی بآن اشاره ميکند، در نشريه کار( شماره 40ـ سال 71) با عنوان " تحولات فکری در بين بخشی از نيروهای اسلامی " درج شده بود. در اين مقاله، تحولات فکری و سياسی نيروهائی که در سال 76 سرکار آمدند و اصلاح طلبان حکومتی نام گرفتند، مورد بحث و بررسی قرار گرفته بود. 
اکبر گنجی در همان موقع پاسخ صفارهرندی را داد و در روزنامه صبح امروز نوشت: کتاب ياد شده مجموعه يازده بولتن "محرمانه وزارت ارشاد" است. کيهان روز بعد به اکبر گنجی پاسخ داد: "آنچه آقای گنجی در کتاب خود نقل کرده، کپی مقاله ای است به قلم بهروز خليق ـ يکی از سران چريکهای فدائی خلق ـ که در نشريه کار ارگان اين گروهک در خارج از کشور منتشر شده است و از اين روی نميتواند طبقه بندی محرمانه باشد". 
پيشتر از روزنامه کيهان و در آستانه قتلهای زنجيره ای، مقاله مزبور در هفته نامه "صبح"(شماره 86 ـ آبان 77) درج شده بود. هفته نامه "صبح" بسردبيری مهدی نصيری (مدير مسئول کيهان قبل از حسين شريعتمداری و بعد از محمد خاتمی) در آن سالها انتشار مييافت. در همان شماره هفته نامه "صبح"، در مقاله ای بقلم ع. پناه ـ تئوريسين "استراتژی بحران سازی و خشونت"ـ از مطلب" تحولات فکری در بين بخشی از نيروهای اسلامی " نقل گول شده بود:"تحولات در بين بخشی از نيروهای اسلامی بيش از همه به اين دليل مثبت است که در جامعه فضای انديشيدن، تقادی و تحمل نظر را که از الزامات دمکراسی هستند، تقويت ميکند و به حرکت فرهنگسازان غيروابسته به رژيم ياری ميرساند. همچنانکه در زمينه مطبوعات و انتشار کتاب هم اکنون عملا بخشی از نيروهای اسلامی با روشنفکران غيروابسته به رژيم در مقابل جناح سرکوبگر در يک صف قرار گرفته اند. اين تغييرات برای آندسته از نيروهای اپوزيسيون که مشی مبارزه برای دمکراسی را تعقيب ميکنند، دارای اهميت است. چرا که در راستای تضعيف و حذف ولايت فقيه، جدائی دين از دولت و تامين آزاديهای سياسی است." ع. پناه همانند صفارهرندی در مقاله اش بعد از اين نقل قول و نقل قولهای ديگر، فعالين سياسی و فرهنگی داخل کشور را متهم کرده بود که از "ضد انقلاب" تاثير می پذيرند. در مقدمه و متن مطلب ع.پناه، اسامی فعالين سياسی و فرهنگی آمده بود که بعدا عده ای از آنها بقتل رسيدند( قتلهای زنجيره ای). 

پرونده سازی
آنچه در بالا آمد، نمونه ای از پرونده سازی عليه سازمان ما و فعالين آن، عليه اکبر گنجی و فعالين سياسی و فرهنگی داخل کشور است. هنگام بازداشت اکبر گنجی همان بولتنی را که اشاره شد، در خانه او يافتند و به عنوان يکی از موارد اتهامی در کيفرخواست آوردند و چند سال بعد اکبر گنجی را بخاطر داشتن همان بولتن وزارت ارشاد محکوم نمودند. گرچه مشخص بود که اتهام گنجی نه داشتن بولتن، بلکه افشای آمران و عاملين قتلهای زنجيره ای بود که امروز، دوباره با روی کار آمدن احمدی نژاد در راس وزارتخانه های کليدی قرار گرفته اند. 
حسين شريعتمداری، حسن شايانفر و صفار هرندی در روزنامه کيهان، عباس سليمی نمين در هفته نامه کيهان هوائی و مهدی نصيری در نشريه صبح، بدفعات عليه سازمان ما و عليه فعالين سياسی و فرهنگی داخل کشور پرونده سازی کرده اند. آنها ميگويند که سازمان ما در بين روشنفکران سکولار و حتی اصلاح طلبان حکومتی نفوذ کرده، مشی و سياستهای خود را در داخل کشور پيش ميبرد. از سوی ديگر روشنفکران سکولار و بخشی از اصلاح طلبان حکومتی را متهم ميسازند که از سازمان ما خط ميگيرند و همان خط را در داخل پيش میبرند. 
اين اتهامات، گاه به سازمانهای سياسی از جمله سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی هم زده ميشود. زمانيکه ما در دوره اصلاحات اعلاميه داديم و مسئله سازماندهی مقاومت در مقابل تهاجم محافظه کاران را مطرح کرديم، روزنامه رسالت سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی را به تاثيری از سازمان ما و پيشبرد خط آن متهم کرد. بخاطر اينکه سازمان مزبور از استراتژی آرامش فعال فاصله گرفته و طی بيانيه ای مقاومت فعال را مطرح کرده بود.

نگاه امنيتی 
پرونده سازان به فعاليت سياسی و حتی به فعاليت فرهنگی نگاه امنيتی دارند. اکنون اين نگاه، در راس سه وزارتخانه کليدی از جمله وزارت ارشاد نشسته است. طبعا کار آنها جستجو و کشف کنشها و واکنشهای بين داخل و خارج و از جمله سازمان ما، توطئه قلمداد کردن آنها و پرونده سازی برای جريانهای سياسی و فعالين داخل و خارج خواهد بود. همان کاری که باند شريعتمداری، حسن شايانفر و صفارهرندی سالها در کيهان پيش ميبرند و برای دگرانديشان و اصلاح طلبان پرونده سازی ميکنند. اکنون همين جريان، سه وزارتخانه کليدی را در اختيار خود گرفته است. مشخص است که همان کار کيهان را در ابعاد گسترده تر و با امکانات اين سه وزارتخانه پيش خواهند برد.
محسن اژه ای، مصطفی پور محمدی و حسين صفار هرندی، عناصر پرورش يافته در سپاه پاسداران، ارگانهای امنيتی، روزنامه کيهان، مدرسه حقانی و شاگردان مصباح را در سه وزارتخانه خواهند چيد تا برنامه هايشان را پيش ببرند. بنوشته سايت هاتف صفار هرندی قصد دارد که حسن شايان‌فرـ بازجوی دهه 60 و مسئول فعلی دفتر پژوهش‌هاي مؤسسه كيهان که کار پرونده سازی برای دگرانديشان و اصلاح طلبان را برعهده دارد ـ را به عنوان معاونت فرهنگی و عباس سليمی نمين ـ جزو گردانندگان اصلی وزارت اطلاعات در دوره وزارت ری شهری و سردبير سابق کيهان هوائی ـ را بعنوان معاون مطبوعاتی خود بر گزيند. در چنين صورتی اين وزارت ارشاد بطور کامل دست روزنامه کيهان، سپاه پاسداران و بازجويان دهه 60 خواهد افتاد. معلوم است که چنين ترکيبی بر سر فرهنگ کشور، نويسندگان، هنرمندان و روزنامه نگاران بلائی خواهد آورند که آنها حسرت دوره ميرسليم را بدل داشته باشند. 

آنچه حسين صفارهرندی در سخنرانيش در مجلس درمورد سازمان ما بزبان آورد، نشان از شدت يافتن پرونده سازی عليه سازمان ما و فعالين آن، عليه دگرانديشان و منتقدين جمهوری اسلامی در ماههای آتی دارد.

افزودن نظر جدید