گزارش جشن سی و پنجمين سال برآمد جنبش فدايی

جشن بزرگداشت سى و پنجمين سال شروع جنبش فدايى در روز ١٨ مارس در شهر بن برگزار شد. برنامه امسال نيز چون چند سال گذشته با ميزگردى تحت عنوان "وضعيت سياسى روز/ بحران هسته اى، مخاطرات و چشم اندارها" آغاز گرديد. شرکت کنندگان اين ميز گرد عبارت بودند از: بهزاد کريمى مسئول هيئت سياسى – اجرايى سازمان فداييان خلق ايران (اکثريت)، پرويز نويدى از طرف سازمان اتحاد فداييان خلق ايران، عبدالرضا کريمى از حزب دمکرات کردستان ايران، محمد مصرى از کومله (سازمان زحمتکشان کردستان ايران)، مرتضى ملک محمدى از سوی اتحاد جمهوريخواهان ايران، جلال شالگونى از فعالين جنبش جمهورى خواهان دمکرات و لائيک و فرهاد فرجاد از طرف حزب دمکراتيک مردم ايران. در ابتدا شهلا فريد گرداننده ميزگرد گفت که با توجه به شرايط ويژه اى که در زمينه بحران هسته اى وجود دارد ما اين موضوع را براى تبادل نظر انتخاب کرده ايم. با شرايط عمومى آن همه ما آشنا هستيم با اتفاق نظرى که در سطح بين المللى و کشورهاى بزرگ بوجود آمده، پرونده ايران به شوراى امنيت گزارش شده، که مى تواند عواقبى مانند اعمال تحريم اقتصادى و يا حتى حمله نظامى را در پى داشته باشد. ما از شرکت کنندگان در ميزگرد ميخواهيم که در صحبت هاى خود پيامدهاى اين بحران را بررسى کرده و اين که چشم انداز آن را چگونه مى بينند. اين شرايط چه امکانات و محدوديت هايى را در مقابل جنبش مدنى مى گذارد و همچنين چه ارزيابى از نتايج فشارهاى بين المللى دارند و سرانجام چه شعارها و تاکنيک هايى را براى اپوزيسيون در اين لحظه مناسب مى دانند.
هرکدام از شرکت کنندگان در ميز گرد در سه دور به طرح نظرات خود و يا نقد نظرات شرکت کنندگان ديگر پرداختند.
ابتدا بهزاد کريمى به طرح نظرات خود پرداخت. بهزاد کريمى گفت که بحران هسته اى مسئله مرکزى است. اين بحران يک فرصت نيست بلکه يک فاجعه است. با حدت يابى بحران کشور ما دچار وضعيت خطرناکى شده. احمدى نژاد و طيف او باعث اين بحران نيستند، بلکه خود معلول اين بحران هستند و کل نظام مسئول اين بحران است. اختفاى ١٨ ساله برنامه هسته اى رژيم و سياست هاى عمومى آن دليل آن است که جهان به حق نگران باشد. بحران در جهت وخامت بيشتر سير مى کند و مسئله کاملا جدى است. موضوع به هيچ وجه حقوقى نيست بلکه سياسى است و راه حل سياسى دارد. مسئوليت اين بحران با رژيم است ولى حل اين بحران امرى است عمومى و از موضع ملى بايد در پى حل آن باشيم. نه دنباله رو بوش و نه در کنار جمهورى اسلامى. ما به مثابه نيروى چپ با نيروى هسته اى مخالفيم. در مورد استفاده صلح آميز از فن آورى هسته اى معتقديم اين رژيم به هيچ وجه اعتماد آفرين نيست.
جامعه جهانى از جمهورى اسلامى ميخواهد غنى سازى را تعليق کند در اين مورد موضع ما روشن است غنى سازى بايد تعليق شود. جمهورى اسلامى با موضع خود به امريکا اين امکان را داده که عليه آن جبهه جهانى درست کند، جامعه جهانى، منطقه و همسايگان ايران نگران هستند. اگر جمهورى اسلامى واقعا آن را مسئله ملى مى داند، بايد عقب نشينى کند. ما بايد سياست مستقل ملى را دنبال کنيم. ما از خاستگاه ملى ضد جنگ و مخالف با جنگ هستيم. جنگ ناسيوناليزم کور و ديگر گرايشات انحرافى را رشد مى دهد. مردم ما به شرايطى احتياج دارند که از موضع آگاهى در جهت دمکراسى تلاش کنند. ما همزمان بايد عليه جنگ و استبداد و براى صلح و حقوق بشر پرچم به اهتزاز در آوريم و نيروهاى سکولار جمهوريخواه بايد بر اين زمينه برآمد کنند. ما با نيروى اجتماعى خود بر اين پايه مى توانيم برآمد داشته باشيم و نيروهاى جمهورى خواه دمکرات و سکولار بايد در اين زمينه با هم اشتراک عمل داشته و به طور جدى وارد ميدان شوند. 

