زمان ، زمان تهاجمي عمل كردن است!

مصاحبه كننده : علي صمد

به نظرشما درانتخابات رياست جمهوري در دوراول و دوم چه نكته اي برجسته بود؟ 
به نظرم در دوراول، اجرائي كردن سناريو تنور داغ انتخابات تاحدودي به خوبي اجرا شد. طراحان اصلي اين سناريو كه برندگان انتخابات شدند بخشي ازفرماندهان تندرو سپاه یاسداران و حلقه محفلي خامنه اي رهبر جمهوري اسلامي بودند. در حاليكه حداقل از 6 ماه پيش احمدي نژاد به عنوان كانديداي اصلي سپاه تعيين شده بود. سپاه پاسداران با برنامه خامنه اي در خصوص مشاركت حداكثري به خوبي همراهي نموده و مخالفتي با ورود قاليباف و لاريجاني به صحنه به عمل نيآورد و اين تز را به خامنه اي القاء كردن كه با امثال قاليباف و معين مي توان تنور انتخابات را داغ كرد ولي در نهايت ما بايد از طريق نظرسنجي نيروي اصلي خود را انتخاب كنيم. ورود هفت كانديدا به صحنه انتخابات باعث شكستن آراء شد و نتيجتا" نيروهاي سپاه، بسيج و حزب الله كه راي ثابتي دارند و ازطريق هيئت ها، پايگاه هاي بسيج و مساجد امكان سازماندهي دارند، نهايتا" كار خود را انجام دادند. بازي خوردن معين، قاليباف و حتي رفسنجاني مساله قابل توجهي است. اينها همه هيزم بيآر تنور سپاه پاسداران شدند. در يك ماه آخرقبل از انتخابات و باز شدن نسبي فضا و حضورگسترده جوانان و زنان ازشعارهايي كه آزادي هاي فردي را طلب مي كرد، بسيار قابل توجه است. اگرمسائل پشت صحنه را ناديده بگيريم درواقع ظاهرصحنه خوب آرايش شده بود.

به نظر شما سياست تحريم پيش رفت يا اينكه شكست خورد؟ 
من چون طرفدار تحريم بوده و هستم، سياست تحريم را شكست خورده ارزيابي نمي كنم. با توجه به خيزش سپاه براي انجام كودتايي خزنده، تحريم تنها حربه ما براي مقابله با سياست مشاركت حداكثري بود. درمقابل سياست از قبل طراحي شده رژيم در خصوص مشاركت حداكثري، حضورحداقلي در يك انتخابات نمايشي، تنها وسيله مسالمت آميز براي رسوا كردن و افشاي سياست خامنه اي و مافياي قدرت سپاه بود. 

