در دفاع از سوسياليسم!

وقتی نگاهی به پشت سر خود می اندازيم و آن سالهای دهشت انگيز را مرور می كنيم، هزاران خاطره تلخ و در عين حال غرور انگيز را بر پرده ذهنمان به نظاره می نشينيم. خاطرات تلخ از دست دادن فرصت هائی گرانبها، اشتباهاتی كودكانه و خاطرات دهشت انگيز. اعدام های سالهای ۶١- ۶٠ و قتل عام تابستان و پائيز ۶۷ را. قتل عام رفقائی كه هر يك سرمايه ای عظيم بودند و نبودشان خسارتی جبران ناپذير است برای سازمان ما و ميهن مان. خاطراتی غرورانگيز از مقاومت حماسی صدها فدائی كه زندگی خود را در راه آزادي، عدالت اجتماعی و آرمانهای سوسياليستی سازمان فدا كردند و عليرغم تلاش رژيم برای به تور انداختن فدائيان خلق خصوصا رهبری آن، خوشبختانه اكثريت آنها و بويژه كادرهای رده بالای سازمان توانستند از اين مهلكه جان به سلامت برند و درهنگامه ای كه خون بر ديده هايمان جاری بود و ياس و استيصال بر جامعه مستولی گشته بود بسی خوشحال شديم
بنای نوين سازمان در خارج از كشور به حق حاصل زحمات رفقای فدائی بود، كه با تحمل رنج مهاجرت توانستند پرچم فدائيان را همچنان برافراشته نگهدارند. در اين زايش نوين عليرغم تمامی مسائل و انتقاداتی كه داشته و داريم، صميمانه دستان اين رفقا را می فشاريم.
ما واقفيم كه بحران هويتی ناشی از فرو پاشی شوروی و اردوگاه سوسياليستی سازمان ما را نيز در هم نورديد. در طی اين سالها سازمان به شناخت و تعريف مجدد خود پرداخت و در اين راه عليرغم دستآوردهای مثبت و پر بار خود خطاهائی را نيز مرتكب شد، كه بعضا غير قابل توجيه بوده است. بحران هويتی در سازمان نه تنها به نفی لنينيسم و حتی ماركسيسم انجاميد، بلكه نظام سوسياليستی را هم از افق آرمانهای سازمان حذف كرد و هويتی مجعول تحت عنوان چپ دمكراتيك ؟! را جايگزين ماهيت سوسياليستی سازمان فدائيان خلق نمود. 
سؤال ما اينست كه چپ دارای كدامين خواستگاه اجتماعی است؟ و استقرار كدامين سيستم اجتماعی را آماج و آمال خود قرارداده است؟ اعلام اينكه سازمان خود را جزئی از نيروهای چپ بشمار می آورد، فرار از كدامين واقعيت است؟ آيا نه اينست كه چپ نامی مجهول است که در برابر راست نامشخص طرح می شود؟ شما ميتوانيد راست ميانه باشيد كه نسبت به راست محافظه كار در جبهه چپ قرار گرفته است. اگر نخواهيم خطوط را مخدوش نموده و با الفاظ بازی كنيم، بايستی به صراحت اعلام كنيم كه سازمان نماينده سياسی كدام يك از طبقات جامعه است و با كدامين اقشار جامعه منافع مشترك و پيوندهای استراتژيك دارد. بايستی آشكارا جامعه مورد نظر خود را تعريف كنيم. بسنده كردن به كليات و خود را فراتر از طبقات اجتماعی ديدن و مدافع منافع تمامی آنها دانستن طنزی تلخ و تكراری است، كه نهايتا" به اردوگاه سرمايه داری ختم می شود، حتی اگر پشت پرده دمكراسی خواهی پنهان شده باشد.
با توجه به تحولات اخير در رويكردهای سازمان، از جمله بيانيه های اخير، در بيان مواضع و تعيين متحدين سازمان، اميد آن بود که رجعت به هويت اصلی سازمان با ساختاری دمكراتيك و مدرن سرعت بگيرد و نسيم آن به ما فدائيان داخل كشور هم برسد. اما متاسفانه سند خط مشی سياسی سازمان نتوانست انتظارات ما را برآورده سازد و بازی با الفاظ و بيان مطلب در لفافه باز هم ادامه يافت. عليرغم پذيرش تلويحی سوسياليسم در سند فرايند جهانی شدن (گلوباليزاسيون) متاسفانه درسند خط مشی سياسی مورد تاييد كنگره ای كه به نام خاوران برگزار شد، صراحت لازم در دفاع و همبستگی و پذيرش آرمانهای سوسياليستی رفقای فدائی كه در گلزار خاوران تنها و تنها بخاطر دفاع از آرمانهای سوسياليستی آرميده اند ديده نمی شود. عدول از آرمانهای سوسياليستی بزرگترين خطائی است كه در طول حيات فدائيان خلق رخ داده است و ما تا اصلاح آن از پای نخواهيم نشست. همآنگونه كه برای آزادی و عدالت اجتماعی چنين خواهيم نمود.