مرتضى ملک محمدى: جمهورى اسلامى و در مرکز آن ائتلافى که امروز قدرت را در دست دارد، به لحاظ تحليلى که از اوضاع بين المللى دارد متعلق به فضاى جنگ سرد است. فکر مى کند که با دست يابى به اين سلاح رهبرى خود را بر جريان هاى اسلامى تامين کرده و خود را بر غرب تحميل مى کند. امريکا اين نقطه گرهى را پيدا کرده و از اين لحاظ جمهورى اسلامى را تحت فشار مى گذارد. مسئله سلاح هسته اى نيست مهم اين است که صف بندى را که شکل گرفته شناخت. صف آرايى بنيادگرايان و اسلام سياسى در برابر تهاجم غرب (منظور زاويه منفى تهاجم نيست، بلکه مسئله مدرنيته را هم در آن مى بيند) ما بايد جاى خود را در اين صف آرايى مشخص کنيم. مانبايد به يک اندازه از دوطرف فاصله بگيريم.
ما بايد فاصله خود را از ارتجاع مشخص کنيم. آينده جنبش تا حد زيادى به اين مسئله مربوط مى شود. جنبش دمکراسى نبايد اين بار دموکراسى را فداى ملى گرايى کند. جنبش دمکراتيک بايد قاطعانه در مقابل جمهورى اسلامى بايستد و از صلح دفاع کند. ما اشتراکات و همسويى هايى با غرب داريم که بايد از آن استفاده کنيم. در ٢۷ سال گذشته شرايط هيچ گاه به مانند امروز آماده نبوده و جنبش دمکراتيک در استفاده از آن ناتوان است.
ما بايد شعار عمومى صلح و جهانى شدن را در مقابل انزوايى که جمهورى اسلامى مطرح مى کند، برابر بگذاريم و طرح کنيم.

عبدالرضا کريمى: جنگ براى آزاديخواهان هيچ نفعى ندارد. حکومت بر اساس اصل تقيه در اسلام، در جايى عقب مى نشيند. ولى زمان جمهورى اسلامى تمام شده است و در عين حال به هيچ صراطى مستقيم نيست. او بمب اتمى را براى حفظ خودش مى خواهد و اين که زمانش را طولانى کند. او تصور مى کند که مردم هنوز پشت او هستند ولى جايى براى جمهورى اسلامى نماند. جنگ مانند عراق در ايران نخواهد شد. نه غربى ها امکان آن را دارند نه به نفع شان است. 

پرويز نويدى: بحث فن آورى هسته اى و صحبت از حق ملت ايران يک بحث انحرافى است. مسئله حقوقى نيست بلکه سياسى است. در مرکز بحران حکومتى است که مى خواهد به آن دست يابد و جهانى که نگران آن است. اين رژيم مانع صلح در منطقه است و بحران آفرين است و از تروريسم بين المللى دفاع مى کند. انحراف ديگر آن است که بگوييم چون دشمن اصلى مردم ايران جمهورى اسلامى است و ما با نيروهاى ديگرى همسو هستيم، اين همسويى را به همکارى تبديل کنيم و گفته شود که مى توانيم با سلطنت طلبان همکارى کنيم. ارتقاء دادن همسويى به همکارى با اين نيروها يک استراتژى خطرناک است.
نکته ديگر اين که با توجه به شرايطى که وجود دارد حمله نظامى در چشم انداز نيست. امريکا موفق شد که نيروى جهانى را در مقابل ايران متحد کند. ولى اين نيرو منافعشان يکسان نيست. اروپا به دليل آن که در هر راه حل نظامى، امريکا برنده آن است، طرفدار راه حل نظامى نيست، به نظر مى آيد بيشترين چشم انداز آن است که آلترناتيو سازى کنند. مسئله ملى در ايران يک مسئله مهم است که بايد به آن برخورد جدى شود و گرنه از طرف امريکا و غرب به آن برخورد جدى مى شود و به گرايشات ارتجاعى در اين زمينه امکان مى دهند. من اين خطر را نه در کردستان که در آن حزبيت قوى است بلکه در آذربايجان مى بينم که در آن گاه گرايشات فاشيستى نير بروز مييابد. ما بايد استقلال تصميم گيرى مان را حفظ کنيم و اين بستگى به قدرت دارد و براى اين کار بايد جبهه مان را حفظ کنيم و در اين شرايط جبهه جمهورى خواهان اهميت جدى دارد.