با تمام محدوديت ها و فشارها، درحدود 20 ميليون نفراز واجدين شرايط درانتخابات رياست جمهوري شركت نكردند. اپوزيسيون داخل و خارج در حين داشتن سياست واحد تحريم، جز در دو مورد نتوانستند حركت مشترك انجام دهند. يكي ازاين حركت هاي مشترك توسط چهارسازمان سياسي در خارج از كشور و آن ديگري بيانيه 615 نفره درداخل ايران بود واين نشان دهنده اين است كه اپوزيسيون دمكرات و آزايخواه ايران با تمام پيشرفت ها و تلاش هايي كه تاكنون انجام داده هنوزنتوانسته درخارج و داخل كشور به صورت يك مجموعه و درچارچوب حداقل ها، حركت وسيع و موثری را سازمان دهد. علاقمند بودم نظر شمارا به عنوان يك فعال سياسي درداخل كشوردراين مورد بدانم واينكه شما چه سياست راهبردي را براي بيرون رفت ازاين معضل پيشنهاد مي كنيد؟ 
اين واقعيت است كه هنوز ما نيروهاي دمكرات و آزاديخواه ايراني، نتوانسته ايم خود را به عنوان يك مجموعه درآوريم. اما نبايد نسبت به پيشرفت ها، كم توجهي كرد. مثلا" ما درداخل كشور چندين كار مشترك انجام داده ايم. نمونه هاي آخري بيانيه 575 نفر، 615 نفر، تظاهرات اخيرجلوي دانشگاه تهران و حركت براي راه اندازي يك كنگره ملي از آزاديخواهان و دمكرات ها در جهت سازماندهي وشكل دهي به يك جنبش ملي است. ما در داخل از مدت ها قبل تصميم به انجام فعاليت هاي مشترك در چارچوب حداقل ها هستيم. در اين عرصه موفقيت هاي خوبي نيز داشته ايم. بايد به نظرم به دنبال حداقل ها رفت. اپوزيسيون درچارچوب حداقل ها امكان كار مشترك دارد. امروز بيش از هر دوره اي بايد مردم ر اپشت يك آلترناتيو مشخص متحد كنيم. به عنوان مثال برگزاري يك كنگره ملي در داخل كشور مي تواند نيروي بزرگي را براي ايوزيسيون حكومت درداخل و حتي در خارج ايجاد كند. 
اگر بخواهيم در خصوص انتخابات شفاف تر صحبت كنيم، اين است كه شرايط ايران گوياي اين وضعيت است كه جامعه به سمت دوري هرچه بيشتر از انتخابات فرمايشي مي رود. اين بار به دليل مواردي كه من وشما برآن واقفيم. 
مانتوانسيتم نيروي تحريم را به دلايلي روشن، هرچه بيشتر گسترش دهيم. يكي از دلايل چنين امري اين بود كه نيروهايي چون ملي ـ مذهبي ها، نهضت آزادي و مشاركتي ها و حتي بخشي از اپوزيسيون در بازي سپاه وارد شدند و راحت فريب آنها را خوردند. 
آنها در ايجاد يا گرم كردن تنور انتخابات سپاه پاسداران متاسفانه كمك كردند. اين حركت آنها باعث ايجاد تحركي در فضاي سياسي كشور شد و بخشي از جوانان كه در اردوي تحريم بودند با اين نمايش ها به وسط كشيده شدند و در راي گيري شركت كردند. به نظرم ملي ـ مذهبي ها و نهضت آزادي و بخش اقليت" اپوزيسيون" در خارج، به اين رژيم در ايجاد يك فضا كه با نشستن درخانه نمي شود كاري كرد و بايد با شركت در انتخابات فعال بود، كمك كردند و رژيم از اين سياست آنها نهايت استفاده را نمود و اين باعث ايجاد شكاف در نيروي بزرك تحريميان شد. دو ماه قبل از انتخابات ارزيابي ما اين بود كه 30 ميليون نفردر انتخابات شركت نخواهند كرد و بخشي از دانشجويان و جوانان فكركردند با آمدن ملي ـ مذهبي ها و نهضت آزادي مي شود كاري انجام داد و بدين طريق به نظرمن 10 ميليون نفر فريب بازي اين سياست را خوردند. جريانات ملي ـ مذهبي از نظر من شرايط را خوب نفهميدند و ظرفيت آنها در جامعه روزبروز محدودتر ميشود. آنها به دليل تجربه سركوب دست به عصا فعاليت مي كنند. اين جريانات بدليل سركوب حكومت تنها به انجام سياست در بالا فكر مي كنند. ارزيابي آنها اين است كه با وارد شدن دربالا مي توانند تغييرات ايجاد كنند. 
اما رژيم از اين سياست ساده انگارانه اين دوستان نهايت استفاده را كرد. اين نيروها را شما شاهد خواهيد بود بعد از انتخابات اخير، به سمت ريزش حركت خواهند كرد. الان اختلافات در درون آنها بشدت افزايش يافته است. در آخر در جواب به سوال شما اين موضوع را تأكيد كنم كه در دراز مدت تحريم به يك سياست موفق تبديل خواهد شد و ما بدون تحريم انتخابات دوم شوراها، مجلس هفتم و انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري درايران، نخواهيم توانست آينده را دردست بگيريم . 