عليرغم تلاشهای محدودی كه برای تعريف مجدد هويت سازمان بعمل آمده، متاسفانه حول چنين مسئله ای اساسی وبنيادين كه بود و نبود سازمان را مشخص می نمايد، سازمان بدون بحث های تئوريك فراگير درگستره فدائيان داخل و خارج كشور، بدون تجزيه و تحليل گذشته سازمان و جهانبينی م- ل آن، و بدون تامل در گزينش هويت جديد خود، چنان كه گفته شد هويتی مجعول را با مضمون "چپ دمكرات و مدرن غير ايدئولوژيك"؟! بر پيكره سازمان قالب نموده است. در اين راستا با بهره گيری از بحران فروپاشی كشورهای سوسياليستی و تغييرات جهانی ناشی از آن، رهبران سازمان و كادرهای خارج از كشور درغياب اكثريت فدائيان داخل كشور و در فقدان رهبران و كادرهای اعدام شده، توانستند اين لباس عاريتی را بدون مواجهه با مخالفت و مقاومتی جدی بر قامت سازمان بپوشانند .
درحاليکه با گسترش ارتباطات اينترنتی و رو در رو بين فدائيان داخل كشور با سازمان، لازم است شورای مركزی با پيشبرد بحث های تئوريك جدی و گسترده دربين فدائيان داخل و خارج پيش از برگزاری كنگره دهم ترتيباتی را اتخاذ نمايد، كه در كنگره آينده به صراحت و عاری از هرگونه پرده پوشی موضع و اعتقاد خود را نسبت م–ل، ماترياليسم تاريخی و سوسياليسم اعلام نموده، نحوه برخورد با امپرياليسم جهانی و عملكرد های آن در گستره ملی و جهانی را مشخص سازد.
رفقای گرامي! اگر بخشی از شما فدائيان خارج از كشور در اين پروسه چند ساله درست يا نادرست به اين رسيده ايد كه جامعه سوسياليستی را از اهداف و آرمانهای سازمان حذف نمائيد، با تمامی احترامی كه به تك تك شما عزيزان داريم، با صراحت اعلام ميداريم كه اين تصميم تنها و تنها حاصل نقطه نظرات شما رفقای خارج از كشور است و بس. اگر قبول نمائيم كه ما هم عضو اين خانه هستيم و همراه شما، اين درد جانكاه را تحمل كرده و در حيات سازمان ايفای نقش نموده ايم، لازم است برای تحقق آرمانهای سازمان و تدوين برنامه آن براساس ديدگاه های فوق به نقطه نظرات رفقای داخل كشور توجه جدی شود. برنامه سازمان قبل از ارائه به كنگره دهم و تصويب آن در كنگره بايستی در فرصتی مناسب (حداقل شش ماهه) در اختيار رفقای داخل كشور قرار گيرد و با اتخاذ تمهيداتی دموکراتيک، متناسب با اوضاع جامعه نقطه نظرات ما فدائيان در تدوين و تصويب آن بكار گرفته شود.
با اين همه، اگر هستند دوستانی كه با سوسياليسم وداع نموده اند و صرفا" در عرصه دمكراسی خواهی و عدالت خواهی در شكل عام آن مبارزه می كنند، هيچ ايرادی بر آنان نيست. آنها مخيراند در هر عرصه برای آرمان خود مبارزه كنند، ولی دور از صداقت و شرف انسانی است، در اين شرايط سركوب و خفقان و در غياب اكثريت نيروهای سازمان، سازمانی را كه برای تحقق ايده های سوسياليستی بنا نهاده شده مصادره به مطلوب نموده و از اهداف اصلی خود منحرف سازند. اگر آنها در راه تحقق اهداف خود اقدام به ايجاد تشكيلاتی مستقل نمايند، يقين بدانند كه در اين راه ما يار و ياور آنان خواهيم بود، هر چند كه زير لوای يك سازمان نباشيم، ولی همواره در يك جبهه باقی خواهيم ماند.

اول بهمن ١٣٨۵

منبع: 
اخبار روز
بخش: 

افزودن نظر جدید