پاسخ به يک خواست!

پيش از هر توضيح، جا دارد که خرسندی خود را از اين برآمد در داخل کشور ابراز بداريم و احساس مسئوليت رفقای تهيه کننده اين نامه نسبت به انتخاب اجتماعی سازمان و سمت گيری برنامه ای آن را ارج نهيم. اگرچه هنوز روشن نيست که تهيه کنندگان اين نامه چه کسانی هستندو عليرغم وجود برخی ناروشنی ها، ما اما اصل را بر اعتماد رفيقانه می نهيم و اين نامه را صدا و خواست بخشی از فدائيان داخل کشور تلقی می کنيم. دليل عمده ما نيز در اين رويکرد آنست که در اين مرحله بازتنظيم و تدقيق اهداف و آماج سازمان و باز تدوين برنامه اجتماعی آن، وجود تفاوت نظرها و بر همين پايه ابراز دغدغه ها امری کاملاً طبيعی بوده و اساساً ربطی به داخل و خارج کشور ندارد.
برپايه آگاهی های قابل اتکای ما ، تنوع فکری و سياسی در ميان فدائيان غير متشکل در داخل کشور از همان گستردگی برخوردار است که در ميان صفوف متشکل سازمان در خارج از کشور شاهد آنيم. من همواره تأکيد کرده ام که تقسيم طيف بندی های نيروی فداييان خلق ايران (اکثريت) در عرصه نظری و سياسی براساس داخل و خارج کشور يک خطای جدی است و چنين رويکردی خواسته يا ناخواسته می تواند به يک استفاده ابزاری در چالش های فکری و سياسی بيانجامد. تفاوت بين نيروی سازمان در درون مرز با برون مرز صرفاً در موقعيت زيستی آنان و ويژگی های نوع فعاليت سياسی آنهاست و نه در موضوع آرمان ها، برنامه و مشی و روش سياسي.
تحولات فکری و سياسی مرز نمی شناسد و به ويژه در اين دهکده جهانی با ارتباطات مدرن بی حد و مرز، هيچ کس در قلعه تاريخ محبوس نيست و هر کس کمابيش مشرف بر روندهای جهانی و اجتماعی است. با آنکه نسبت تعلق به ديدگاههای متنوع می تواند متفاوت باشد ولی در مجموع همه ما – چه مقيم داخل و چه مهاجر اجباری به خارج از کشور – در مسير يک تجربه عام قرار داريم. اگر تفاوتی پديد آيد در انتخاب های تاريخی است و نه ناشی از اينکه کجای جغرافيای جهان ايستاده ايم. 
اما آنجا که موضوع به متن نامه "جمعی از هواداران سازمان" بر می گردد، نخست بايد بگويم که آنچه در عرصه آماج و اهداف ما همچنان سنديت دارد، مفاد سند آماج و اهداف سازمان مصوب در کنگره پنجم است که بر انتخاب سوسياليستی ما و حفظ موضع جانبدارانه ما نسبت به کارگران و زحمتکشان تصريح دارد. سندی نيز که پيرامون " جهانی شدن " در آخرين کنگره سازمان – کنگره نهم – رأی تمايل کنگره را اخذ کرد، در بنيان های خود بر همان سند استوار است و از همان موضع به روند جهانی شدن می نگرد. از اينرو، ترديد در سمت گيری اجتماعی شناخته شده سازمان مبنای واقعی ندارد و نبايد موجب دغدغه خاطر رفقايی از ما شود. 
مهم ترين نکته در اين نامه اما خواست منطقی و دموکراتيک نهفته در آنست که از سازمان می خواهد تا پيش نويس سند باز تنظيم آماج و اهداف سازمان و نيز پيش نويس سند برنامه را که در دستور کار کنگره دهم خود قرار داده است، به محض آماده شدنشان انتشار بيرونی دهد و شرايط اظهار نظر جمعی و امکان دخالت ورزيدن همه نيروی سازمان در داخل و خارج کشور را فراهم آورد. اين خواست، که طبعا منحصر به ارسال کنندگان اين نامه نيست و يک خواست بر حق هر دوستدار و کوشنده سازمان است در عين حال به ما نيروی مضاعف می بخشد و بيش از پيش بر ميزان مسئوليت ما می افزايد. 
ما که تاکنون از همين شيوه پيروی کرده ايم از اين پس نيز با اعتماد و جديت بيشتری آنرا ادامه خواهيم داد. ما اين خواست را با شادی و اميد فراوان پيشواز می رويم و خود را متعهد به برآورده کردن آن می دانيم. تأمين حداکثر مشارکت نيروها و دوستداران سازمان در روند تدارک کنگره دهم آن، در دستور کار ما قرار دارد و ما خواهيم کوشيد که پيش نويس های تهيه شده را در نشريه کار و سايت های خبری دوستدار سازمان منتشر کنيم تا شرايط همکاری فعال و گسترده برای تصحيح و تدقيق و تکميل اسناد کنگره فراهم آيد. 
رفقای تهيه کننده نامه "جمعی از هواداران سازمان در داخل کشور" نيز مطمئن باشند که به طريق اولی خواهند توانست از امکان مطالعه و کار روی اسناد ارائه شده به کنگره دهم و تاثير گذاری بر آنها برخوردار شوند. اين رفقا ميتوانند مانند ساير فدائيان در داخل و خارج کشور با مراجعه به سايت اينترنتی سازمان و نشريه کار در جريان همه تلاش های فکري، برنامه ای و سياسی سازمان قرار بگيرند و البته پيش از اين نيز می توانستند با مراجعه به اين سايت و نشريه، خواست خود را با مسئولين سازمان در ميان بگذارند و در صورتی اقدام به انتشار بيرونی آن می کردند که خواست خود را بی پاسخ می يافتند.
کمترين آسيب طرح علنی يک خواست از جمعی که خود را به آن متعلق می دانيم، مقدم بر رجوع مستقيم به مسئولين آن جمع و پاسخ خواهی از آنان، ايجاد شک و شبهه در خارج از اين جمع نسبت به روندهای جاری در درون آن جمع است. با اينهمه اما من مطمئن هستم که همه ما در برخورد با نامه سرگشاده "جمعی از هواداران سازمان در داخل کشور" اساساً بر جنبه محتوايی مثبت آن تکيه می کنيم و نه بر نحوه طرح آن.
به اميد آنکه دست در دست هم بتوانيم شاهد تبيين آماج و اهداف سازمان و برنامه آن بر پايه آرمان های سوسياليستی ديرينه سال سازمان و با در نظر داشت واقعيت های زمان، جهان و ايران و اتکاء به خرد نقاد و پرسشگر در کنگره دهم سازمان باشيم.

مسئول هيئت سياسی-اجرائی سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)
هفتم بهمن ماه ١٣٨٤ 
بهزاد کريمی

بخش: 

افزودن نظر جدید