مسائل ملي چه نقش وعملكردي دراين انتخابات داشت؟ 
به نظرمن مسائل ملي حضور پررنگي در اين انتخابات نداشت. ولي شعارهايي كه در رابطه با حمايت از حقوق اقوام مطرح شد، نشانگر اين بود كه عوامل رژيم به اهميت اين مساله خوب پي برده اند. بخشي از راي ها، رنگ حمايت قومي داشت.

چرا احمدي نژاد در دور دوم انتخابت در اكثر شهرهاي آذربايجان راي بالائي آورد؟ 
دليل اول اينكه در آذربايجان به دليل اهميت امنيتي اين استانها براي رژيم، نيروهاي سپاه و بسيج در اين مناطق بسيار قوي هستند. دوم اينكه درشهرهاي مثل تبريز در حاشيه شهرها فقر و بيكاري بسيارگسترده است . سوم اينكه سياست هاي هاشمي رفسنجاني جذابيتي نداشت و مردم او را آدم صادقي نمي شناسند و لذا بعنوان عكس العمل به رقيبش راي دادند. 

در برابرانتخاب احمدي نژاد به عنوان رئيس قوه اجرائيه حكومت اسلامي ايران، به نظرشما چه بايد كرد؟ 
به نظرم اپوزيسيون حتما" مي بايست سياست خود را براساس استراتژي و برنامه هاي معطوف به رسيدن به قدرت تنظيم كند. هرچند كه احمدي نژاد شخصا" طرفدار برخورد تند با مخالفين است ولي كليت نظام در گذشته از طريق حاميان آقاي احمدي نژاد يعني سپاه پاسداران، حلقه محفلي ولايت(سپاه، حجازي، محسن اژه اي، باندها و مافياي قاچاق و قدرت) هميشه قدرت سركوب را در اختيار داشته و حتي در دوره خاتمي آنرا با شدت به اجرا مي گذاشتند. بنابراين سياست مخالفين حكومت مي بايستي همچنان تهاجمي و طلبكارانه باشد. نبايد با آمدن اين شخص دچار سستي و خود سانسوري شد. اينها هيچ برنامه و سياستي ندارند كه در گذشته آزمايش نشده باشد. پس از هم اكنون مي توان شكست سياست هاي شكست خورده آنان را پيش بيني كرد. پول نفت و چماق سپاه نمي تواند مشكلات اقتصادي، فساد، فحشا، اعتياد و مقابله با باندهاي مافيايي غارت و جنايت را حل كند. در نتيجه مردم پس از انتظار كوتاهي اميد خود را از دست داده و بيشتر از سابق به تغييراوضاع تمايل نشان خواهند داد. در اين مقطع حركت به موقع و مشترك اپوزيسيون در داخل و خارج از كشورمي تواند اميد آفرين باشد و در ضمن فشارهاي بين المللي، اين حركت مردم را تسريع خواهد كرد. پس فعاليت هاي مشترك براساس برنامه هاي حداقل مي بايست سازمان داده شود. اگر اپوزيسيون مي خواهد در صحنه سياسي ايران تاثيرگذار باشد، بايد متحد و با پروژه عمل كند. 
شما راي مردم و فضاي سياسي جديد را به چه شكل ارزيابي مي كنيد؟ 
مردم در ميان بيم و اميد به سياست هاي گذشته عكس العمل نشان داده و با كنار زدن هاشمي رفسنجاني و يكدست كردن حاكميت، براي نظام در بدترين شرايط آخرين فرصت را ايجاد كردند. 