محمد مصرى: اکنون مبارزات راديکالى در کشور جريان دارد، از مبارزات کارگران شرکت واحد اتوبوسرانى گرفته تا حرکتهاى جنبش زنان، مبارزات ملت هاى ساکن ايران تعميق يافته و خواست فدراليسم به يک خواست فراگير تبديل شده است. مانند مبارزه در کردستان، ايلام، خوزستان و تشکيل گروههاى متعدد که تحت اين عنوان مبارزه مى کنند و همچنين مبارزات دانشجويى. حکومت نه تنها نتوانست که اپوزيسيون خودش را در درون خودش حل کند، بلکه در درون خودش دوباره نيروهاى مخالف بوجود آمده است. الان در سطح جهانى نيز مسئله ايران مطرح شده است.
ما آگاه هستيم که جنگ به سود ملت ايران نيست. ما مخالف جنگ هستيم. اما ما اين را تعيين نخواهيم کرد، از سويى شرايط بين المللى و منافع امپرياليستها و سوى ديگر جمهورى اسلامى تعيين مى کند و دشمن ما جمهورى اسلامى است. و در حالى که هنوز هيچ نشانه اى از جنگ وجود ندارد، جبهه ضد جنگ معنى ندارد. ما موظف نيستيم با دشمنان جمهورى اسلامى بجنگيم. ما بايد ببينيم چه سياستى به نفع مردم است، اگر به نفع مردم باشد که از حکومت هاى غربى استفاده کنيم، بايد بکنيم بدون آن که دنباله رو هيچ دولتى باشيم. نيروهاى جمهورى خواه سکولار براساس پلاتفرمى که در آن برابر حقوقى زنان و مردان، جمهورى و فدراليسم ذکر شده باشد، به توافق برسند.

جلال شالگونى: ما در شرايطى قرار داريم که جمهورى اسلامى تصميمى را گرفته و قمارى را شروع کرده، شايد در آن برنده شود و امريکا هم ميخواهد با آن مقابله کند. اين دو دولت مانند دو قطارى هستند که دارند به سرعت به سوى هم مى روند و تصادم مى کنند. شرايط از اختيار ما بيرون است. اگر قرار باشد جنگى شروع شود فاجعه آفرين است. تحريم هم در ابعادى کمتر. مسئله اى که مطرح است اين است که از اين بحران و قطارى که به سوى هم مى روند، چه کنيم که بين اين دو قطار له نشويم و در جهت دمکراسى و عدالت اجتماعى از آن استفاده کنيم. وظيفه اپوزيسيون در خارج بسيار زياد است. اميد جمهورى اسلامى اين است که در شرايط بحران سرکوب را تشديد کند.
از سويی دارد ملى گرايى اتمى دامن زده مى شود و اين مى تواند موجى ايجادکند که فعالين داخلى صدمه آن را ببينند. مسئوليت و نقش ما برجسته تر مى شود. اپوزيسيون دمکراتيک جمهورى اسلامى تا کنون اين شانس را نداشته است که بتواند با دست باز عمل کند. توجه رسانه هاى بين المللى به اپوزيسيون اين را نشان مى دهد که غرب با هر انگيزه اى که باشد دارد به سوى اپوزيسيون مى آيد. ما بايد موضوع دعوا را عوض کنيم. زير گرد و خاک اتمى مسئله حقوق بشر دارد گم مى شود. ما بايد بدون لکنت زبان مخالف غنى سازى باشيم و مخالف جنگ.
تحريم اقتصادى را در همه عرصه ها را نبايد مخالفت کنيم، تحريم در عرصه هايى مانند نظامى را بايد خواستار آن باشيم. درست است که بايد مخالفت با جنگ را شعار کنيم ولى موقعيت خوبى وجود دارد که مسئله جنايات و حقوق بشر را در دادگاه بين المللى دنبال کنيم و اين کار تا زمانى که اين قدر پراکنده ايم نميشود. ما بايد کارهاى در اين زمينه را جدى بگيريم. ما نه اين که جبهه ضد جنگ تشکيل بدهيم بايد جبهه ضد جمهورى اسلامى داشته باشيم که عليه جنگ نيز موضع بگيرد و بحث همکارى با نيروهاى سلطنت طلب را نيز نبايد کرد چون در جبهه جمهورى شکاف مى اندازد و در مسائل زنان و جوانان و عدالت اجتماعى و کارگران و مسئله ملى بايد وارد عمل شد.