به نظر شما چرا خامنه اي اين بار قبول كرد كه سپاه پاسداران قدرت اجرائيه را نيز دراختيار خود بگيرد؟ البته نمي دانم كه آيا شما با اين نظر بعضي از تحليل گران ايراني موافق هستيد كه با آمدن رفسنجاني امكان ادامه رژيم اسلامي ايران تقويت مي شد. اما خامنه اي حتي با آمدن فرد قدرتمندي درنظام همچون رفسنجاني مواقت نكرد، بويژه اينكه درعرصه جهاني ومشخصا" اتحاديه اروپا براي آمدن رفسنجاني سرمايه گذاري زيادي كرده بودند و آمدن ايشان شايد مي توانست تا حدودي فشاربين المللي را از روي دوش حكومت اسلامي ايران بردارد. نظر شما چيست؟ 
دراين عرصه كه چرا چنين نشد بايد چند فاكتور را درنظرگرفت. ازجنبه روانشناسي فردي؛ آقاي خامنه اي روز به روز شيفتگي هرچه بيشتري نسبت به خود پيدا مي كند و اين باعث مي شود كه بدون تقسيم قدرت، خودش تمام تصميم گيري ها را در اختياربگيرد. پس اين نگرش، چنين تقسيم قدرتي را ديگر منطقي ارزيابي نمي كند. احمدي نژاد بشدت مطيع خامنه اي است . 
دوم اينكه نتيجه اين انتخابات تصادفي نبوده است. سپاه از مدت ها پيش به منابع مالي و اقتصادي چنگ اندازي كرده است و نيروي اقتصادي قابل توجهي را براي خود در سال هاي گذشته، ايجاد كرده است. در واقع اينها رقيب اقتصادي باندهاي اقتصادي كه توسط رفسنجاني وعواملش و نيروهاي موتلفه تشكيل شده بود، هستند. اين باندهاي اقتصادي سپاه موفق شده اند نظراتشان را به خامنه اي "تحميل " كنند. درضمن اينرا هم تأكيد كنم كه تنها سپاه در اين عرصه به تنهايي چنانكه ييشتر متذكرشدم، نيست. افرادي چون حجازي رئيس دفتر خامنه اي و اژه اي كه مؤسس بانک پارسيان است را به عنوان يكي ازمجموعه هاي اصلي قدرت مي توان نام برد. البته سپاه پاسداران چند دسته است اما باند اصلي كه در واقع يكسري از فرماندهاي دسته بالاي سپاه را بردرمي گيرد، در عرصه فوق فعال هستند. با آمدن احمدي نژاد، سردسته های اين باندها كه قبلا" غيرعلني ومخفي بودند و مي شود گفت قابل شناسائي نبودند، در دولت احمدي نژاد صاحب پست و مقام خواهند شد و اين براي ما اپوزيسيون در داخل كشور، ديدن اين افراد يك امتياز خواهد بود. 
سومين نكته اين است كه هنگامي كه حاكميت دوگانه بود، كشورهاي خارج به خامنه اي رهبرجمهوري اسلامي كمتر توجه مي كردند و مشخصا" هميشه مخاطب آنها اصلاح طلبان حكومتي در دولت بوده اند. اين برخورد را خامنه اي قبول نداشت. اما الان با يكدست كردن حاكميت مي خواهد به خارج بگويد كه فرد اصلي تصميم گيري در ايران ايشان هستند و بايد با او مذاكره صورت گيرد. چهارمين نكته اينكه با نظامي شدن منطقه توسط آمريكا، رژيم نيز عكس العملي نشان داده و به دليل مسائلي امنيتي كه امروز بسيار حساس تر و خطرناكتراز قبل درمنطقه شده، كمك كرد كه نيروهاي نظامي قدرت را بگيرند. در واقع حضور امريكا در اطراف ايران باعث شد كه نيروهاي سپاه بتواند خامنه اي را متقاعد كنند كه راه حل اين است كه سپاه قدرت را در دست بگيرد و اينكه نبايد قدرت را در اختيار رفسنجاني قرارداد و با وضعيت حساس نظامي منطقه بايد نيروهاي نظامي را در ايران در سه قوه تقويت كرد. دليل ديگر آن است كه وقتي اصلاح طلبان در قدرت بودند، تاحدودي باعث ايجاد يكسري تحركات در فعالين سياسي مي شد و اين مي توانست با پروژه و با تكيه به مردم ، پايه هاي رژيم را روز بروز سست تر كند. اما خامنه اي نمي خواست چنين شود و فكر كرد و نيز متقاعد شد كه شايد با آمدن رفسنجاني امكان اينكه نهادهاي مدني قويتر و بازترشوند، مهيا شود و در اين عرصه نظام و شخص ايشان ضربه بخورند، لذا ترجيح داد با برنامه سپاه همراه شود و بدين طريق قدرت را كاملا" در اختيار و انحصار خود قراردهد. البته فراموش نكنيم رفسنجاني با انتخابات اخير ضربه خورد يا زخمي شد، اما او و امكاناتش از بين نرفت و امكان اينكه روزي بتواند دوباره خود را به عنوان ناجي حفظ نظام معرفي كند، وجود دارد. 

چنين تحليلي دراپوزيسيون داخل وخارج از كشوروجود دارد كه باآمدن احمدي نژاد، ديگر حاكميت يكدست مي شود؟ آيا شما با اين تحليل موافقت داريد؟ 
نگاه كنيد وقتي مجلس هفتم بر سركار آمد، اختلافات در درونش بوجود آمد. به نظرم يكدست شدن آنها بيشتر عكس العملي است. شما اگر خوب ببينيد آنها هميشه در برابر اصلاح طلبان تقريبا" يكدست هستند اما در دورن خودشان اختلافات گسترده است. اين بار سپاه با محافلي كه در اختيارداشت، آمد و كسي هم درحكومت ياراي مقاومت در برابر او نبود. من فكرمي كنم فشارهاي خارجي و داخلي مي تواند تضادهاي آنها را شفاف تر و علني تركند. الان هاشمي رفسنجاني و هيئت موتلفه دست به عصا به جلو مي روند. اگر فضا راحت تر شد و همه احساس اين را ييدا كردند كه آنها نمي توانند سركوب كنند، اولين شكاف ها از درون حاكميت بوجود خواهد آمد. در مجلس، سپاه 70 الي 80 نيرو بيشتر ندارد اما بخش هاي ديگر محافظه كاران بين 170تا180 نفر نيرو دارند. پس اينها همه با هم نيستند. سياست درست اين است كه اختلافات آنها هرچه بيشتر عريان ترشود. اين به نفع ما خواهد بود. هنگامي كه اختلافات گسترش پيدا كنند شكست سپاه هم عريان تر و واقعي ترمي شود. اگرسپاه ضربه بخورد، فضا بيشتر باز مي شود و ترس از بين مي رود. در زمان خاتمي وقتي اصلاح طلبان ضربه مي خوردند، سپاه ضربه نمي خورد ولي اين بار با ضربه خوردن سپاه، حاكميت سركوب را بشدت تضعيف خواهد كرد. پس با اين تحليل، به نظرم زمان، زمان تهاجمي عمل كردن است . 

فعالين سياسي درايران چه سياست راهبردي را درقبال انتخاب احمدي نژاد ارائه مي دهند؟ 
سياست فعالين مي بايست به نظرم مقاومت مسالمت آميز، حركت به طرف تشكيل يك كنگره ملي كه ا ز مدت ها قبل توسط شماري از نيروهاي داخل كشوري مطرح شده است، متمركز گردد و سازماندهي ضروري در اين عرصه بايد انجام بگيرد. تلاش براي برهم زدن ديوار جدايي فعالين داخل و خارج، علني كردن هرچه بيشتر فعاليت خود و ارائه برنامه براي دوران گذار از اهم فعاليت ها مي باشد. طرح شعارهاي استراتژيك چون آزادي زندانيان سياسي، مطبوعات و تجمعات و تشكيلات و انتخابات جزء برنامه هاي فعالين سياسي است. احمدي نژاد سياست جديدي در برنامه هاي سركوب گذشته نظام ايجاد نمي كند. او بيشتر به عنوان يك ويترين و دكور است. دستورات و تصميم گيري ها در جاي ديگر اتخاذ مي گردد ولي حضور او باعث شكاف هرچه بيشتر نيروهاي قديمي حكومت و تازه به دوران رسيده هاي رژيم مي شود. 