فرهاد فرجاد: نتيجه انتخابات اخير در ايران نشان داد که ضعف جنبش چپ و عدالت خواه در ايران چه نتايجى مى تواند به بار بياورد. اگر جنبش چپ در ايران قوى بود ما امروز شاهد پيروزى احمدى نژاد نبوديم. زمزمه هايى مى شنويم که مى گويد ضديت با جمهورى اسلامى مى تواند ما را متحد نئوکان ها در امريکا کند. متاسفانه مى بينيم بسيارى از چپ هاى راديکال ديروز، امروز به شمشير کشان نئوکان ها در جنبش ما تبديل شدند. اپوزيسيون ايران اگر شرايط را جدى تحليل کند از اين حالت مطرح شدن در رسانه ها بايد بترسد.
باند احمدى نژاد و باند امنيتى و نظامى که تفوق کامل آن کشور را به روز سياه خواهد نشاند، به طور آگاهانه اين سياست را پيش مى برد. احمدى نژاد با طرح شعارهاى مانند مسئله اتمى و طرح آن به عنوان مسئله ملى مى خواهد روشنفکران را خفه کند. شرايط اين گونه نيست که گويا مردم دمکرات جهان نگران هسته اى شدن ايران هستند. يک ماجراجو در ايران نشسته و ماجراجويان جهانى را دارد تحريک مى کند.

پس از صحبت هاى شرکت کنندگان که در سه دور انجام گرفت و نکاتى که هرکدام از شرکت کنندگان بر آن تاکيد داشتند، آقاى بهزاد کريمى اظهار اميدوارى کردند که اين جلسه مقدمه اى باشد بر سمينارهاى آتى و رايزنى هايى که اپوزيسيون به آن احتياج دارد. در پايان شهلا فريد اظهار داشت که با زوايايى از ديدگاه شرکت کنندگان دراين ميزگرد آشنا شديد براى شکافتن موضوع و يافتن يک استراتژى مشترک احتياج به تداوم اين گردهم آيى ها داريم. سازمان فداييان خلق ايران (اکثريت) به سهم خود در جهت اتحاد نيروهاى سکولار، جمهورى خواه و دمکرات تلاش مى کند.
بعداز پايان ميزگرد پيام سازمان فداييان خلق ايران (اکثريت) به مناسبت ١۹ بهمن خوانده شد و سپس خانم شهين دوستدار پيام حزب توده ايران را داد. در اين پيام آمده است: حزب ما بر اين اعتقاد است که به رغم بحران همه جانبه در عرصه هاى مختلف به ويژه بحران مشروعيت نظام، و ضرورت تاخير ناپذير تحولات بنيادين و تامين خواسته هاى مردم، تا زمانى که ضعف اساسى جنبش و نيروهاى آزادى خواه و مترقى را عدم سازمان يافتگى و نبود يک برنامه مشخص مبارزاتى مشترک تشکيل مى دهد، دست يابى به تحولات بنيادين، امرى است غير ممکن. به اعتقاد ما احزاب و سازمان هاى ملى و آزادى خواه بايد با اتحاد خود نقش موثرترى در رويدادهاى کشور ايفاء کنند.
اگر اين احزاب و سازمان ها بتوانند به پراکندگى و دشوارى هاى امروز خود غلبه کنند، بى شک با اتکاء به پايگاه وسيع اجتماعى خود در بين مردم، و نارضايتى عميق توده ها نسبت به رژيم، يکى از نيروهاى عمده تحولات ميهن خواهند بود. با چنين درک و ضرورت درنگ ناپذيرى است که حزب توده ايران با ارايه “منشور آزادی” و پيش نهاد تشکيل “جبهه واحد ضد ديکتاتوری” از همه نيروهاى آزادى خواه و دمکراتيک کشور براى مبارزه مشترک با رژيم استبدادى دعوت کرده، و آمادگى خود را براى گفت و گو و مذاکرات دو جانبه و چند جانبه بين احزاب و سازمان هاى مردمى از جمله سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت) اعلام کرده است. ما اين امر را يک وظيفه ملى و ميهنى مى دانيم و اعتقاد داريم که اين تنها راه ممکن براى برداشتن سد ديکتاتورى و دستيابى به آزادى است.

بعد از آن برنامه هاى مختلف هنرى که تدارک ديده شده بود به اجرا در آمد. ابتدا موسيقى آذربايجانى اجرا شد و سپس افسانه صادقى هنرمند ساکن آلمان با اجراى آهنگهايى سبک جديدى از موسيقى ايرانى که تلفيق موسيقى کلاسيک و پاپ بود، عرضه کرد. برنامه جشن با اجراى آهنگ هاى شاد توسط گروه موسيقى مهناز روشن تا پاسى از نيمه شب ادامه يافت.

افزودن نظر جدید