اخيرا" شما فعالين سياسي داخل ايران، حركتي را براي آزادي اكبرگنجي سازما ن داديد.علاقمند بودم كه شما توضيح دهيد چنين حركات اعتراضي، چه تاثيري دربازگشايي فضا و نيز اعتراض به سركوب رژيم دارد؟ آيا چنين حركاتي مي بايست ادامه يابد؟ شما حتما" خوب ديديد كه حكومت بشدت اين حركت را سركوب كرد و تعداد زيادي را هم دستگير و سپس بخش زيادي ازآنها را آزاد كرد. در واقع حكومت چه اهداف يا سياستي را در برخورد با برگزاري اين گونه تجمعات و با دستگيرشدگان و يا معترضين دارد؟ 
از نظرمن سياست رژيم نسبت به قبل فرقي نكرده است. عوامل سركوب برجاي خودشان همچنان هستند. ما بايد ابتكار عمل را در دست بگيريم. ابتكار عمل نبايد در دست رژيم باشد چون هزينه ها را بالا مي برد. در تظاهراتي كه در جلوي دانشگاه برگزار شد در واقع يكي از تاثيرگذارترين حركت ها در داخل كشور بوده است. بعداز انتخابات نيروهاي اپوزيسيون گفتند كه رژيم به دنبال سانسور، سركوب و فضاي بسته است و اين اعتراض به يك عبارت مقابله با اين سياست رژيم بود و اين حركت مشترك فعالين درداخل كشور(در حدود سه هزار نفر) نشانگر اين بود كه هرجا كه مشترك و با برنامه كارها پيش رود، موفقيت در حركت ها افزايش خواهد يافت و حركت اخير اين تحليل را تقويت كرد كه اپوزيسيون مي تواند مقاومت كند. آمدن احمدي نژاد را بايد به هيچ گرفت و فعاليت ها را گسترش داد. به نظرم چنانكه پيشتر گفتم رژيم دارد يك دوره آزمايشي را تست مي كند و سياست مشخصي براي سركوب شديد و بازكردن فضا ندارد. البته امكان اينكه هرچند وقت، حركت سركوبگرانه اي را پيش برد وجود دارد ولي فعلا" منتظر مي شود تا عكس العمل ها را در داخل و خارج از كشور ببنيد. جريان احمدي نژاد به نظرم بيشتر از خاتمي برعكس العمل هاي خارجي اهميت خواهد داد. در اين دوره آزمايشي حكومت تصميم خواهد گرفت كه چه سياستي را پيش برد و امكان نيز دارد كه دچار سردرگمي شود و نتواند كا رخاصي را انجام دهد و به مسائل روزمره بپردازد. اين نيروي كه برسركارآمده در واقع مي خواهد رژيم را بيشتر حفظ كند. اگر ببيند كه پايه هاي رژيم با آمدنشان تضعيف مي شود حتما" امكان انعطاف او افزايش پيدا خواهد كرد و "آلترناتيو" رفسنجاني يا بخش هاي ديگر سپاه مي توانند دوباره مطرح شوند و نظام مجددا" براي ماندن به آنها رجوع كند.

نظر شما نسبت به سياست هاي اروپا وامريكا در منطقه چيست ؟ 
از نظرمن اروپا در منطقه ما هيچگونه استراتژي و برنامه دراز مدت ندارد و خودش هم اين را مي داند و به اين دليل به دنبال استفاده از فرصت هاي كوتاه مدت است. اما بتدريج كه حضور امريكا در منطقه افزايش مي يابد اين باعث مي شود كه اروپا وارد مذاكره با امريكا شود و هرچه بيشتر با سياست هاي امريكا خودش را نزديكتر سازد. زيرا منافع اقتصادي، اروپا را به سمت امريكا خواهد كشاند. در خصوص طرح خاورميانه بزرگ، اروپايي ها مي بينند كه امريكاي ها طراح سياست هاي دراز مدت در منطقه خاورميانه هستند. نزديكي اروپا و امريكا تاثير بسيار زيادي در مسائل ايران مي تواند بازي كند يعني اينكه حكومت ديگر نخواهد توانست روي شكاف اروپا و امريكا حساب باز كند.

نظر شما نسبت به سياست اروپا با جمهوري اسلامي چيست؟ 
ايران با اروپا وارد مذاكره شد زيرا فكر مي كرد كه با كارت اروپا مي تواند با امريكا مقابله كند و بدين طريق براي خود زمان بخرد. اما بتدريج اروپايي ها مجري سياست امريكا در ايران خواهند شد. ايران از اين ناراحت است كه اروپايي ها به او نارو زده اند و بدين خاطر به تغيير سياست دست خواهند زد. براي ايجاد تغييرات بايد چهره هاي جديد وارد سياست كرد و ديگر چهره هايي چون روحاني، موسويان و ناصري كه در مذاكره با اروپا بودند و اين افراد از نزديكان هاشمي رفسنجاني مي باشند، مي بايست تغييركنند. جمهوري اسلامي براين ارزيابي است كه اروپا مي خواهد نوعي دلالي را در ارتباط با امريكا با ايران پيش برد. و با اين موضع اروپا توافق ندارد. و به اين نتيجه رسيده است كه بهتر است خودش مستقيم با امريكا وارد مذاكره شود. براي مذاكره نياز به دولت قدرتمند نظامي كه اين سياست را پيش برد، دارد. براي خوب پيش بردن اين مذاكرات حكومت نياز به يك نيروي منسجم داشت. البته شايد مذاكرات موفق نشود يا حتي شروع نشود و اين باعث گردد كه امريكا در سياست خود نسبت به حكومت راديكال ترشود. فشارهاي جهان خارج باعث مي شود كه نيروهاي داخل بيشتر و با هزينه دادن كمتر در برابر نظام قراربگيرند. لازم به تاكيد است كه يكي از دلايل اصلي آمدن سپاه به قدرت، در اصل ترس از آينده است. بنا به تحليل هاي داخل رژيم و بويژه سپاه و خامنه اي، تداوم اين رژيم شايد با نيروي نظامي بيشتر امكانپذير باشد. رژيم براي خودش در اصل آينده دراز مدت نمي بيند و دنبال فرصت چند ساله است و فكر مي كند با آمدن سپاه اين امكانپذير است . اگر قرار باشد براي حفظ نظام از سياست رفرميستي به سبك خاتمي و رفسنجاني استفاده شود، آنها حتما" اين كار را خواهند كرد. اگر خارجي ها ارتباط خوبي با رژيم برقرارنكنند اين باعث مي شود كه برخي از درون رژيم براي حفظ خود وخانواده شان، برخي از جنبه اقتصادي وارد معامله برعليه رژيم كنوني شوند و در اينجاست كه ما اپوزيسيون دمكرات و آزاديخواه حكومت اسلامي ايران بايد با سازماندهي و پروژه مشخص آماده باشيم.

با تشكر از شما كه مصاحبه با من را يذيرفتيد. 
من هم از شما متقالبا" ممنون هستم.

توضيح:
اين مصاحبه در ماه ژوئيه و در چند نوبت صورت گرفته است 

بخش: 

افزودن نظر جدید